Skip to main content

چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

پر بازدیدترین مطالب

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

آیا تنگه هرمز فقط کارت مذاکره است؟ از اهرم فشار تا دارایی اقتصادی پساجنگ

آیا تنگه هرمز فقط کارت مذاکره است؟ از اهرم فشار تا دارایی اقتصادی پساجنگ

برخی معتقدند ارزش تنگه هرمز در این است که در یک معامله سیاسی مورد استفاده قرار گیرد و در ازای امتیاز مشخص، از آن عبور شود. اما مسئله اصلی این است که هرمز فقط یک ابزار چانه‌زنی کوتاه‌مدت نیست؛ این آبراه می‌تواند به محور بازتعریف نقش ایران در امنیت انرژی،…

- اندازه متن +

بحث درباره آینده تنگه هرمز دیگر فقط بر سر باز یا بسته بودن یک آبراه نیست. پرسش اصلی این است که آیا ایران باید هرمز را صرفاً به‌عنوان یک اهرم فشار در مذاکره مصرف کند، یا آن را به یک دارایی پایدار اقتصادی و امنیتی در نظم پساجنگ تبدیل کند. تازه‌ترین گفت‌وگوهای ایران و عمان درباره ایمنی و آزادی ناوبری، افت شدید ترافیک کشتی‌ها و جهش هزینه بیمه نشان می‌دهد ارزش هرمز امروز همزمان ژئوپلیتیک، انرژی، تجاری و مالی است.

در هفته‌های اخیر، بخشی از بحث‌ها درباره آینده تنگه هرمز حول این پرسش شکل گرفته است که آیا هرمز باید به‌عنوان یک ابزار مذاکره دیده شود یا به‌عنوان ظرفیتی راهبردی که باید در معماری آینده منطقه تثبیت شود.

طرفداران نگاه نخست معمولاً استدلال می‌کنند که تنگه هرمز یک اهرم فشار است و باید در زمان مناسب از آن برای گرفتن امتیازهای سیاسی، اقتصادی یا امنیتی استفاده کرد. در این نگاه، ارزش هرمز در لحظه معامله تعریف می‌شود؛ یعنی هرچه سریع‌تر بتوان این کارت را به امتیاز تبدیل کرد، مطلوب‌تر است.

اما یک ظرفیت ژئوپلیتیک زمانی ارزش بلندمدت پیدا می‌کند که از یک ابزار مقطعی به یک ساختار پایدار تبدیل شود. اگر چنین ظرفیتی فقط در یک مذاکره کوتاه‌مدت مصرف شود، بخشی از قدرت چانه‌زنی پس از پایان معامله نیز از بین می‌رود. اما اگر همان ظرفیت به قواعد عبور، خدمات دریایی، ترتیبات امنیتی، زیرساخت اقتصادی و همکاری منطقه‌ای متصل شود، ارزش آن از یک «کارت» به یک «دارایی راهبردی» ارتقا پیدا می‌کند.

چرا تنگه هرمز فقط یک ابزار فشار نیست؟

تنگه هرمز فقط مسیر عبور نفتکش‌ها نیست. این آبراه یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان و نقطه اتصال میان بازار نفت، بیمه دریایی، حمل‌ونقل، قراردادهای انرژی، بنادر منطقه و امنیت نظامی است.

بر اساس داده‌های اداره اطلاعات انرژی آمریکا، حجم نفت خام و مایعات نفتی عبوری از هرمز در سه‌ماهه چهارم ۲۰۲۵ حدود ۲۱.۶ میلیون بشکه در روز بود، اما این رقم در سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶ به حدود ۴.۹ میلیون بشکه در روز سقوط کرد. این افت نشان می‌دهد بحران هرمز مستقیماً می‌تواند ساختار تجارت انرژی را تغییر دهد.

شاخصرقممنبع
عبور نفت و مایعات نفتی از هرمز در سه‌ماهه چهارم ۲۰۲۵۲۱.۶ میلیون بشکه در روزEIA
عبور نفت و مایعات نفتی از هرمز در سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶۴.۹ میلیون بشکه در روزEIA
میانگین اخیر تردد کشتی‌های کالاییحدود ۱۰ کشتی در روزReuters / Kpler
بیمه ریسک جنگ برخی سفرهای VLCCبیش از ۱۰ میلیون دلار برای یک سفرLloyd’s List

این اعداد یک نکته را روشن می‌کند: مسئله هرمز فقط «قدرت بستن مسیر» نیست. ارزش واقعی آن در این است که هر درجه از بی‌ثباتی می‌تواند هزینه حمل، بیمه، زمان تحویل، قیمت انرژی و رفتار دولت‌ها و شرکت‌ها را تغییر دهد.

سخنان حسن روحانی درباره هرمز چه معنایی دارد؟

حسن روحانی در سخنان اخیر خود تأکید کرد تنگه هرمز باید هم «تنگه امنیت» و هم «تنگه پررونق» باشد. او گفت تنگه‌ای که در آن کشتی تردد نکند، برای ایران ارزش اقتصادی ندارد و در عین حال امنیت ایران و عمان نیز باید در آن لحاظ شود.

این موضع از یک زاویه مهم است: امنیت و رونق را به‌جای دو مفهوم متضاد، در یک چارچوب مشترک قرار می‌دهد. یعنی هدف فقط باز نگه داشتن مسیر یا صرفاً محدود کردن آن نیست؛ مسئله این است که عبور کشتی‌ها در چارچوبی صورت گیرد که هم تجارت ادامه داشته باشد و هم منافع امنیتی کشورهای ساحلی نادیده گرفته نشود.

البته این دیدگاه یک موضع سیاسی است و به‌تنهایی به معنای شکل‌گیری یک رژیم حقوقی یا اقتصادی جدید برای هرمز نیست. ارزش تحلیلی آن در این است که بحث «هرمز به‌عنوان اهرم فشار» را به «هرمز به‌عنوان زیرساخت امنیت و تجارت» منتقل می‌کند.

مذاکرات ایران و عمان درباره تنگه هرمز به کجا رسیده است؟

در ۱۱ ژوئیه ۲۰۲۶، وزرای خارجه ایران و عمان در مسقط درباره ناوبری در تنگه هرمز گفت‌وگو کردند. وزارت خارجه عمان اعلام کرد محور مذاکرات، تضمین ایمنی و آزادی ناوبری با توجه به تحولات اخیر بوده است.

دو طرف همچنین توافق کردند گفت‌وگوها در سطوح سیاسی و فنی ادامه یابد تا تفاهم‌های لازم در چارچوب حقوق بین‌الملل حاصل شود.

گزارش‌های بعدی نیز از بحث درباره ایجاد مسیرهای موقت کشتیرانی و سازوکارهای مدیریت تردد خبر دادند، اما بسیاری از جزئیات هنوز در سطح مذاکره باقی مانده‌اند و نباید به‌عنوان توافق قطعی منتشر شوند.

چرا بازگشت به مدل پیش از جنگ کافی نیست؟

یکی از خطاهای احتمالی در دوره پساجنگ این است که هدف سیاست‌گذاری صرفاً «بازگرداندن هرمز به وضعیت قبلی» تعریف شود.

اگر بحران نشان داده باشد که مدل پیشین امنیت انرژی شکننده بوده است، بازسازی همان مدل بدون اصلاح ساختاری نمی‌تواند پاسخ بلندمدت باشد.

تجربه ماه‌های اخیر نشان داده اختلال در هرمز فقط بازار نفت را متأثر نمی‌کند. بیمه‌گران، مالکان کشتی، پالایشگاه‌ها، واردکنندگان آسیایی، دولت‌های خلیج فارس و حتی شرکت‌های لجستیک همگی ناچار می‌شوند ریسک خود را دوباره قیمت‌گذاری کنند.

Lloyd’s List در تابستان ۲۰۲۶ گزارش کرد که برای برخی نفتکش‌های بسیار بزرگ، بیمه ریسک جنگ عبور از هرمز به بیش از ۱۰ میلیون دلار برای یک سفر رسیده است. در چنین شرایطی، حتی اگر مسیر از نظر فیزیکی باز باشد، هزینه اقتصادی عبور می‌تواند آن را عملاً محدود کند.

هرمز چگونه می‌تواند از اهرم سیاسی به دارایی اقتصادی تبدیل شود؟

برای تبدیل هرمز از یک ابزار فشار کوتاه‌مدت به دارایی راهبردی، باید چند لایه اقتصادی و نهادی پیرامون آن ساخته شود.

  • امنیت دریایی به‌عنوان خدمت اقتصادی

    مدیریت ترافیک دریایی، امداد، راهنمایی کشتی‌ها، هشدارهای ناوبری، مقابله با مین، خدمات فنی و پشتیبانی می‌توانند به بخشی از اقتصاد پیرامون هرمز تبدیل شوند.

  • توسعه خدمات بیمه و مدیریت ریسک

    هرچه ریسک هرمز افزایش می‌یابد، بازار بیمه و پوشش ریسک اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. ایران در صورت توسعه چارچوب‌های معتبر و قابل اتکا می‌تواند بخشی از این زنجیره ارزش را در داخل منطقه ایجاد کند.

  • پیوند با بنادر جنوبی ایران

    بندرعباس، قشم، جاسک و دیگر نقاط ساحلی می‌توانند از یک مسیر عبوری صرف به مراکز خدمات دریایی، لجستیک، تعمیرات و پشتیبانی تبدیل شوند.

  • ایجاد استانداردهای مشخص برای عبور

    شفاف بودن مقررات، زمان‌بندی، مسیر، نحوه اعلام ورود و الزامات امنیتی می‌تواند ریسک تجاری را کاهش دهد و قابلیت پیش‌بینی را افزایش دهد.

چرا بیمه یکی از مهم‌ترین متغیرهای آینده هرمز است؟

در بسیاری از تحلیل‌ها، تمرکز بر موشک و ناو است؛ اما برای شرکت کشتیرانی، مسئله اصلی ممکن است اصلاً نظامی نباشد.

اگر شرکت بیمه حاضر به پوشش سفر نباشد یا نرخ بیمه چند برابر شود، عبور از هرمز از نظر اقتصادی توجیه‌پذیر نخواهد بود؛ حتی اگر هیچ مانع فیزیکی در مسیر وجود نداشته باشد.

Lloyd’s List در گزارش‌های اخیر خود تأکید کرده است که بیمه، به یکی از محدودیت‌های اصلی کشتیرانی در خلیج فارس تبدیل شده و برخی مالکان با حق بیمه‌های دو رقمی مواجه‌اند.

به همین دلیل، هر نظم جدید در هرمز که فقط امنیت نظامی را ببیند اما بیمه و مسئولیت حقوقی را نادیده بگیرد، ناقص خواهد بود.

هرمز چگونه به کریدورهای اقتصادی ایران متصل می‌شود؟

اگر هرمز فقط محل عبور نفتکش باشد، ارزش اقتصادی ایران از آن محدود به جغرافیا باقی می‌ماند.

اما اگر این گلوگاه به بنادر جنوبی، کریدور شمال–جنوب، آسیای مرکزی، روسیه، چین و بازارهای منطقه متصل شود، ایران می‌تواند از یک کشور واقع در کنار آبراه به یک بازیگر شبکه‌ای در تجارت اوراسیا تبدیل شود.

در چنین مدلی، هرمز بخشی از یک معماری بزرگ‌تر است:

  • هرمز و بنادر جنوبی

    تبدیل بنادر ایران از نقاط عبوری به مراکز لجستیکی، ذخیره‌سازی، تعمیرات و خدمات دریایی.

  • هرمز و کریدور شمال–جنوب

    اتصال تجارت دریایی خلیج فارس به روسیه، قفقاز و آسیای مرکزی.

  • هرمز و تجارت آسیایی

    چین و هند به ثبات مسیرهای انرژی وابسته‌اند و از قابل پیش‌بینی بودن تردد در هرمز منفعت مستقیم دارند.

ساختن ائتلاف منافع در هرمز چگونه ممکن است؟

هیچ نظم منطقه‌ای پایدار فقط بر پایه قدرت یک کشور شکل نمی‌گیرد. کشورهای ساحلی، واردکنندگان بزرگ انرژی و شرکت‌های کشتیرانی همگی در ثبات هرمز منافع مشترک دارند.

عمان از مهم‌ترین بازیگران این معادله است، زیرا در جنوب تنگه قرار دارد و همزمان نقش میانجی سیاسی را ایفا کرده است. مذاکرات اخیر مسقط و تهران نیز نشان می‌دهد مسئله هرمز می‌تواند از سطح درگیری نظامی به سطح همکاری فنی و حقوقی منتقل شود.

چین، هند و کشورهای خلیج فارس نیز از ثبات این مسیر منفعت دارند، اما منافع آنها یکسان نیست. بنابراین هر چارچوب آینده باید بر اشتراک منافع واقعی بنا شود، نه تصور یک ائتلاف خودکار.

آیا جایگزین‌های هرمز می‌توانند اهمیت آن را کاهش دهند؟

بحران‌های اخیر باعث شده کشورهای منطقه با سرعت بیشتری مسیرهای جایگزین توسعه دهند.

امارات بر توسعه ظرفیت فجیره و مسیرهای شرق کشور تمرکز کرده و عربستان نیز از شبکه خطوط لوله و ینبع برای کاهش وابستگی به خلیج فارس استفاده می‌کند.

این روند برای ایران یک هشدار مهم دارد: هرچه هرمز بیشتر صرفاً به‌عنوان ابزار فشار استفاده شود، انگیزه سرمایه‌گذاری کشورهای دیگر برای دور زدن آن بیشتر می‌شود.

بنابراین حفظ ارزش راهبردی هرمز نیازمند آن است که عبور از این مسیر از نظر هزینه، امنیت و قابلیت پیش‌بینی همچنان جذاب بماند.

تنگه هرمز در نظم پساجنگ چه جایگاهی می‌تواند داشته باشد؟

پساجنگ معمولاً دوره‌ای است که قواعد جدید ساخته می‌شود. اگر ایران بخواهد جایگاه خود را در نظم آینده انرژی تثبیت کند، باید نگاه خود را از واکنش به بحران به طراحی آینده منتقل کند.

در این چارچوب، سه مدل پیش رو قابل تصور است:

مدلمنطقپیامد
هرمز به‌عنوان کارت مذاکرهاستفاده مقطعی برای گرفتن امتیازاثر سریع اما محدود و کوتاه‌مدت
هرمز به‌عنوان ابزار بازدارندگیپیوند عبور با امنیت ایرانافزایش قدرت چانه‌زنی و همزمان افزایش ریسک
هرمز به‌عنوان دارایی اقتصادیامنیت، تجارت، بیمه، خدمات و قواعد پایداردرآمد و نفوذ بلندمدت

کدام مدل برای ایران ارزش بیشتری ایجاد می‌کند؟

مدل سوم از نظر اقتصادی پایدارتر است، اما به این معنا نیست که بازدارندگی یا ابزار مذاکره باید کنار گذاشته شود.

مسئله اصلی اولویت‌بندی است. اگر هرمز فقط در لحظه بحران به‌عنوان تهدید مطرح شود، دیگر کشورها انگیزه بیشتری برای ساخت مسیرهای جایگزین پیدا می‌کنند. اما اگر ایران بتواند امنیت و قابلیت پیش‌بینی ایجاد کند، منافع سایر بازیگران نیز به حفظ نقش ایران گره می‌خورد.

قدرت واقعی زمانی بیشتر می‌شود که طرف مقابل نه فقط از اختلال بترسد، بلکه از ثباتی که شما ایجاد می‌کنید نیز منفعت ببرد.

تنگه هرمز چگونه با تحلیل‌های قبلی چارسو اقتصاد پیوند می‌خورد؟

چارسو اقتصاد پیش‌تر در تحلیل «هرمز و علی‌الطاهر؛ گزینه‌های پاسخ ایران از نگاه کنعانی‌مقدم تا مجیدی» سناریوهای پاسخ و بازدارندگی را بررسی کرده است.

این یادداشت یک گام بعدی همان بحث است: اگر هرمز در کوتاه‌مدت ابزار بازدارندگی باشد، در بلندمدت چگونه می‌تواند به یک دارایی اقتصادی و نهادی تبدیل شود؟

پرسش‌های پرتکرار درباره آینده تنگه هرمز

  • آیا تنگه هرمز فقط ابزار فشار ایران در مذاکره است؟

    خیر. هرمز علاوه بر ارزش سیاسی، یک گلوگاه انرژی، بیمه، حمل‌ونقل و تجارت جهانی است و می‌تواند ارزش اقتصادی بلندمدت ایجاد کند.

  • ایران و عمان درباره تنگه هرمز چه مذاکره‌ای کرده‌اند؟

    وزرای خارجه دو کشور درباره ایمنی و آزادی ناوبری در تنگه هرمز گفت‌وگو کرده‌اند و توافق کرده‌اند مذاکرات در سطوح سیاسی و فنی ادامه یابد.

  • چرا بیمه کشتی‌ها در هرمز مهم شده است؟

    به دلیل افزایش ریسک جنگ، حق بیمه برخی سفرها به‌شدت افزایش یافته و در مواردی هزینه پوشش یک سفر VLCC از ۱۰ میلیون دلار عبور کرده است.

  • آیا کشورهای منطقه می‌توانند هرمز را دور بزنند؟

    به‌طور کامل نه، اما عربستان و امارات مسیرها و خطوط لوله جایگزین را توسعه داده‌اند تا وابستگی خود به این تنگه را کاهش دهند.

  • چرا تبدیل هرمز به دارایی اقتصادی برای ایران مهم است؟

    زیرا در این مدل، ایران فقط از قدرت ایجاد اختلال استفاده نمی‌کند؛ بلکه از امنیت، خدمات دریایی، لجستیک و موقعیت جغرافیایی خود درآمد و نفوذ پایدار ایجاد می‌کند.

  • منظور از نظم پساجنگ در تنگه هرمز چیست؟

    منظور مجموعه‌ای از قواعد، ترتیبات امنیتی، سازوکارهای عبور، همکاری کشورهای ساحلی و خدمات اقتصادی است که بعد از کاهش درگیری‌ها می‌تواند چارچوب آینده آبراه را شکل دهد.

جمع‌بندی؛ هرمز زمانی ارزشمندتر است که از تهدید به ساختار تبدیل شود

اختلاف اصلی میان دو نگاه به تنگه هرمز را می‌توان در یک جمله خلاصه کرد: یک دیدگاه هرمز را چیزی می‌بیند که باید در یک مذاکره مصرف شود؛ دیدگاه دیگر آن را ظرفیتی می‌داند که باید به یک ساختار پایدار اقتصادی و امنیتی تبدیل شود.

تجربه بحران اخیر نشان داده است که هرمز بر نفت، بیمه، کشتی‌رانی، تجارت و رفتار قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی اثر می‌گذارد. همین ویژگی آن را فراتر از یک کارت مذاکره قرار می‌دهد.

اگر هدف ایران ساختن جایگاه پایدار در نظم پساجنگ باشد، هرمز نباید فقط موضوع مذاکره باشد؛ باید به یکی از محورهای اصلی معماری اقتصادی، امنیتی و لجستیکی آینده منطقه تبدیل شود.

قدرت راهبردی زمانی پایدارتر می‌شود که یک کشور بتواند از جغرافیای خود نه فقط تهدید، بلکه قاعده، درآمد، همکاری و وابستگی متقابل بسازد.

منابع گزارش

درباره نویسنده

تحریریه چارسو

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما