رابطه چین و آفریقا در سالهای اخیر فقط بزرگتر نشده، بلکه عوض هم شده است. اگر یک دهه قبل، تصویر غالب از حضور چین در قاره آفریقا با وامهای کلان، پروژههای بزرگ زیرساختی و حضور پررنگ بانکهای توسعهای چینی تعریف میشد، حالا دادههای جدید از یک چرخش مهم حکایت دارد.
پکن آرامآرام از مدل «تأمین مالی انبوه» فاصله گرفته و به سمت «نفوذ اقتصادی هوشمند، متنوع و متناسب با نیاز هر کشور» حرکت کرده است.
تازهترین پژوهش مشترک مرکز سیاست توسعه جهانی دانشگاه بوستون و کنسرسیوم پژوهش اقتصادی آفریقا، همین تغییر فاز را بهخوبی نشان میدهد. طبق این دادهها، تجارت آفریقا و چین در سال ۲۰۲۴ به رکورد ۲۷۵ میلیارد دلار رسید؛ رقمی که شامل ۱۸۲ میلیارد دلار واردات آفریقا از چین و ۹۳ میلیارد دلار صادرات آفریقا به چین بود.
این اعداد از یک طرف، جایگاه تثبیتشده چین در اقتصاد آفریقا را نشان میدهد و از طرف دیگر، عدمتوازن این رابطه را آشکار میکند؛ چون وزن واردات از چین هنوز بسیار بیشتر از صادرات به آن است.
شمای کلی تجارت چین و آفریقا
در ظاهر، رکورد ۲۷۵ میلیارد دلاری، نشانهای از عمقگرفتن روابط است. چین حالا مقصد اصلی صادرات ۱۹ کشور از ۵۴ کشور آفریقایی است و این عدد بهتنهایی نشان میدهد که پکن دیگر فقط یک تأمینکننده بزرگ کالا برای آفریقا نیست، بلکه به یک خریدار تعیینکننده هم تبدیل شده است.
اما جزئیات این تجارت مهمتر از رقم کلی آن است.
صادرات آفریقا به چین در دو دهه اخیر، همچنان عمدتاً بر صنایع استخراجی استوار مانده است. مس، بوکسیت و آلومینیوم، کروم، منگنز و کبالت در صدر فهرست مواد معدنی قرار دارند؛ یعنی همان کالاهایی که با گذار جهانی به سمت اقتصاد سبز، ارزش راهبردی بیشتری پیدا کردهاند. به بیان ساده، چین در آفریقا فقط به دنبال بازار مصرف نیست؛ به دنبال مواد اولیهای است که برای صنایع پیشرفته، خودروهای برقی، باتریها و زیرساختهای کمکربن به آنها نیاز دارد.
در مقابل، صادرات چین به آفریقا فقط در کالاهای مصرفی خلاصه نمیشود. رشد صادرات فناوریهای کمکربن عمدتاً در حوزه تولید برق، ذخیرهسازی انرژی و کنترل آلودگی چین به آفریقاست. ارزش این بخش در ۲۰۲۴ به ۹.۸ میلیارد دلار رسید. این یعنی چین حالا میخواهد خود را نه فقط بهعنوان فروشنده کالاهای ارزان، بلکه بهعنوان شریک فناوری در توسعه انرژی و صنعت آفریقا جا بیندازد.
همه چیز درباره وام چین به آفریقا
نکته مهمتر، تغییر در الگوی تأمین مالی است. در دهه ۲۰۱۰، وامهای چینی به آفریقا در برخی سالها حتی از وامدهی بانک جهانی هم بیشتر بود. اما از ۲۰۲۰ به بعد، این روند بهشدت افت کرده و تعهدات وامدهی چین به کمتر از ۵ میلیارد دلار در سال رسیده است.
دادههای جدید نشان میدهد در ۲۰۲۳، هشت کشور آفریقایی و دو وامگیرنده چندجانبه آفریقایی مجموعاً ۱۳ وام به ارزش ۴.۶۱ میلیارد دلار دریافت کردند و در ۲۰۲۴ نیز فقط شش وام به ارزش ۲.۱ میلیارد دلار ثبت شده است.
این کاهش به آن معنا نیست که چین از آفریقا عقب کشیده؛ بلکه نشان میدهد روش بازی را عوض کرده است. حالا به جای وامدهی گسترده و پرریسک، پکن به سمت پروژههای محدودتر، گزینشیتر و متناسبتر با نیاز هر کشور حرکت کرده است.
از همین زاویه است که گسترش دسترسی بدون تعرفه به ۵۳ کشور آفریقایی اهمیت پیدا میکند. این سیاست، بیشتر از آنکه یک امتیاز تجاری ساده باشد، نشانه این است که چین میخواهد نفوذ خود را از مسیرهای نرمتر و کمهزینهتر تثبیت کند.
در همین چارچوب، سرمایهگذاری مستقیم چین در آفریقا هم بعد از افت دوران کرونا، در ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ دوباره جان گرفت. اما این بازگشت، بر پایه یک موج گسترده و فراگیر نبود؛ بیشتر ناشی از چند پروژه بزرگ بود.
طی سالهای ۲۰۰۴ تا ۲۰۲۴، شرکتهای چینی حدود ۷۳.۹ میلیارد دلار سرمایهگذاری گرینفیلد و ۳۸.۱ میلیارد دلار ادغام و تملک در آفریقا اعلام کردهاند. رشد سرمایهگذاری گرینفیلد هم بهویژه از زمان آغاز طرح کمربند و راه در ۲۰۱۳، سرعت بیشتری گرفته است.
شکل جدید رابطه چین و آفریقا چگونه است؟
رابطه چین و آفریقا وارد فاز «تحول کامل» نشده، اما بهوضوح در حال «تکامل» است. چین هنوز در آفریقا حضوری سنگین و مؤثر دارد، اما دیگر با همان مدل قبلی عمل نمیکند. وامهای بزرگ کمتر شده، جریان خالص سرمایه در برخی سالها منفی شده و بازپرداختها از پرداختهای جدید جلو زدهاند.
همزمان، پکن از ۲۰۱۹ به بعد هیچ وام جدیدی برای پروژههای زغالسنگ، نفت و گاز در آفریقا ثبت نکرده و تأمین مالی تجدیدپذیرهای غیرآبی نیز در کل دوره ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴ فقط حدود ۱.۷ میلیارد دلار بوده است.
این یعنی چین در آفریقا عقب ننشسته؛ فقط دقیقتر، حسابشدهتر و متنوعتر عمل میکند.
دیگر نمیتوان با یک نسخه واحد قارهای، رابطه با چین را مدیریت کرد. از این به بعد، نتیجه رابطه با پکن بیش از همیشه به توان هر کشور در چانهزنی، طراحی سیاست صنعتی، استفاده از ابزارهای مالی محلی و تبدیل تجارت به توسعه متوازن بستگی دارد.
در واقع، چین در آفریقا از عصر چکهای بزرگ، وارد عصر نفوذ هدفمند شده است؛ عصری که در آن، تجارت، فناوری، سرمایهگذاری گزینشی و سیاستهای دقیقتر، جای وامهای انبوه دیروز را گرفتهاند.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟