چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

سفر پزشکیان به پاکستان چه فایده اقتصادی برای ایران دارد؟

سفر پزشکیان به پاکستان چه فایده اقتصادی برای ایران دارد؟

سفر پزشکیان به پاکستان اگر به مسیر عملیاتی برای انتقال بار از کراچی و تأمین کالاهای اساسی تبدیل شود، می‌تواند بخشی از فشار پساجنگ بر تجارت ایران را کاهش دهد.

- اندازه متن +

پزشکیان چرا به پاکستان رفت؟

سفر مسعود پزشکیان به پاکستان در شرایطی انجام شد که پرونده جنگ، مذاکرات منطقه‌ای و مسیرهای تجارت پساجنگ به‌طور هم‌زمان در دستور کار تهران قرار گرفته است. طبق گزارش‌ها، رئیس‌جمهور ایران برای دیدار با مقام‌های ارشد پاکستان، از جمله رئیس‌جمهور، نخست‌وزیر، رئیس مجلس سنا، رئیس مجلس ملی و وزیر خارجه این کشور، وارد اسلام‌آباد شده است.

پاکستان در هفته‌های اخیر در روند میانجیگری و گفت‌وگوهای مربوط به کاهش تنش ایران و آمریکا نقش پررنگ‌تری پیدا کرده و حالا تهران باید از این موقعیت سیاسی، خروجی اقتصادی مشخص بگیرد.

ایران و پاکستان پیش از این نیز درباره افزایش تجارت دوجانبه تا سطح ۱۰ میلیارد دلار صحبت کرده بودند. اما در شرایط فعلی، مسئله فقط افزایش عدد تجارت نیست.

اقتصاد ایران بعد از جنگ با دو نیاز فوری روبه‌روست: یکی باز کردن مسیرهای جایگزین برای انتقال بار و کاهش فشار بر مسیرهای محدود تجاری؛ دیگری تأمین پایدار کالاهای اساسی، به‌ویژه در حوزه مواد غذایی و نهاده‌های مرتبط.

از این زاویه، پاکستان می‌تواند برای ایران فقط یک همسایه سیاسی نباشد؛ می‌تواند به یک مسیر پشتیبان در تجارت، لجستیک و امنیت غذایی تبدیل شود.

ایران با پاکستان چه نوع همکاری اقتصادی لازم دارد؟

تعامل اقتصادی با پاکستان باید از سطح تفاهم‌های کلی و بیانیه‌های دوستانه عبور کند. ایران در شرایط پساجنگ به توافق‌های اجرایی، زمان‌بندی‌شده و قابل سنجش نیاز دارد.

نخستین محور، تبدیل پاکستان به یکی از مسیرهای تنفس تجاری ایران است. بندر کراچی یکی از مهم‌ترین نقاط این بحث است. کراچی ظرفیت قابل توجهی در تخلیه بار، کانتینر و کالاهای عمومی دارد و می‌تواند برای بخشی از کالاهایی که به دلیل نااطمینانی دریایی، بیمه، فشارهای آمریکا یا اختلال در برخی مسیرها با مشکل روبه‌رو شده‌اند، به نقطه تخلیه و انتقال زمینی به ایران تبدیل شود.

ایران باید در مذاکره با طرف پاکستانی، موضوع «مسیر کراچی ـ ایران» را به شکل عملیاتی پیگیری کند. این یعنی تعریف یک سازوکار مشخص برای تخلیه بار در کراچی، ترانزیت زمینی از مسیر پاکستان، عبور از گذرگاه‌های مرزی و ورود کالا به شبکه توزیع ایران. این مسیر باید فقط روی کاغذ نباشد.

لازم است برای آن تعرفه ترجیحی، مسیر گمرکی، اولویت حمل برای کالاهای ضروری، بیمه حمل‌ونقل، امنیت مسیر و پنجره واحد تجاری تعریف شود. اگر هر محموله درگیر بروکراسی، توقف مرزی، اختلاف گمرکی یا نبود کامیون و واگن شود، این مسیر نمی‌تواند نقش پشتیبان واقعی برای اقتصاد ایران داشته باشد.

در کنار کراچی، مرزهای زمینی ایران و پاکستان نیز باید از نگاه امنیتی صرف خارج شوند و به ابزار تجارت تبدیل شوند. مرز ریمدان، میرجاوه، پیشین و مسیرهای متصل به بلوچستان می‌توانند بخشی از نقشه جدید تجارت ایران باشند.

البته این کار بدون مدیریت امنیت مسیر، توسعه زیرساخت جاده‌ای، افزایش ظرفیت گمرک، سامانه رهگیری محموله و هماهنگی میان دستگاه‌های دو کشور پیش نمی‌رود. اگر قرار است پاکستان به مسیر جایگزین و مکمل برای ایران تبدیل شود، باید یک کارگروه دائمی لجستیک میان دو کشور شکل بگیرد که مأموریتش فقط گزارش دادن نباشد؛ مأموریتش حل مسئله محموله به محموله باشد.

پاکستان چه نقشی در تأمین کالاهای اساسی ایران دارد؟

محور دوم، تأمین کالاهای اساسی و مواد غذایی از مسیر پاکستان است. پاکستان ظرفیت قابل توجهی در بخش کشاورزی دارد و گندم، برنج، ذرت، علوفه و دام از جمله حوزه‌هایی است که می‌تواند در همکاری با ایران اهمیت پیدا کند.

برای ایران، این موضوع در فضای پساجنگ فقط یک بحث تجاری نیست؛ بخشی از امنیت غذایی است. هرچه مسیر تأمین کالاهای اساسی متنوع‌تر باشد، اثر اختلال در مسیرهای دریایی، نوسان قیمت جهانی یا محدودیت‌های بانکی کمتر می‌شود.

ایران می‌تواند با پاکستان برای واردات هدفمند برخی اقلام غذایی و نهاده‌ای وارد توافق شود. در این چارچوب، برنج، گندم، ذرت، علوفه، دام زنده و حتی برخی محصولات کشاورزی فصلی می‌توانند در فهرست اولویت قرار بگیرند. البته این همکاری نباید به خریدهای مقطعی و پراکنده محدود شود.

باید قراردادهای فصلی و سالانه تعریف شود، کیفیت کالا استاندارد شود، مسیر حمل مشخص باشد، سازوکار پرداخت تعیین شود و ذخایر راهبردی ایران با این مسیر هماهنگ شود. اگر ایران فقط در زمان بحران سراغ پاکستان برود، هزینه خرید بالا می‌رود و قدرت چانه‌زنی کاهش پیدا می‌کند. اما اگر قراردادهای منظم و بلندمدت بسته شود، هم پاکستان برای تولید و صادرات برنامه‌ریزی می‌کند، هم ایران از امنیت تأمین بیشتری برخوردار می‌شود.

در این میان، سازوکار مالی اهمیت ویژه دارد. تجارت با پاکستان اگر به دلار، بانک‌های واسط و مسیرهای پرریسک وابسته بماند، در نقطه پرداخت آسیب‌پذیر می‌شود. بنابراین باید تسویه بخشی از تجارت از مسیر تهاتر، ارز چینی، حساب‌های متقابل یا سازوکارهای مالی منطقه‌ای انجام شود.

ایران می‌تواند انرژی، فرآورده‌های نفتی، مصالح ساختمانی، محصولات پتروشیمی یا خدمات فنی را در بخشی از این همکاری وارد کند و در مقابل، بخشی از کالاهای غذایی و نهاده‌ای را از پاکستان دریافت کند. چنین مدلی هم فشار ارزی را کم می‌کند، هم تجارت را از شوک‌های بانکی دورتر می‌سازد.

سفر پزشکیان به پاکستان زمانی برای اقتصاد ایران ارزش واقعی دارد که از آن دو خروجی مشخص حاصل شود. اول، تبدیل کراچی و مسیرهای زمینی پاکستان به مسیر پشتیبان برای تخلیه و انتقال بار به ایران؛ دوم، تعریف قراردادهای منظم برای تأمین کالاهای اساسی و نهاده‌های غذایی.

اگر این دو محور اجرایی شود، پاکستان می‌تواند در نقشه اقتصاد پساجنگ ایران جایگاه جدی‌تری پیدا کند. اما اگر سفر فقط به بیانیه سیاسی و هدف‌گذاری کلی تجارت ختم شود، فرصت فعلی به نتیجه عملی تبدیل نخواهد شد.

درباره نویسنده

سید مجتبی هاشمی

سیدمجتبی هاشمی دانش‌آموخته اقتصاد نظری از دانشگاه علامه طباطبایی، سردبیر چارسو اقتصاد و متمرکز بر دو حوزه پژوهشی تجارت و تعارض منافع است.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما