چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

میرطاهر: توسعه نیروگاه‌های هسته‌ای کوچک‌مقیاس و تجدیدپذیر، شرط پایداری برق صنایع است

میرطاهر: توسعه نیروگاه‌های هسته‌ای کوچک‌مقیاس و تجدیدپذیر، شرط پایداری برق صنایع است

کارشناس حوزه انرژی و توسعه پایدار معتقد است آینده امنیت انرژی ایران در گرو تصمیمی جسورانه برای تغییر ترکیب سبد تولید برق و حرکت به سمت نیروگاه‌های پایدار، کم‌استهلاک و دارای ضریب ظرفیت بالا است.

- اندازه متن +

چکیده مصاحبه:

سید محمدجواد میرطاهر، کارشناس و تحلیل‌گر ارشد حوزه انرژی و توسعه پایدار، با ارائه تحلیلی فنی و عددی از ترکیب سبد انرژی کشور تأکید کرد که عبور از بحران ناترازی برق، بدون تنوع‌بخشی جدی به منابع تولید انرژی ممکن نیست. او با مقایسه ضریب ظرفیت، طول عمر و هزینه سرمایه‌گذاری نیروگاه‌های هسته‌ای، بادی، خورشیدی و حرارتی، توسعه نیروگاه‌های هسته‌ای کوچک‌مقیاس و تجدیدپذیر را ضرورتی راهبردی برای امنیت انرژی و بقای صنایع کشور دانست.

 

نکات کلیدی مصاحبه

  • برای عبور از بحران ناترازی برق، سیاست‌گذاران باید سبد انرژی کشور را بر اساس شاخص‌هایی مانند ضریب ظرفیت، طول عمر نیروگاه و بازده سرمایه‌گذاری بازطراحی کنند.

  • نیروگاه‌های هسته‌ای کوچک‌مقیاس با وجود هزینه سرمایه‌گذاری اولیه بالا، به دلیل ضریب ظرفیت بالای ۹۰ درصد و طول عمر نزدیک به ۱۰۰ سال، در بلندمدت توجیه‌پذیر هستند.

  • ضریب ظرفیت نیروگاه‌های خورشیدی در ایران حدود ۲۵ درصد، نیروگاه‌های بادی حدود ۳۹ تا ۴۰ درصد و نیروگاه‌های حرارتی فرسوده در بهترین حالت حدود ۳۸ درصد است.

  • طول عمر نیروگاه‌های بادی و خورشیدی به‌طور متوسط حدود ۲۵ سال و نیروگاه‌های حرارتی فرسوده حدود ۲۰ سال است؛ در حالی که نیروگاه‌های هسته‌ای مدرن می‌توانند تا یک قرن به شبکه برق خدمت‌رسانی کنند.

  • استفاده از ابزارهای مالی مانند اوراق سلف استاندارد موازی برق و اوراق مرابحه می‌تواند مسیر تأمین مالی پروژه‌های نوین نیروگاهی را از وابستگی به بودجه دولتی و اوراق خزانه فرساینده جدا کند.

 

سید محمدجواد میرطاهر، کارشناس و تحلیل‌گر ارشد حوزه توسعه پایدار و انرژی است که در زمینه ارزیابی فنی، اقتصادی و سرمایه‌گذاری پروژه‌های زیرساختی و نیروگاهی فعالیت دارد. او در تحلیل‌های خود بر مقایسه عددی فناوری‌های تولید برق، شاخص‌های بهره‌وری، طول عمر سرمایه‌گذاری و نقش ابزارهای مالی نوین در توسعه صنعت انرژی تمرکز دارد.

 

تنوع‌بخشی به سبد انرژی، شرط عبور از ناترازی برق است

سید محمدجواد میرطاهر در این نشست با ارائه تحلیلی فنی، آماری و مهندسی از وضعیت سبد تولید برق کشور، تأکید کرد که مسئله ناترازی انرژی در ایران تنها با افزایش ظرفیت اسمی تولید برق حل نمی‌شود، بلکه نیازمند بازنگری جدی در ترکیب منابع تولید، نوع فناوری‌های نیروگاهی و شیوه تخصیص سرمایه است.

او با اشاره به ضرورت کاهش وابستگی به سوخت‌های فسیلی و بهینه‌سازی تراز انرژی کشور گفت که سیاست‌گذاران برای تضمین پایداری شبکه سراسری برق، به‌ویژه در افق پنج‌ساله آینده، باید تصمیم‌گیری‌های خود را بر پایه ارزیابی دقیق و واقع‌بینانه شاخص‌های فنی انجام دهند. از نگاه میرطاهر، یکی از مهم‌ترین این شاخص‌ها «ضریب ظرفیت» یا Capacity Factor است؛ شاخصی که نشان می‌دهد یک نیروگاه در عمل چه میزان از ظرفیت نصب‌شده خود را به تولید پایدار و قابل اتکا تبدیل می‌کند.

این تحلیل‌گر ارشد حوزه توسعه پایدار معتقد است اگر کشور بخواهد برای صنایع خود برق باثبات، بدون نوسان و قابل اتکا فراهم کند، نمی‌تواند صرفاً بر ظرفیت‌های کم‌بازده یا وابسته به شرایط اقلیمی تکیه کند. او تأکید کرد که سرمایه‌گذاری بدون مطالعه روی ظرفیت‌هایی که در عمل تولید پایدار و مستمر ندارند، بحران ناترازی را حل نمی‌کند، بلکه تنها آن را به سال‌های آینده منتقل می‌سازد.

به گفته میرطاهر، منابع مالی کشور محدود است و هر تصمیم اشتباه در حوزه نیروگاه‌سازی می‌تواند به اتلاف سرمایه‌های ملی در چرخه‌های کوتاه‌مدت منجر شود. بنابراین، تصمیم‌گیری در این حوزه باید از سطح سیاست‌های عمومی و شعاری عبور کرده و بر پایه محاسبات عددی، مهندسی و اقتصادی انجام شود.

نیروگاه هسته‌ای گران است، اما ضریب ظرفیت آن معادله را تغییر می‌دهد

میرطاهر در ادامه با مقایسه هزینه سرمایه‌گذاری اولیه در فناوری‌های مختلف نیروگاهی توضیح داد که باید میان هزینه احداث و بازده بلندمدت تفاوت قائل شد. به گفته او، نیروگاه‌های هسته‌ای کوچک‌مقیاس یا SMR در مرحله نخست هزینه سرمایه‌گذاری بالایی دارند و احداث هر مگاوات ظرفیت در این فناوری ممکن است تا حدود ۴ میلیون دلار هزینه داشته باشد. این در حالی است که احداث هر مگاوات ظرفیت در نیروگاه‌های بادی مدرن حدود یک میلیون دلار برآورد می‌شود.

با این حال، او تأکید کرد که مقایسه صرف هزینه اولیه، تصویر دقیقی از اقتصادی بودن یا نبودن یک فناوری ارائه نمی‌دهد. معیار مهم‌تر، میزان تولید پایدار نیروگاه در طول زمان و نقش آن در پایداری شبکه است. از نگاه میرطاهر، اینجاست که نیروگاه‌های هسته‌ای مزیت خود را آشکار می‌کنند.

او توضیح داد که نیروگاه‌های هسته‌ای با ثبت ضریب ظرفیت بالای ۹۰ درصد، از نظر پایداری و تداوم تولید، جایگاهی بی‌رقیب در میان فناوری‌های تولید برق دارند. این یعنی چنین نیروگاه‌هایی در بخش عمده‌ای از زمان با ظرفیت بالا در مدار تولید قرار دارند و می‌توانند برق پایه و قابل اتکا برای شبکه فراهم کنند.

میرطاهر در مقابل، به محدودیت‌های سایر فناوری‌ها اشاره کرد و گفت ضریب ظرفیت نیروگاه‌های خورشیدی در کشور به دلیل شرایط اقلیمی و محدودیت تابش مؤثر، حدود ۲۵ درصد است. همچنین این شاخص در نیروگاه‌های بادی فعال حدود ۳۹ تا ۴۰ درصد و در نیروگاه‌های حرارتی سنتی و گازسوز فرسوده کشور، حتی در بهترین حالت، در محدوده ۳۸ درصد نوسان می‌کند.

او با استناد به این مقایسه نتیجه گرفت که نیروگاه‌های هسته‌ای می‌توانند نقش «لنگر پایداری» را در شبکه برق ایفا کنند؛ نقشی که برای کنترل فرکانس، جلوگیری از افت شبکه و مهار نوسانات ناشی از بارهای صنعتی بسیار مهم است.

برق صنعتی به منبع پایدار نیاز دارد، نه ظرفیت اسمی شکننده

یکی از محورهای اصلی سخنان میرطاهر، تفاوت میان ظرفیت اسمی و ظرفیت مؤثر نیروگاه‌ها بود. او تأکید کرد که در سیاست‌گذاری انرژی نباید تنها به عدد ظرفیت نصب‌شده توجه کرد، زیرا آنچه برای صنعت اهمیت دارد، برق واقعی، پایدار و قابل برنامه‌ریزی است.

از نگاه او، صنایع بزرگ و انرژی‌بر نمی‌توانند برنامه تولید خود را بر پایه منابعی تنظیم کنند که تولید آن‌ها به شدت تابع شرایط آب‌وهوایی، ساعات تابش، سرعت باد یا محدودیت تأمین سوخت باشد. در چنین شرایطی، حتی اگر ظرفیت اسمی نیروگاه‌ها افزایش یابد، پایداری شبکه و امنیت انرژی صنایع تضمین نمی‌شود.

میرطاهر معتقد است که آینده صنعت ایران به کیفیت تصمیم‌گیری در حوزه برق وابسته است. اگر کشور نتواند برق پایدار، مستمر و قابل اتکا برای تولید فراهم کند، صنایع با توقف تولید، کاهش بهره‌وری، افزایش هزینه تمام‌شده و افت رقابت‌پذیری مواجه خواهند شد. به همین دلیل، او توسعه نیروگاه‌هایی با ضریب ظرفیت بالا را نه یک انتخاب لوکس، بلکه ضرورتی برای بقای زیرساخت‌های صنعتی کشور دانست.

طول عمر نیروگاه‌ها، فاکتور فراموش‌شده در اقتصاد انرژی است

این کارشناس حوزه توسعه پایدار در بخش دیگری از سخنان خود، فاکتور طول عمر نیروگاه و میزان استهلاک سازه‌ها را یکی از معیارهای کلیدی در ارزیابی اقتصادی پروژه‌های انرژی دانست. به گفته او، معمولاً در تحلیل‌های عمومی، هزینه اولیه احداث نیروگاه برجسته می‌شود، اما طول عمر عملیاتی و هزینه‌های نگهداری در چرخه عمر کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد.

میرطاهر توضیح داد که طول عمر مفید و عملیاتی یک نیروگاه هسته‌ای مدرن، بر اساس استانداردهای سخت‌گیرانه جهانی، نزدیک به ۱۰۰ سال برآورد می‌شود. در مقابل، طول عمر نیروگاه‌های بادی و خورشیدی به‌طور متوسط حدود ۲۵ سال است و نیروگاه‌های حرارتی فرسوده و پرمصرف موجود در کشور نیز به سختی به حدود ۲۰ سال عمر مفید می‌رسند.

او تأکید کرد که همین تفاوت در طول عمر، محاسبات اقتصادی را به‌طور جدی تغییر می‌دهد. اگر یک نیروگاه بتواند یک قرن بدون وابستگی به نوسانات جوی و با تولید مستمر به شبکه خدمت کند، هزینه اولیه بالای آن در افق بلندمدت سرشکن می‌شود و سرمایه‌گذاری انجام‌شده توجیه‌پذیر خواهد بود.

میرطاهر با بیان اینکه سازه‌های کم‌بازده و کوتاه‌عمر هر چند دهه یک‌بار نیازمند برچیدن، نوسازی و جایگزینی کامل هستند، گفت این فرآیند علاوه بر هزینه‌های سرمایه‌گذاری مجدد، هزینه‌های بازیافت، نگهداری و فشار بر زنجیره تأمین را نیز به اقتصاد انرژی تحمیل می‌کند. در مقابل، نیروگاه‌های هسته‌ای مدرن به دلیل طول عمر بالا و تولید شبانه‌روزی، می‌توانند در افق بلندمدت به یکی از پایدارترین منابع تولید برق تبدیل شوند.

افق ۱۰۰ ساله، نرخ بازگشت سرمایه را دگرگون می‌کند

میرطاهر در ادامه سخنان خود با اشاره به ابعاد اقتصادی سرمایه‌گذاری در فناوری‌های نیروگاهی گفت که وقتی افق تحلیل از چند سال به چند دهه و حتی یک قرن گسترش پیدا می‌کند، محاسبات نرخ بازگشت سرمایه نیز دگرگون می‌شود.

او توضیح داد که در صنایع پیشرفته دنیا، هزینه‌های استهلاک در طول زمان سرشکن می‌شود. به این معنا که پس از مستهلک شدن هزینه‌های اولیه در دو دهه نخست، برق خروجی نیروگاه‌های پایدار می‌تواند به یکی از ارزان‌ترین، مطمئن‌ترین و ایمن‌ترین منابع انرژی برای بخش تولید تبدیل شود.

از نگاه میرطاهر، این مسئله به‌ویژه برای ایران اهمیت دارد؛ زیرا کشور با ترکیبی از چالش‌های ناترازی انرژی، فرسودگی بخشی از ظرفیت‌های حرارتی، رشد تقاضای صنعتی و محدودیت منابع مالی مواجه است. در چنین شرایطی، هر سرمایه‌گذاری نیروگاهی باید نه فقط بر اساس هزینه احداث، بلکه بر اساس کل چرخه عمر، میزان تولید واقعی، پایداری شبکه و هزینه فرصت تصمیم‌گیری ارزیابی شود.

او تأکید کرد که ورود به حوزه فناوری‌های هسته‌ای کوچک‌مقیاس و سایر فناوری‌های پیشرفته نیروگاهی، صرفاً یک تغییر تاکتیکی در صنعت برق نیست، بلکه تصمیمی استراتژیک برای حفظ زیرساخت‌های صنعتی کشور به شمار می‌رود.

توسعه فناوری‌های های‌تک برق بدون بازطراحی مالی ممکن نیست

میرطاهر در بخش پایانی نشست، به مسئله تأمین مالی پروژه‌های نوین نیروگاهی پرداخت و گفت ورود فناوری‌های های‌تک به صنعت برق ایران، بدون بازطراحی ساختارهای مالی امکان‌پذیر نیست. به گفته او، نظام اقتصاد دستوری و سازوکارهای فعلی تسویه مطالبات، توان نقدینگی فعالان صنعت برق را فرسوده کرده است.

او به فرآیند تسویه مطالبات با اوراق خزانه ۲.۵ ساله دولتی اشاره کرد و گفت این اوراق در نهایت با نرخ‌های تنزیل سنگین در بازار سرمایه نقد می‌شوند و فشار مالی شدیدی بر فعالان این حوزه وارد می‌کنند. به باور میرطاهر، ادامه این وضعیت، امکان ورود بخش خصوصی و سرمایه‌گذاران به پروژه‌های بزرگ، راهبردی و فناورانه را محدود می‌کند.

او تأکید کرد که برای توسعه نیروگاه‌های نوین، از جمله ظرفیت‌های پاک و صلح‌آمیز هسته‌ای کوچک‌مقیاس، باید ابزارهای مالی پیشرفته‌تر مورد استفاده قرار گیرد. میرطاهر از اوراق سلف استاندارد موازی برق و اوراق مرابحه به عنوان دو ابزار مهم برای تأمین مالی پایدار پروژه‌های نیروگاهی نام برد.

به گفته او، استفاده از این ابزارها می‌تواند وابستگی پروژه‌های استراتژیک به محدودیت‌های نقدینگی دولت را کاهش دهد و مسیر جذب سرمایه‌های سرگردان مردمی و منابع بازار سرمایه را به سمت توسعه زیرساخت‌های حیاتی باز کند.

 

سرمایه‌گذاری در برق پایدار، تصمیمی برای امنیت ملی انرژی است

جمع‌بندی سخنان میرطاهر نشان می‌دهد که از نگاه او، مسئله برق در ایران دیگر صرفاً یک موضوع فنی یا صنعتی نیست، بلکه به یکی از مؤلفه‌های امنیت اقتصادی و امنیت ملی تبدیل شده است. ناترازی برق می‌تواند تولید صنعتی را مختل کند، هزینه بنگاه‌ها را افزایش دهد، زنجیره تأمین را دچار وقفه کند و در نهایت رشد اقتصادی کشور را تحت فشار قرار دهد.

او معتقد است که برای جلوگیری از تکرار بحران‌های برق در سال‌های آینده، کشور باید به سمت ترکیبی متوازن‌تر از منابع تولید انرژی حرکت کند؛ ترکیبی که در آن نیروگاه‌های تجدیدپذیر، نیروگاه‌های هسته‌ای کوچک‌مقیاس و فناوری‌های جدید، در کنار اصلاح ساختار مالی و مدیریتی صنعت برق، نقش جدی‌تری ایفا کنند.

از نگاه این کارشناس، ادامه اتکا به نیروگاه‌های حرارتی فرسوده و ظرفیت‌های کم‌بازده، نه از نظر اقتصادی قابل دفاع است و نه از نظر امنیت انرژی. بنابراین، سیاست‌گذاران باید با نگاهی بلندمدت، جسورانه و عددی، مسیر سرمایه‌گذاری در صنعت برق را تغییر دهند.

 

آیا توسعه نیروگاه‌های هسته‌ای و تجدیدپذیر راه خروج از ناترازی برق است؟

درباره نویسنده

تحریریه چارسو

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما