محمد نظیفی، مدیرعامل بورس انرژی ایران، در نشست هماندیشی «دو دهه اصلاحات اقتصادی صنعت برق»، با رد ناکارآمدی قیمتها در بازار برق، بر نقش مکانیزمهای عرضه و تقاضا در کشف نرخ هر سه تابلوی معاملاتی تأکید کرد. وی اختلاف قیمت میان تابلوهای عادی، سبز و آزاد را نه نشانه نقص، بلکه بازتاب طبیعی گذار از ساختار انحصاری به سمت اقتصاد رقابتی دانست که در قالب بند «ب» ماده ۴۳ قانون برنامه هفتم توسعه دنبال میشود.
با این حال، اظهارات نظیفی در شرایطی مطرح میشود که آمار معاملات حکایت از سهم ۶۵ درصدی تابلوی برق آزاد دارد؛ رقمی که نشان از تمایل صنایع به تأمین برق پایدار و گریز از خاموشیهای تابستانی دارد، هرچند با قیمتی بالاتر. سؤال کلیدی اینجاست که آیا این مکانیزم قیمتی، سیگنال مؤثری برای سرمایهگذاری در نیروگاههای جدید خواهد بود یا صرفاً هزینههای تولید را برای صنایع بزرگ افزایش میدهد؟
پنج واقعیت کلیدی درباره کشف قیمت برق در بورس انرژی
کارکرد صحیح بازار برق، فراتر از یک پلتفرم معاملاتی، به معنای ارسال سیگنالهای دقیق به سرمایهگذاران و مصرفکنندگان است. در ادامه، پنج نکته اساسی که چارچوب قیمتگذاری کنونی را تبیین میکند، مرور میشود.
گذر از انحصار طبیعی: صنعت برق در حال حرکت از ساختار کاملاً انحصاری به سمت رقابت در بخشهای تولید و عرضه است و بورس بستری برای این گذار تدریجی محسوب میشود. شناخت دقیق بخشهای انحصاری زنجیره ارزش، پیشنیاز هرگونه سیاستگذاری مؤثر است.
کارکرد ویژه هر تابلوی معاملاتی: برق عادی به عنوان بستر اصلی تسویه منظم و کاهش ریسک مالی، برق سبز برای تشویق انرژیهای تجدیدپذیر و برق آزاد به منظور تأمین برق پایدار و بدون خاموشی برای صنایع راهاندازی شدهاند. تفاوت قیمتها ناشی از کارکرد متفاوت و سطح خدمات هر بازار است.
عامل اصلی ناترازی، نه بورس: افزایش قیمتها در بورس عمدتاً ناشی از کمبود عرضه نسبت به تقاضای رو به رشد است، نه ساختار معاملاتی. به بیان دیگر، بورس تنها آینه ناترازی ساختاری صنعت برق است و نقش مستقیمی در افزایش قیمتها ندارد.
شفافیت و انضباط مالی: مهمترین دستاورد بورس، صرفاً کشف قیمت نیست؛ بلکه تسویه منظم وجوه، کاهش ریسکهای مالی و شفافیت معاملات، از مزایای کلیدی آن برای هر دو طرف عرضه و تقاضا به شمار میرود که به بهبود صورتهای مالی نیروگاهها کمک کرده است.
سیاست قیمتی مستقل از بستر معاملات: اصلاح قیمتها ارتباط ذاتی با بورس ندارد و یک تصمیم کلان اقتصادی است. بورس صرفاً مکانی برای اجرای این سیاستهاست و نباید تفاوت قیمتهای کشفشده را به حضور یا عدم حضور معاملات در بورس نسبت داد.
آیا مکانیزم بازار به تنهایی میتواند ناترازی برق را حل کند؟
با وجود تأکید بر کارایی مکانیزم عرضه و تقاضا، واقعیت میدانی نشان میدهد که سهم معاملات برق در بورس هنوز بسیار پایینتر از هدف ۶۰ درصدی قانون برنامه هفتم است و صنایع همچنان با چالش هزینههای بالای تأمین برق پایدار مواجهاند. تحقق هدف تجارت شفاف و رقابتی، صرفاً با تکیه بر بورس ممکن نیست و نیازمند اصلاحات ساختاری در حوزه تولید، کاهش ناترازی و اجرای کامل آییننامههای اجرایی مانند تدوین دستورالعملهای مورد نیاز برای افزایش سهم معاملات است.
به نظر میرسد آینده قیمتگذاری برق به تعامل دو مؤلفه بستگی دارد: از یک سو، سیاستهای اصلاحی دولت برای مدیریت مصرف و تشویق سرمایهگذاری؛ و از سوی دیگر، توانایی بورس در عمیقتر کردن بازار و جذب تمامی ذینفعان. اگر این دو بال به درستی هماهنگ نشوند، بورس همچنان بازتابدهنده بحران خواهد بود، نه راهکار حل آن.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟