گره فعلی مذاکرات ایران و آمریکا فقط بر سر «چه چیزی» نیست؛ بر سر «چه چیزی اول اجرا شود» نیز هست. تهران میخواهد ابتدا فشار نظامی و محاصره دریایی کاهش یابد، امکان صادرات نفت و دسترسی به منابع مالی فراهم شود و سپس مذاکرات جامع، از جمله درباره پرونده هستهای، ادامه پیدا کند. واشنگتن این ترتیب را نپذیرفته و موضوع هستهای و ذخایر اورانیوم غنیشده را از مسائل اصلی توافق میداند. تفاهم اسلامآباد و طرح هفتروزه ایران دو الگوی متفاوت برای حل همین مسئله «توالی گامها» هستند.
به گزارش چارسو اقتصاد، اختلاف بر سر ترتیب اجرای تعهدات پس از رد طرح هفتروزه ایران از سوی دونالد ترامپ دوباره به مرکز مذاکرات برگشته است. ترامپ گفته توافقی را که به ایران امکان ازسرگیری فوری تجارت بدهد نمیپذیرد؛ عباس عراقچی نیز تأکید کرده است که بازگشایی تنگه هرمز به تحقق شروط ایران وابسته است و تهران همچنان راهحل مذاکرهشده را مسیر خروج از بحران میداند.
این اختلاف تازه نیست. رویترز در زمان شکلگیری تفاهم ۱۴ بندی اسلامآباد در ماه ژوئن نیز به نقل از یک مقام ارشد آمریکایی گزارش کرده بود که ترتیب و زمانبندی اجرای تعهدات دو طرف یکی از مسائل کلیدی مذاکرات بعدی خواهد بود.
بنابراین پرسش اصلی مذاکرات اکنون فقط این نیست که ایران و آمریکا درباره چه موضوعاتی میتوانند توافق کنند؛ مسئله این است که کدام طرف باید نخستین امتیاز قابلراستیآزمایی را بدهد و گام بعدی طرف مقابل دقیقاً چه زمانی اجرا شود.
اختلاف ایران و آمریکا چیست؛ اول هرمز و رفع محاصره یا پرونده هستهای؟
براساس مواضع اعلامشده تهران، ایران میخواهد پیش از ورود به مذاکره تفصیلی درباره پرونده هستهای، شروط اقتصادی و امنیتی مورد نظرش اجرا شود. طرح هفتروزه نیز همین منطق را دنبال میکند: ابتدا مجموعهای از اقدامات متقابل انجام شود، سپس محدودیتهای تردد در تنگه هرمز برداشته شود و مذاکرات جامع از سر گرفته شود.
رویترز به نقل از یک مقام ارشد ایرانی گزارش کرده است که تهران مذاکره تفصیلی درباره برنامه هستهای را به اجرای شروط خود گره زده است.
در سوی دیگر، واشنگتن جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای را هدف اصلی مذاکرات اعلام کرده و موضوع ذخایر اورانیوم با غنای بالا نیز در گزارشهای مربوط به خواستههای آمریکا مطرح شده است.
دونالد ترامپ نیز پس از ارائه طرح تازه ایران اعلام کرد پیشنهادی را که از نگاه او به ازسرگیری فوری تجارت ایران منجر شود نمیپذیرد.
بنابراین عبارت «هرمز اول یا هستهای» خلاصهای از یک مسئله پیچیدهتر است: اختلاف بر سر توالی رفع فشار اقتصادی و دریایی، بازگشایی هرمز و اجرای تعهدات هستهای.
تفاهم اسلامآباد و طرح هفتروزه چه تفاوتی دارند؟
تهران میگوید طرح هفتروزه ادامه همان چارچوبی است که در تفاهم اسلامآباد مورد توافق قرار گرفته بود. با این حال، مقایسه دو چارچوب نشان میدهد طرح تازه زمانبندی فشردهتری دارد و اجرای شروط ایران را به آغاز مذاکرات جامع بعدی پیوند میدهد.
| موضوع | تفاهم اسلامآباد | طرح هفتروزه ایران |
|---|---|---|
| زمان | ژوئن ۲۰۲۶؛ ۲۷ خرداد ۱۴۰۵ | سپتامبر ۲۰۲۶؛ مهر ۱۴۰۵ |
| میانجیگری | پاکستان و قطر | انتقال پیشنهاد از طریق میانجیها؛ قطر از مسیرهای اصلی گزارششده |
| تنگه هرمز | تسهیل عبور ایمن و آغاز گفتوگوهای فنی درباره مدیریت تردد | رفع محدودیت تردد پس از اجرای شروط در دوره هفتروزه |
| اقدامات آمریکا | چارچوبی برای کاهش محاصره، معافیت نفتی و آزادسازی منابع مالی | رفع محاصره، کاهش فشار نظامی، معافیت صادرات نفت و دسترسی به منابع مسدودشده از شروط گزارششده ایران |
| زمانبندی کلی | دوره قابل تمدید ۶۰ روزه برای مذاکرات بعدی | اجرای اقدامات متقابل در دوره هفتروزه و سپس ورود به مذاکرات بعدی |
| پرونده هستهای | یکی از موضوعات مذاکرات جامع بعدی و شامل بحث درباره اورانیوم غنیشده | تهران مذاکره تفصیلی را پس از تحقق شروط اولیه میخواهد |
| وضعیت | اجرای آن متوقف شد و محاصره بعداً بازگشت | ترامپ نسخه ارائهشده را رد کرده؛ ایران همچنان بر شروط خود تأکید دارد |
جزئیات رد پیشنهاد اخیر را چارسو اقتصاد در گزارش ترامپ طرح هفتروزه ایران را رد کرد؛ محاصره دریایی ادامه دارد بررسی کرده است.
چرا ترتیب اجرای توافق اینقدر مهم شده است؟
مسئله توالی در توافقهای مرحلهای تعیین میکند کدام طرف ابتدا هزینه سیاسی، اقتصادی یا امنیتی اجرای توافق را میپردازد.
نگرانی ایران از دادن امتیاز پیش از رفع فشار اقتصادی
تهران میخواهد پیش از ورود به مرحله حساستر مذاکرات هستهای، مطمئن شود کاهش محاصره و محدودیتهای اقتصادی واقعاً اجرا میشود. تجربه توقف تفاهم قبلی نیز این بیاعتمادی را تشدید کرده است.
نگرانی آمریکا از گشایش اقتصادی پیش از دریافت امتیاز قابلسنجش
موضع اعلامشده ترامپ نشان میدهد واشنگتن با ترتیبی که ابتدا امکان تجارت و صادرات ایران را احیا کند و موضوعات مورد مطالبه آمریکا را به مرحله بعد ببرد، مشکل دارد.
هر دو طرف درباره برگشتپذیری توافق نگراناند
اگر یکی از طرفین تعهد خود را اجرا کند اما طرف مقابل گام بعدی را انجام ندهد، بازگرداندن وضعیت قبلی ممکن است هزینهبر باشد. به همین دلیل زمانبندی، راستیآزمایی و سازوکار حل اختلاف تقریباً به اندازه خود تعهدات اهمیت پیدا کردهاند.
چرا شکست تفاهم اسلامآباد برای مذاکرات جدید مهم است؟
تفاهم قبلی نشان داد توافق روی کاغذ بهتنهایی کافی نیست.
عباس عراقچی گفته بود پس از اجرای تفاهم، تردد دریایی ظرف حدود دو هفته به نزدیک ۶۰ درصد سطح پیش از جنگ بازگشت؛ اما اجرای تفاهم بعداً متوقف شد.
درباره علت فروپاشی آن روایتهای متفاوتی وجود دارد. تهران اقدامات بعدی آمریکا و استفاده نکردن از سازوکار حل اختلاف را عامل توقف میداند. گزارشهای دیگر به حوادث دریایی و اختلاف بر سر اجرای مسیرهای توافقشده اشاره کردهاند.
یک نکته اما اهمیت بیشتری دارد: مسعود پزشکیان گفته بود قرار بود یک تیم برای رسیدگی به سوءتفاهمها تشکیل شود، اما این سازوکار فرصت عملیاتی شدن پیدا نکرد.
برای مذاکرات تازه، همین تجربه مسئلهای مهم ایجاد میکند: اگر بر سر اجرای یک گام اختلاف ایجاد شد، آیا کل توافق متوقف میشود یا یک سازوکار فنی میتواند اختلاف را پیش از تبدیل شدن به بحران حل کند؟
تأخیر در توافق چه هزینهای برای اقتصاد ایران دارد؟
عدد رسمی و قابل اتکایی برای «هزینه ماهانه» ادامه وضعیت فعلی منتشر نشده است؛ بنابراین نسبت دادن یک رقم مشخص به اقتصاد ایران قابل دفاع نیست. با این حال، چند شاخص ابعاد فشار اقتصادی را نشان میدهند.
| شاخص | سطح مبنا | آخرین داده گزارششده | منبع |
|---|---|---|---|
| خرید نفت ایران توسط چین | میانگین حدود ۱.۴ میلیون بشکه در روز در ۲۰۲۵ | ۵۳۴ هزار بشکه در روز در بخش نخست اوت | رویترز / Kpler |
| تردد قابلردیابی تنگه هرمز | حدود ۱۲۵ کشتی بزرگ تجاری در روز پیش از جنگ | ۹ کشتی در ۲ مهر | رویترز |
| نفت برنت | — | ۱۰۴.۳۲ دلار در تسویه ۳ مهر | رویترز |
رویترز گزارش کرده است که خرید نفت ایران توسط چین پس از تشدید محدودیتها بهطور محسوسی کاهش یافته است. کاهش صادرات نفت فقط درآمد فروش را تحت تأثیر قرار نمیدهد؛ دسترسی به ارز و امکان بازگرداندن منابع مالی نیز برای اقتصاد ایران اهمیت دارد.
پزشکیان نیز از مسدود بودن بخشی از منابع ایران در چین سخن گفته است. بنابراین در محاسبه هزینه اقتصادی، باید حجم صادرات، امکان دریافت پول و هزینه حملونقل را همزمان دید.
تنگه هرمز فقط ابزار مذاکره نیست؛ خودش یک دارایی اقتصادی است
طولانی شدن محدودیت تردد در هرمز برای ایران نیز بدون هزینه نیست. این تنگه علاوه بر اهرم فشار سیاسی، بخشی از زیرساخت تجارت انرژی ایران و منطقه است.
چارسو اقتصاد پیشتر در تحلیل آیا تنگه هرمز فقط یک کارت مذاکره است؟ بررسی کرده که هرمز علاوه بر اهرم فشار، برای اقتصاد پساجنگ ایران نیز یک دارایی راهبردی است.
به همین دلیل، مسئله مذاکرات فقط «باز کردن یا نبستن تنگه» نیست؛ زمان، شیوه و تضمینهای بازگشایی نیز میتوانند بر درآمد نفتی، هزینه حملونقل و ریسک اقتصاد ایران اثر بگذارند.
آمریکا هم از طولانی شدن بحران بدون هزینه عبور نمیکند
اختلال در مسیرهای انرژی خلیج فارس، افزایش کرایه نفتکشها و قیمت بالاتر نفت میتواند به اقتصاد مصرفکنندگان انرژی نیز منتقل شود.
دادههای اداره آمار کار آمریکا نشان میدهد شاخص قیمت بنزین در اوت ۲۰۲۶ نسبت به سال قبل ۲۷.۴ درصد افزایش داشت. انجمن خودروی آمریکا نیز در سپتامبر میانگین قیمت بنزین را حدود ۴.۴۸ دلار در هر گالن اعلام کرده بود.
این دادهها ثابت نمیکنند که همه افزایش قیمت بنزین مستقیماً ناشی از هرمز است؛ بازار نفت تحت تأثیر عوامل متعددی قرار دارد. اما اختلال در یکی از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی جهان، یکی از ریسکهای عرضهای بازار محسوب میشود.
اورانیوم ۶۰ درصد؛ اختلاف دیگری که به مسئله ترتیب گره خورده است
پرونده اورانیوم غنیشده یکی از نقاط حساس مذاکرات است.
مسعود پزشکیان در گفتوگو با فاکسنیوز از آمادگی ایران برای رقیقسازی اورانیوم با غنای بالا و پذیرش راستیآزمایی سخن گفته است.
در مقابل، رویترز یک روز بعد به نقل از یک مقام ارشد ایرانی گزارش کرد که تهران درباره حقوق هستهای خود و انتقال اورانیوم بسیار غنیشده به خارج امتیاز نخواهد داد.
این دو گزاره الزاماً یک چیز را رد نمیکنند. رقیقسازی ذخایر در داخل ایران با انتقال ذخایر به خارج از کشور دو اقدام متفاوت است.
با این حال، تفاوت لحن مقامهای ایرانی یک مشکل مذاکرهای ایجاد میکند: طرف مقابل باید بداند دقیقاً چه اقدامی، در چه مرحلهای و تحت چه نوع راستیآزمایی قابل انجام است.
توالی کمهزینهتر برای اقتصاد چه ویژگیهایی باید داشته باشد؟
از دادههای موجود نمیتوان نتیجه گرفت یک ترتیب سیاسی مشخص «بهترین» گزینه برای ایران یا آمریکا است. اما از منظر کاهش هزینه اقتصادی و ریسک شکست توافق، میتوان ویژگیهای یک سازوکار کمریسکتر را مشخص کرد.
گامها باید کوچک و متقابل باشند
هر اقدام اقتصادی، دریایی یا هستهای با یک اقدام متناظر طرف مقابل همراه شود تا هیچکدام مجبور نباشد بخش عمده اهرم خود را پیش از دریافت اقدام متقابل واگذار کند.
هر مرحله باید قابلراستیآزمایی باشد
تعداد کشتیهای عبوری، صدور معافیت نفتی، آزادسازی منابع مالی و اقدامات هستهای همگی قابلیت تعریف شاخص مشخص برای راستیآزمایی دارند.
سازوکار حل اختلاف باید قبل از اجرای توافق فعال شود
تجربه تفاهم قبلی نشان داد تشکیل سازوکار حل اختلاف پس از وقوع بحران ممکن است دیر باشد. کانال فنی باید پیش از اجرای اولین گام فعال باشد.
زمان اجرای گام بعدی باید از قبل مشخص باشد
عبارتهایی مانند «پس از انجام تعهدات» بدون تعریف زمان و معیار دقیق، خود میتوانند منبع اختلاف تازه شوند.
مواضع هستهای باید از یک کانال رسمی اعلام شود
تفاوت میان رقیقسازی، انتقال ذخایر به خارج و محدودیت غنیسازی باید دقیق و رسمی تعریف شود تا اظهارات متفاوت بهعنوان تغییر موضع تفسیر نشوند.
چنین سازوکاری تضمینکننده توافق نیست، اما هزینه ناشی از سوءبرداشت و اختلاف درباره اجرای تعهدات را کاهش میدهد.
توالی مذاکره ایران و آمریکا اکنون به کجا رسیده است؟
تا آخرین بهروزرسانی، طرح هفتروزه ایران در شکل ارائهشده با موافقت ترامپ روبهرو نشده است. با این حال، ایران اعلام نکرده مسیر دیپلماسی پایان یافته است.
عراقچی تأکید کرده است که بازگشایی هرمز به تحقق شروط ایران وابسته است و راهحل بحران را مذاکره میداند. در سوی آمریکا نیز مقامها پیشتر بر آمادگی برای گفتوگو در صورت وجود زمینه توافق تأکید کردهاند.
در نتیجه، گره مذاکرات را میتوان در سه سؤال خلاصه کرد: چه کسی نخستین گام را برمیدارد؟ اجرای آن چگونه راستیآزمایی میشود؟ و طرف مقابل چند روز بعد باید گام متناظر را اجرا کند؟
تا زمانی که تهران و واشنگتن درباره این سه سؤال به فرمول مشترک نرسند، حتی توافق بر سر فهرست موضوعات نیز الزاماً به اجرای پایدار توافق منجر نخواهد شد.
سوالات پرتکرار درباره مذاکرات ایران و آمریکا
مذاکرات ایران و آمریکا به کجا رسیده است؟
ترامپ طرح هفتروزه ارائهشده از سوی ایران را نپذیرفته است، اما تهران همچنان بر راهحل دیپلماتیک تأکید دارد. یکی از اختلافهای اصلی، ترتیب اجرای اقدامات اقتصادی، دریایی و هستهای است.
طرح هفتروزه ایران چیست؟
طرح هفتروزه چارچوبی برای اجرای مجموعهای از اقدامات متقابل است که در صورت تحقق شروط ایران، به رفع محدودیت تردد در تنگه هرمز و سپس ازسرگیری مذاکرات جامع منجر میشود. متن رسمی کامل این پیشنهاد منتشر نشده و جزئیات موجود عمدتاً از اظهارات مقامها و گزارش رسانهها به دست آمده است.
تفاهم اسلامآباد چیست؟
تفاهم ۱۴ بندی ایران و آمریکا در ژوئن ۲۰۲۶ بود که با میانجیگری پاکستان و قطر شکل گرفت و موضوعاتی مانند تردد هرمز، محدودیتهای اقتصادی، صادرات نفت و مذاکرات بعدی را در بر میگرفت. اجرای این تفاهم بعداً متوقف شد.
تنگه هرمز چه زمانی باز میشود؟
تاریخ قطعی برای بازگشت کامل تردد اعلام نشده است. در طرح هفتروزه، بازگشایی پس از اجرای شروط مورد نظر ایران پیشبینی شده بود، اما آمریکا نسخه فعلی این طرح را نپذیرفته است.
آیا ایران حاضر است اورانیوم ۶۰ درصد را رقیق کند؟
پزشکیان از آمادگی برای رقیقسازی و راستیآزمایی سخن گفته است. همزمان یک مقام ارشد ایرانی به رویترز گفته ایران انتقال ذخایر بسیار غنیشده به خارج را نمیپذیرد. رقیقسازی در داخل و انتقال ذخایر به خارج دو اقدام متفاوت هستند.
چرا ترتیب اجرای توافق برای قیمت دلار مهم است؟
بازار ارز فقط به اعلام توافق واکنش نشان نمیدهد؛ زمان رفع محدودیت صادرات نفت، امکان دریافت درآمد ارزی و دسترسی ایران به منابع مالی نیز اهمیت دارد. به همین دلیل نحوه و سرعت اجرای گامهای اقتصادی میتواند بر انتظارات بازار ارز اثر بگذارد.
منابع گزارش
رویترز
رویترز
رویترز
رویترز
رویترز
خبرآنلاین
خبرآنلاین
خبرگزاری مهر




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟