چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

بازگشت به مدار اقتصاد

بازگشت به مدار اقتصاد

آمارهای بین‌المللی از تجربیات کشورهای جنگ‌زده نشان می‌دهد که چگونه مدیریت هوشمندانه منابع در دوران پساجنگ می‌تواند تفاوت میان یک احیای سریع و یک رکود طولانی‌مدت اقتصادی را به طور مشخص تعیین کند.

- اندازه متن +

اعداد و ارقام تنها روایتگر حجم ویرانی‌ها نیستند بلکه درسنامه‌ای برای کشورهایی‌اند که می‌خواهند از دل آوار و خرابی‌ها به دنیای بازسازی هوشمندانه قدم بگذارند و از لغزش‌های پیشینیان عبور کنند. وقتی به تجربه کشورهای درگیر جنگ نگاه می‌کنیم می‌بینیم که تفاوت میان بازگشت سریع به رشد و سال‌ها درجا زدن در جزئیات فنی نهفته است. برآوردها حاکی از آن است که بازسازی دارایی‌های فیزیکی در سوریه به بیش از دویست میلیارد دلار هزینه نیاز دارد که این رقم تقریباً ده برابر تولید ناخالص داخلی پیش‌بینی شده این کشور است. این عدد نشان می‌دهد که در اقتصاد جنگی ما فقط با یک مسئله مالی روبرو نیستیم بلکه با یک بحران ساختاری دست‌وجنجه نرم می‌کنیم که اگر با اصول علمی مدیریت نشود می‌تواند کل بودجه‌های عمومی را ببلعد و کشور را در تله بدهی‌های ابدی گرفتار کند.

درس‌های کویت و لبنان

آمارهای صندوق بین‌المللی پول نشان می‌دهد که کویت به دلیل داشتن ساختارهای منسجم توانست در مدت هفت سال پس از جنگ شاخص تولید خود را به سطح پیش از جنگ بازگرداند اما در مقابل لبنان که از ناهماهنگی‌های ساختاری رنج می‌برد حتی پس از گذشت همین مدت زمان به شصت درصد توان پیشین خود نیز دست نیافت. نکته کلیدی در این میان بهره‌وری دولت در مصرف منابع است. در جایی که مخارج دولت نسبت به تولید ناخالص داخلی به شکلی غیرمنطقی افزایش می‌یابد عملاً فضای تنفس برای بخش خصوصی از بین می‌رود. تفاوت اصلی در این بود که کویت بخش خصوصی را به عنوان موتور محرک بازسازی به کار گرفت و قوانین حمایتی سریعی وضع کرد در حالی که لبنان درگیر اختلافات داخلی و عدم تصمیم‌گیری به موقع در جذب سرمایه‌های خارجی شد که این امر فرآیند بازسازی را فرسایشی کرد.

 

شاخص کلان اقتصادیکشورپیش از جنگ

(سال 1)

شروع جنگ (سال 2)T+1(سال اول پساجنگ)T+2T+3T+4T+5T+6T+7
شاخص GDP واقعیلبنان10069.738.540.24346.549.551.556.8
(مبنا 100)کویت10073.865.687.795.396.697.299.6103.2
 عراق10064.2102.6107.1118119.6127.5134.9142.8
نرخ تورملبنان12.32050.199.824.78.210.38.97.7
(درصد تغییرات)کویت3.315.80.3-0.62.42.530.80.6
 عراق19.333.6273753.210.1-12.76.92.9
تراز مالی دولتلبنان5216-11.4-7.8-17.2-18-21.4-27.3-
(درصد از GDP)کویت32-49.6-15.7-9.1-1.9-11.617.26.9
 عراق35.4-4.110.77.80.9-12.7-4.3-
درآمدهای دولتلبنان2015131215.617.917.217.616.7
 کویت60.341.245.649.452.756.160.858.9
 عراق56.167.36156.456.446.246.4
مخارج دولتلبنان15142923.423.435.135.23944
(درصد از GDP)کویت92.390.861.458.554.644.543.752
 عراق91.563.250.346.157.358.950.7
کل بدهی عمومیلبنان66.25149.870.678.599.898.9
(درصد از GDP)کویت120.886.189.876.756.650.254
 عراق334.9220.4152116.172.68452.2

 

اولویت‌بندی هزینه‌ها

سوریه امروز با تخریب حدود یک سوم از سرمایه‌های اولیه خود در وضعیت بسیار دشواری قرار دارد و سهم اصلی این ویرانی‌ها مربوط به بخش زیرساخت است که چهل و هشت درصد از کل آسیب‌ها را شامل می‌شود. تجربه این کشورها به ما می‌آموزد که بازسازی باید اولویت‌بندی شود. در این میان، نباید از یاد برد که اولویت‌بندی هزینه‌ها صرفاً یک انتخاب فنی نیست، بلکه یک تصمیم راهبردی برای بازگرداندن اعتماد به بدنه اقتصاد است. وقتی دولت یا نهادهای متولی، بازسازی شبکه برق و مسیرهای ترانزیتی را بر پروژه‌های ویترینی مقدم می‌شمارند، در واقع سیگنالی به بخش خصوصی می‌فرستند که «زیرساخت برای تولید آماده است». این رویکرد باعث می‌شود منابع محدود پساجنگ، به جای هرز رفتن در مسیرهای کم‌بازده، به محرک‌هایی تبدیل شوند که چرخ‌های تولید را دوباره به حرکت درمی‌آورند و امید به پایداری اقتصادی را در دل فعالان بازار زنده می‌کنند. بازسازی ابتدا باید از شبکه‌های آب و برق و راه‌های مواصلاتی اصلی آغاز شود تا زمینه برای حرکت کالا و خدمات فراهم آید. بازسازی مدارس و بیمارستان‌ها در اولویت دوم قرار دارد و پروژه‌های لوکس شهری باید تا زمان رسیدن به ثبات پایدار اقتصادی به تعویق بیفتند تا منابع محدود مالی کشور در مسیرهایی با بالاترین بازدهی اجتماعی صرف شوند.

 

هزینه های بازسازی سوریه

گزارش بانک جهانی در مورد هزینه های بازسازی جنگ سوریه2011 تا 2024

مدیریت منابع در تراز مالی

در اقتصاد پساجنگ بهره‌وری از طریق بازسازی هوشمندانه به دست می‌آید. باید ساختمان‌ها و زیرساخت‌ها را طوری بسازیم که هزینه نگهداری‌شان کمتر باشد. نباید فراموش کنیم که تورم‌های سنگین در دوران پس از جنگ محصول مستقیم افزایش بی‌رویه مخارج دولت برای بازسازی بدون پشتوانه درآمدهای واقعی است. اگر ما ندانیم که کدام بخش از زیرساخت‌ها پیشران بقیه بخش‌ها هستند در دام هزینه‌های تکراری می‌افتیم. کنترل نقدینگی و هدایت اعتبار به سمت بخش‌های مولد یکی از اصول کلیدی مدیریت تراز مالی در دوره پساجنگ است تا از ایجاد حباب در بازارهای دارایی مانند زمین و مسکن جلوگیری شود و سرمایه‌ها به سمت بخش‌های واقعی اقتصاد هدایت شوند.

نقش نهادهای محلی

علاوه بر حمایت‌های کلان، تجربه کشورهای موفق در بازسازی نشان می‌دهد که جلب مشارکت نهادهای محلی و انجمن‌های مدنی، سرعت و کیفیت احیا را دوچندان می‌کند. بازسازی زمانی ریشه‌دار و پایدار می‌شود که مردمِ بومی، خود را بخشی از فرآیند تصمیم‌گیری و اجرای پروژه‌ها ببینند. این پیوند میان سیاست‌های حاکمیتی و توانمندی‌های محلی، نه تنها هزینه‌های نظارتی را کاهش می‌دهد، بلکه باعث می‌شود سازه‌های ساخته‌شده، با نیازهای واقعی و روزمره مردم محلی تطبیق بیشتری داشته باشند.

جمع بندی

آنچه از دل این گزارش‌های بین‌المللی بیرون می‌آید این است که کشورهایی که در دوران پساجنگ موفق بوده‌اند کسانی هستند که دولت را کوچک‌تر اما کارآمدتر کرده‌اند و تمرکز خود را بر حفظ زنجیره تامین مواد حیاتی قرار داده‌اند. اگر به این آمارها توجه نکنیم بازسازی تنها به بدهکاری بیشتر منجر می‌شود. درس بزرگ این اعداد این است که باید با دقت و وسواس منابع محدود را برای احیای زیرساخت‌هایی اختصاص دهیم که مستقیماً به تولید و معیشت مردم گره خورده‌اند و فضای مناسب را برای مشارکت فعال بخش خصوصی و سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی فراهم کنیم تا کشور از تله رکود خارج شود.

درباره نویسنده

فرزانه ملا

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما