Skip to main content

چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

پر بازدیدترین مطالب

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

دلالی مسکن چگونه هزینه توسعه پساجنگ را بالا می‌برد؟

دلالی مسکن چگونه هزینه توسعه پساجنگ را بالا می‌برد؟

قیمت مسکن تهران در دو دهه گذشته چندین برابر شده، حجم معاملات در سال‌های اخیر کاهش یافته و سهم ساختمان از تسهیلات بخش‌های اقتصادی از ۶٫۲ درصد در ۱۴۰۰ به ۳٫۶ درصد در ۱۴۰۴ رسیده است. هم‌زمان، نمونه‌قیمت‌های مصالح نشان می‌دهند شروع یک پروژه ساختمانی به سرمایه بیشتری نیاز دارد.…

- اندازه متن +

دلالی مسکن زمانی به توسعه پساجنگ هزینه تحمیل می‌کند که سرمایه به‌جای ساخت خانه، احیای محله‌های آسیب‌دیده و تأمین مالی زیرساخت، در خریدوفروش مکرر زمین و واحدهای موجود قفل شود. نتیجه می‌تواند افزایش قیمت زمین، دشوارتر شدن تأمین مالی ساخت، فشار بیشتر بر اجاره و کاهش قدرت جابه‌جایی نیروی کار باشد. بااین‌حال، رشد قیمت مسکن به‌تنهایی میزان دلالی را ثابت نمی‌کند؛ تورم عمومی، هزینه مصالح، کمبود زمین آماده ساخت و سیاست اعتباری بانک‌ها نیز باید هم‌زمان بررسی شوند.

دلالی مسکن چه هزینه‌ای برای توسعه پساجنگ ایجاد می‌کند؟

اقتصاد پساجنگ با منابع نامحدود روبه‌رو نیست. اعتبار بانکی، بودجه عمرانی، زمین شهری، مصالح و نیروی متخصص باید هم‌زمان میان بازسازی خانه‌ها، احیای زیرساخت‌ها، سرمایه در گردش بنگاه‌ها و ساخت واحدهای جدید تقسیم شوند. در چنین وضعیتی، هر ریال سرمایه‌ای که بدون ایجاد عرضه تازه در گردش زمین و املاک موجود متوقف شود، یک هزینه فرصت برای بازسازی ایجاد می‌کند.

این هزینه فقط به معنای گران‌تر شدن خرید خانه نیست. افزایش قیمت زمین می‌تواند هزینه ساخت مدرسه، درمانگاه، راه، مسکن کارگران و حتی توسعه واحدهای صنعتی را بالا ببرد. اگر زمین نزدیک مراکز اشتغال به دارایی صرفاً سرمایه‌ای تبدیل شود، خانوار و نیروی کار به نقاط دورتر رانده می‌شوند و هزینه رفت‌وآمد، خدمات شهری و توسعه زیرساخت نیز افزایش می‌یابد.

مسئله تأمین منابع بازسازی و تفاوت آن با خلق نقدینگی در گزارش توسعه اقتصادی بدون چاپ پول؛ تأمین مالی بازسازی از کجا؟ بررسی شده است. بازار مسکن یکی از مهم‌ترین محل‌هایی است که می‌تواند این منابع را به ساخت‌وساز مولد هدایت کند یا در دارایی‌های موجود متوقف نگه دارد.

قیمت مسکن، تورم و معاملات چه روندی داشته‌اند؟

براساس داده‌های گردآوری‌شده از گزارش‌های بازار مسکن تهران، متوسط قیمت هر مترمربع مسکن از حدود ۳۱۹ هزار تومان در سال ۱۳۸۰ به حدود ۱۰۹ میلیون تومان در سال ۱۴۰۴ رسیده است. در سوی دیگر بازار، شمار معاملات سالانه تهران از حدود ۱۸۱ هزار فقره در سال ۱۳۹۶ به ۴۵ هزار و ۴۶۲ فقره در سال ۱۴۰۲ کاهش یافت.

نمودار خبر
نمایش داده‌های نمودار
بازهقیمت هر مترمربع مسکن تهران (میلیون تومان)تورم (بانک مرکزی)
۱۳۸۰۰.۳۱۹۱۱.۴
۱۳۸۱۰.۴۸۱۱۵.۸
۱۳۸۲۰.۵۹۹۱۵.۶
۱۳۸۳۰.۵۸۴۱۵.۲
۱۳۸۴۰.۶۴۹۱۰.۴
۱۳۸۵۰.۸۳۱۱۱.۹
۱۳۸۶۱.۵۱۸.۴
۱۳۸۷۱.۷۷۲۵.۴
۱۳۸۸۱.۶۱۰.۸
۱۳۸۹۱.۷۳۱۲.۴
۱۳۹۰۲.۰۴۲۱.۵
۱۳۹۱۲.۹۶۳۰.۵
۱۳۹۲۳.۹۵۳۴.۷
۱۳۹۳۴.۱۷۱۵.۶
۱۳۹۴۴.۱۴۱۱.۹
۱۳۹۵۴.۳۷۹
۱۳۹۶۴.۸۲۹.۶
۱۳۹۷۸.۲۴۳۱.۲
۱۳۹۸۱۳.۳۳۴۱.۲
۱۳۹۹۲۴.۰۲۴۷.۱
۱۴۰۰۳۱.۲۹۴۶.۲
۱۴۰۱۴۵.۹۵۳.۱
۱۴۰۲۷۵.۷۴۷.۴
۱۴۰۳۸۹۳۵.۸
۱۴۰۴۱۰۹۴۸.۳
۱۴۰۵۲۱۲.۵۶۵.۱

توضیح روش‌شناسی نمودار: داده‌های قیمت تا سال ۱۴۰۴ از سری‌های گردآوری‌شده بازار مسکن و داده تورم از گزارش‌های بانک مرکزی استخراج شده‌اند. رقم قیمت ۱۴۰۵ یک مشاهده در ابتدای شهریور است و روش محاسبه آن با متوسط‌های سالانه یکسان نیست. تورم ۱۴۰۵ نیز به دوره دوازده‌ماهه منتهی به مرداد مربوط است. بنابراین، این دو عدد آمار نهایی سال ۱۴۰۵ نیستند.

این روند به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که دلالی عامل اصلی گرانی مسکن بوده است. از سال ۱۳۹۷ به بعد، جهش قیمت مسکن هم‌زمان با تورم عمومی بالا، افزایش هزینه ساخت و کاهش ارزش پول رخ داده است. حتی افزایش قیمت گردآوری‌شده از ۸۹ میلیون تومان در سال ۱۴۰۳ به ۱۰۹ میلیون تومان در سال ۱۴۰۴، حدود ۲۲.۵ درصد است؛ رقمی پایین‌تر از تورم ۴۸.۳ درصدی اعلام‌شده برای سال ۱۴۰۴.

در نتیجه، گرانی اسمی مسکن با سود واقعی یکسان نیست. برای سنجش سوداگری باید اطلاعاتی مانند تعداد معاملات هر مالک، فاصله خرید تا فروش، وضعیت سکونت واحد، میزان استفاده از زمین و تعداد املاک خالی در دسترس باشد.

افت معاملات چه چیزی را درباره بازار مسکن نشان می‌دهد؟

کاهش معاملات در کنار افزایش قیمت، بیش از هر چیز از ضعیف شدن قدرت خرید متقاضی مصرفی خبر می‌دهد. این وضعیت می‌تواند تحت تأثیر چند عامل هم‌زمان شکل بگیرد: رشد قیمت سریع‌تر از درآمد خانوار، کمبود فایل متناسب با قدرت خرید، انتظار فروشندگان برای قیمت بالاتر، نااطمینانی اقتصادی و ناکافی بودن تسهیلات خرید.

افت معاملات نه به معنای کاهش نیاز به مسکن است و نه به‌تنهایی میزان سوداگری را نشان می‌دهد. ممکن است تعداد معامله کم شود، اما خانوارهای بیشتری به بازار اجاره رانده شوند. در چنین شرایطی، رکود معاملات خرید می‌تواند همراه با فشار بیشتر بر مستأجران باشد.

نشانه بازاربرداشت قابل دفاعبرداشت نادرست
افزایش قیمت اسمیمسکن و زمین ریالی گران‌تر شده‌اندتمام افزایش قیمت، سود واقعی یا نتیجه دلالی است
کاهش معاملاتتوان خرید و تطبیق عرضه با تقاضا ضعیف شده استنیاز خانوار به مسکن کاهش یافته است
افزایش هزینه مصالحسرمایه بیشتری برای شروع و تکمیل پروژه لازم استهزینه کل ساختمان دقیقاً به همان نسبت بالا رفته است
نگهداری زمین بدون ساختظرفیت بالقوه عرضه فعال نشده استهر زمین ساخته‌نشده الزاماً قابل ساخت یا احتکارشده است

تفاوت مشاور املاک با سوداگری مسکن چیست؟

مشاور املاک برای یافتن خریدار یا مستأجر، تطبیق طرفین معامله و ثبت قرارداد خدمت ارائه می‌کند. این فعالیت به‌خودی‌خود دلالی مخرب یا سوداگری نیست. مشکل زمانی شکل می‌گیرد که درآمد اصلی از افزایش قیمت دارایی، معامله مکرر کوتاه‌مدت، ایجاد تقاضای غیرمصرفی یا نگهداری زمین و واحد بدون استفاده به دست آید.

یک بازار سالم به خدمات واسطه‌گری شفاف نیاز دارد. حذف یا محدودکردن مشاوران املاک، بدون شفافیت مالکیت و معاملات، می‌تواند هزینه جست‌وجوی خانوار را بیشتر کند. بنابراین سیاست درست باید رفتار غیرمولد را هدف بگیرد، نه صرفاً عنوان شغلی واسطه را.

چرا زمین در بازسازی پساجنگ تعیین‌کننده است؟

بازسازی فقط ساخت چند واحد مسکونی نیست. زمین برای احداث راه، مدرسه، بیمارستان، انبار، کارخانه، مسکن موقت و واحدهای دائمی لازم است. اگر قیمت زمین با انتظار سوداگرانه بالا برود، هزینه همه این پروژه‌ها افزایش پیدا می‌کند.

اسناد ارزیابی نیازهای پس از بحران بانک جهانی نیز بر تعیین سریع وضعیت مالکیت، حل اختلاف‌های زمین و تأمین مسکن مستأجران و گروه‌های فاقد سند رسمی تأکید دارند. بدون ثبت دقیق مالکیت و سازوکار حل اختلاف، پروژه بازسازی ممکن است در مرحله تملک زمین یا تحویل واحد متوقف شود.

در گزارش اقتصاد پساجنگ ایران؛ نفت، ارز و بازسازی نیز توضیح داده شده است که بازسازی باید میان تثبیت اقتصاد کلان و احیای ظرفیت تولید تعادل برقرار کند. مهار سوداگری زمین بخشی از همین مسئله تخصیص منابع است.

دلالی مسکن از چه مسیرهایی هزینه بازسازی را بالا می‌برد؟

  • افزایش هزینه زمین برای پروژه‌های جدید

    وقتی قیمت زمین بر پایه انتظار رشد آینده تعیین شود، سازنده باید سهم بیشتری از سرمایه پروژه را پیش از آغاز ساخت صرف خرید زمین کند. منابع کمتری برای مصالح، دستمزد و تکمیل پروژه باقی می‌ماند.

  • قفل‌شدن اعتبار در خرید دارایی موجود

    تسهیلاتی که صرف انتقال مالکیت واحد موجود می‌شود، لزوماً عرضه مسکن را افزایش نمی‌دهد. اعتبار خرید برای دسترسی خانوار لازم است، اما اقتصاد بازسازی هم‌زمان به اعتبار ساخت متصل به پیشرفت فیزیکی پروژه نیاز دارد.

  • افزایش فشار بر بازار اجاره

    اگر قیمت خرید سریع‌تر از درآمد خانوار رشد کند، بخشی از متقاضیان به اجاره‌نشینی طولانی‌تر روی می‌آورند. افزایش تقاضای اجاره می‌تواند هزینه سکونت نیروی کار را بالا ببرد و جابه‌جایی آن به مراکز تولید و بازسازی را دشوار کند.

  • کاهش انگیزه ورود به ساخت‌وساز

    اگر نگهداری زمین بازده مورد انتظار بیشتری از ساخت داشته باشد، مالک ممکن است اجرای پروژه را عقب بیندازد. در این حالت ارزش دارایی بالا می‌رود، اما واحد قابل‌سکونت تازه‌ای ایجاد نمی‌شود.

  • افزایش هزینه خدمات عمومی

    گسترش پراکنده شهر و رانده شدن خانوارها به حاشیه، دولت و شهرداری را ناچار می‌کند شبکه آب، برق، حمل‌ونقل و خدمات عمومی را در فاصله بیشتری توسعه دهند.

چه سیاستی سرمایه مسکن را به سمت توسعه پساجنگ می‌برد؟

ابزار سیاستیهدفشرط موفقیت
سامانه یکپارچه مالکیت و معاملاتتشخیص معامله مکرر، واحد خالی و زمین معطل‌ماندهاتصال ثبت اسناد، مالیات، شهرداری و شبکه بانکی
مالیات بر عایدی واقعی و فعالیت سوداگرانهکاهش مزیت معامله کوتاه‌مدت نسبت به ساختتعدیل تورم، معافیت خانه مصرفی و جلوگیری از فشار بر عرضه
مالیات مؤثر بر زمین و واحد بلااستفادهبالا بردن هزینه نگهداری غیرمولدشناسایی دقیق، امکان اعتراض و تفکیک ملک واقعاً غیرقابل‌استفاده
تسهیلات مرحله‌ای ساخترساندن اعتبار به پروژه قابل‌تحویلپرداخت براساس پیشرفت فیزیکی و نظارت بر مصرف منابع
عرضه زمین آماده ساختکاهش سهم زمین در هزینه پروژهدسترسی به حمل‌ونقل، آب، برق و خدمات شهری
اجاره‌داری حرفه‌ایافزایش عرضه پایدار اجارهقرارداد شفاف، حمایت متوازن از موجر و مستأجر و مشوق ساخت

هدف این سیاست‌ها نباید ارزان‌سازی دستوری قیمت اسمی باشد. کنترل قیمت بدون افزایش عرضه ممکن است معاملات رسمی را کاهش دهد یا بازار غیررسمی ایجاد کند. اولویت، شفاف‌کردن مالکیت، بالا بردن هزینه نگهداری غیرمولد و اقتصادی‌کردن ساخت و اجاره‌داری حرفه‌ای است.

چه سیاست‌هایی می‌توانند نتیجه معکوس بدهند؟

  • افزایش اعتبار خرید بدون رشد عرضه

    اگر تسهیلات خرید افزایش یابد اما تعداد واحدهای قابل‌عرضه ثابت بماند، بخشی از اعتبار جدید ممکن است به افزایش قیمت منتقل شود.

  • قیمت‌گذاری دستوری بدون ضمانت عرضه

    سقف قیمت یا اجاره، بدون حل مسئله عرضه و ثبت قرارداد، می‌تواند قراردادها را به بازار غیررسمی منتقل کند.

  • مالیات بدون پایگاه داده دقیق

    مالیات‌ستانی از ملکی که وضعیت سکونت، مالکیت یا قابلیت ساخت آن روشن نیست، می‌تواند به خانوار مصرفی فشار وارد کند و هدف سیاست را منحرف سازد.

  • متهم‌کردن همه فعالان بازار

    سازنده، اجاره‌دار حرفه‌ای، مشاور املاک و معامله‌گر کوتاه‌مدت نقش یکسانی ندارند. سیاستی که این گروه‌ها را تفکیک نکند، ممکن است عرضه رسمی را نیز محدود کند.

پرسش‌های پرتکرار درباره دلالی مسکن و توسعه پساجنگ

  • آیا دلالی مسکن عامل اصلی گرانی خانه است؟

    با داده‌های موجود نمی‌توان آن را تنها یا اصلی‌ترین عامل دانست. تورم، هزینه زمین و مصالح، سیاست اعتباری، درآمد خانوار و میزان عرضه نیز در قیمت مسکن اثر دارند.

  • منظور از دلالی مسکن، مشاوران املاک هستند؟

    خیر. خدمات واسطه‌گری شفاف برای بازار لازم است. منظور این گزارش معامله مکرر یا نگهداری زمین و واحد بدون افزودن به عرضه و استفاده مؤثر است.

  • چرا دلالی مسکن برای بازسازی پساجنگ زیان‌بار است؟

    زیرا زمین، اعتبار و سرمایه محدود را از ساخت واحد جدید و احیای زیرساخت به خریدوفروش دارایی موجود منتقل می‌کند و هزینه اجرای پروژه‌های بازسازی را بالا می‌برد.

  • آیا مالیات بر عایدی سرمایه مشکل را حل می‌کند؟

    به‌تنهایی خیر. این مالیات به اطلاعات مالکیت، تعدیل اثر تورم، معافیت خانه مصرفی و اجرای هم‌زمان سیاست عرضه زمین و تأمین مالی ساخت نیاز دارد.

  • اولویت فوری دولت در بازار زمین چیست؟

    تکمیل پایگاه مالکیت، شناسایی زمین آماده اما معطل‌مانده، حل اختلاف‌های ثبتی و اتصال اعتبار ساخت به پیشرفت و تحویل واقعی پروژه.

جمع‌بندی؛ زمین باید از دارایی راکد به ظرفیت بازسازی تبدیل شود

هزینه اصلی دلالی مسکن برای توسعه پساجنگ فقط افزایش قیمت خانه نیست؛ مسئله مهم‌تر، جهت حرکت سرمایه است. خریدوفروش یک ملک موجود مالک آن را تغییر می‌دهد، اما ساخت‌وساز به اشتغال، مصالح، خدمات شهری و عرضه واحد قابل‌سکونت منجر می‌شود.

توسعه پساجنگ به بازاری نیاز دارد که در آن ساخت و اجاره‌داری حرفه‌ای از نگهداری زمین بدون استفاده جذاب‌تر باشد. شفافیت مالکیت، ثبات اقتصاد کلان، مالیات هدفمند بر رفتار سوداگرانه، عرضه زمین برخوردار از زیرساخت و تأمین مالی مرحله‌ای ساخت، ابزارهای اصلی تحقق این هدف‌اند.

منابع گزارش

درباره نویسنده

سید مجتبی هاشمی

سیدمجتبی هاشمی دانش‌آموخته اقتصاد نظری از دانشگاه علامه طباطبایی، سردبیر چارسو اقتصاد و متمرکز بر دو حوزه پژوهشی تجارت و تعارض منافع است.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
آخرین اخبار
تنگه هرمز
تماس با ما