Skip to main content

چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

چگونه در شرایط جنگی اقتصاد را سرپا نگه داریم؟ ۷ اولویت حیاتی

چگونه در شرایط جنگی اقتصاد را سرپا نگه داریم؟ ۷ اولویت حیاتی

در روزهای جنگ، اقتصاد بیش از هر چیز به عقلانیت و هوشمندی در استفاده از دارایی‌های موجود نیاز دارد، نه فقط تزریق پول. جنگ اگرچه ویران می‌کند، اما همزمان نشان می‌دهد کدام اقتصاد از درون جان داشته و کدام فقط به ظاهر متکی بوده است.

- اندازه متن +

اقتصاد در شرایط جنگی زمانی سرپا می‌ماند که دولت بتواند عرضه کالاهای اساسی، جریان تولید، شبکه پرداخت، خدمات عمومی و اعتماد جامعه را هم‌زمان حفظ کند. تزریق بی‌هدف نقدینگی، قیمت‌گذاری‌های دستوری، تغییر ناگهانی مقررات و توزیع غیرشفاف منابع می‌تواند بحران را عمیق‌تر کند. در مقابل، اولویت‌بندی بودجه، حمایت هدفمند از خانوارها و بنگاه‌های حیاتی، تثبیت قواعد تجارت و حفاظت از زیرساخت‌های برق، آب، ارتباطات و حمل‌ونقل، هسته اصلی مدیریت اقتصاد جنگی را تشکیل می‌دهد.

اقتصاد جنگی چگونه از فروپاشی فاصله می‌گیرد؟

جنگ تنها به معنای فروریختن سقف خانه‌ها، تخریب کارخانه‌ها یا آسیب‌دیدن راه‌ها نیست. جنگ می‌تواند نظم پنهانی را مختل کند که تولید، توزیع، پرداخت، حمل‌ونقل و زندگی روزمره بر پایه آن کار می‌کنند. گاهی یک کارخانه از نظر فیزیکی سالم است، اما به دلیل نرسیدن مواد اولیه، قطع برق، نبود قطعه، اختلال بانکی یا توقف حمل‌ونقل قادر به ادامه فعالیت نیست.

به همین دلیل، مدیریت اقتصاد در شرایط جنگی با اداره اقتصاد در دوران رونق تفاوت دارد. در دوره عادی، دولت می‌تواند بر افزایش سرمایه‌گذاری، توسعه پروژه‌های جدید و رشد بلندمدت تمرکز کند؛ اما در مرحله اضطرار، هدف نخست باید جلوگیری از گسسته‌شدن زنجیره‌های حیاتی باشد.

در چنین وضعیتی، بزرگ‌ترین دارایی یک کشور فقط سرمایه فیزیکی نیست؛ بلکه ظرفیت تصمیم‌گیری منظم، سریع و مبتنی بر داده است. جنگ زمانی به یک فاجعه اقتصادی گسترده تبدیل می‌شود که تصمیمات احساسی، بخشنامه‌های متناقض و اقدامات نمایشی جای تشخیص اولویت‌های واقعی را بگیرند.

پاسخ کوتاه این است که اقتصاد جنگی با چهار ستون سرپا می‌ماند:

  • تأمین پایدار غذا، دارو، سوخت و خدمات ضروری؛
  • حفظ جریان تولید، حمل‌ونقل و پرداخت؛
  • جلوگیری از جهش کنترل‌نشده تورم و کسری بودجه؛
  • حفظ اعتماد مردم و پیش‌بینی‌پذیری تصمیمات دولت.

درس سوریه؛ هزینه جنگ فقط خسارت مستقیم نیست

یکی از خطاهای رایج این است که هزینه جنگ فقط با ارزش ساختمان‌ها، کارخانه‌ها و زیرساخت‌های تخریب‌شده سنجیده شود. خسارت اقتصادی واقعی، علاوه بر تخریب مستقیم، شامل کاهش تولید، مهاجرت نیروی انسانی، خروج سرمایه، اختلال در آموزش، فرسایش ظرفیت دولت و افزایش هزینه بازگشت به شرایط عادی است.

بانک جهانی هزینه بازسازی دارایی‌های فیزیکی آسیب‌دیده سوریه را در بازه‌ای میان ۱۴۰ تا ۳۴۵ میلیارد دلار برآورد کرده و رقم ۲۱۶ میلیارد دلار را به‌عنوان برآورد میانی و محافظه‌کارانه ارائه داده است. از این رقم، حدود ۷۵ میلیارد دلار به بخش مسکونی، ۵۹ میلیارد دلار به ساختمان‌های غیرمسکونی و ۸۲ میلیارد دلار به زیرساخت‌ها مربوط می‌شود.

مقایسه هزینه بازسازی سوریه پس از جنگ بر اساس برآورد بانک جهانی

مقایسه خسارت مستقیم جنگ و هزینه بازسازی در سوریه؛ بانک جهانی هزینه بازسازی دارایی‌های فیزیکی این کشور را حدود ۲۱۶ میلیارد دلار برآورد کرده است.

این تجربه نشان می‌دهد مسئله اقتصاد جنگی فقط جبران خرابی‌ها نیست. اگر شبکه تولید، آموزش، حمل‌ونقل و خدمات عمومی برای مدتی طولانی از کار بیفتد، بازگرداندن ظرفیت اقتصادی ممکن است چند برابر هزینه تعمیر دارایی‌های فیزیکی منابع بخواهد.

بنابراین، سیاست‌گذار باید پیش از آنکه ظرفیت‌های اقتصادی کاملاً فرسوده شوند، از بخش‌های حیاتی محافظت کند. جلوگیری از تعطیلی یک کارخانه، حفظ نیروی متخصص یا نگهداری پیشگیرانه از شبکه برق، معمولاً بسیار کم‌هزینه‌تر از بازسازی همان ظرفیت پس از فروپاشی است.

۷ اولویت حیاتی برای مدیریت اقتصاد در شرایط جنگی

مدیریت موفق اقتصاد جنگی به معنای کنترل کامل بازار یا گسترش نامحدود نقش دولت نیست. وظیفه دولت، تعیین اولویت‌های ملی، حفاظت از زیرساخت‌ها، کاهش نااطمینانی و ایجاد امکان فعالیت برای مردم و بنگاه‌هاست. مهم‌ترین اولویت‌ها را می‌توان در هفت محور خلاصه کرد.

  • ۱. تأمین پایدار غذا، دارو، سوخت و کالاهای حیاتی

    اولین وظیفه دولت، جلوگیری از گسسته‌شدن زنجیره تأمین کالاهایی است که زندگی روزمره بدون آنها مختل می‌شود. غذا، دارو، سوخت، تجهیزات درمانی، خوراک دام، مواد اولیه کشاورزی و قطعات مورد نیاز زیرساخت‌ها باید در اولویت تخصیص ارز، حمل‌ونقل و ترخیص گمرکی قرار گیرند.

    این سیاست نباید به توزیع رانتی ارز یا ایجاد فهرست‌های مبهم منجر شود. فهرست کالاهای حیاتی، موجودی انبارها، مدت کفایت ذخایر و نحوه تخصیص منابع باید تا حد ممکن شفاف و قابل نظارت باشد. نبود شفافیت می‌تواند کمبود واقعی را با احتکار، فساد و شکل‌گیری بازار سیاه ترکیب کند.

  • ۲. پرهیز از تزریق بی‌هدف پول و حمایت هدفمند از معیشت

    در شرایطی که ظرفیت تولید و واردات محدود شده است، افزایش گسترده نقدینگی بدون افزایش عرضه، تقاضای پولی را بالا می‌برد اما کالای بیشتری وارد بازار نمی‌کند. نتیجه می‌تواند افزایش تورم، کاهش ارزش پول و تشدید فشار بر خانوارهای کم‌درآمد باشد.

    این به معنای کنار گذاشتن حمایت نقدی نیست. کمک‌های موقت و هدفمند به خانوارهای آسیب‌پذیر، بیمه بیکاری و تأمین سرمایه در گردش بنگاه‌های ضروری می‌تواند لازم باشد. تفاوت اصلی میان حمایت مؤثر و سیاست تورم‌زا در هدف‌گیری، مدت اجرا، منبع تأمین مالی و امکان ارزیابی نتایج است.

  • ۳. حفظ جریان تولید و حمایت از بنگاه‌های کوچک و متوسط

    کارگاه‌ها و بنگاه‌های کوچک و متوسط بخش بزرگی از اشتغال و درآمد روزمره خانوارها را تأمین می‌کنند. تعطیلی زنجیره‌ای این واحدها می‌تواند حتی بدون تخریب فیزیکی، بیکاری و رکود گسترده ایجاد کند.

    تعویق محدود و مشروط اقساط، دسترسی به سرمایه در گردش، تسهیل بیمه کارکنان، جلوگیری از قطع ناگهانی انرژی و ایجاد مسیر سریع برای تأمین قطعات ضروری، از اقداماتی هستند که می‌توانند ادامه فعالیت این بنگاه‌ها را ممکن کنند.

    همان‌طور که در گزارش «اقتصاد قوی چگونه ساخته می‌شود؟ از تولید ملی تا مردمی‌سازی اقتصاد» بررسی شده است، تاب‌آوری اقتصادی زمانی افزایش می‌یابد که ظرفیت تولید میان مجموعه گسترده‌ای از بنگاه‌ها، استان‌ها و شبکه‌های محلی توزیع شده باشد.

  • ۴. تثبیت قواعد تجارت، گمرک و بازار ارز

    در دوره جنگ، تولیدکننده نمی‌تواند با بخشنامه‌هایی مواجه شود که هر چند روز یک‌بار قواعد واردات، صادرات، ثبت سفارش یا بازگشت ارز را تغییر می‌دهند. نااطمینانی مقرراتی می‌تواند سرمایه در گردش بنگاه را قفل کند و انگیزه تولید را از بین ببرد.

    دولت باید برای کالاهای ضروری، مسیر سبز گمرکی ایجاد کند، رویه‌های ارزی را ساده و قابل پیش‌بینی نگه دارد و از تعیین نرخ‌هایی که عملاً قابل دسترس نیستند خودداری کند. ثبات به معنای ثابت نگه داشتن مصنوعی همه قیمت‌ها نیست؛ بلکه به معنای روشن بودن قواعد و پرهیز از تصمیمات غافلگیرکننده است.

  • ۵. حفاظت از برق، آب، ارتباطات و شبکه پرداخت

    اقتصاد امروز بدون برق، اینترنت، مخابرات، سوخت، آب و خدمات بانکی قادر به ادامه فعالیت نیست. به همین دلیل، حفاظت از این شبکه‌ها باید هم‌سطح حفاظت از دارایی‌های تولیدی در نظر گرفته شود.

    مراکز درمانی، تأسیسات آب، انبارهای دارویی، صنایع غذایی، شبکه مخابرات، مراکز داده و سامانه‌های پرداخت باید برق پشتیبان، مسیر ارتباطی جایگزین و برنامه تداوم فعالیت داشته باشند. اختلال چندروزه در شبکه پرداخت یا توزیع سوخت می‌تواند اثری گسترده‌تر از آسیب یک واحد صنعتی ایجاد کند.

    گزارش «اقتصاد سیاسی پناهگاه‌ها در جنگ» نیز نشان می‌دهد حفاظت از جان مردم و تداوم زیرساخت‌های شهری، بخشی جدایی‌ناپذیر از تاب‌آوری اقتصادی است.

  • ۶. استفاده از فناوری برای رفع گلوگاه‌های واقعی تولید

    در شرایط جنگ و تحریم، فناوری زمانی مفید است که وابستگی تولید را کاهش دهد یا یک گلوگاه مشخص را برطرف کند. خرید تجهیزات گران‌قیمت بدون نیروی آموزش‌دیده، قطعات یدکی، خدمات نگهداری و امکان انطباق با خط تولید، ممکن است فقط منابع محدود کشور را هدر دهد.

    مهندسی معکوس، تعمیر و بازسازی تجهیزات، ساخت قطعات پرمصرف، مدیریت دیجیتال موجودی، کاهش اتلاف انرژی و بهبودهای کوچک در فرایند تولید می‌توانند اثر فوری‌تری از پروژه‌های نمایشی داشته باشند.

    انتقال فناوری باید با آموزش نیروی انسانی و توسعه توان جذب سازمانی همراه شود. در غیر این صورت، تجهیزاتی وارد می‌شوند که با نخستین خرابی یا قطع دسترسی به خدمات خارجی از مدار خارج خواهند شد.

  • ۷. حفظ اعتماد عمومی و جریان عادی زندگی

    اعتماد عمومی یکی از مهم‌ترین دارایی‌های اقتصاد جنگی است. اگر مردم تصور کنند اطلاعات مهم پنهان می‌شود، توزیع منابع ناعادلانه است یا تصمیمات بدون برنامه تغییر می‌کنند، تقاضا برای ارز، طلا و کالاهای قابل ذخیره افزایش می‌یابد و بحران انتظارات شکل می‌گیرد.

    انتشار منظم اطلاعات درباره موجودی کالاهای اساسی، وضعیت شبکه انرژی، برنامه توزیع و تصمیمات اقتصادی می‌تواند رفتارهای هیجانی را کاهش دهد. اطلاع‌رسانی باید دقیق، مستمر و عاری از وعده‌های غیرقابل تحقق باشد.

    باز ماندن مدارس در مناطق امن، ادامه خدمات درمانی، فعالیت کسب‌وکارهای محلی و حفظ برنامه‌های اجتماعی نیز پیام مهمی دارد: سازوکار اداره جامعه همچنان فعال است. زندگی روزمره در این معنا فقط موضوعی اجتماعی نیست، بلکه یکی از ابزارهای تثبیت اقتصاد محسوب می‌شود.

نقشه زمانی مدیریت اقتصاد جنگی

همه سیاست‌های اقتصادی را نمی‌توان هم‌زمان و با یک منطق اجرا کرد. اقدامات مناسب برای ۷۲ ساعت نخست بحران با سیاست‌های مورد نیاز دوره تثبیت یا بازسازی تفاوت دارند.

مرحلهاولویت اصلیاقدامات ضروریشاخص ارزیابی
۷۲ ساعت نخستجلوگیری از اختلال فوریتضمین عرضه غذا، دارو و سوخت؛ فعال‌کردن مراکز پشتیبان؛ حفاظت از شبکه پرداخت و ارتباطاتموجودی کالا، صف‌های خرید، پایداری برق و تراکنش‌های بانکی
هفته اول تا پایان ماه نخستتثبیت تولید و توزیعتأمین سرمایه در گردش، ایجاد مسیر سبز گمرکی، اولویت‌بندی ارز و حمل‌ونقل، حمایت هدفمند از خانوارهاتولید صنایع حیاتی، اشتغال، زمان ترخیص و تورم کالاهای ضروری
ماه دوم تا دوازدهمافزایش تاب‌آوریتنوع‌بخشی به تأمین‌کنندگان، ساخت قطعات، تقویت ذخایر راهبردی، ایجاد مسیرهای جایگزین تجارت و انرژیوابستگی وارداتی، ظرفیت ذخیره، زمان بازیابی تولید و تعداد مسیرهای جایگزین
مرحله پساجنگبازسازی و اصلاح ساختاریارزیابی خسارت، اولویت‌بندی پروژه‌ها، جذب سرمایه، بازسازی زیرساخت و اصلاح نهادهای آسیب‌پذیرنرخ تشکیل سرمایه، بازگشت اشتغال، رشد تولید و کیفیت خدمات عمومی

چه سیاست‌هایی اقتصاد جنگی را ضعیف‌تر می‌کنند؟

بعضی سیاست‌ها ممکن است در کوتاه‌مدت نشانه کنترل دولت به نظر برسند، اما در عمل ظرفیت اقتصاد را کاهش دهند. مهم‌ترین خطاهای سیاستی عبارت‌اند از:

  • قیمت‌گذاری بدون تأمین کالا

    سرکوب قیمت بدون افزایش عرضه، انگیزه توزیع رسمی را کاهش می‌دهد و زمینه کمبود، بازار سیاه و رانت را فراهم می‌کند.

  • تغییر مکرر مقررات ارزی و تجاری

    بخشنامه‌های ناگهانی، محموله‌ها را در گمرک متوقف می‌کنند و سرمایه در گردش تولیدکنندگان را از دسترس خارج می‌سازند.

  • توزیع عمومی منابع کمیاب

    وقتی حمایت‌ها بدون شناسایی گروه‌های هدف توزیع شوند، بخش بزرگی از منابع نصیب کسانی می‌شود که نیاز فوری ندارند.

  • توقف نگهداری زیرساخت‌ها

    حذف بودجه تعمیرات و نگهداری ممکن است روی کاغذ صرفه‌جویی ایجاد کند، اما خرابی شبکه برق، آب یا حمل‌ونقل هزینه بسیار بیشتری تحمیل خواهد کرد.

  • پنهان‌کردن اطلاعات و ارائه وعده‌های غیرواقعی

    تکذیب کمبودهای قابل مشاهده یا انتشار آمار متناقض، اعتماد عمومی را کاهش می‌دهد و رفتارهای احتیاطی و هیجانی را تشدید می‌کند.

آیا باید همه پروژه‌های غیرضروری متوقف شوند؟

انضباط مالی در اقتصاد جنگی ضروری است، اما توقف یک‌باره تمام مخارج توسعه‌ای تصمیم دقیقی نیست. پروژه‌های جدید کم‌اولویت و هزینه‌های نمایشی را می‌توان تعلیق کرد، اما بودجه تعمیر و نگهداری، آموزش، بهداشت، آب، انرژی، حمل‌ونقل و حمایت اجتماعی نباید قربانی صرفه‌جویی کوتاه‌مدت شود.

معیار مناسب این است که هر هزینه بر اساس سه پرسش ارزیابی شود:

  • آیا این هزینه از جان و معیشت مردم محافظت می‌کند؟
  • آیا به تداوم تولید یا خدمات حیاتی کمک می‌کند؟
  • آیا حذف آن در آینده هزینه بزرگ‌تری ایجاد خواهد کرد؟

پروژه‌ای که پاسخ روشنی به هیچ‌کدام از این پرسش‌ها ندارد، می‌تواند در فهرست تعلیق یا بازنگری قرار گیرد. اما حذف بودجه مدارس، درمان، تعمیر نیروگاه یا نگهداری راه‌ها ممکن است توان بازگشت اقتصاد را به‌شدت کاهش دهد.

چگونه از اقتصاد جنگی وارد مرحله بازسازی شویم؟

اقتصاد جنگی و اقتصاد پساجنگ دو مرحله جدا اما به‌هم‌پیوسته‌اند. تصمیماتی که در دوران بحران گرفته می‌شوند، هزینه و سرعت بازسازی را تعیین می‌کنند. حفظ اسناد مالکیت، اطلاعات بنگاه‌ها، سوابق بانکی، داده‌های زیرساختی و ظرفیت نهادهای محلی برای دوره بازسازی اهمیت زیادی دارد.

دولت باید هم‌زمان با مدیریت مرحله اضطرار، سامانه‌ای برای ثبت خسارت‌ها و اولویت‌بندی بازسازی ایجاد کند. بدون بانک اطلاعاتی معتبر، منابع بازسازی ممکن است بر اساس قدرت چانه‌زنی دستگاه‌ها توزیع شوند، نه بر اساس میزان خسارت و بازده اقتصادی.

بازسازی نیز نباید صرفاً به بازگرداندن وضعیت پیش از جنگ محدود شود. اگر زیرساخت یا نهادی پیش از بحران ناکارآمد بوده است، ساخت دوباره همان الگو به معنای بازتولید آسیب‌پذیری خواهد بود. گزارش «نقش مجلس در بازسازی پساجنگ چیست؟» اهمیت نظارت بودجه‌ای، شفافیت قراردادها و تعیین اولویت‌های قانونی بازسازی را بررسی کرده است.

جمع‌بندی؛ اقتصاد جنگی با عقلانیت سرپا می‌ماند

اقتصاد قوی در جنگ با معجزه، شعار یا تزریق نامحدود پول ساخته نمی‌شود. تاب‌آوری اقتصادی حاصل تشخیص درست اولویت‌ها، حفظ ظرفیت تولید، حمایت هدفمند از مردم و جلوگیری از فروپاشی شبکه‌های حیاتی است.

کشوری که بتواند غذا، دارو، سوخت، برق، آب، ارتباطات، پرداخت و حمل‌ونقل را در مدار نگه دارد، حتی زیر فشار جنگ از فروپاشی فاصله می‌گیرد. در مقابل، تصمیمات ناگهانی، توزیع رانتی منابع، سرکوب غیرواقعی قیمت‌ها و بی‌انضباطی مالی می‌تواند خسارتی ایجاد کند که جبران آن سال‌ها طول بکشد.

هدف مدیریت اقتصاد جنگی فقط زنده ماندن تا پایان درگیری نیست؛ بلکه باید ظرفیت جامعه برای تولید، کار، آموزش و بازسازی نیز حفظ شود. تفاوت کشورهایی که پس از جنگ سریع‌تر احیا می‌شوند با کشورهایی که سال‌ها در رکود باقی می‌مانند، معمولاً از همین نقطه آغاز می‌شود.

سؤالات متداول درباره مدیریت اقتصاد در شرایط جنگی

اقتصاد جنگی چیست؟

اقتصاد جنگی مجموعه سیاست‌ها و سازوکارهایی است که برای حفظ تولید، تأمین کالاهای ضروری، اداره منابع کمیاب و تداوم خدمات عمومی در شرایط جنگ یا بحران امنیتی اجرا می‌شود.

مهم‌ترین اولویت دولت در اقتصاد جنگی چیست؟

نخستین اولویت، حفظ دسترسی مردم به غذا، دارو، سوخت، آب، برق، خدمات درمانی، ارتباطات و شبکه پرداخت است. پس از آن باید از تولید و اشتغال بخش‌های حیاتی محافظت شود.

چرا چاپ پول در زمان جنگ خطرناک است؟

اگر تولید و واردات کاهش یافته باشد، افزایش نقدینگی بدون افزایش عرضه می‌تواند تورم و کاهش ارزش پول را تشدید کند. بااین‌حال، حمایت نقدی محدود، هدفمند و دارای منبع مالی مشخص می‌تواند برای خانوارهای آسیب‌پذیر ضروری باشد.

چگونه می‌توان از تولیدکنندگان در دوران جنگ حمایت کرد؟

تأمین سرمایه در گردش، تثبیت مقررات، تسریع ترخیص مواد اولیه، جلوگیری از قطع انرژی صنایع حیاتی و تسهیل تأمین قطعات از مهم‌ترین ابزارهای حمایت از تولید هستند.

اعتماد عمومی چه نقشی در اقتصاد جنگی دارد؟

کاهش اعتماد می‌تواند تقاضا برای ارز، طلا و کالاهای قابل ذخیره را افزایش دهد و به بی‌ثباتی بازارها دامن بزند. انتشار اطلاعات دقیق و اجرای عادلانه سیاست‌ها به کنترل انتظارات کمک می‌کند.

اقتصاد جنگی چه تفاوتی با اقتصاد پساجنگ دارد؟

اقتصاد جنگی بر حفظ خدمات، تولید و معیشت در دوره بحران تمرکز دارد؛ اما اقتصاد پساجنگ به ارزیابی خسارت، تأمین مالی بازسازی، احیای سرمایه‌گذاری و اصلاح ساختارهای آسیب‌پذیر می‌پردازد.

Total Views: 51
درباره نویسنده

فرزانه ملا

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما