چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

رضایی: محاصره دریایی فقط با تغییر مسیر خنثی نمی‌شود؛ باید ساختار تجارت خارجی ایران عوض شود

رضایی: محاصره دریایی فقط با تغییر مسیر خنثی نمی‌شود؛ باید ساختار تجارت خارجی ایران عوض شود

محمدصادق رضایی، پژوهشگر تعاملات بین‌الملل، معتقد است محاصره دریایی علیه ایران دقیقاً نقطه اتکای تجارت خارجی کشور، یعنی وابستگی به مسیرهای دریایی و بنادر جنوبی را هدف گرفته است. او تأکید می‌کند پاسخ ایران نباید صرفاً در حد تغییر مسیرهای تجاری باقی بماند، بلکه باید با بازطراحی ساختار تجارت خارجی،…

- اندازه متن +

چکیده مصاحبه:

محمدصادق رضایی، پژوهشگر تعاملات بین‌الملل، در این گفت‌وگو تأکید می‌کند که محاصره دریایی علیه ایران، نقطه اتکای تجارت خارجی کشور یعنی تمرکز صادرات و واردات بر مسیرهای جنوبی و دریایی را هدف گرفته است. به گفته او، پاسخ ایران نباید صرفاً به تغییر مسیرهای تجاری محدود شود، بلکه باید با تغییر ساختار تجارت خارجی، تنوع‌بخشی به مسیرهای زمینی، بازنگری در شرکای تجاری، کاهش هزینه لجستیک و فعال‌سازی ظرفیت ترانزیتی کشور همراه باشد. رضایی معتقد است اگر ایران همچنان با نگاه پیشین به بنادر جنوبی و مسیرهای سنتی تجارت ادامه دهد، محاصره دریایی می‌تواند فشارزا باشد؛ اما در صورت بازآرایی ساختار تجارت خارجی، این وضعیت می‌تواند به فرصتی برای کاهش وابستگی به مسیرهای دریایی و تقویت جایگاه منطقه‌ای ایران تبدیل شود.

 

نکات کلیدی مصاحبه

  • محاصره دریاییبا هدف فشار بر مسیرهای صادراتی و وارداتی ایران طراحی شده و نقطه اصلی آن، وابستگی تجارت خارجی کشور به دریا و بنادر جنوبی است.

  • ساختار فعلیتجارت خارجی ایران طی سال‌های گذشته بر محور صادرات از جنوب، واردات از جنوب و اتکا به مسیرهای دریایی شکل گرفته است.

  • نخستینپاسخ ایران باید تنوع‌بخشی به مسیرهای تجاری باشد؛ یعنی فعال‌سازی مسیرهای شمال، شرق، غرب، دریای خزر، قفقاز، عراق، ترکیه و آسیای مرکزی.

  • تغییرمسیر نباید به معنای حذف دریا باشد؛ راهبرد مطلوب، ایجاد توازن میان مسیرهای دریایی و زمینی است.

  • ایرانباید جهت تجارت خارجی خود را بازبینی کند و جایگاه برخی شرکای تجاری مانند هند را در تأمین کالاهای اساسی دوباره ارزیابی کند.

  • پاکستان، روسیهو کشورهای آسیای مرکزی می‌توانند بخشی از جایگزین‌های تجاری ایران در شرایط جدید باشند.

  • در برخیزنجیره‌های حساس، ایران باید به سمت خودکفایی نسبی یا تأمین از کشورهای همسو و نزدیک‌تر حرکت کند.

  • مانع اصلیتغییر جهت تجارت خارجی، بالا بودن هزینه تجارت و طولانی بودن زمان حمل‌ونقل در مسیرهای جایگزین است.

  • اگر هزینهلجستیک و زمان تجارت کاهش پیدا نکند، تجار دوباره به مسیرهای سنتی و دریایی قبلی بازمی‌گردند.

  • راه‌حل اصلیفقط تغییر مسیر نیست؛ ایران باید ساختار تجارت خارجی خود را از تمرکز بر جنوب خارج کند و برای مسیرهای شمالی، شرقی و زمینی ساختار اجرایی مستقل و کارآمد بسازد.

  • توسعه راه‌هایزمینی، فعال‌سازی مبادی مرزی و حل مسائل گمرکی و حمل‌ونقلی از شروط اصلی خنثی‌سازی فشار محاصره دریایی است.

  • حمل‌ونقل ریلی،به‌ویژه مسیر ایران و پاکستان، یکی از نقاط مهم کاهش هزینه لجستیک است؛ از جمله با انتقال ایستگاه تعویض بوژی از زاهدان به میرجاوه.

  • ایرانمی‌تواند در کوتاه‌مدت نقش هاب ترانزیتی منطقه را فعال کند، اما این نقش بدون زیرساخت جاده‌ای، ریلی، بندری و مرزی کارآمد محقق نمی‌شود.

 

چارسو اقتصاد در گفت‌وگو با محمدصادق رضایی، پژوهشگر تعاملات بین‌الملل، راهبرد محاصره دریایی علیه ایران، پیامدهای اقتصادی آن و مسیرهای ممکن برای خنثی‌سازی این فشار را بررسی کرده است.

محمدصادق رضایی، پژوهشگر حوزه تعاملات بین‌الملل و مسائل ژئواکونومیک است که در زمینه تجارت خارجی، ترانزیت و روابط اقتصادی منطقه‌ای فعالیت پژوهشی دارد.

 

محاصره دریایی کدام نقطه اقتصاد ایران را هدف گرفت؟

سؤال: به نظر شما هدف اصلی محاصره دریایی علیه ایران چه بود و این راهبرد دقیقاً کدام بخش از تجارت خارجی کشور را نشانه گرفت؟

محمدصادق رضایی: برای پاسخ به این سؤال باید ابتدا ببینیم وضعیت فعلی ما چیست و محاصره دریایی دقیقاً با چه هدفی علیه ایران شکل گرفته است. آنگلوساکسون‌ها به‌عنوان حاکمان سنتی دریا، پس از آغاز مذاکرات، نخستین کاری که علیه ایران انجام دادند، اعمال محاصره دریایی بود. این اقدام به دستور ترامپ آغاز شد و هدف اصلی آن روشن بود: افزایش فشار بر مسیرهای تجاری ایران؛ چه در حوزه صادرات و چه در حوزه واردات.

ساختار تجارت خارجی ایران در سال‌های گذشته به‌گونه‌ای شکل گرفته بود که بخش مهمی از صادرات، به‌ویژه صادرات نفت، از مسیر دریا انجام می‌شد. واردات نیز عمدتاً از مسیر دریا و از طریق بنادر جنوبی کشور صورت می‌گرفت. حتی در مواردی که مبادی واسطه‌ای وجود داشت، در نهایت کالاها از مسیر بنادر جنوبی وارد کشور می‌شدند.

بنابراین یک ساختار مشخص شکل گرفته بود: صادرات از جنوب، واردات از جنوب و اتکا به دریا و مبادی جنوبی کشور. هدف محاصره دریایی دقیقاً دست گذاشتن روی همین نقطه بود. یعنی دشمن این ساختار را شناسایی کرده و تلاش کرده است با فشار بر مسیرهای دریایی، سازوکار تجارت خارجی ایران را مختل کند و کشور را وارد وضعیت بحرانی کند.

 

پاسخ اول؛ تنوع‌بخشی به مسیرهای تجاری

سؤال: در برابر چنین فشاری، نخستین پاسخ ایران چه می‌تواند باشد؟

محمدصادق رضایی: به نظر من ایران می‌تواند سه نوع پاسخ اصلی به این وضعیت داشته باشد. پاسخ اول، تنوع‌بخشی به مسیرهای تجاری است. ما تا پیش از آغاز محاصره دریایی، هم در واردات و هم در صادرات، اتکای جدی به جنوب کشور داشتیم. اما در هر بحرانی، فرصت‌هایی هم وجود دارد. یکی از فرصت‌های این وضعیت آن است که ایران مسیرهای تجاری خود را متنوع کند و صرفاً به جنوب کشور متکی نباشد.

برای نمونه، مسیر شمال، دریای خزر، مسیر شرق، مسیر غرب و راه‌های زمینی می‌توانند فعال‌تر شوند. ما باید از اتکای صرف به راه بحری فاصله بگیریم و به سمت استفاده جدی‌تر از راه‌های بری حرکت کنیم. این اتفاق، اتفاقاً یکی از مزیت‌های جغرافیایی ایران است.

البته این به معنای نفی دریا نیست. بحث من این نیست که دریا کنار گذاشته شود، بلکه مسئله این است که دریا و خشکی باید در کنار هم دیده شوند و ایران از ظرفیتی که جغرافیا در اختیارش گذاشته، استفاده کامل‌تری ببرد. مسیرهای زمینی به ترکیه، عراق، قفقاز و آسیای مرکزی، همه می‌توانند بخشی از این تنوع تجاری باشند.

 

پاسخ دوم؛ تغییر جهت تجارت خارجی

سؤال: شما علاوه بر تنوع مسیرها، از تغییر جهت تجارت خارجی هم صحبت می‌کنید. منظورتان از این تغییر جهت چیست؟

محمدصادق رضایی: پاسخ دوم، تغییر جهت تجارت خارجی کشور است. به نظر من محاصره دریایی، به‌ویژه در کنار درگیری‌ها و زد و خوردهای نظامی اخیر، این فرصت را فراهم کرده است که ایران جهت تجارت خارجی خود را بازبینی کند. بعد از جنگ رمضان و محاصره دریایی، کشور باید به این سمت حرکت کند که جهت‌گیری تجارت خارجی خود را به‌طور جدی تغییر دهد.

منظورم این است که دیگر نمی‌توان تصور کرد روابط تجاری ایران با برخی کشورها مانند گذشته ادامه پیدا کند. مواضع و رفتار کشورهای مختلف در ذهن ما باقی خواهد ماند. برای مثال، به نظر من کشوری مانند هند پس از این جنگ و پس از اتفاقاتی که برای ایران رخ داد، دیگر نباید همان جایگاه اساسی گذشته را در تأمین برخی نیازهای اولیه کشور داشته باشد. این بحث صرفاً درباره نفت نیست؛ در حوزه کالاهای اساسی و نیازهای اولیه هم باید بازنگری جدی صورت بگیرد.

البته وقتی می‌گوییم یک مسیر یا یک کشور نباید جایگاه قبلی خود را داشته باشد، باید جایگزین و آلترناتیو هم معرفی کنیم. در اینجا، حرکت به سمت کشورهای دیگر مطرح می‌شود. ایران در اطراف خود ظرفیت‌های مهمی دارد؛ روسیه، کشورهای آسیای مرکزی مانند قزاقستان و قرقیزستان، و همچنین همسایگانی مانند پاکستان.

برای مثال، در موضوع برنج، ایران می‌تواند پاکستان را جایگزین هند کند. هم پاکستان ظرفیت این کار را دارد و هم طرف پاکستانی آمادگی آن را دارد. البته در این مسیر، مسائل حمل‌ونقل و برخی ملاحظات اجرایی وجود دارد، اما اصل مسئله این است که ایران می‌تواند در برخی حوزه‌ها، تأمین‌کنندگان جایگزین تعریف کند.

 

پاسخ سوم؛ خودکفایی نسبی در زنجیره‌های حساس

سؤال: در کنار تغییر مسیر و تغییر جهت تجارت، مسئله خودکفایی چه جایگاهی در پاسخ ایران دارد؟

محمدصادق رضایی: پاسخ سوم، حرکت به سمت خودکفایی نسبی در بخشی از زنجیره‌هاست. این بحث بسیار گسترده است، اما در حد اشاره باید گفت که محاصره دریایی می‌تواند کشور را به این جمع‌بندی برساند که در برخی بخش‌های زنجیره تأمین، باید به خودکفایی نسبی برسیم.

یا دست‌کم اگر قرار است تأمین‌کننده‌ای برای نهاده‌ها و کالاهای ضروری داشته باشیم، دیگر نباید صرفاً به کشورهایی مانند برزیل یا سایر تأمین‌کنندگان دوردست و غیرهمسو متکی باشیم، بلکه باید مسیر تأمین را به سمت کشورهای همسو و نزدیک‌تر تغییر دهیم.

 

مانع اصلی؛ هزینه و زمان تجارت

سؤال: با وجود این مسیرهای جایگزین، چرا تغییر جهت تجارت خارجی در عمل دشوار می‌شود؟

محمدصادق رضایی: در کنار این سه پاسخ، یک مشکل مهم وجود دارد. اگر این مشکل حل نشود، تغییر جهت تجارت خارجی کشور به‌درستی اتفاق نمی‌افتد و ما احتمالاً پس از جنگ و محاصره دریایی، دوباره همان مسیر قبلی را ادامه خواهیم داد. مشکل اصلی این است که هزینه تجارت برای ایران همچنان بالاست؛ هم برای ایران و هم برای کشوری که می‌خواهد با ایران کار کند.

برای مثال، فرض کنید ما تصمیم بگیریم واردات برنج از هند را کاهش دهیم و پاکستان را جایگزین کنیم. مسیر جایگزین را هم پیدا کرده‌ایم و می‌دانیم پاکستان می‌تواند بخشی از نیاز ایران را تأمین کند. اما مسئله اینجاست که به‌دلیل گرانی حمل‌ونقل و طولانی‌تر شدن زمان تجارت، حرکت به سمت پاکستان دشوار می‌شود.

طرف پاکستانی می‌تواند از مرز زمینی کالا را به ایران ارسال کند، اما مرز زمینی مشکلات خاص خود را دارد؛ زمان تجارت طولانی‌تر می‌شود و هزینه حمل‌ونقل بالا می‌رود. در چنین شرایطی، تاجر ایرانی دوباره به همان مسیر قبلی برمی‌گردد و نیاز خود را از هند تأمین می‌کند؛ چون کشتی می‌تواند کالا را از مسیر دریایی به ایران برساند و سازوکار قبلی برای او ساده‌تر و اقتصادی‌تر است.

بنابراین حتی اگر سه راهکار تنوع مسیرهای تجاری، تغییر جهت تجارت و خودکفایی نسبی را هم بپذیریم، تا زمانی که به دو مسئله زمان و هزینه تجارت توجه نکنیم، این راهکارها در عمل به نتیجه مطلوب نمی‌رسند. اگر هزینه تجارت بالا و زمان تجارت طولانی باشد، بعد از مدتی دوباره به همان دست‌فرمان قبلی برمی‌گردیم.

 

مسئله فقط تغییر مسیر نیست؛ ساختار باید عوض شود

سؤال: پس راه‌حل اصلی را در چه می‌دانید؟ تغییر مسیر کافی است یا باید تغییر عمیق‌تری اتفاق بیفتد؟

محمدصادق رضایی: راه‌حل این مشکل آن است که پاسخ ما فقط تغییر مسیر نباشد؛ بلکه باید ساختار را هم تغییر دهیم. اگر می‌خواهیم به سمت مبادی شمالی حرکت کنیم و واردات از شمال یا شرق کشور را فعال کنیم، این مسئله نباید صرفاً در حد شعار و بیان باقی بماند. باید ساختاری ایجاد شود که بتواند این کار را انجام دهد.

اکنون ساختار تجارت خارجی ایران عمدتاً بر جنوب و بنادر جنوبی متمرکز است. نمی‌توان از ساختاری که برای تجارت از جنوب طراحی شده، انتظار داشت که مبادی شمالی، شرقی یا سایر مسیرهای جایگزین را فعال کند. بنابراین راهبرد اصلی این است که اگر می‌گوییم واردات از شمال یا شرق باید فعال شود، باید ساختار منسجم، قوی و متناسب با آن هم شکل بگیرد.

با ساختاری که برای جنوب طراحی شده، نمی‌توان از شمال واردات مؤثر انجام داد. پس جمع‌بندی این بخش آن است که محاصره دریایی با هدف فشار بر مبادی وارداتی و صادراتی ایران شکل گرفته است. پاسخ‌های فعلی و ممکن ایران شامل سه محور است: تنوع‌بخشی به مسیرهای تجاری، تغییر جهت تجارت خارجی و خودکفایی نسبی در برخی زنجیره‌ها. اما این سه محور زمانی عملیاتی می‌شوند که دو مانع اصلی، یعنی هزینه بالای تجارت و زمان طولانی تجارت، حل شوند. راه‌حل نیز صرفاً تغییر مسیر نیست؛ بلکه تغییر ساختار تجارت خارجی کشور است.

 

توسعه راه‌های زمینی؛ نه فقط شعار کریدوری

سؤال: در سطح راهبرد عملیاتی، ایران باید از کجا شروع کند؟

محمدصادق رضایی: در بخش راهبردهای مشخص ایران در برابر محاصره دریایی، نخستین راهبرد، توسعه راه‌های زمینی است. من عمداً از لفظ کریدور استفاده نمی‌کنم، چون کریدور مفهومی فراتر از راه دارد. بحث من در اینجا درباره راه‌ها و مبادی تجاری است.

ایران باید تصمیم بگیرد که برای همیشه قرار نیست فقط به جنوب و خلیج فارس متکی باشد. البته این موضوع نباید صفر و صدی فهم شود. در یک وضعیت متعادل، باید بخشی از تجارت به دریا و بخشی دیگر به خشکی متکی باشد. می‌توان گفت ایران باید به یک توازن میان دریا و خشکی برسد.

برای همکاری بیشتر با کشورهای منطقه، ایران ناچار است به سمت خلق و فعال‌سازی راه‌های جدید تجاری حرکت کند. برای مثال، پس از محاصره دریایی، پاکستان اعلام کرد چند مبدأ جدید برای ارتباط با ایران فعال کرده است، اما ما همچنان در مسائل مرزی با پاکستان مشکل داریم. یعنی کشور هنوز به‌طور کامل به این سمت حرکت نکرده که راه زمینی خود را فعال کند.

همین مسئله درباره مسیرهای شمالی، از جمله خزر، ترکمنستان و سایر کشورها هم قابل مشاهده است. بنابراین نخستین راهبرد، توسعه راه‌های زمینی و فعال‌سازی مبادی مرزی است. در این زمینه، مسائل گمرکی، زیرساختی، حمل‌ونقلی و اجرایی متعددی وجود دارد که باید حل شود.

 

کاهش هزینه لجستیک؛ شرط عبور از مسیرهای قبلی

سؤال: شما بارها روی هزینه لجستیک تأکید کردید. چرا این مسئله تا این حد تعیین‌کننده است؟

محمدصادق رضایی: راهبرد دوم، کاهش هزینه لجستیک است. امروز تاجر ایرانی می‌گوید اگر از مسیر دریا واردات انجام دهد، بنادر فعال‌تر هستند، سازوکارها آماده‌تر است و همه چیز در جنوب کشور جا افتاده است. اما اگر بخواهد از مرز ترکمنستان، افغانستان یا پاکستان واردات انجام دهد، با زمان بیشتر، دردسر بیشتر و هزینه بالاتر روبه‌رو می‌شود.

بنابراین برای تغییر مسیر تجارت، باید هزینه لجستیک کاهش پیدا کند. یکی از مسائل مهم در کاهش هزینه لجستیک، حمل‌ونقل ریلی است. ایران در حوزه ریلی ضعف‌های جدی دارد.

برای مثال، در ارتباط با پاکستان، از میرجاوه تا زاهدان، ریل با عرض پاکستانی است و از زاهدان به بعد، ریل وارد شبکه استاندارد ایران می‌شود. یکی از اقداماتی که می‌تواند سرعت و کارایی حمل‌ونقل کالا با پاکستان را افزایش دهد، انتقال ایستگاه تعویض بوژی از زاهدان به میرجاوه است.

اکنون لوکوموتیو پاکستانی باید تا زاهدان بیاید و بعد فرآیندهای مربوط به تعویض و اتصال به شبکه ریلی ایران انجام شود. اگر ایستگاه تعویض بوژی به میرجاوه منتقل شود، لوکوموتیو پاکستانی تا مرز می‌آید و از همان‌جا بار وارد شبکه حمل‌ونقل ریلی سراسری ایران می‌شود. این کار می‌تواند هزینه و زمان را کاهش دهد. به نظر من اکنون فرصت مناسبی برای چنین اقدامی فراهم شده است، چون ایران در حال توجه بیشتر به تجارت با پاکستان و همسایگان خود است.

 

ایران می‌تواند هاب ترانزیتی منطقه شود؟

سؤال: آیا ایران می‌تواند در شرایط جدید به جای صرفاً دور زدن محاصره، نقش ترانزیتی خود را هم فعال کند؟

محمدصادق رضایی: راهبرد سوم، ایفای نقش به‌عنوان هاب ترانزیتی منطقه در کوتاه‌مدت است. البته این راهبرد به‌عنوان راهبرد بلندمدت به‌تنهایی کافی نیست، اما در کوتاه‌مدت می‌تواند برای ایران مفید باشد. ایران به‌دلیل موقعیت جغرافیایی خود در قلب منطقه، این ظرفیت را دارد که مسیر عبور تجارت منطقه باشد و از این مسیر به درآمد پایدار ترانزیتی دست پیدا کند.

اما تحقق این هدف نیز به زیرساخت وابسته است. ایران باید خطوط حمل‌ونقل جاده‌ای مناسب، مسیرهای ریلی فعال، جاده‌های استاندارد، بنادر و مرزهای ورودی و خروجی فعال داشته باشد. تا زمانی که مرزها و مسیرهای جایگزین فعال نشوند و نگاه سنتی مبتنی بر واردات از دریا و اتکا به بنادر جنوبی ادامه داشته باشد، ایران حتی در کوتاه‌مدت هم نمی‌تواند به‌عنوان قطب ترانزیتی منطقه عمل کند.

 

شرایط جدید، سیاست جدید می‌خواهد

سؤال: جمع‌بندی شما از راهبرد ایران در برابر محاصره دریایی چیست؟

محمدصادق رضایی: جمع‌بندی نهایی من این است که ایران مسیرهای جایگزین دارد و می‌تواند راهبردهای جایگزین را فعال کند، اما به شرطی که راهبرد اصلی کشور از وضعیت قبل از جنگ رمضان فاصله بگیرد. باید پذیرفت که شرایط جدید، سیاست جدید می‌خواهد.

اگر همچنان با همان نگاه پیشین به تجارت خارجی، بنادر جنوبی، واردات دریایی و مسیرهای سنتی ادامه دهیم، محاصره دریایی می‌تواند فشار جدی ایجاد کند. اما اگر ساختار تجارت خارجی کشور تغییر کند، مسیرهای زمینی فعال شوند، هزینه لجستیک کاهش یابد و جهت تجارت ایران بازبینی شود، محاصره دریایی می‌تواند به فرصتی برای بازآرایی تجارت خارجی کشور تبدیل شود.

 

 

 

هدف اصلی محاصره دریایی، افزایش فشار بر مسیرهای تجاری ایران است
آیا تجارت ۱۳۰ میلیارد دلاری ایران در معرض خطر است؟

درباره نویسنده

تحریریه چارسو

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما