تهاجم نظامی که در اسفند ۱۴۰۴ تحت عنوان «عملیات خشم حماسی» بر جمهوری اسلامی ایران تحمیل شد، در کنار تهدیدهای مکرر واشنگتن مبنی بر هدف قرار دادن زیرساختها و هویت تاریخی کشور، ابعاد جدیدی از یک نبرد تمدنی و وجودی را نمایان ساخت.
در سناریو دشمن، شهادت رهبری و فرماندهان در همان ساعات اولیه کار جمهوری اسلامی را تمام خواهد کرد. اما ساختار منسجم کشور، تدابیر رهبری شهید و اقدامات نیروهای مسلح توانست ورق را برگرداند. برگ برندهای که جایگاه جهانی ایران را تغییر داد. وجه تمایز این جنگ نسبت به جنگ 8 ساله و 12 روزه آن بود که ایران به عوان سومین کشور جهان توانست از اقتصاد به عنوان سلاح استفاده کرده و با بستن تنگه هرمز و حمله به منافع اقتصادی آمریکا در منطقه صحنه نبرد را تغییر دهد.
این رویارویی که با انسداد موقت تنگه هرمز همراه بود، بزرگترین شوک عرضه در تاریخ بازار جهانی انرژی را رقم زد و متغیرهای اقتصاد کلان، زنجیره تأمین کالاهای اساسی و سبد معیشت خانوارها در بسیاری از کشورها را به شدت تحت تأثیر قرار داد.
پس آنکه ترامپ نتوانست با استفاده از ابزار نظامی تنگه هرمز را بازگشایی کند و عملا در اهداف خود با شکست مواجه شد، تشدید جنگ اقتصادی و محاصره دریایی را در پیش گرفت تا باری دیگر از طریق فشار اقتصادی بتواند خیابان را در دست گرفته و اهدافش دست یابد. جنگ اقتصادی را می توان مرحله جدیدی از جنگ موجودیتی دانست که حتی در زمان سکوت میدان نبرد و حتی در صورت تفاهم در طول مذاکره متوقف نخواهد شد.
این سطح از نبرد که ممکن فرسایشی هم باشد ابزار حمله دشمن نه موشک و پهپاد بلکه دلار و قیمت کالا است که مواجه و پدافند در مقابل آن در کنار اهتمام مسولین صرفا از طریق همکاری جامعه در قالب «جهاد اقتصادی» و اصلاح رفتارهای اقتصادی ممکن و میسر است.
آحاد مردم ایران باید بدانند که فرد به فرد آنها در نبرد جدید نقش دارند و دشمن موشکهای اقتصادی خود را روی آنها قفل کرده است و همگان باید آستین بالا زده و دارده کارزار با دشمن شوند. اقدامی که کلیدیترین ابزار برای بیاثر کردن تهدیدهای تمدنی و خنثیسازی محاسبات اشتباه دشمن در فلج کردن معیشت ملی است. آنچه باید دقت داشت این است که مواجهه تمدنی انقلاب اسلامی و صهیونیست جهانی با تفاهم و توافق حل نشدنی است و همانگونه که رهبر شهید فرمودند باید به دنبال بی اثر سازی اقدامات دشمن بود و مهمترین اقدام در این حوره همان گونه که آیت الله سید مجتبی خامنهای به آن اشاره کردن از مسیر جهاد اقتصادی، مردمی سازی اقتصاد و تحقق کامل اهداف اقتصاد مقاومتی میگذرد.
راهکارهای اقتصاد رفتاری برای جهاد اقتصادی پساجنگ
تهاجم نظامی اسفند ۱۴۰۴ که به دنبال «جنگ ۱۲ روزه» خرداد رخ داد، مستقیماً اقتصاد انرژی ایران و جهان را هدف گرفت. تصمیم راهبردی ایران برای انسداد تنگه هرمز در ۴ مارس ۲۰۲۶ به عنوان یک اهرم دفاع نامتقارن، خروج ۲۰ درصد از نفت و مایعات گازی جهان را متوقف ساخت و قیمت نفت برنت را به بالای 110 دلار افزایش داد.
اگرچه این اقدام کارآمدی نظامی ایران را به رخ کشید و توانست دشمن را مجبور به تمکین و عقب نشینب کند اما با محاصره دریایی زنجیره تأمین داخلی کشور را نیز در کوتاهمدت با چالشهای ترانزیتی روبهرو شد. از سوی دیگر حمله به زیر ساخت های اقتصادی و صنعتی ایران، ناترازی انباشته انرژی و مشکلات تجمیع شده سالهای قبل بر شدت اثر گذاری درگیری در عرصه اقتصاد افزود.
انتقال تکانههای نظامی به بدنه اقتصاد کشور، پیامدهای ملموسی را بر شاخصهای کلان و معیشت خرد بر جای گذاشته است. رشد تورم نقطه به نقطه، افزایش قیمت کالاهای اساسی، رشد نقدینگی و غیره همگی از جمله شاخصهای این اثر گذاری است که با وجود مقاومت تحسینبرانگیز نیروهای نظامی و حضور پر شور مردم در خیابان، بخشهای مولد مانند زنجیرههای تولید فولاد، پتروشیمی و غیره در طول حملات آسیب دیدند و پویایی صادرات غیرنفتی موقتاً کند شد. این پدیده در ترکیب با تصمیمهای ارزی پیش از جنگ، نرخ تورم داخلی را به شدت تحریک کرد.
یکی از کلیدیترین مفاهیمی که نقش مردم را در جهاد اقتصادی تبیین میکند، بررسی رفتارهای مصرفی جامعه از منظر اقتصاد رفتاری است. در شرایط جنگی (چه نظامی و چه در سکوت نظامی و درگیری اقتصادی)، به دلیل عدم تقارن اطلاعاتی و نبود دادههای دقیق از موجودی انبارها، شایعات جایگزین آمارهای رسمی میشوند. این گسست اطلاعاتی، محرک شکلگیری رفتارهای هیجانی همچون خرید هراسآلود (Buying) و سوگیری تأییدی میشود. در چنین اتمسفری، مردم حتی برای کالاهایی که موجودی انبارهای آنها تا چندین ماه تأمین است، صفهای خرید طولانی تشکیل میدهند که خود به موتور محرک تورم و کمبودهای مصنوعی تبدیل میشود.
علاوه بر این، پدیده دلاریزه شدن ذهن جامعه، قیمتگذاری کالاهای کاملاً داخلی را نیز به نرخ ارزهای خارجی و بازار غیررسمی گره میزند. از نگاه اقتصاد رفتاری، در شرایط نااطمینانی شدید، داراییها نقش «پناهگاه امن» را بازی میکنند؛ بنابراین رفتارهای گلهای (Herd Behavior) در بازار طلا، خودرو و مسکن تشدید میشود.
اینجا است نقش مردم در جهاد اقتصادی، دقیقاً در شکستن این زنجیره روانی معنا مییابد. خودداری از تبدیل هیجانی داراییها به ارز و طلا، مدیریت عقلانی مصرف و اتکا به دادههای رسمی به جای شایعات، پدافند رفتاری مؤثری است که از تشدید خودخواسته تورم سمت تقاضا جلوگیری میکند. علاوه بر آن مدیریت مصرف انرژی میتواند خلا به وجود آمده در پی آسیب له روند تامین انرژی کشور ار جبران نماید. و چراغ صنایع را حتی با وجود ناترازی انرژی روشن مگه دارد.
راهکارهای مشارکت مردم در جهاد اقتصادی
برای تبدیل چالشهای کنونی به فرصتی جهت پیشرفت اقتصادی، واگذاری منابع به مردم، جلب مشارکت مستقیم مردم و در نهایت بنا بر فرموده رهبر شهید مردمی سازی اقتصاد در قالب جهاد اقتصادی ضروری است. تشکیل «قرارگاه جهاد اقتصادی» که باید به دنبال ساختارمند کردن توان مردمی باشد، نقش بسزایی در این حرکت میتواند داشته باشد.
تجربهای نزدیک به جهاد سازندگی در سالهای دفاع مقدس هست ساله و پس از آن، این الگو با تکیه بر فعالسازی ظرفیت مساجد، اصناف و بسیج محلات، شبکهای از بازرسان افتخاری را برای رصد انبارها، مقابله با احتکار و نظارت بر شبکه توزیع عادلانه کالاها ایجاد میکند تا دست واسطهها و رانتخواران از سفره مردم کوتاه شودو با مشارکت جمعی و تشکیل تعاونیها، تامین مالی جمعی و یا تولید مشارکتی بتواند نقش مهمی در مشارکت دهی مردم در جهاد اقتصادی و تقابل با دشمن داشته باشد. یکی از وظایف خطیر این قرارگاه کمک به اصلاح الگوی مصرف و تغییر فرهنگ اقتصادی جامعه است که مهمترین و کلیدیترین بخش آن را می توان مصرف انرژی دانست.
آنچه مهم و ضروری است این است که اولا مسئولین کشور بدانند یابد با اقدام جهاد گونه وظایف و مسئولیتهای خود را پپیگیری نمایند و ثانیا به این یقین برسند جز با مردم نمی توانند در نبرد اقتصادی موفق شوند. مردم نیز باید به این مهم توجه داشته باشند که در کنار خیابان، اقتصاد عرصه جدید نبرد آنها با دشمن است.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟