چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

چارسوی اقتصاد
چگونه کمبود انتظاری رفتار خرید خانوار ایرانی را تغییر می‌دهد؟

چگونه کمبود انتظاری رفتار خرید خانوار ایرانی را تغییر می‌دهد؟

در اقتصاد ایران، خرید روزمره دیگر فقط به معنی تأمین نیازهای عادی زندگی نیست. خانواده فقط نمی‌پرسد امروز به چه چیزی نیاز دارم؟»، بلکه مدام با این پرسش مواجه اند که اگر فردا گران‌تر شد چه؟ یا اگر هفته بعد کالا در قفسه نبود چه کنم؟

- اندازه متن +

خرید کردن در نگاه اول کاری ساده و روزمره به نظر می رسد، اما در شرایطی که ثبات اقتصادی کم رنگ می شود، همین رفتار ساده هم معنای تازه ای پیدا می کند. خانواده ها دیگر فقط برای نیاز امروز خرید نمی کنند، بلکه ذهنشان درگیر فردا هم هست؛ فردایی که ممکن است با گرانی بیشتر یا سخت تر شدن تهیه بعضی کالاها همراه باشد. به همین دلیل، تصمیم خرید آرام آرام از یک انتخاب عادی به نوعی واکنش محتاطانه در برابر آینده تبدیل می شود.

در چنین فضایی، کمبود انتظاری زمانی شکل می گیرد که مردم پیش از بروز کمبود واقعی، رفتار خود را تغییر می دهند. این تغییر می تواند به صورت خرید زودتر، خرید بیشتر یا تغییر در سبد مصرفی دیده شود. بنابراین، بررسی این پدیده فقط توضیح یک رفتار اقتصادی نیست، بلکه راهی برای فهم دقیق تر تجربه روزمره خانوار ایرانی در مواجهه با نااطمینانی و تلاش برای حفظ آرامش و تعادل زندگی است.

تورم مزمن و تغییر حافظه اقتصادی

در اقتصادهایی با تورم بالا، انتظارات مصرف‌کنندگان نقشی تعیین‌کننده پیدا می‌کند. تورم فقط کاهش قدرت خرید پول نیست؛ تورم مزمن، حافظه اقتصادی جامعه را تغییر می‌دهد. وقتی خانواده‌ها چند سال پیاپی افزایش شدید قیمت‌ها را تجربه می‌کنند، به‌تدریج یاد می‌گیرند که نگه داشتن پول نقد ممکن است به معنای از دست دادن قدرت خرید باشد. در نتیجه، کالا به نوعی پناهگاه تبدیل می‌شود؛ نه الزاماً پناهگاهی برای سرمایه‌گذاری، بلکه پناهگاهی برای حفظ حداقلی از امنیت معیشتی.

داده‌های بانک جهانی نشان می‌دهد که تورم در اقتصاد ایران یک پدیده گذرا نبوده است. نگاهی به روند تورم طی سال‌های ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۳، تصویری از فشاری مستمر بر خانوار را ترسیم می‌کند:

روند نرخ تورم از 1397 تا 1403

 نمودار ۱. روند نرخ تورم سالانه ایران بر اساس داده‌های بانک جهانی (۱۳۹۷ تا ۱۴۰۳)

همان‌طور که در این نمودار پیداست، تداوم تورم اهمیت زیادی دارد. اگر تورم فقط یک‌بار رخ می‌داد، خانوار آن را شوک موقت می‌دانست؛ اما وقتی تورم به تجربه‌ای مکرر تبدیل می‌شود، خانوار به جای آنکه صرفاً مصرف‌کننده باشد، به مدیر ریسک تبدیل می‌شود. مادر یا پدری که در فروشگاه تصمیم می‌گیرد دو بسته روغن بیشتر بخرد، الزاماً رفتار هیجانی ندارد؛ او در حال مقایسه قیمت امروز با قیمت احتمالی فرداست. اینجا منطق اقتصادی با اضطراب روزمره گره می‌خورد.

فشار بر معیشت و سهم سبد خوراکی

اثر کمبود انتظاری وقتی دردناک‌تر می‌شود که بدانیم بخش بزرگی از درآمد خانوارها صرف نیازهای حیاتی می‌شود. گزارش هزینه و درآمد خانوار ۱۴۰۲ مرکز آمار ایران، به‌خوبی نشان می‌دهد که چرا دهک‌های پایین‌تر نسبت به تغییرات قیمت این‌قدر حساس‌اند.

سهم هزینه خوراکی

 

 *نمودار ۲. سهم هزینه خوراکی‌ها در خانوارهای شهری و روستایی (۱۴۰۲)*

تفاوت معنادار ۲۴.۷ درصدی در خانوارهای شهری و ۳۹.۶ درصدی در خانوارهای روستایی، پیام واضحی دارد: وقتی نزدیک به ۴۰ درصد بودجه یک خانوار صرف خوراک می‌شود، او هیچ حاشیه امنی ندارد. کمبود انتظاری برای این خانواده‌ها فقط یک نگرانی ذهنی نیست؛ مسئله‌ای کاملاً ملموس است که هر روز سر سفره آن‌ها حاضر می‌شود. وقتی قیمت‌ها بالا می‌رود، این خانوارها نمی‌توانند مصرف را به تعویق بیندازند؛ آن‌ها ناچار می‌شوند کیفیت را قربانی کنند یا کالاهای اساسی را پیش‌خرید کنند تا از نوسانات بعدی در امان بمانند.

پیش گویی مکانیسم‌های رفتاری

یکی از مهم‌ترین پیامدهای این وضعیت، پدیده‌ای است که در اقتصاد رفتاری به آن پیش‌گویی خودمحقق‌کننده می‌گوییم. مردم از کمبود می‌ترسند، پس بیشتر می‌خرند؛ بیشتر خریدن باعث کاهش ناگهانی موجودی انبارها می‌شود؛ کاهش موجودی، ترس اولیه را در ذهن مردم تأیید می‌کند و این چرخه معیوب ادامه می‌یابد.

در واقع، رفتار خانوار ایرانی در فروشگاه‌ها را می‌توان به چند دسته اصلی تقسیم کرد که نشان می‌دهد چطور کمبود انتظاری سبد خرید را تغییر می‌دهد:

 

کانال های اثر گذاری 

 

*نمودار ۳. کانال‌های اصلی تغییر رفتار خرید در مواجهه با کمبود انتظاری*

همان‌طور که نمودار بالا نشان می‌دهد، این تغییر رفتار فقط خرید بیشتر نیست. بخشی از آن تغییر ترکیب سبد است به معنای دیگر حذف خدمات و کالاهای لوکس به نفع کالاهای بادوام خوراکی و بخشی دیگر پیش‌رویِ مصرف است یا همان جلو انداختن خریدهای آینده. هر دوی این‌ها در نهایت باعث می‌شود خانوارها حس کنند که مدام در حال دویدن برای درجا زدن هستند.

از نگرانی تا پیش خرید

کمبود انتظاری را باید فراتر از یک رفتار مصرفی ساده دید؛ این پدیده نشانه‌ای از رابطه آسیب‌دیده میان خانوار و آینده اقتصادی است. خرید روزمره تبدیل به میدان تصمیم‌گیری‌های دشوار می‌شود؛ تصمیم‌هایی میان نیاز امروز، ترس از فردا و محدودیت درآمد.

در نهایت، راه خروج از اقتصاد روز مبادا، فقط پر کردن قفسه فروشگاه‌ها نیست. اگر سیاست‌گذار به دنبال ثبات در بازار مصرف است، باید پیش از هر چیز انتظارات تورمی را مدیریت کند. تا زمانی که اعتماد به آینده بازنگردد، خانوار همچنان به جای انتخاب آزادانه، از سرِ احتیاط و نگرانی خرید خواهد کرد. در چنین شرایطی، اقتصاد روز مبادا دیگر فقط در انبار خانه‌ها نیست؛ در ذهن و رفتار روزمره مردم زندگی می‌کند.

درباره نویسنده

فرزانه ملا

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما