چرا عدد رشد اقتصادی برای آمریکا مهم است؟
گزارش تازه دولت آمریکا نشان میدهد اقتصاد این کشور در سهماهه منتهی به ژوئن با نرخ سالانهشده ۱.۵ درصد رشد کرده است؛ عددی که هم از رشد ۲.۱ درصدی فصل قبل پایینتر است و هم کمتر از انتظار اقتصاددانان اعلام شده. این کاهش در ظاهر فقط یک عدد فصلی است، اما در متن جنگ ایران و شوک نفتی اخیر، معنای بزرگتری پیدا میکند. اقتصاد آمریکا وارد وضعیتی شده که هم رشد آن آهستهتر شده و هم تورم دوباره بالا آمده است.
نکته مهم این است که عدد ۱.۵ درصد هنوز از رشد ۰.۵ درصدی سهماهه پایانی ۲۰۲۵ بهتر است. یعنی اقتصاد آمریکا سقوط نکرده، اما از مسیر پرقدرت هم حرکت نمیکند. این وضعیت برای سیاستگذار پولی خطرناک است؛ چون اقتصاد نه آنقدر ضعیف شده که کاهش نرخ بهره را توجیه کند و نه آنقدر سالم است که بتوان از کنار تورم عبور کرد. به زبان ساده، آمریکا در نقطهای قرار گرفته که رشد کند شده، اما تورم هنوز پایین نیامده است.
ریشه اصلی این وضعیت در شوک نفتی ناشی از جنگ خاورمیانه دیده میشود. طبق گزارش منتشر شده، دوره آماری منتشرشده دقیقاً پس از یک شوک تاریخی نفتی قرار گرفته که در پی تشدید جنگ ایران رخ داده است. قیمت متوسط بنزین در آمریکا در ماه مه تا ۴.۵۶ دلار برای هر گالن بالا رفت و پس از توافق مقدماتی صلح کمی آرام شد. همین افزایش قیمت سوخت، فشار مستقیم بر مصرفکننده آمریکایی گذاشت.
تورم سالانه آمریکا نیز به ۳.۵ درصد و به بیش از یک واحد درصد بالاتر از هدف ۲ درصدی فدرالرزرو رسیده است. این فاصله برای اقتصاد آمریکا مهم است. فدرالرزرو در سالهای اخیر تلاش کرده بود تورم پساکرونا را مهار کند و نرخ بهره را از اوجهای قبلی پایینتر بیاورد. اما جنگ ایران دوباره مسیر را پیچیده کرده است. هرچه نفت و بنزین بالا بماند، کاهش تورم سختتر میشود و بانک مرکزی ناچار است محتاطتر عمل کند.
در چنین شرایطی، رشد ۱.۵ درصدی نشانه انتقال هزینه جنگ به اقتصاد آمریکا است. جنگی که از نظر نظامی در خاورمیانه جریان دارد، از مسیر نفت، بنزین، تورم و نرخ بهره وارد زندگی خانوار آمریکایی و ترازنامه شرکتهای این کشور شده است.
چرا فدرالرزرو در تنگنا قرار گرفت؟
مشکل اصلی اقتصاد آمریکا در این گزارش، ترکیب تورم بالا با بازار کار نسبتاً مقاوم است. اگر اشتغال سریعاً تضعیف میشد، فدرالرزرو میتوانست برای جلوگیری از رکود، به کاهش نرخ بهره فکر کند. اما گزارش میگوید استخدام برخلاف نگرانی بسیاری از اقتصاددانان همچنان مقاومتر از انتظار بوده است. همین مقاومت بازار کار، دست بانک مرکزی را میبندد.
وقتی تورم ۳.۵ درصد است و بازار کار هنوز فرو نریخته، فدرالرزرو نمیتواند بهراحتی بگوید اقتصاد نیازمند پول ارزانتر است. بازارهای آتی نیز احتمال افزایش نرخ بهره را بالا بردهاند. نرخ بهره پایه اکنون در محدوده ۳.۵ تا ۳.۷۵ درصد قرار دارد اما همچنان بسیار بالاتر از نرخ نزدیک به صفر دوران آغاز کرونا است. بنابراین هزینه استقراض برای شرکتها، خانوارها و بازار مسکن هنوز بالاست.
این یعنی شوک نفتی فقط هزینه بنزین را بالا نمیبرد؛ از مسیر سیاست پولی، هزینه سرمایه را هم بالا نگه میدارد. شرکتها وقتی با نرخ بهره بالاتر مواجه میشوند و در نتیجه این چرخه، کندتر شدن رشد در فصلهای بعد محتمل است.
از این زاویه، جنگ ایران برای آمریکا یک هزینه دوگانه ساخته است. از یک طرف، قیمت انرژی و بنزین را بالا برده و تورم را تشدید کرده است. از طرف دیگر، همین تورم باعث میشود فدرالرزرو نتواند با کاهش نرخ بهره از رشد حمایت کند. در واقع، شوک نفتی همزمان از جیب خانوار و از موتور سرمایهگذاری شرکتها هزینه میگیرد.
رئیس فدرالرزرو نیز در گزارش تأکید کرده که قیمتهای بالا فشار مستقیم بر مردم آمریکا است و کمیته سیاستگذاری باید ثبات قیمت را بازگرداند. معنای عملی این جمله آن است که تا وقتی تورم ناشی از انرژی و انتظارات تورمی مهار نشود، کاهش نرخ بهره به تعویق میافتد. این برای دولت آمریکا هم مسئله سیاسی است؛ چون افزایش قیمت بنزین در آمریکا سریعاً به نارضایتی عمومی تبدیل میشود و اثر آن در افکار عمومی بیش از بسیاری از شاخصهای اقتصادی دیده میشود.
نکته مهمتر این است که آمریکا در چنین وضعی نمیتواند جنگ را صرفاً یک پرونده خارجی بداند. اگر هر مرحله از تنش با ایران، قیمت نفت و بنزین را بالا ببرد، فدرالرزرو را سختگیرتر کند و رشد را کندتر سازد، هزینه جنگ به داخل اقتصاد آمریکا منتقل شده است. این همان جایی است که جغرافیای انرژی خلیج فارس به سیاست پولی واشنگتن وصل میشود.
جمعبندی اینکه گزارش تازه رشد اقتصادی آمریکا نشان میدهد جنگ ایران فقط مسئله خاورمیانه نیست. رشد آمریکا به ۱.۵ درصد کند شده، تورم به ۳.۵ درصد رسیده، بنزین در اوج تا ۴.۵۶ دلار بالا رفته و فدرالرزرو در برابر کاهش نرخ بهره محتاطتر شده است.
اگر جنگ ادامه پیدا کند و شوک انرژی تکرار شود، آمریکا با خطر رشد کمجان، تورم بالاتر و نرخ بهره سختگیرانهتر روبهرو میشود. این همان نقطهای است که ایران از مسیر انرژی، هزینه جنگ را به اقتصاد آمریکا منتقل میکند. میدان جنگ ممکن است در خلیج فارس باشد، اما آثار آن در پمپبنزین، نرخ بهره، بودجه خانوار و سرمایهگذاری شرکتهای آمریکایی دیده میشود.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟