سالهاست که قطبنمای دیپلماسی اقتصادی ایران به سمت بنادر جنوبی و بازارهای دبی چرخیده، اما سفر اخیر عبدالناصر همتی، رئیسکل بانک مرکزی به مسکو، خبر از یک تغییر مسیر مهم میدهد. این سفر زمانی انجام میشود که فشار تحریمها و نوسانات ارزی، اداره بازار داخلی را به دردسری هرروزه بدل کرده است.
با این حال انگیزه اصلی این سفر یک دیدار تشریفاتی نیست، بلکه دنبال کردن پروندهای است که میتواند تراز تجاری و امنیت غذایی کشور را سالها بیمه کند؛ وام ۲۰ میلیارد دلاری روسیه به ایران. رقمی که به تنهایی از کل بودجه سالانه واردات کالاهای اساسی بیشتر است و میتواند به سلطه درهم بر سفره مردم پایان دهد.
روایت یک توافق، از کرملین تا پاستور
ریشه این تحول به دیدارهای دیپلماتیک سطح بالا پیش از تحولات اخیر منطقه بازمیگردد؛ زمانی که شهید لاریجانی در گفتوگو با ولادیمیر پوتین، سنگبنای یک همکاری مالی کمسابقه را گذاشت. پیشنهاد روسیه روشن بود؛ تخصیص یک خط اعتباری ۲۰ میلیارد دلاری در قالب روبل. برای درک اهمیت این عدد کافی است نگاهی به آمار گمرک بیندازیم.
ایران به طور میانگین سالانه حدود ۱۴ تا ۱۷ میلیارد دلار صرف واردات کالاهای اساسی شامل گندم، ذرت، دانههای روغنی و دارو میکند. دریافت این وام یعنی کشور میتواند بیش از یک سال و نیم، تمام نیازهای راهبردی خود را بدون برداشت حتی یک سنت از ذخایر دلاری یا یورویی تامین کند.
اما چرا این موضوع تا امروز معطل ماند؟ گزارشها نشان میدهد بخش بزرگی از بدنه کارشناسی و مدیریتی در سالهای گذشته درگیر یک تردید بنیادین بود؛ آیا وام روبلی به سود ماست؟ همین تردید سبب شد حتی زمانی که روسها در میانه درگیریهای نظامی خود آماده پرداخت نخستین قسط یک میلیارد دلاری بودند، طرف ایرانی در پیچوخم بروکراسی و تحلیلهای ناهمسو فرصت را از دست بدهد. حالا همتی راهی مسکو شده تا این گره را باز کند. او نه فقط برای دریافت وام، بلکه برای تعریف یک نظام پرداخت تازه به روسیه رفته است؛ نظامی که در آن روبل و ریال جای ارزهای واسط را بگیرند.
یکی از عجیبترین تناقضهای تجارت خارجی ایران در سالهای اخیر، شیوه خرید کالا از روسیه بود. با وجود مرز آبی مشترک در خزر و مسیرهای ریلی، کالاهای اساسی روسیه مانند گندم نخست به دریای سیاه میرفت، سپس با طی مسیرهای طولانی به بنادر امارات میرسید و در نهایت با نرخ درهم تسویه میشد تا به ایران برسد. این یعنی ایران برای خرید از همسایه شمالی خود حقالعمل کارگزاران اماراتی را میپرداخت و خود را در معرض نوسان نرخ درهم در بازار دبی قرار میداد. سفر همتی، کوششی برای انتقال این مبادلات به مسیر مستقیم ریلی شمال و تسویه با پول ملی دو کشور است.
ترسها، چالشها و دیوارهای بلند بروکراسی
با وجود جذابیت ظاهری این وام بزرگ، مسیر پیشروی بانک مرکزی هموار نیست. نگرانیها و چالشهای جدی وجود دارد که در صورت مدیریت نادرست، این فرصت طلایی میتواند به وابستگی ساختاری یا بنبست اقتصادی بدل شود.
چالش نقدشوندگی و سبد ارزی
نخستین و بزرگترین نگرانی کارشناسان، محدودیت کارکرد روبل است. منتقدان باور دارند وقتی ایران وام ۲۰ میلیارد دلاری را به شکل روبل میگیرد، عملاً متعهد میشود این مبلغ را تنها در بازار روسیه خرج کند. اگرچه روسیه تامینکننده بزرگ غلات و نهادههای دامی است، اما ایران در حوزه فناوری، قطعات صنعتی و برخی داروها به بازارهای چین و اروپا نیاز دارد و روبل در آنجا کارایی چندانی ندارد.
بنابراین چالش اصلی همتی این است که تضمین کند این وام چنان طراحی شود که قابلیت تبدیل به سایر ارزها در سامانههای پرداخت جایگزین را داشته باشد، یا دستکم همه نیازهای سبد وارداتی ایران از روسیه را پوشش دهد، بیآنکه به انباشت روبلهای بلااستفاده بینجامد.
نوسان شدید روبل در برابر دلار
روبل روسیه در سالهای اخیر زیر فشار جنگ و تحریمهای غرب، یکی از پرنوسانترین پولهای جهان بوده است. گرفتن وامی با سود ۶ درصد به شکل روبل، این ریسک را برای ایران دارد که با سقوط ارزش روبل در برابر ارزهای جهانی، قدرت خرید این وام بهشدت کاهش یابد.
از سوی دیگر اگر روبل تقویت شود، بازپرداخت آن برای ایران سنگینتر خواهد بود. تنظیم یک سازوکار پوشش ریسک نرخ ارز در مذاکرات همتی با طرف روسی، یکی از پیچیدهترین بخشهای این ماموریت است و ناکامی در آن میتواند بدهی ارزی سنگینی روی دست دولت بگذارد.
بنبست سامانههای پرداخت فرامرزی
در بخشی از گزارشها به تلاش ایران برای اتصال به سامانه پرداخت فرامرزی چین موسوم به CIPS اشاره شده است. واقعیت تلخ آن است که حتی کشورهای دوست مانند چین، از بیم تحریمهای ثانویه آمریکا، در اتصال کامل ایران به نظام بانکی خود محتاطانه عمل میکنند. درباره روسیه نیز، اتصال شبکه شتاب ایران به شبکه MIR روسیه سالهاست در رسانهها مطرح میشود اما در عمل با موانع فنی و امنیتی روبروست. همتی در مسکو با این پرسش روبروست که آیا روسیه حاضر است هزینه سیاسی و فنی یک اتصال کامل بانکی را بپذیرد، یا این همکاری تنها به یک خط اعتباری محدود برای خریدهای دولتی خلاصه میشود.
مقاومت ذینفعان درهم و ساختار سنتی تجارت
نمیتوان از چالشها نوشت و به شبکه سنتی صرافیها و واردکنندگانی اشاره نکرد که دهههاست سود خود را در چرخه ریال، درهم و کالا تعریف کردهاند. حذف درهم از مبادلات کالاهای اساسی یعنی کوتاه شدن دست بسیاری از واسطهها. این ذینفعان نفوذ چشمگیری در ساختار تصمیمگیری دارند و با طرح مسائلی مانند ناامنی مسیرهای شمالی یا کیفیت پایین کالاهای روسی، میکوشند در این تغییر مسیر راهبردی تردید ایجاد کنند. همتی باید افزون بر مذاکره در مسکو، در داخل کشور هم با این مقاومتهای ساختاری دستوپنجه نرم کند.
لجستیک و زیرساخت فرسوده
حتی اگر ۲۰ میلیارد دلار روبل همین امروز به حسابهای ایران بنشیند، یک پرسش بزرگ باقی میماند؛ آیا بنادر شمالی و شبکه ریلی ما توان جابهجایی ۲۵ میلیون تن کالای اساسی در سال را دارند؟ هماکنون زیرساختهای ریلی ایران در محور شمال به جنوب با کمبود واگن، فرسودگی خطوط و نبود بنادر تخصصی غلات روبروست. انتقال بار از مسیر جنوبی بندر امام به مسیر شمالی، نیازمند یک تحول عمرانی است که هزینه و زمان زیادی میخواهد.
عبور از ترس برای امنیت ملی
سفر عبدالناصر همتی به مسکو فراتر از یک گفتوگوی بانکی، یک مانور قدرت در برابر تحریمهای پولی است. واقعیت این است که در جهان چندقطبی امروز، اصرار بر استفاده از یک ارز واسط یعنی درهم برای خرید کالا از یک همسایه قدرتمند، نه با منطق اقتصادی سازگار است و نه با اصول امنیت ملی.
وام ۲۰ میلیارد دلاری روسیه با وجود همه چالشهای فنی و نرخ سود ۶ درصدیاش، یک فرصت تنفسی کمنظیر برای اقتصاد ایران است تا خود را از فشار لحظهای نرخ دلار در چهارراه استانبول رها کند. کامیابی همتی در این سفر با میزان عملیاتی شدن این وام سنجیده میشود، نه صرف امضای تفاهمنامه روی کاغذ. اگر ایران بتواند قفل این اعتبار را بشکند و آن را به واردات مستقیم و ارزانتر کالاهای اساسی گره بزند، نه تنها تورم در بخش خوراکی مهار میشود، بلکه پیامی جدی به بازارهای جهانی مخابره خواهد شد؛ دوره انحصار ارزهای غربی بر سفره مردم به سر آمده است.
اما باید هشیار بود؛ وابستگی به روبل نباید جایگزین وابستگی به دلار شود. استقلال اقتصادی درگرو تنوع بخشیدن به شرکای تجاری و ابزارهای مالی است. سفر به مسکو باید تنها بخشی از یک پازل بزرگتر باشد که قطعات دیگر آن در پکن، دهلی و سایر پایتختهای اقتصادی جهان چیده میشود. ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به دیپلماسی جسورانه نیاز دارد تا ترسهای قدیمی را پشت سر بگذارد و از زیر سایه واسطههای منطقه خارج شود.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟