چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

چارسوی اقتصاد
هشدار صالحی: ناترازی برق ریشه در حکمرانی دارد

هشدار صالحی: ناترازی برق ریشه در حکمرانی دارد

رئیس فدراسیون صادرات انرژی با رد راهکارهای تک‌بعدی، ناترازی برق را محصول ساختار معیوب حکمرانی انرژی دانست. آیا اصلاح این ساختار پیش از آنکه خاموشی‌های گسترده گریبان صنعت را بگیرد، عملی خواهد شد؟

- اندازه متن +

در شرایطی که صنعت برق ایران با وجود بهره‌مندی از دانش فنی و سرمایه‌گذاری قابل‌توجه، همچنان از عمیق‌تر شدن شکاف تولید و مصرف رنج می‌برد، حمیدرضا صالحی، رئیس هیات‌مدیره فدراسیون صادرات انرژی و صنایع وابسته، با لحنی هشدارآمیز پرده از یک واقعیت تلخ برداشت: مساله، کمبود ژنراتور یا پول نیست؛ بلکه ناتوانی در مدیریت یک ساختار بیمارگونه است. به باور او، ادامه روند کنونی نه‌تنها وضعیت موجود را بهبود نمی‌بخشد، بلکه طی پنج تا ۱۰ سال آینده، کشور را با بحرانی جدی‌تر در تامین انرژی مواجه خواهد کرد.

این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که آمارها گویای افزایش هم‌زمان ظرفیت تولید و ناترازی است؛ تناقضی که نشان می‌دهد هر مگاواتی که به شبکه اضافه می‌شود، در سایه مصرف بی‌ضابطه و نبود حکمرانی کارآمد، بلافاصله به هدر می‌رود. از نگاه صالحی، توسعه نیروگاه‌های تجدیدپذیر هرچند ضروری است، اما به‌تنهایی همچون مسکنی برای بیماری مزمنی عمل می‌کند که ریشه در الگوی مصرف و ساختار تصمیم‌گیری دارد.

پنج گره کور در حکمرانی انرژی ایران

تحلیل اظهارات صالحی نشان می‌دهد که ریشه ناترازی برق، به پنج معضل ساختاری بازمی‌گردد که هرکدام به‌تنهایی می‌توانند کل سیستم را با اختلال مواجه کنند. در ادامه، این گره‌های کور را با نگاهی فراتر از متن، واکاوی می‌کنیم:

۱. مصرف تابستانی خانگی؛ اوج‌گیری بی‌ضابطه: برخلاف باور عمومی که صنعت را بزرگ‌ترین مصرف‌کننده می‌داند، صالحی فاش می‌کند که سهم سه بخش صنعت، خانگی و سایر مصارف تقریباً برابر است؛ اما در تابستان، سهم بخش خانگی از مرز ۴۰ درصد عبور می‌کند. این جهش فصلی نشان می‌دهد که الگوی مصرف خانگی فاقد انعطاف‌پذیری لازم برای مدیریت پیک‌بار است و سیستم قیمت‌گذاری کنونی، انگیزه‌ای برای کاهش مصرف در ساعات اوج ایجاد نمی‌کند.

۲. تعرفه‌های پلکانی؛ داروی بی‌اثر: اگرچه تعرفه‌های پلکانی به‌عنوان ابزاری برای تشویق به صرفه‌جویی طراحی شده‌اند، اما به اعتراف رئیس فدراسیون صادرات انرژی، این سیاست به نتیجه مطلوب نرسیده است. دلیل این ناکارآمدی، شکاف عمیق بین قیمت تمام‌شده برق و تعرفه‌های پرداختی توسط مشترکان است که باعث می‌شود سیگنال قیمت، هیچ اثری بر رفتار مصرف‌کننده نداشته باشد.

۳. حکمرانی منفعل؛ فقدان راهبرد بلندمدت: مشکل اصلی از نگاه صالحی، نه کمبود سرمایه یا دانش فنی که «مدل حکمرانی انرژی» است. این عبارت کلیدی، به مجموعه‌ای از ناهماهنگی‌های نهادی، تصمیم‌گیری‌های کوتاه‌مدت و فقدان یک نقشه راه یکپارچه اشاره دارد که باعث می‌شود هرگونه سرمایه‌گذاری در بخش تولید، در یک سیستم بیمارگونه، هدر رود.

۴. توسعه تجدیدپذیرها؛ راهکاری ناقص: تأکید صالحی بر اینکه «توسعه نیروگاه‌های تجدیدپذیر به‌تنهایی نمی‌تواند در کوتاه‌مدت مشکل را حل کند»، نشان‌دهنده یک واقعیت تلخ است. سهم ناچیز انرژی‌های سبز در سبد تولید برق ایران و زمان‌بر بودن اجرای پروژه‌های بزرگ مقیاس، این منبع را به یک راهکار میان‌مدت تبدیل کرده که در سایه نبود مدیریت تقاضا، نمی‌تواند پاسخگوی شکاف فزاینده باشد.

۵. ناترازی ساختاری؛ مساله‌ای انباشت‌شونده: هشدار صالحی درباره عمیق‌تر شدن شکاف تولید و مصرف طی ۵ تا ۱۰ سال آینده، بیانگر یک روند هشداردهنده است. در صورت ادامه روند کنونی، صنعت برق ایران با یک معضل انباشت‌شونده مواجه خواهد شد که هر سال، فشار بیشتری بر شبکه، صنایع و زندگی روزمره مردم وارد می‌کند و راهکارهای مقطعی مانند خاموشی‌های برنامه‌ریزی‌شده را به یک هنجار دائمی تبدیل می‌کند.

آیا «حکمرانی انرژی» پیش از فروپاشی شبکه، اصلاح می‌شود؟

پرسشی که پس از شنیدن اظهارات صالحی، ذهن هر تحلیلگری را به خود مشغول می‌کند، نه چگونگی بلکه «زمان» اصلاحات است. با توجه به اینکه ایران از منظر «ظرفیت تولید، دانش فنی و توان سرمایه‌گذاری» در جایگاه مناسبی قرار دارد، می‌توان گفت که راه‌حل‌های فنی به‌وفور در دسترس هستند. اما مساله اصلی، اراده سیاسی و ایجاد اجماع بر سر یک بازنگری اساسی در ساختار قیمت‌گذاری، یارانه‌های پنهان انرژی و تفکیک نهادهای تصمیم‌گیرنده است.

تحلیل آینده‌نگر نشان می‌دهد که هر سال تأخیر در این اصلاحات، هزینه‌ای معادل هزاران مگاوات ظرفیت از دست‌رفته و میلیاردها دلار یارانه سوخت را به کشور تحمیل خواهد کرد. از سوی دیگر، افزایش قیمت حامل‌های انرژی در بودجه‌های سنواتی، اگرچه گامی در مسیر درست است، اما بدون همراه‌سازی با برنامه‌های فرهنگ‌سازی، اصلاح تعرفه‌های پلکانی و کاهش فاصله قیمت برق با هزینه تمام‌شده، نمی‌تواند به‌تنهایی گره‌گشا باشد. به نظر می‌رسد پنجره فرصت برای اصلاح حکمرانی انرژی، رو به بسته شدن است و اگر اقدام جدی در سال‌های باقی‌مانده تا دهه آینده صورت نگیرد، شاید ناترازی برق از یک چالش اقتصادی به یک بحران امنیت ملی تبدیل شود.

درباره نویسنده

تحریریه چارسو

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما