Skip to main content

چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

پر بازدیدترین مطالب

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

رحیم صفوی: جنگ‌طلبی آمریکا انتقال قدرت و جغرافیای اقتصادی به شرق را شتاب می‌دهد

رحیم صفوی: جنگ‌طلبی آمریکا انتقال قدرت و جغرافیای اقتصادی به شرق را شتاب می‌دهد

سرلشکر سید یحیی رحیم صفوی، دستیار و مشاور عالی فرماندهی کل قوا، در اظهاراتی در ۱۹ شهریور ۱۴۰۵ جنگ‌طلبی آمریکا را «بهترین شتاب‌دهنده» انتقال وزنه قدرت و جغرافیای اقتصادی به شرق توصیف کرد و گفت «تظاهر به فتح» نشانه پذیرش چندقطبی‌شدن قدرت و امنیت بین‌المللی است. این گزاره بیش از…

- اندازه متن +

سرلشکر سید یحیی رحیم صفوی، دستیار و مشاور عالی فرماندهی کل قوا، در اظهاراتی در ۱۹ شهریور ۱۴۰۵ جنگ‌طلبی آمریکا را «بهترین شتاب‌دهنده» انتقال وزنه قدرت و جغرافیای اقتصادی به شرق توصیف کرد و گفت «تظاهر به فتح» نشانه پذیرش چندقطبی‌شدن قدرت و امنیت بین‌المللی است. این گزاره بیش از آنکه یک آمار اقتصادی باشد، یک چارچوب ژئوپلیتیکی است: جنگ، تحریم و نااطمینانی می‌توانند مسیرهای انرژی، تجارت، سرمایه و ترانزیت را به سمت شبکه‌های غیرغربی سوق دهند. در عین حال، داده‌های بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول نشان می‌دهد اقتصادهای آسیایی همچنان از موتورهای مهم رشد جهان هستند، اما خود آنها نیز از جنگ و شوک انرژی آسیب می‌بینند.

رحیم صفوی درباره انتقال قدرت به شرق دقیقاً چه گفت؟

در گزارش منتشرشده از اظهارات سرلشکر رحیم صفوی، دو گزاره اصلی برجسته است. نخست اینکه او جنگ‌طلبی آمریکا را عاملی دانسته که روند انتقال قدرت و جغرافیای اقتصادی به شرق را سرعت می‌دهد.

«جنگ‌طلبی آمریکا به بهترین شتاب‌دهنده برای انتقال وزنه قدرت و جغرافیای اقتصادی به شرق تبدیل شده است.»

صفوی همچنین درباره نمایش پیروزی در جنگ گفت:

«تظاهر به فتح، نشان شکست و پذیرش چندقطبی شدن قدرت و امنیت بین‌الملل است.»

این دو جمله یک چارچوب واحد را تشکیل می‌دهند: از دید صفوی، هزینه‌های جنگ فقط در میدان نظامی باقی نمی‌ماند و می‌تواند ساختار تجارت، انرژی، اتحادهای سیاسی و مسیرهای اقتصادی را نیز تغییر دهد.

شهرآرانیوز: اظهارات رحیم صفوی درباره جنگ‌طلبی آمریکا و جهان چندقطبی

«انتقال وزنه قدرت به شرق» از نظر اقتصادی یعنی چه؟

عبارت «انتقال وزنه قدرت» یک شاخص رسمی اقتصادی با تعریف واحد نیست. برای تبدیل آن به یک تحلیل قابل سنجش باید چند متغیر جدا از هم بررسی شود: سهم اقتصادهای آسیایی از رشد جهانی، مسیرهای تجارت، زنجیره تأمین، مصرف انرژی، شبکه‌های مالی و کریدورهای ترانزیتی.

  • سهم بالاتر آسیا در رشد اقتصاد جهانی

    بانک جهانی برای سال ۲۰۲۶ رشد منطقه شرق آسیا و اقیانوسیه را حدود ۴.۲ درصد پیش‌بینی کرده است؛ سطحی که همچنان از متوسط رشد اقتصاد جهانی بالاتر است.

  • تمرکز تولید و زنجیره تأمین در آسیا

    شرق آسیا یکی از بزرگ‌ترین قطب‌های تولید کالا، تجارت صنعتی و زنجیره ارزش جهانی است. بنابراین تغییر مسیر تجارت یا سرمایه در این منطقه می‌تواند بر اقتصاد جهانی اثر مستقیم بگذارد.

  • افزایش اهمیت مسیرهای انرژی به آسیا

    چین، هند، ژاپن، کره جنوبی و دیگر اقتصادهای آسیایی از بزرگ‌ترین مصرف‌کنندگان و واردکنندگان انرژی هستند و امنیت مسیرهای خلیج فارس و اقیانوس هند برای آنها اهمیت راهبردی دارد.

  • رشد اهمیت کریدورهای زمینی و دریایی اوراسیا

    رقابت برای کنترل یا توسعه مسیرهایی که چین، آسیای مرکزی، روسیه، ایران، هند و اروپا را به هم متصل می‌کنند، بخشی از همان جابه‌جایی جغرافیای اقتصادی است که صفوی به آن اشاره می‌کند.

بانک جهانی با وجود کاهش سرعت رشد، همچنان شرق آسیا و اقیانوسیه را یکی از مناطق دارای رشد بالاتر از متوسط جهان ارزیابی می‌کند.

بانک جهانی: چشم‌انداز اقتصاد شرق آسیا و اقیانوسیه در سال ۲۰۲۶

آیا جنگ آمریکا واقعاً اقتصاد جهان را به سمت شرق می‌برد؟

این رابطه مستقیم و خودکار نیست. جنگ می‌تواند برخی روندهای انتقال تجارت و سرمایه را شتاب دهد، اما هم‌زمان برای اقتصادهای شرقی نیز هزینه ایجاد می‌کند.

صندوق بین‌المللی پول در به‌روزرسانی چشم‌انداز اقتصاد جهانی در ژوئیه ۲۰۲۶، رشد جهانی را حدود ۳ درصد پیش‌بینی کرده و تأکید کرده است که جنگ خاورمیانه، قیمت انرژی و نااطمینانی ژئوپلیتیکی همچنان از مهم‌ترین ریسک‌های اقتصاد جهان هستند.

از سوی دیگر، بانک جهانی می‌گوید شوک انرژی ناشی از جنگ خود باعث کاهش رشد شرق آسیا در ۲۰۲۶ شده است. بنابراین جنگ ممکن است بعضی جریان‌های تجاری و مالی را از غرب دور کند، اما الزاماً به این معنا نیست که اقتصادهای شرقی بدون هزینه «برنده» می‌شوند.

شاخصوضعیت ۲۰۲۶برداشت تحلیلی
رشد اقتصاد جهانیحدود ۳ درصدIMF؛ پایین‌تر از متوسط ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵
رشد شرق آسیا و اقیانوسیهحدود ۴.۲ درصدبانک جهانی؛ بالاتر از متوسط جهانی
رشد چینحدود ۴.۲ درصدبانک جهانی؛ همچنان موتور بزرگ منطقه
اثر جنگ خاورمیانهمنفی برای رشد و تورمIMF و بانک جهانی
تکه‌تکه‌شدن ژئوپلیتیکیریسک نزولیمی‌تواند تجارت و سرمایه‌گذاری را ناکارآمدتر کند

IMF: چشم‌انداز رشد اقتصاد جهان در سال ۲۰۲۶

صفوی پیش‌تر درباره نظم چندقطبی چه گفته بود؟

اظهارات ۱۹ شهریور یک گزاره کاملاً تازه و جدا از مواضع قبلی رحیم صفوی نیست. او پیش‌تر نیز جهان آینده را در مسیر چندقطبی‌شدن توصیف کرده و از شکل‌گیری یک قطب آسیایی متشکل از چین، روسیه، هند و ایران سخن گفته بود.

در شهریور ۱۴۰۴، صفوی در حاشیه کنفرانس وحدت اسلامی گفت از دید او هندسه نظم جدید جهانی بر چندجانبه‌گرایی و چندقطبی‌شدن قدرت استوار خواهد شد.

خبرآنلاین / ایرنا: دیدگاه پیشین رحیم صفوی درباره قطب آسیایی و نظم چندقطبی

جنگ اقتصادی چه ارتباطی با انتقال جغرافیای اقتصادی دارد؟

جنگ اقتصادی زمانی فقط به معنای تعرفه یا تحریم یک بانک نیست. فشار بر نفت، کشتیرانی، بیمه، فناوری، سیستم پرداخت، هوانوردی و مسیرهای ترانزیتی می‌تواند به‌تدریج بنگاه‌ها و دولت‌ها را وادار کند مسیرهای جایگزین پیدا کنند.

چارسو اقتصاد در گزارش جنگ اقتصادی چیست؟ تفاوت با اقتصاد پساجنگ و جهاد اقتصادی این سازوکار را به‌صورت جداگانه بررسی کرده است.

در چنین چارچوبی، اگر استفاده گسترده‌تر از تحریم و فشار نظامی هزینه فعالیت در شبکه‌های غربی را بالا ببرد، بخشی از تجارت می‌تواند به شبکه‌های جایگزین، تسویه‌های غیردلاری یا بازارهای شرقی منتقل شود. اما اندازه واقعی این انتقال باید با آمار تجارت و سرمایه سنجیده شود، نه صرفاً با ادبیات سیاسی.

عملیات طرد اقتصادی چگونه می‌تواند مدارهای جایگزین را تقویت کند؟

یکی از نمونه‌های روشن فشار چندلایه آمریکا، عملیات موسوم به «طرد اقتصادی» است که حوزه‌هایی مانند کشتیرانی، هوانوردی، طلا، فناوری و دارایی‌های دیجیتال را هدف قرار داده است.

چارسو اقتصاد در گزارش عملیات طرد اقتصادی چه کرد؟ نشان داده است که افزایش ریسک همکاری با شبکه مالی غرب، انگیزه استفاده از مسیرهای جایگزین تجاری و مالی را بالا می‌برد.

این همان سازوکاری است که می‌تواند با تعبیر «شتاب‌دهنده» صفوی هم‌خوان باشد: فشار آمریکا لزوماً شبکه جایگزین را خلق نمی‌کند، اما ممکن است سرعت حرکت به سمت آن را افزایش دهد.

جغرافیای اقتصادی شرق روی نقشه کجا دیده می‌شود؟

محوراهمیت اقتصادیاثر بر توازن شرق و غرب
تنگه هرمزگلوگاه مهم صادرات انرژی خلیج فارسامنیت انرژی آسیا را مستقیماً به غرب آسیا وصل می‌کند
خلیج فارس تا هندمسیر نفت، LNG و تجارت دریاییوابستگی متقابل تولیدکنندگان غرب آسیا و مصرف‌کنندگان آسیایی
کریدورهای اوراسیاترانزیت چین، آسیای مرکزی، ایران، روسیه و اروپارقابت بر سر مسیرهای جایگزین تجارت
راه‌آهن و بنادر ایراناتصال شمال–جنوب و شرق–غربافزایش ارزش جغرافیایی ایران در صورت توسعه زیرساخت
شبکه‌های مالی جایگزینتسویه خارج از کانال‌های سنتی غربیکاهش نسبی وابستگی برخی تجارت‌ها به زیرساخت مالی آمریکا

رقابت واقعی این مسیرها را چارسو اقتصاد در تحلیل نبرد کریدورها در اوراسیا بررسی کرده است؛ جایی که جغرافیای قدرت از طریق ریل، بندر، جاده و مسیر انرژی قابل اندازه‌گیری می‌شود.

آیا چین، روسیه و هند برندگان قطعی این انتقال هستند؟

نه. واژه «برنده» بدون تعریف شاخص می‌تواند گمراه‌کننده باشد.

چین و هند می‌توانند از دسترسی به برخی انرژی‌ها، بازارهای جایگزین و تجارت جنوب–جنوب سود ببرند، اما هم‌زمان از نفت گران، اختلال کشتیرانی و کاهش رشد جهانی آسیب می‌بینند.

بانک جهانی در آوریل ۲۰۲۶ صراحتاً هشدار داده است که شوک انرژی ناشی از جنگ خاورمیانه خود یکی از دلایل کاهش رشد شرق آسیا در سال جاری بوده است.

  • چین

    اقتصاد بزرگی با ظرفیت تولید و تجارت جهانی است، اما به تقاضای خارجی، انرژی و ثبات مسیرهای دریایی نیز وابستگی گسترده دارد.

  • هند

    از سریع‌ترین اقتصادهای بزرگ جهان است، اما واردکننده بزرگ انرژی محسوب می‌شود و جهش قیمت نفت می‌تواند به تورم و تراز تجاری آن فشار وارد کند.

  • روسیه

    افزایش قیمت انرژی می‌تواند درآمد صادراتی ایجاد کند، ولی محدودیت‌های مالی و تجاری غرب همچنان هزینه مبادلات خارجی آن را بالا نگه می‌دارند.

«تظاهر به فتح» در تحلیل صفوی چه معنایی دارد؟

بخش دوم سخنان صفوی از اقتصاد فاصله می‌گیرد و وارد مسئله روایت سیاسی جنگ می‌شود. او نمایش پیروزی را نشانه‌ای از پذیرفتن واقعیت یک نظم چندقطبی می‌داند.

برای سنجش چنین ادعایی باید میان «اعلام پیروزی» و «نتیجه قابل اندازه‌گیری» تفاوت گذاشت.

  • هدف اعلام‌شده جنگ

    آیا اهداف سیاسی و نظامی اولیه محقق شده‌اند یا خیر؟

  • هزینه اقتصادی جنگ

    هزینه عملیات نظامی، انرژی، بیمه، امنیت دریایی و بازسازی ذخایر نظامی چه میزان بوده است؟

  • نتیجه ژئوپلیتیکی

    آیا اتحادها و مسیرهای تجاری بعد از جنگ به نفع طرف آغازکننده تغییر کرده‌اند یا رقبای او مستقل‌تر شده‌اند؟

این تفکیک در گزارش چارسو اقتصاد درباره فوربس: حتی اگر جنگ ایران فردا تمام شود، هزینه آمریکا سال‌ها می‌ماند نیز دیده می‌شود؛ یعنی «اعلام پایان یا پیروزی» لزوماً هزینه واقعی جنگ را از ترازنامه دولت و اقتصاد حذف نمی‌کند.

آشفتگی راهبردی آمریکا چه ارتباطی با روایت پیروزی دارد؟

یکی دیگر از زاویه‌های این بحث، فاصله میان قدرت تخریب نظامی و داشتن یک راهبرد سیاسی برای پایان جنگ است.

چارسو اقتصاد در گزارش آلن ایر: دولت ترامپ در جنگ ایران راه خروج روشن ندارد این شکاف را بررسی کرده است.

از این زاویه، «تظاهر به فتح» در سخنان صفوی را می‌توان نقدی به وضعیتی دانست که در آن اعلام پیروزی سیاسی جای پاسخ روشن به این سؤال را می‌گیرد که نتیجه نهایی جنگ چه بوده و سازوکار خروج چیست.

آیا جنگ و تحریم واقعاً استفاده از مدارهای شرقی را افزایش می‌دهد؟

از نظر اقتصادی، چنین اثری ممکن است رخ دهد اما مقدار آن به نوع تحریم و ساختار تجارت بستگی دارد.

  • تغییر شریک تجاری

    شرکت یا کشوری که دسترسی به یک بازار یا بانک غربی را از دست می‌دهد، ممکن است بخشی از تجارت خود را به چین، هند، روسیه یا همسایگان منطقه منتقل کند.

  • تغییر مسیر پرداخت

    محدودیت دسترسی به دلار یا بانک‌های بین‌المللی می‌تواند استفاده از ارزهای محلی، تهاتر یا کانال‌های مالی جایگزین را افزایش دهد.

  • تغییر مسیر ترانزیت

    اختلال در مسیرهای سنتی می‌تواند بنادر، راه‌آهن‌ها و کریدورهای جایگزین را اقتصادی‌تر کند.

  • اما هزینه حذف نمی‌شود

    مسیر جایگزین معمولاً رایگان یا کاملاً کارآمد نیست و می‌تواند هزینه حمل، بیمه، تبدیل ارز و تأمین مالی را افزایش دهد.

این انتقال برای ایران فرصت است یا فقط یک شعار ژئوپلیتیکی؟

برای ایران، «انتقال اقتصاد به شرق» فقط زمانی ارزش اقتصادی واقعی دارد که به تجارت بیشتر، سرمایه‌گذاری، ترانزیت و دسترسی پایدار به بازار تبدیل شود.

قرارگرفتن روی نقشه میان چین، آسیای مرکزی، قفقاز، روسیه، خلیج فارس و هند یک مزیت جغرافیایی بالقوه است؛ اما مزیت جغرافیایی بدون راه‌آهن، بندر، گمرک کارآمد، سرمایه‌گذاری و ثبات مقررات به درآمد تبدیل نمی‌شود.

فرصت برای ایرانشرط تحقق
ترانزیت شرق–غربزیرساخت ریلی و مرزی پایدار
کریدور شمال–جنوبتکمیل حلقه‌های زیرساختی و توافق تجاری
فروش انرژی به آسیاامنیت مسیر، بیمه و ظرفیت صادرات
تسویه غیردلاریشبکه بانکی و قابلیت تبدیل ارز
سرمایه‌گذاری شرقیثبات حقوقی و بازده اقتصادی پروژه‌ها

به همین دلیل، «شرق» در تحلیل اقتصادی نباید به یک شعار تبدیل شود. مهم‌تر از جهت قطب‌نما، حجم واقعی سرمایه، تجارت و ترانزیت است.

سه سناریو برای ادامه انتقال جغرافیای اقتصادی به شرق

  • سناریوی اول؛ تنش کاهش می‌یابد اما انتقال تدریجی ادامه دارد

    حتی با کاهش جنگ، رشد اقتصادی آسیا، توسعه کریدورها و افزایش تجارت جنوب–جنوب می‌تواند روند چندقطبی‌شدن اقتصاد جهانی را ادامه دهد.

  • سناریوی دوم؛ جنگ و تحریم طولانی‌تر می‌شود

    فشار بیشتر آمریکا می‌تواند انگیزه ایران، روسیه و برخی شرکای آنها برای توسعه شبکه‌های مالی و تجاری جایگزین را بالا ببرد؛ اما هزینه مبادلات و ریسک سرمایه‌گذاری نیز بیشتر خواهد شد.

  • سناریوی سوم؛ تشدید جنگ به اقتصاد شرق هم ضربه می‌زند

    اگر اختلال انرژی و کشتیرانی گسترده‌تر شود، چین، هند و دیگر اقتصادهای آسیایی نیز از نفت گران و کاهش تجارت جهانی آسیب خواهند دید. در این وضعیت، انتقال قدرت لزوماً معادل افزایش رفاه اقتصادی شرق نیست.

پرسش‌های پرتکرار درباره سخنان رحیم صفوی و انتقال قدرت به شرق

  • رحیم صفوی درباره آمریکا چه گفت؟

    او جنگ‌طلبی آمریکا را «بهترین شتاب‌دهنده» انتقال وزنه قدرت و جغرافیای اقتصادی به شرق توصیف کرده است.

  • منظور از انتقال قدرت اقتصادی به شرق چیست؟

    می‌تواند به افزایش وزن آسیا در تولید، تجارت، انرژی، سرمایه و مسیرهای ترانزیتی اشاره داشته باشد؛ اما این عبارت یک شاخص رسمی اقتصادی با تعریف واحد نیست.

  • آیا اقتصاد جهان واقعاً در حال انتقال به آسیاست؟

    اقتصادهای آسیایی سهم بزرگی از رشد و تجارت جهانی دارند و رشد شرق آسیا در ۲۰۲۶ همچنان بالاتر از متوسط جهانی پیش‌بینی شده است؛ اما اقتصاد غرب همچنان سهم بسیار بزرگی از تولید، سرمایه و بازارهای مالی جهان دارد.

  • آیا جنگ آمریکا باعث تقویت چین می‌شود؟

    در برخی حوزه‌ها ممکن است به افزایش استفاده از مسیرها و شبکه‌های غیرغربی کمک کند، اما جنگ و انرژی گران هم‌زمان می‌تواند رشد چین و دیگر اقتصادهای آسیایی را کاهش دهد.

  • «تظاهر به فتح» در سخنان صفوی یعنی چه؟

    صفوی معتقد است نمایش پیروزی در شرایطی که نظم جهانی چندقطبی‌تر شده، نشانه پذیرش محدودشدن قدرت یک‌جانبه آمریکا است. این گزاره تحلیل سیاسی اوست.

  • این روند برای اقتصاد ایران چه اهمیتی دارد؟

    اگر ایران بتواند موقعیت جغرافیایی خود را به ترانزیت، تجارت، فروش انرژی و سرمایه‌گذاری تبدیل کند، افزایش وزن مسیرهای شرقی می‌تواند فرصت اقتصادی ایجاد کند؛ در غیر این صورت مزیت جغرافیایی به‌تنهایی درآمد ایجاد نمی‌کند.

جمع‌بندی؛ جنگ می‌تواند شتاب‌دهنده باشد، اما شرق خودکار برنده نمی‌شود

رحیم صفوی جنگ‌طلبی آمریکا را موتور شتاب انتقال قدرت و جغرافیای اقتصادی به شرق می‌داند و «تظاهر به فتح» را نشانه پذیرش جهان چندقطبی توصیف می‌کند. این نگاه با مواضع پیشین او درباره شکل‌گیری یک قطب آسیایی شامل چین، روسیه، هند و ایران پیوستگی دارد.

داده‌های اقتصادی نیز بخشی از زمینه این تحلیل را نشان می‌دهند: شرق آسیا همچنان بالاتر از متوسط جهانی رشد می‌کند و مرکز مهمی برای تولید، تجارت و زنجیره تأمین است. اما همین داده‌ها یک هشدار مهم دارند؛ جنگ و شوک انرژی می‌تواند رشد خود آسیا را نیز کاهش دهد.

بنابراین دقیق‌ترین نتیجه این نیست که «آمریکا با جنگ، شرق را حتماً پیروز می‌کند». گزاره قابل دفاع‌تر این است که فشار نظامی و اقتصادی می‌تواند روند تنوع‌بخشی به مسیرهای تجاری، مالی و انرژی را سرعت دهد و وزن شبکه‌های غیرغربی را افزایش دهد؛ اما نتیجه نهایی به کیفیت زیرساخت، سرمایه‌گذاری و عملکرد واقعی اقتصادها بستگی دارد.

منابع

تعداد بازدید: ۱
درباره نویسنده

رصدبان

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x