بندر چابهار بهعنوان تنها بندر اقیانوسی و عمیق آب ایران با قرارگیری در خارج از تنگه هرمز، گلوگاه راهبردی کریدور شمال به جنوب را از مسیر پرتنش خلیجفارس خارج میکند. این مزیت موقعیتی، مسیر حملونقل از بمبئی به مسکو را با کاهش ۴۰ درصدی زمان و ۳۰ تا ۶۰ درصدی هزینه نسبت به کانال سوئز به گزینهای کاملاً رقابتی تبدیل ساخته است. دادههای اقتصادی گویای این تحول است. در سال مالی ۲۰۲۴، ترافیک کشتیها در چابهار ۴۳ درصد و ترافیک کانتینری ۳۴ درصد رشد داشته است. هند با سرمایهگذاری ۱۲۰ میلیون دلاری و خط اعتباری ۲۵۰ میلیون دلاری در این بندر، ظرفیت آن را تا ۵۰۰ هزار TEUمعادل پنج برابر افزایش خواهد داد. در شرایطی که حملات اخیر به زیرساختهای غربی کریدور مسیرهای سنتی را با اختلال مواجه ساخته است، توسعه محور شرقی با محوریت چابهار یک راهبرد تابآورانه برای حفظ جایگاه اقتصادی ایران در منطقه و استمرار درآمدهای ترانزیتی است.
بندر چابهار و مزیت راهبرد عبور از دریای عمان
حملات اخیر به زیرساختهای ترانزیتی، پرسش راهبردیای را در کانون تحلیلهای اقتصادی قرار داده است. آیا تغییر مسیر کشتیها از خلیجفارس و تنگه هرمز به دریای عمان و بندر چابهار، میتواند به مثابه یک مزیت رقابتی برای اقتصاد ایران عمل کند؟
پاسخ به این پرسش، با توجه به دادههای موجود، مثبت اما مشروط است. این یادداشت به تحلیل ابعاد اقتصادی این تغییر مسیر پرداخته است.
مهمترین مزیت ژئواکونومیک و اقتصادی بندر چابهار، موقعیت آن در خارج از تنگه هرمز است. این ویژگی، چابهار را به یک بندر امن تبدیل میکند که ریسک ژئوپلیتیک را کاهش میدهد. کشتیهایی که به مقصد چابهار حرکت میکنند، نیازی به عبور از یکی از حساسترین نقاط تنشزای جهان یعنی تنگه هرمز را ندارند و مستقیماً به آبهای آزاد اقیانوس هند دسترسی پیدا میکنند.
مورد دیگری که میتوان به آن اشاره داشت این است که هزینههای بیمه و زمان را مدیریت میکند. کاهش ریسک عبور از مناطق پرتنش، به معنای کاهش حقبیمه کشتیها و افزایش امنیت زنجیره تأمین است که خود به عنوان یک مزیت رقابتی پنهان اما حیاتی محسوب میشود.
چابهار به عنوان لنگرگاه جنوبی کریدور بینالمللی شمال به جنوب نقشی غیرقابلجایگزین دارد. حرکت کشتیها از سمت عمان و بندر چابهار به جای خلیجفارس، سه مزیت ساختاری ایجاد میکند.
اتصال ریلی چابهار به زاهدان که این مسیر حدود ۷۵۰ کیلومتر در حال تکمیل است و پس از بهرهبرداری، این بندر را به شبکه سراسری ریلی ایران و از آنجا به کریدور شمال به جنوب متصل میکند. این اتصال، مسیر حمل کالا از بمبئی به مسکو را به صورت یکپارچه ریلی-دریایی ممکن میسازد و زمان ترانزیت را تا ۵۰ درصد نسبت به مسیر کانال سوئز کاهش میدهد. همین مورد باعث شده است تا این مسیر مزیت اقتصادی و رقابتی بالایی نسبت به مسیرهای دیگر داشته باشد و همچنین به عنوان مسیری اقتصادی برای کشورهای مختلف به شمار آید.
چابهار به عنوان دروازه طلایی برای کشورهای محصور در خشکی مانند افغانستان و جمهوریهای آسیای مرکزی از جمله ازبکستان، قزاقستان و ترکمنستان عمل میکند. این کشورها که به دلیل تنشهای سیاسی با پاکستان، از مسیرهای سنتی محروم شدهاند، از طریق چابهار به آبهای آزاد دسترسی پیدا میکنند. این مزیت، جایگاه ایران را به عنوان هاب لجستیک منطقهای ارتقا میدهد و درآمدهای ترانزیتی را افزایش میدهد.
چابهار یک جایگزین مستقیم برای بندر گوادر پاکستان با سرمایهگذاری چین محسوب میشود. توسعه چابهار و حرکت کشتیها از این مسیر، به ایران اجازه میدهد تا سهم خود از ترانزیت منطقهای را در برابر رقبای سنتی مانند پاکستان و امارات حفظ و حتی افزایش دهد.
مجموع سرمایهگذاری عمومی و خصوصی در بندر چابهار به بیش از ۲۴۰ تریلیون ریال که این عدد حدود ۴۸۰ میلیون دلار رسیده است. هند نیز متعهد به سرمایهگذاری ۱۲۰ میلیون دلار کمکبلاعوض و ۲۵۰ میلیون دلار خط اعتباری برای توسعه این بندر شده است.
پروژههای در دست اجرا، ظرفیت انبارداری کالاهای اساسی در چابهار را تا ۵۰ درصد افزایش خواهند داد که به معنای تقویت امنیت غذایی و شبکه تأمین کشور است. پیشبینی میشود چابهار پس از تکمیل، سالانه بیش از ۱۲ میلیون تن کالا جابهجا کند.
با وجود این مزیتها، تغییر مسیر کشتیها به سمت چابهار با موانعی نیز مواجه است. از جمله این موانع میتوان به تحریمها و سرمایهگذاری اشاره داشت. با وجود معافیتهای تحریمی برای پروژه چابهار، ریسک سرمایهگذاری خارجی همچنان بالاست.
حلقه مفقوده اصلی، اتصال ریلی چابهار به شبکه سراسری است که باید با شتاب بیشتری دنبال شود.
بنادر جنوبی کشور مانند بندرعباس همچنان سهم عظیمی از ترافیک کانتینری کشور را در اختیار دارند که این عدد بین 85 الی 90 درصد است. توسعه چابهار نباید به معنای نادیده گرفتن آنها باشد، بلکه باید به عنوان یک کریدور مکمل و پشتیبان در نظر گرفته شود. زیرا موقعیت لجستیکی جنوب ایران برای ارز آوری و درامد ارزی کشور بسیار قابل اهمیت است و از این فرصت باید بتوان بهترین استفاده را نمود.
حرکت کشتیها به سمت بندر چابهار از دریای عمان یک ضرورت راهبردی برای اقتصاد ایران است. این تغییر مسیر، ضمن کاهش وابستگی به گلوگاه هرمز، مزیت رقابتی قابلتوجهی در کریدور شمال به جنوب ایجاد میکند و ایران را به عنوان دروازه ورود به آسیای مرکزی و اروپا تثبیت مینماید. با این حال، بهرهبرداری کامل از این مزیت، منوط به تکمیل زیرساختهای ریلی، جذب سرمایهگذاری خارجی و مدیریت هوشمندانه تحریمهاست. در شرایطی که حملات اخیر، کریدورهای غربی کشور را هدف گرفتهاند، توسعه کریدور شرقی با محوریت چابهار، یک راهبرد تابآوری اقتصادی است که میتواند از فروپاشی کامل شبکه ترانزیت کشور جلوگیری کند.
امید آن است ایران بتواند باتوجه به راهبردهای موجود نهایت استفاده را ببرد و رونق اقتصادی را در کشور برای مردم خود ایجاد نماید.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟