در هفتههای اخیر، بحث درباره احتمال وقوع ابرتورم در ایران، به یکی از داغترین موضوعات محافل اقتصادی تبدیل شده است. از یک سو، هشدارهایی درباره «شتاب فزاینده تورم» و «عبور از آستانه فروپاشی» شنیده میشود و از سوی دیگر، شواهد عینی و دادههای تاریخی نشان میدهد که اقتصاد ایران، با وجود تورم مزمن و ساختاری، همچنان با شرایط ابرتورم فاصله دارد.
بر اساس تعریف کلاسیک فیلیپ کاگان، ابرتورم به شرایطی اطلاق میشود که نرخ تورم ماهانه از ۵۰ درصد فراتر رود؛ رقمی که در حال حاضر فاصله قابلتوجهی با آمارهای رسمی تورم در ایران دارد . مسعود نیلی، اقتصاددان، نیز با اشاره به سرعت تغییرات تورم تأکید کرده که تداوم تورمهای بالای ۵۰ درصد طی سه سال متوالی، میتواند هشداری جدی برای ورود به این مرحله باشد . با این حال، کارشناسان دیگر، نظیر میرهادی رهگشای، وقوع ابرتورم در شرایط فعلی را منتفی دانسته و آن را نیازمند شوکهای بسیار شدید و فروپاشی ساختار تولید معرفی کردهاند .
پنج دلیل ساختاری برای عدم وقوع ابرتورم در ایران
تحلیلگران اقتصادی، بر اساس تجارب تاریخی و شاخصهای کلان، بر این باورند که ساختار اقتصادی ایران، با وجود آسیبپذیریها، از ویژگیهایی برخوردار است که مانع از وقوع ابرتورم میشود. در ادامه، این دلایل را بررسی میکنیم.
۱. تعریف کلاسیک ابرتورم و فاصله ایران از آن: تعریف استاندارد ابرتورم، نرخ تورم ماهانه ۵۰ درصد است که با شاخصهای فعلی ایران فاصله زیادی دارد . برای وقوع ابرتورم، شرایطی همچون نابودی فیزیکی زیرساختهای تولید، فروپاشی نظام سیاسی و قطع کامل شریانهای درآمدی الزامی است، درحالیکه اقتصاد ایران، علیرغم تحریمها، از تنوع نسبی در تولید و صادرات برخوردار است.
۲. نقش تعیینکننده کسری بودجه و سلطه مالی: هسته مرکزی ابرتورم، سلطه مالی و پولیسازی کسری بودجه توسط بانک مرکزی است. رئیس کل اسبق بانک مرکزی، ولیالله سیف، نیز بر خطر بیاعتنایی به رشد پایه پولی و تداوم کسری بودجه تأکید کرده است . با این حال، افزایش سهم درآمدهای مالیاتی در بودجه، نشان از استحکام نسبی نهاد دولت دارد.
۳. تفاوت تورم مزمن و ابرتورمی: تورم در ایران، مزمن و ساختاری است و اقتصاد توانسته خود را با نرخهای ۳۰ تا ۵۰ درصدی تطبیق دهد. در مقابل، ابرتورم با گریز جمعی از پول ملی و افزایش سرعت گردش پول همراه است، پدیدهای که در حال حاضر با تقاضای همچنان موجود برای سپردههای بانکی و داراییهای مالی در تناقض است.
۴. تأثیر شوکهای خارجی و انتظارات: برخی کارشناسان بر این باورند که کاهش درآمدهای ارزی و جهش نرخ ارز، مهمترین کانالهای انتقال شوک تورمی هستند . با این حال، مدیریت انتظارات و شفافیت در سیاستگذاری، میتواند از تبدیل تورم بالا به ابرتورم جلوگیری کند. همانطور که کارمن راینهارت نشان داده، ابرتورم محصول نهایی فشارهای انباشتهای است که ظرفیت تعدیل اقتصاد را از بین میبرد .
۵. تجربه تاریخی و ظرفیتهای تابآوری: تاریخ نشان داده که ابرتورمها عمدتاً پس از جنگهای ویرانگر یا فروپاشیهای سیاسی رخ دادهاند؛ از آلمان ۱۹۲۳ تا ونزوئلا ۲۰۱۷. اقتصاد ایران، با وجود جنگ ۸ ساله و تحریمهای شدید، هرگز وارد چرخه ابرتورم نشده است. این ظرفیت، ناشی از حفظ انسجام نهادهای مالی و ادامه فعالیت بازار سرمایه و نظام بانکی بهعنوان نهادهای واسطهگر است.
آیا ایران از «آستانه تحمل» عبور میکند؟
نگرانی اصلی اقتصاددانان نه وقوع ابرتورم در کوتاهمدت، بلکه تداوم تورم مزمن و تشدید ناترازیهای ساختاری است. اگر سیاستگذار نتواند کسری بودجه را مهار کند و به پولیسازی ادامه دهد، فشار بر نرخ ارز و انتظارات تورمی افزایش خواهد یافت. با این حال، شواهد حاکی از آن است که ایران با کشورهایی مانند ونزوئلا که ۹۶ درصد درآمدش به نفت وابسته بود، تفاوت بنیادین دارد. حفظ تنوع صادرات غیرنفتی و ظرفیتهای تولیدی، مهمترین سپرهای دفاعی در برابر فروپاشی اقتصادی هستند.



نظر شما در مورد این مطلب چیه؟