برآوردهای مرکز پژوهشهای مجلس نشان میدهد کسری برق در تابستان ۱۴۰۵ به حدود ۲۰ درصد اوج تقاضا خواهد رسید. وضعیتی که تولید، سرمایهگذاری، اشتغال و رشد اقتصادی را با چالش جدی مواجه میکند.
ناترازی برق در سالهای اخیر از یک چالش فنی در صنعت برق به یکی از مهمترین مسائل اقتصاد ایران تبدیل شده است. افزایش فاصله میان ظرفیت تولید و میزان مصرف، رشد تقاضا، فرسودگی بخشی از نیروگاهها، محدودیت سرمایهگذاری و افزایش مصرف در بخشهای مختلف اقتصادی موجب شده است که خاموشیها به پدیدهای تکرارشونده در فصل گرم سال تبدیل شوند. گزارش تازه مرکز پژوهشهای مجلس نیز نشان میدهد که این روند در تابستان ۱۴۰۵ ادامه خواهد داشت و حتی در سناریوی واقعبینانه، حدود یکپنجم برق مورد نیاز کشور قابل تأمین نخواهد بود. چنین شرایطی نشان میدهد که ناترازی برق دیگر صرفاً یک مشکل در حوزه انرژی نیست، بلکه به مانعی جدی برای رشد اقتصادی، افزایش تولید و ارتقای بهرهوری تبدیل شده است.
شکاف میان تولید و مصرف
بر اساس گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، در سناریوی واقعبینانه حداکثر توان قابل تأمین شبکه برق کشور در اوج مصرف تابستان حدود ۶۸ هزار و ۴۲۰ مگاوات برآورد شده، در حالی که میزان تقاضا از ۸۱ هزار مگاوات فراتر خواهد رفت. در نتیجه، شبکه برق با ۱۳ هزار و ۶۴۰ مگاوات کسری مواجه میشود که معادل نزدیک به ۲۰ درصد تقاضای اوج مصرف است. این رقم در سناریوی خوشبینانه به حدود ۱۰ هزار و ۱۱۲ مگاوات کاهش مییابد، اما در سناریوی بدبینانه با افزایش تقاضا و کاهش تولید، ناترازی به ۱۸ هزار و ۷۹۶ مگاوات خواهد رسید.
پیامد این شکاف، افزایش خاموشیهای برنامهریزیشده و محدودیت بیشتر برای بخشهای تولیدی و خانگی خواهد بود. برآوردهای مرکز پژوهشهای اتاق ایران نشان میدهد که توقف تولید، انتقال و توزیع برق روزانه حدود ۱۷ هزار و ۹۷۳ میلیارد تومان به اقتصاد کشور خسارت وارد میکند که از این میزان، ۹ هزار و ۲۱۸ میلیارد تومان تنها مربوط به بخش صنعت است. این ارقام بیانگر آن است که هزینه اقتصادی خاموشیها بسیار فراتر از هزینه تولید برق بوده و آثار آن در کاهش تولید، افت صادرات، کاهش درآمد بنگاهها و افزایش بیکاری نمایان میشود.
صنایع انرژیبر مانند فولاد، سیمان، آلومینیوم، پتروشیمی و معدن بیشترین آسیب را از محدودیتهای برق متحمل میشوند. توقف خطوط تولید در این صنایع تنها به کاهش تولید محدود نمیشود، بلکه موجب افزایش هزینه تعمیر تجهیزات، از بین رفتن مواد اولیه، تأخیر در اجرای قراردادها و کاهش توان رقابت در بازارهای داخلی و صادراتی نیز میشود. از سوی دیگر، کاهش تولید صنایع مادر به سایر بخشهای اقتصادی نیز سرایت کرده و زنجیره تأمین را با اختلال مواجه میکند.
قربانیان خاموشیهای مکرر
یکی از مهمترین آثار اقتصادی ناترازی برق، کاهش انگیزه سرمایهگذاری است. سرمایهگذاران برای ورود به بخش صنعت نیازمند دسترسی پایدار به زیرساختهایی مانند برق، گاز و حملونقل هستند. هنگامی که واحدهای تولیدی با خاموشیهای مکرر روبهرو باشند، ریسک سرمایهگذاری افزایش یافته و بازده اقتصادی پروژهها کاهش پیدا میکند. به همین دلیل، تداوم ناترازی برق میتواند روند توسعه صنعتی کشور را کند کرده و مانعی در مسیر تحقق اهداف رشد اقتصادی باشد.
از سوی دیگر، گزارش مرکز پژوهشهای مجلس نشان میدهد که حدود ۶۰ درصد ساعات تابستان دارای ناترازی کمتر از ۶ هزار مگاوات و حدود ۸۲ درصد ساعات دارای ناترازی کمتر از ۱۰ هزار مگاوات هستند. این آمار نشان میدهد که بخش عمده کمبود برق را میتوان بدون سرمایهگذاریهای بسیار سنگین و صرفاً از طریق افزایش راندمان نیروگاههای موجود، کاهش تلفات شبکه و مدیریت مصرف جبران کرد. همچنین این گزارش تأکید میکند که برای رفع بخش عمده ناترازی، ایجاد حدود ۸ هزار مگاوات ظرفیت جدید نیروگاهی کفایت میکند و نیازی به احداث ظرفیتهای بسیار بزرگ برای پاسخگویی به پیک مصرف کوتاهمدت وجود ندارد.
در بسیاری از کشورهای جهان، مدیریت بار در ساعات اوج مصرف به جای توسعه پرهزینه ظرفیت تولید، بهعنوان راهکار اصلی انتخاب میشود. استفاده از تعرفههای زمانمند، تشویق صنایع به جابهجایی ساعات فعالیت، توسعه کنتورهای هوشمند و افزایش بهرهوری تجهیزات از جمله سیاستهایی است که هزینهای بسیار کمتر از ساخت نیروگاههای جدید دارد. از این منظر، مدیریت تقاضا میتواند یکی از مهمترین ابزارهای کاهش ناترازی برق در ایران باشد.
اصلاح ساختار صنعت برق پیششرط عبور از بحران انرژی
یکی دیگر از نکات قابل توجه گزارش، ترکیب مصرف برق در بخشهای مختلف اقتصاد است. بر اساس آمار، در سال گذشته ۳۶ درصد برق کشور در بخش صنعت و ۳۱ درصد در بخش خانگی مصرف شده است، د ر حالی که در کشور ترکیه سهم بخش صنعت ۴۵ درصد و سهم بخش خانگی ۲۱ درصد است. این تفاوت نشان میدهد سهم مصرف غیرمولد در ایران بالاتر بوده و ظرفیت قابل توجهی برای اصلاح الگوی مصرف در بخش خانگی و ساختمانها وجود دارد.
از سوی دیگر، آسیبهای واردشده به زیرساختهای انرژی و کاهش ظرفیت تولید گاز نیز بر پایداری شبکه برق اثرگذار است. برآوردها نشان میدهد ظرفیت تولید گاز کشور به حدود ۶۰۰ میلیون مترمکعب در روز کاهش یافته و در صورت افزایش مصرف صنایع یا سرمای زودرس، تأمین سوخت نیروگاهها با دشواری بیشتری همراه خواهد شد. این مسئله نشان میدهد امنیت انرژی تنها به توسعه نیروگاههای برق محدود نیست و نیازمند برنامهریزی همزمان در بخش برق، گاز و مدیریت مصرف است.
همچنین وابستگی بخشی از کاهش ناترازی به نیروگاههای خورشیدی، چالش جدیدی را برای شبکه ایجاد میکند. تولید این نیروگاهها تنها در ساعات روز امکانپذیر است و در صورت نبود سامانههای ذخیرهسازی انرژی یا مدیریت مناسب بار، احتمال افزایش خاموشیهای شبانه وجود خواهد داشت. از این رو، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر باید همزمان با سرمایهگذاری در شبکه انتقال، ذخیرهسازهای انرژی و فناوریهای هوشمند دنبال شود.
در مجموع، گزارش مرکز پژوهشهای مجلس نشان میدهد ناترازی برق دیگر صرفاً یک مشکل فنی در صنعت برق نیست، بلکه به یکی از مهمترین چالشهای اقتصاد ایران تبدیل شده است. خسارت روزانه نزدیک به ۱۸ هزار میلیارد تومانی، کسری حدود ۲۰ درصدی برق در اوج مصرف، کاهش تولید صنعتی، افزایش هزینه بنگاهها و افت سرمایهگذاری، همگی بیانگر آن است که ادامه روند فعلی میتواند رشد اقتصادی کشور را با محدودیتهای جدی مواجه کند. عبور از این وضعیت نیازمند مجموعهای از سیاستها شامل افزایش بهرهوری نیروگاهها، اصلاح ساختار اقتصادی صنعت برق، مدیریت هوشمند مصرف، جذب سرمایهگذاری، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و اصلاح الگوی مصرف است. بدون اجرای همزمان این اقدامات، ناترازی برق از یک بحران فصلی به مانعی دائمی برای توسعه اقتصادی ایران تبدیل خواهد شد.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟