در هفتهای که حملات نظامی از سر گرفته شد و آتشبسهای کوتاه یکی پس از دیگری شکست، دلار در نهایت روی ۱۹۱ هزار تومان ایستاد و فاصله زیادی از رقم ۱۸۹ هزار تومانی آغاز هفته نگرفت.
مهمترین یافته این هفته کاهش حساسیت بازار به تیتر خبرها بود. معاملهگران که چند هفته با الگوی تکراری توقف و شروع مجدد درگیریها زندگی کردهاند، دیگر برای هر خبر نظامی صف نمیبندند و ترجیح میدهند منتظر یک تحول تعیینکننده بمانند. آنچه در ادامه میآید مرور مسیر قیمت در روزهای گذشته، عوامل پشت این نوسان محدود و دو سناریویی است که میتواند جهت هفته آینده را مشخص کند.
مسیر قیمت از سقوط روز یکشنبه تا بازگشت به کانال ۱۹۰ هزار تومان
روند هفته گذشته سه مرحله داشت. اسکناس آمریکایی معاملات را در کانال ۱۸۹ هزار تومان آغاز کرد، روز یکشنبه با افت قابل توجه تا کانال ۱۸۵ هزار تومان عقب نشست و از میانه هفته به تدریج وارد مسیر صعودی شد و در روزهای پایانی دوباره به کریدور ۱۹۰ هزار تومان برگشت.
روز پنجشنبه هشتم مرداد دلار با رقم ۱۹۲ هزار تومان بازگشایی شد و در پایان معاملات با کاهش هزار تومانی روی ۱۹۱ هزار تومان ایستاد. اندازهگیری کل هفته نشان میدهد قیمت از ابتدا تا انتها حدود یک درصد رشد کرده است، اما فاصله میان کف و سقف هفته تصویر واقعیتری از نوسان میدهد.حرکت از ۱۸۵ هزار تومان روز یکشنبه تا ۱۹۲ هزار تومان روز پنجشنبه چیزی نزدیک به ۳.۸ درصد جابهجایی در چهار روز کاری است، عددی که برای بازاری با ظاهر آرام قابل توجه است.
در سوی دیگر بازار، یورو با کاهش هزار تومانی نسبت به روز قبل روی ۲۱۸ هزار تومان معامله شد و همین جهت نزولی همزمان با دلار نشان میدهد اصلاح پایان هفته ناشی از عقبنشینی تقاضا بوده و به تحولات جهانی ارزها ارتباطی نداشته است.
آخرین روز کاری هفته با احتیاط سپری شد، معاملهگران از موقعیتگیری سنگین پرهیز کردند و بخش زیادی از تقاضا معلق ماند تا سیگنال روشنتری از هفته آینده برسد. همین معلق ماندن تقاضا دلیل اصلی محدود شدن نوسان در روزهای پایانی است، چون در چنین شرایطی نه فروشنده انگیزهای برای تخلیه دارد و نه خریدار حاضر است در سطوح بالا وارد شود.
چه چیزی دلار را بالا برد و چه چیزی جلوی صعود بیشتر را گرفت
محرک اصلی رشد قیمت در نیمه دوم هفته افزایش دامنه جنگ و تهدیدها بود. تشدید درگیریهای نظامی در روزهای میانی هفته تقاضا را بالا برد و بخشی از سرمایهای که در روز یکشنبه از بازار فاصله گرفته بود دوباره به سمت اسکناس برگشت.
حملات شب گذشته آمریکا به ایران پس از چند روز توقف و ادامه حملات ایران به پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه هم در کنار تداوم ابهام درباره آینده مذاکرات، فضای روانی بازار را محتاط نگه داشت. با این حال، برآیند نهایی هفته صعودی تند نبود و چند عامل مانع از آن شد.
نکته اول همان عادت کردن بازار به تکرار حملات و آتشبسهای موقت است که واکنش معاملهگران را کم کرده و اثر هر خبر تازه را کوتاهتر میکند. نکته دوم ادامه فعالیت کانالهای میانجیگری و تلاش برای جلوگیری از گسترش درگیریها است که سناریوی بدترین حالت را از ذهن بازار کنار زده و ورود سرمایه به شکل هیجانی را کاهش داده است.
عامل سوم رسیدن قیمت به کانال ۱۹۲ هزار تومان و مقاومت طبیعی در این سطح است، جایی که بخشی از دارندگان ارز به فروش تمایل پیدا میکنند. جمع این عوامل بازاری ساخته که هنوز وزن ریسکهای سیاسی در آن سنگینتر از سیگنالهای کاهشی است، اما این وزن به تنهایی برای عبور از سقفهای جدید کافی نبوده است.
تفکیک عوامل حامی رشد قیمت از عوامل بازدارنده آن
در سمت عوامل حامی رشد، تداوم جنگ و نبود چشمانداز روشن از مذاکرات مهمترین محرک است، چون هر روز ادامه جنگ بار مالی دولت را سنگینتر میکند و کسری بودجه ناشی از آن در نهایت به تقاضای ارز منتقل میشود. تقاضای خانوارها برای حفظ ارزش دارایی، ابهام درباره درآمدهای ارزی در شرایط محاصره نیز در همین سمت قرار میگیرند.
در سمت عوامل بازدارنده، بیتفاوتی نسبی بازار به اخبار تکراری نظامی جایگاه اول را دارد. فعال بودن کانالهای میانجیگری و احتمال انتشار خبرهای مثبت از مسیر دیپلماسی میتواند بخش زیادی از تقاضای احتیاطی را به سرعت از بازار خارج کند، همان چیزی که در افت روز یکشنبه تا کانال ۱۸۵ هزار تومان دیده شد.
سطح فعلی قیمت هم خودش نقش ترمز را بازی میکند، چون در کانال ۱۹۰ هزار تومان انگیزه فروش برای دارندگان ارز بالا میرود و ورود تقاضای جدید سختتر میشود. تجربه همین یک هفته نشان میدهد اثر خبر منفی سیاسی روی نرخ ارز حالا کوتاهتر و کمدامنهتر از ماههای گذشته است، مگر آنکه خبر از جنس تغییر مرحله باشد.
جمع بندی و چشم انداز آینده
تا زمانی که تحولی تعیینکننده در منطقه رخ ندهد، نوسان در محدوده فعلی ادامه پیدا میکند. برای فعالان بازار، منطقیترین رویکرد در این شرایط پرهیز از خرید هیجانی در سقف کانال است، چون بازگشتهای سریع مانند افت روز یکشنبه میتواند ورود در قیمتهای بالا را پرهزینه کند.
مدیریت اندازه موقعیت و پرهیز از تصمیمگیری در ساعات پرخبر، بهویژه در روزهای تعطیل که بازار امکان تخلیه ندارد، اهمیت بیشتری از پیشبینی جهت قیمت دارد. کسانی هم که با افق میانمدت به بازار نگاه میکنند بهتر است حواسشان به متغیر بنیادی ماجرا، یعنی مسیر کسری بودجه و توان تأمین درآمد ارزی باشد.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟