Skip to main content

چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

۸۰ مدرسه در راه شهرهای جدید

۸۰ مدرسه در راه شهرهای جدید

برنامه ساخت و تجهیز ۸۰ مدرسه در شهرهای جدید، نشانه‌ای از تغییر رویکرد در توسعه سکونتگاه‌های تازه‌ساز و توجه به زیرساخت‌های آموزشی است. آیا توسعه مدارس می‌تواند فاصله میان سرعت مسکن‌سازی و نیازهای واقعی جمعیتی در شهرهای جدید را کاهش دهد؟

- اندازه متن +

توسعه شهرهای جدید در سال‌های گذشته عمدتاً با محوریت تأمین زمین و ساخت مسکن دنبال شده است؛ اما افزایش جمعیت این مناطق، نیاز به زیرساخت‌های عمومی را به همان اندازه پررنگ کرده است. در این میان، مدرسه یکی از نخستین خدماتی است که مستقیماً با ترکیب جمعیتی و کیفیت زندگی خانوارها ارتباط دارد.

بر اساس اعلام شهرام ملکی، معاون وزیر راه و شهرسازی، ساخت و تجهیز ۸۰ مدرسه در شهرهای جدید در دستور کار شرکت عمران شهرهای جدید قرار گرفته است. این برنامه در شرایطی مطرح می‌شود که سیاست توسعه مسکن، بدون پیش‌بینی هم‌زمان خدمات آموزشی، فرهنگی و اجتماعی، می‌تواند فشار مضاعفی بر زیرساخت‌های موجود ایجاد کند.

 ۸۰ مدرسه؛ پشت پرده یک نیاز بزرگ‌تر

عدد ۸۰ مدرسه در نگاه نخست یک هدف اجرایی مشخص است؛ اما از منظر اقتصادی، اهمیت این برنامه فراتر از تعداد واحدهای آموزشی است. مدرسه بخشی از زیرساخت اجتماعی شهر است و زمان‌بندی ساخت آن باید با سرعت اسکان خانوارها، رشد جمعیت و ظرفیت خدمات عمومی هماهنگ باشد.

اگر توسعه مسکن سریع‌تر از توسعه خدمات عمومی انجام شود، بخشی از هزینه‌های این عدم توازن به خانوارها منتقل خواهد شد؛ از افزایش زمان رفت‌وآمد دانش‌آموزان گرفته تا فشار بر مدارس مناطق پیرامونی. به همین دلیل، ارزیابی این طرح تنها با تعداد مدارس ساخته‌شده ممکن نیست و باید شاخص‌هایی مانند زمان بهره‌برداری، ظرفیت پذیرش و تناسب آن با رشد جمعیت نیز بررسی شود.

۱. شکاف میان مسکن‌سازی و زیرساخت

ساخت واحد مسکونی زمانی به ایجاد یک سکونتگاه پایدار منجر می‌شود که خدمات عمومی نیز هم‌زمان توسعه پیدا کند. مدرسه، درمانگاه، حمل‌ونقل و خدمات فرهنگی بخشی از هزینه واقعی توسعه شهری هستند. بنابراین، ارزیابی پروژه‌های مسکن بدون محاسبه ظرفیت خدماتی، تصویر کاملی از هزینه توسعه ارائه نمی‌دهد.

۲. عدد ۸۰ مدرسه؛ یک شاخص اجرایی

برنامه ساخت ۸۰ مدرسه، مهم‌ترین عدد اعلام‌شده در این طرح است. اما برای سنجش اثر اقتصادی آن، باید مشخص شود این مدارس در چه شهرهایی، با چه ظرفیت دانش‌آموزی و در چه بازه زمانی ساخته و وارد مدار بهره‌برداری خواهند شد. بدون این اطلاعات، تعداد مدارس به‌تنهایی نمی‌تواند معیار کافی برای سنجش عدالت آموزشی باشد.

۳. جمعیت، متغیر تعیین‌کننده

نیاز آموزشی مستقیماً به جمعیت وابسته است. در شهرهای جدید، تغییرات جمعیتی ممکن است با سرعت بالایی رخ دهد؛ ازاین‌رو برنامه‌ریزی مدرسه باید بر اساس جمعیت فعلی و همچنین برآورد جمعیت آینده انجام شود. در غیر این صورت، احتمال ایجاد ظرفیت مازاد در یک منطقه و کمبود مدرسه در منطقه‌ای دیگر وجود دارد.

۴. هزینه‌های پنهان تأخیر

تأخیر در ایجاد زیرساخت آموزشی فقط یک مسئله عمرانی نیست. افزایش رفت‌وآمد، استفاده از مدارس مناطق اطراف و تحمیل هزینه بیشتر به خانوارها، بخشی از آثار اقتصادی نبود ظرفیت آموزشی کافی است. از این منظر، ساخت مدرسه را می‌توان نوعی سرمایه‌گذاری زیرساختی برای کاهش هزینه‌های آتی شهر دانست.

۵. کیفیت مهم‌تر از تعداد

تعداد مدارس ساخته‌شده تنها یکی از شاخص‌های موفقیت طرح است. کیفیت ساختمان، تجهیزات آموزشی، دسترسی، ظرفیت کلاس‌ها و زمان تحویل نیز اهمیت دارد. اگر توسعه کمی با کیفیت آموزشی همراه نباشد، هدف اصلی یعنی ارتقای کیفیت زندگی ساکنان شهرهای جدید به‌طور کامل محقق نخواهد شد.

 آیا ۸۰ مدرسه پاسخگوی موج جمعیتی شهرهای جدید است؟

موفقیت این برنامه در نهایت به میزان هماهنگی میان مسکن، جمعیت و زیرساخت بستگی دارد. اعلام ساخت ۸۰ مدرسه می‌تواند گامی برای جبران بخشی از کمبودهای خدماتی باشد، اما اثرگذاری آن زمانی قابل سنجش است که مکان، ظرفیت، زمان‌بندی اجرا و جمعیت هدف هر پروژه مشخص شود.
از نگاه اقتصادی، توسعه پایدار شهرهای جدید زمانی اتفاق می‌افتد که مدرسه و سایر خدمات عمومی، پس از شکل‌گیری جمعیت به شهر اضافه نشوند؛ بلکه هم‌زمان با فرآیند مسکن‌سازی طراحی و اجرا شوند. در چنین شرایطی، سرمایه‌گذاری آموزشی از یک هزینه عمرانی صرف، به ابزاری برای افزایش کیفیت سکونت و پایداری اجتماعی شهرهای جدید تبدیل خواهد شد.

درباره نویسنده

تحریریه چارسو

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
آخرین اخبار
تنگه هرمز
تماس با ما