Skip to main content

چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

پر بازدیدترین مطالب

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

برندگان و بازندگان جنگ اقتصادی ۱۴۰۵؛ چه کسانی سود کردند و کدام کشورها ضرر دیدند؟

برندگان و بازندگان جنگ اقتصادی ۱۴۰۵؛ چه کسانی سود کردند و کدام کشورها ضرر دیدند؟

برندگان و بازندگان جنگ اقتصادی ۱۴۰۵ چه کسانی هستند؟ بحران تنگه هرمز و اختلال در بازار انرژی، درآمد برخی مالکان نفتکش و شرکت‌های فعال در تجارت نفت را افزایش داده، اما به اقتصاد کشورهای وابسته به صادرات از خلیج فارس و واردکنندگان انرژی فشار وارد کرده است. طبق گزارش رویترز،…

- اندازه متن +

برندگان و بازندگان جنگ اقتصادی ۱۴۰۵ چه کسانی هستند؟ بحران تنگه هرمز و اختلال در بازار انرژی، درآمد برخی مالکان نفتکش و شرکت‌های فعال در تجارت نفت را افزایش داده، اما به اقتصاد کشورهای وابسته به صادرات از خلیج فارس و واردکنندگان انرژی فشار وارد کرده است. طبق گزارش رویترز، کرایه یک سفر نفتکش از آمریکا به ژاپن به ۸۱ میلیون دلار رسید. هم‌زمان، درآمد نفت و گاز دولت قطر در سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶، براساس داده‌های مالی منتشرشده، از حدود ۳۴ میلیارد به ۸۷۴ میلیون ریال قطر کاهش یافت؛ افتی نزدیک به ۹۷.۴ درصد. بااین‌حال، افزایش کرایه به معنای سود خالص همه مالکان کشتی نیست و سقوط درآمد قطر نیز به معنای کاهش ۹۷ درصدی کل اقتصاد این کشور نیست. این گزارش نشان می‌دهد پول جنگ چگونه میان مالکان نفتکش، شرکت‌های انرژی، کشورهای صادرکننده و مصرف‌کنندگان جابه‌جا شده است.

جنگ اقتصادی ۱۴۰۵ چه کسانی را برنده و چه کسانی را بازنده کرد؟

به گزارش چارسو اقتصاد، برای تشخیص برندگان و بازندگان بحران دریایی و انرژی در سال ۱۴۰۵ باید تفاوت میان افزایش قیمت فروش، رشد هزینه حمل‌ونقل، کاهش حجم صادرات و تغییر سود خالص شرکت‌ها را در نظر گرفت.

زمانی که جنگ یا ناامنی عرضه انرژی را محدود می‌کند، ممکن است قیمت نفت و گاز افزایش یابد؛ اما همه تولیدکنندگان از این افزایش قیمت سود نمی‌برند. کشوری که امکان صادرات ندارد، حتی با قیمت جهانی بالاتر ممکن است درآمد کمتری کسب کند.

در بازار حمل‌ونقل نیز کمبود نفتکش‌های قابل استفاده و تغییر مسیر کشتی‌ها می‌تواند کرایه حمل را بالا ببرد. این افزایش برای برخی مالکان کشتی فرصت درآمدی ایجاد می‌کند، درحالی‌که واردکنندگان و مصرف‌کنندگان هزینه بیشتری می‌پردازند.

جدول زیر وضعیت بازیگران مهم را با اتکا به شاخص‌های قابل بررسی نشان می‌دهد. برچسب «برنده» یا «بازنده» ارزیابی تحلیلی است و به معنای نتیجه نهایی تمام فعالیت‌های اقتصادی آن بازیگر نیست.

جدول برندگان و بازندگان جنگ اقتصادی ۱۴۰۵

بازیگرارزیابیداده کلیدینکته ضروری
برخی مالکان نفتکش‌های بزرگمنتفع از جهش کرایه۸۱ میلیون دلار کرایه یک سفر از آمریکا به ژاپننرخ یک قرارداد خاص است؛ سود خالص همه مالکان نیست
برخی شرکت‌های بین‌المللی انرژیبرنده مالی در دوره مورد بررسی۹.۸۴ میلیارد دلار سود تعدیل‌شده شل در سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶نتیجه یک شرکت و یک فصل است؛ نه تمام صنعت
بیمه‌گران ریسک جنگدریافت حق‌بیمه بالاتر؛ سود نهایی نامشخصگزارش نرخ‌های چنددرصدی از ارزش بیمه‌ای شناورهاباید خسارت و هزینه بیمه اتکایی نیز محاسبه شود
قطربازنده درآمدی در بخش نفت و گاز دولتافت از حدود ۳۴ میلیارد به ۸۷۴ میلیون ریال قطر در سه‌ماهه دومکاهش حدود ۹۷.۴ درصدی درآمد نفت و گاز دولت؛ نه کل درآمد ملی
عربستان و اماراتتاب‌آوری نسبی بیشترظرفیت خطوط لوله جایگزین برای بخشی از صادرات نفتظرفیت خط لوله با صادرات واقعی و سود یکسان نیست
واردکنندگان انرژی در آسیا و اروپاتحت فشار هزینهافزایش کرایه، بیمه و هزینه خرید انرژیشدت اثر در هر کشور و صنعت متفاوت است
ایرانتحت فشار صادراتی، با ادامه محدود برخی محموله‌هاردیابی دست‌کم ۸ نفتکش LPG و یک محموله سوخت جتادامه محدود صادرات فرآورده به معنی عادی‌شدن صادرات نفت خام نیست
مصر و کانال سوئزنمونه تاریخی بازنده ناامنی دریاییافت ۶۱ درصدی درآمد کانال در ۲۰۲۴ نسبت به ۲۰۲۳مربوط به بحران دریای سرخ پیش از جنگ ۱۴۰۵

روش مقایسه: داده‌های جدول از دوره‌های زمانی متفاوت استخراج شده‌اند. برای همین نباید ارقام را با یکدیگر جمع زد یا بر اساس آنها رتبه‌بندی قطعی سود و زیان کل کشورها انجام داد.

چرا کرایه یک سفر نفتکش به ۸۱ میلیون دلار رسید؟

یکی از مهم‌ترین نشانه‌های جابه‌جایی درآمد در جنگ اقتصادی ۱۴۰۵، افزایش شدید کرایه حمل نفت در مسیرهای جایگزین است.

رویترز در گزارشی به تاریخ ۱۵ اکتبر ۲۰۲۶ اعلام کرد هزینه حمل نفتکش بسیار بزرگ Esteem Explorer از ایالات متحده به ژاپن به حدود ۸۱ میلیون دلار رسیده است.

به گزارش رویترز، این مبلغ حدود ۹ برابر نرخ سال قبل برای سفر مورد بررسی بوده و با افزایش هزینه حمل نفت در بازارهای جهانی ارتباط داشته است.

برای یک محموله دو میلیون بشکه‌ای، تقسیم ۸۱ میلیون دلار بر حجم محموله معادل حدود ۴۰.۵ دلار هزینه حمل برای هر بشکه است. این محاسبه مربوط به همان مثال است و نباید آن را هزینه ثابت حمل تمام نفت صادراتی جهان دانست.

منبع: رویترز، ۱۵ اکتبر ۲۰۲۶؛ جهش هزینه حمل نفت و آثار آن بر قیمت کالاها.

چارسو اقتصاد پیش‌تر در گزارش رکوردشکنی تاریخی کرایه نفتکش‌ها؛ ثبت رقم ۸۱ میلیون دلار برای یک سفر دریایی به این موضوع پرداخته است.

آیا مالکان نفتکش از جنگ سود خالص بیشتری به دست آوردند؟

افزایش کرایه حمل می‌تواند درآمد مالکان نفتکش‌هایی را که کشتی فعال و قرارداد مناسب دارند، افزایش دهد. رویترز گزارش داده برخی مالکان نفتکش در شرایط بحران به درآمد روزانه بیش از یک میلیون دلار برای هر کشتی رسیده‌اند.

بااین‌حال، درآمد روزانه با سود خالص متفاوت است. هزینه سوخت، تعمیرات، نیروی انسانی، بیمه، تأمین مالی و احتمال توقف یا آسیب کشتی باید از درآمد کسر شوند.

  • برندگان احتمالی

    مالکانی که کشتی آماده بهره‌برداری دارند و می‌توانند قرارداد حمل با نرخ‌های بالا منعقد کنند، ممکن است از کمبود ناوگان قابل استفاده منتفع شوند.

  • بازندگان احتمالی در همان صنعت

    کشتی‌هایی که در مناطق پرخطر متوقف شده‌اند، قادر به دریافت پوشش بیمه مناسب نیستند یا در معرض خسارت قرار دارند، ممکن است حتی در بازار کرایه بالا نیز زیان کنند.

  • نقطه تعیین‌کننده

    برای قضاوت دقیق باید گزارش مالی شرکت، تعداد روزهای فعالیت کشتی و هزینه‌های واقعی عملیاتی بررسی شود.

در نتیجه، عنوان «مالکان نفتکش برندگان قطعی جنگ هستند» دقیق نیست؛ تعبیر درست‌تر این است که بخشی از مالکان نفتکش از جهش نرخ‌های حمل سود برده‌اند.

شرکت‌های بزرگ انرژی چگونه از افزایش قیمت نفت و گاز منتفع شدند؟

افزایش قیمت انرژی و نوسانات بازار می‌تواند سود شرکت‌هایی را بالا ببرد که علاوه بر تولید نفت و گاز، فعالیت گسترده‌ای در تجارت و بهینه‌سازی محموله‌ها دارند.

شرکت شل در گزارش مالی سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶ سود تعدیل‌شده حدود ۹.۸۴ میلیارد دلاری اعلام کرد؛ رقمی که نسبت به فصل مشابه سال قبل بیش از دو برابر شده بود.

طبق گزارش شرکت و بررسی رویترز، افزایش قیمت انرژی و بهبود عملکرد فعالیت‌های بازرگانی از عوامل مهم این رشد بوده‌اند. درعین‌حال، عملیات این شرکت در قطر نیز از اختلالات منطقه‌ای آسیب دیده است.

بنابراین رشد سود شل نشان می‌دهد یک شرکت می‌تواند هم‌زمان از قیمت‌های بالاتر انرژی منتفع شود و در برخی تأسیسات خود زیان عملیاتی یا کاهش تولید داشته باشد.

منابع: گزارش رویترز درباره سود شل و صورت‌های مالی رسمی شل، سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶.

آیا بیمه‌گران ریسک جنگ هم از بحران هرمز سود کردند؟

افزایش خطر برای کشتی‌ها معمولاً باعث بالا رفتن حق‌بیمه ریسک جنگ می‌شود. در گزارش‌های منتشرشده در سال ۱۴۰۵، نرخ‌هایی به میزان چند درصد ارزش بیمه‌ای شناور برای برخی شرایط پرخطر مطرح شده است.

برای مثال، اگر یک نفتکش با ارزش بیمه‌ای ۱۰۰ میلیون دلار مشمول حق‌بیمه ریسک جنگ به نرخ ۱۰ درصد شود، حق‌بیمه آن ۱۰ میلیون دلار خواهد بود. همین نرخ در سطح ۰.۲۵ درصد، معادل ۲۵۰ هزار دلار است.

این مثال نحوه محاسبه را نشان می‌دهد و به معنای آن نیست که همه نفتکش‌ها در مهر ۱۴۰۵ دقیقاً با نرخ ۱۰ درصد بیمه شده‌اند.

از سوی دیگر، افزایش حق‌بیمه لزوماً نشانه افزایش سود خالص شرکت بیمه نیست. بالا رفتن احتمال حمله، خسارت‌های سنگین، هزینه بیمه اتکایی و حتی خروج بعضی بیمه‌گران از بازار می‌تواند مزیت درآمدی را خنثی کند.

گزارش تسنیم درباره جهش حق‌بیمه ریسک جنگ در تنگه هرمز و تحلیل چارسو اقتصاد با عنوان بیمه جنگ تنگه هرمز ۱۴۰۵ به این موضوع پرداخته‌اند.

قطر چگونه با سقوط حدود ۹۷ درصدی درآمد نفت و گاز روبه‌رو شد؟

قطر از نمونه‌های روشن آسیب‌پذیری مالی کشورهای وابسته به صادرات انرژی از مسیر خلیج فارس است.

بر اساس داده‌های مالی منتشرشده درباره بودجه قطر، درآمد نفت و گاز دولت در سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶ حدود ۸۷۴ میلیون ریال قطر گزارش شده است؛ درحالی‌که این رقم در سه‌ماهه دوم ۲۰۲۵ حدود ۳۴ میلیارد ریال قطر بود.

با این مبنا، افت درآمد نفت و گاز دولت حدود ۹۷.۴ درصد محاسبه می‌شود.

خبرگزاری رسمی قطر در ۸ سپتامبر ۲۰۲۶ همچنین اعلام کرد درآمد کل دولت در سه‌ماهه دوم به حدود ۲۵.۶ میلیارد ریال قطر، هزینه‌ها به حدود ۴۶.۸ میلیارد ریال و کسری بودجه به ۲۱.۲ میلیارد ریال رسیده است.

شاخص مالی قطرمقداردوره و توضیح
درآمد نفت و گاز دولت۸۷۴ میلیون ریال قطرسه‌ماهه دوم ۲۰۲۶، طبق داده‌های مالی بازتاب‌یافته در گزارش‌های اقتصادی
درآمد نفت و گاز دوره مقایسهحدود ۳۴ میلیارد ریال قطرسه‌ماهه دوم ۲۰۲۵
کاهش درآمد نفت و گازحدود ۹۷.۴ درصدمقایسه دو فصل مشابه
کل درآمد دولتحدود ۲۵.۶ میلیارد ریال قطرسه‌ماهه دوم ۲۰۲۶
کسری بودجه دولت۲۱.۲ میلیارد ریال قطرسه‌ماهه دوم ۲۰۲۶

تفکیک منبع: خبرگزاری رسمی قطر در گزارش ۸ سپتامبر، کسری بودجه و کل درآمد و هزینه را به‌صراحت منتشر کرده است. رقم ۸۷۴ میلیون ریال و کاهش ۹۷.۴ درصدی در گزارش‌های اقتصادی تفصیلی مبتنی بر داده‌های وزارت دارایی منعکس شده‌اند و در متن کوتاه همان خبر QNA به‌صورت جداگانه دیده نمی‌شوند.

منابع: خبرگزاری رسمی قطر؛ عملکرد بودجه سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶ و رویترز، ۱۲ اکتبر؛ اختلال صنعت LNG خاورمیانه.

برای بررسی بیشتر، گزارش چارسو اقتصاد با عنوان درآمد نفت و گاز قطر ۹۷ درصد سقوط کرد؛ هرمز چگونه درآمد دوحه را تقریباً قطع کرد؟ نیز مرتبط است.

چرا افزایش قیمت جهانی گاز نتوانست خسارت قطر را جبران کند؟

افزایش قیمت جهانی انرژی تنها زمانی درآمد صادرکننده را بالا می‌برد که امکان تولید و تحویل محموله وجود داشته باشد.

رویترز در ۱۲ اکتبر ۲۰۲۶ گزارش داد صنعت LNG قطر همچنان با اختلال جدی مواجه است و صادرات سپتامبر این کشور به حدود یک‌چهارم سطح پیش از جنگ رسیده بود.

در این گزارش، کاهش ظرفیت صادراتی ناشی از آسیب به تأسیسات انرژی و محدودیت حمل دریایی از عوامل اصلی فشار بر صنعت گاز قطر معرفی شده است.

از نظر اقتصادی، درآمد صادرات تابع قیمت و حجم فروش است. اگر حجم قابل تحویل به‌شدت کاهش پیدا کند، افزایش قیمت هر واحد ممکن است برای جبران کاهش مقدار صادرات کافی نباشد.

بنابراین ادعای «گران‌شدن گاز، قطر را برنده کرد» بدون بررسی حجم صادرات و درآمد واقعی گمراه‌کننده است.

مصر چگونه از ناامنی مسیرهای دریایی زیان دید؟

مصر یک نمونه مهم برای نشان دادن اثر ناامنی بر درآمد تجارت دریایی است؛ اما باید دوره تاریخی آن را به‌درستی تفکیک کرد.

طبق داده‌های سازمان کانال سوئز، درآمد این کانال در سال ۲۰۲۳ حدود ۱۰.۲۵ میلیارد دلار بود و در سال ۲۰۲۴ به ۳.۹۹۱ میلیارد دلار کاهش یافت.

افت نزدیک به ۶۱ درصدی درآمد، عمدتاً با افزایش حملات و تهدیدهای امنیتی در دریای سرخ و باب‌المندب و تغییر مسیر کشتی‌ها ارتباط داشت.

این کاهش پیش از جنگ اقتصادی ۱۴۰۵ اتفاق افتاده و نباید به‌عنوان خسارت تازه مصر در همان سال ثبت شود.

بااین‌حال، نمونه سوئز نشان می‌دهد حتی یک مسیر با اهمیت بسیار زیاد تجاری نیز در صورت از دست رفتن اعتماد شرکت‌های کشتیرانی می‌تواند درآمد خود را به‌شدت از دست بدهد.

جزئیات در درآمد کانال سوئز ۶۱ درصد سقوط کرد؛ سه درس برای اقتصاد هرمز پس از جنگ و گزارش مصر درباره درآمد سال‌های ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ آمده است.

عربستان و امارات چگونه بخشی از زیان بحران هرمز را کاهش دادند؟

عربستان سعودی و امارات متحده عربی به دلیل برخورداری از خطوط لوله‌ای که بخشی از صادرات نفت را به بنادر خارج از مسیر تنگه هرمز منتقل می‌کنند، در موقعیت متفاوتی نسبت به برخی دیگر از صادرکنندگان منطقه قرار دارند.

بر اساس گزارش اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) در سال ۲۰۲۶، خط لوله شرق به غرب عربستان دارای ظرفیت اسمی حدود هفت میلیون بشکه در روز است که حدود پنج میلیون بشکه از آن برای صادرات قابل استفاده اعلام شده است.

در امارات نیز خط لوله نفت ابوظبی به فجیره ظرفیت حداکثر حدود ۱.۸ میلیون بشکه در روز دارد و امکان انتقال بخشی از نفت به بندری در خارج از تنگه هرمز را فراهم می‌کند.

  • عربستان سعودی

    خط لوله شرق به غرب امکان انتقال نفت به بندر ینبع در دریای سرخ را فراهم می‌کند. اما ظرفیت اسمی کل خط لوله را نباید با مقدار واقعی نفت صادرشده در یک روز خاص یکسان دانست.

  • امارات متحده عربی

    خط لوله ابوظبی به فجیره بخشی از وابستگی صادرات نفت خام به هرمز را کاهش می‌دهد. بااین‌حال، این مسیر نمی‌تواند تمام جریان تجاری یا صادرات سایر محصولات کشور را جایگزین کند.

  • نتیجه اقتصادی

    این زیرساخت‌ها احتمال توقف کامل صادرات را کمتر می‌کنند؛ اما هزینه جنگ، آسیب زیرساختی و کاهش فعالیت اقتصادی همچنان می‌تواند به این کشورها خسارت وارد کند.

منبع: گزارش اداره اطلاعات انرژی آمریکا درباره ظرفیت مسیرهای جایگزین عربستان و امارات در بحران هرمز.

آیا واردکنندگان آسیایی و اروپایی از جنگ اقتصادی آسیب دیدند؟

افزایش کرایه نفتکش‌ها، حق‌بیمه و قیمت انرژی می‌تواند هزینه واردات را برای کشورهای مصرف‌کننده افزایش دهد.

رویترز در ۱۵ اکتبر گزارش داد افزایش شدید هزینه حمل نفت، فشار بیشتری بر قیمت سوخت و کالاهای مصرفی وارد می‌کند و اقتصادهای وابسته به واردات انرژی در معرض این فشار هستند.

شدت زیان برای همه واردکنندگان برابر نیست. کشورهایی که ذخایر راهبردی، قراردادهای بلندمدت یا منابع جایگزین دارند ممکن است بخشی از شوک را جذب کنند.

در مقابل، کشورهایی که واردات انرژی بخش بزرگی از هزینه تولید و حمل‌ونقل آنها را تشکیل می‌دهد، ممکن است با فشار تورمی بیشتری مواجه شوند.

افزایش هزینه واردات همچنین می‌تواند به کاهش حاشیه سود تولیدکنندگان، افزایش قیمت مصرف‌کننده یا ترکیبی از این دو منجر شود.

ایران در جنگ اقتصادی ۱۴۰۵ چه چیزی را از دست داد و چه صادراتی ادامه یافت؟

برای ارزیابی موقعیت ایران باید میان صادرات نفت خام و صادرات محدود برخی فرآورده‌های نفتی تفاوت گذاشت.

رویترز در گزارش تحقیقی ۱۶ اکتبر ۲۰۲۶ نوشت با وجود محاصره دریایی آمریکا، اطلاعات ردیابی کشتی‌ها از خروج دست‌کم هشت نفتکش حامل گاز مایع نفتی (LPG) ایران از خلیج عمان از اواسط ژوئیه حکایت دارد.

طبق همین گزارش، مجموع محموله‌های LPG شناسایی‌شده حدود ۴.۱ میلیون بشکه برآورد شده است. همچنین یک محموله سوخت جت ایرانی در سپتامبر به میانمار رسیده بود.

این داده‌ها براساس تحلیل مؤسسه ردیابی UANI و شرکت اطلاعات دریایی SynMax و بررسی رویترز منتشر شده‌اند. بخشی از مسیرها شامل انتقال کشتی‌به‌کشتی در نزدیکی عمان بوده است.

بااین‌حال، رویترز تأکید می‌کند این محموله‌ها تنها بخش کوچکی از صادرات پیشین انرژی ایران را تشکیل می‌دهند و محاصره، صادرات نفت خام را به‌شدت محدود کرده است.

منبع: گزارش اختصاصی رویترز، ۱۶ اکتبر ۲۰۲۶؛ ادامه صادرات محدود LPG و سوخت جت ایران.

در چارسو اقتصاد نیز گزارش ادامه صادرات گاز مایع و سوخت جت ایران با وجود محاصره دریایی و خبر محاصره دریایی ایران و آمار اعلامی سنتکام با این موضوع مرتبط هستند.

آیا ادامه صادرات محدود یعنی ایران برنده اقتصادی بحران بوده است؟

خیر؛ صرف ادامه یافتن چند محموله نمی‌تواند نشان دهد مجموع درآمد صادراتی کشور افزایش یافته یا خسارت اقتصادی جنگ جبران شده است.

برای چنین نتیجه‌ای باید حجم صادرات قبل و بعد از محاصره، قیمت فروش، تخفیف‌ها، هزینه حمل، هزینه واسطه‌ها و میزان وصول واقعی درآمد ارزی مشخص باشد.

از طرف دیگر، توانایی ادامه بخشی از تجارت در شرایط محدودیت نشان‌دهنده وجود مسیرهای جایگزین و ظرفیت تطبیق شبکه صادرات است.

در نتیجه، ارزیابی دقیق‌تر این است که ایران از یک‌سو با فشار بر صادرات و درآمد ارزی مواجه بوده و از سوی دیگر، بخشی از صادرات فرآورده‌های انرژی را حفظ کرده است.

برای زمینه تاریخی، گزارش جنگ نفتکش‌ها در دهه ۶۰ چگونه گذشت؟ مقایسه با بحران تنگه هرمز ۱۴۰۵ نشان می‌دهد ادامه صادرات تحت فشار نظامی لزوماً به معنای نبود زیان اقتصادی نیست.

چگونه جنگ اقتصادی باعث جابه‌جایی سود و زیان می‌شود؟

مکانیسم اصلی جنگ اقتصادی در بازار انرژی، تغییر هم‌زمان قیمت، حجم عرضه، ریسک تجارت و هزینه حمل‌ونقل است.

  • افزایش قیمت برای فروشندگان دارای صادرات فعال

    تولیدکننده‌ای که بتواند محموله خود را با قیمت بالاتر بفروشد، ممکن است درآمد بیشتری کسب کند. اما هزینه تولید و صادرات نیز بر نتیجه نهایی اثر دارد.

  • کاهش درآمد برای تولیدکنندگان گرفتار محدودیت صادرات

    اگر دسترسی به بندر یا کشتی محدود شود، کاهش حجم فروش می‌تواند حتی با رشد قیمت جهانی به سقوط درآمد منجر شود؛ تجربه قطر نمونه‌ای از این فشار است.

  • انتقال هزینه به واردکننده و مصرف‌کننده

    افزایش هزینه بیمه، سوخت کشتی و کرایه حمل می‌تواند به قیمت تحویل نفت و کالا اضافه شود و فشار هزینه‌ای در زنجیره تولید و توزیع ایجاد کند.

  • سود نسبی مسیرهای جایگزین

    خطوط لوله، بنادر و مراکز سوخت‌رسانی خارج از منطقه پرخطر ممکن است مشتری بیشتری جذب کنند. افزایش تقاضا با سود قطعی برابر نیست و ظرفیت عملیاتی اهمیت دارد.

رویترز در ۱۶ اکتبر گزارش داد الگوی خرید سوخت کشتی‌ها نیز تغییر کرده و برخی بنادر جایگزین در آسیا و آفریقا با افزایش تقاضا روبه‌رو شده‌اند.

در همین گزارش آمده است قیمت سوخت دریایی نسبت به سطح پیش از جنگ بیش از ۷۰ درصد افزایش یافته بود. این رقم به بازار سوخت دریایی مربوط است و نباید آن را به تمام حامل‌های انرژی تعمیم داد.

منبع: رویترز، ۱۶ اکتبر؛ تغییر مسیر خرید سوخت کشتی‌ها در نتیجه جنگ.

مقایسه سود و زیان جنگ اقتصادی؛ کدام ارقام را نباید با هم جمع زد؟

عددواحد و ماهیتمبنای زمانی
۸۱ میلیون دلارکرایه یک سفر مشخص نفتکشگزارش اکتبر ۲۰۲۶
۹.۸۴ میلیارد دلارسود تعدیل‌شده یک شرکت انرژیسه‌ماهه دوم ۲۰۲۶
۹۷.۴ درصدافت درآمد نفت و گاز دولت قطرسه‌ماهه دوم ۲۰۲۶ نسبت به فصل مشابه ۲۰۲۵
۲۱.۲ میلیارد ریال قطرکسری بودجه دولت قطرسه‌ماهه دوم ۲۰۲۶
۶۱ درصدکاهش درآمد کانال سوئزسال ۲۰۲۴ نسبت به ۲۰۲۳
۴.۱ میلیون بشکهبرآورد حجم محموله‌های شناسایی‌شده LPG ایراناز اواسط ژوئیه تا گزارش اکتبر ۲۰۲۶

چون این داده‌ها به دوره‌ها، واحدها و شاخص‌های متفاوت مربوط هستند، محاسبه یک «تراز نهایی سود جنگ» با جمع کردن آنها معتبر نیست. نتیجه اقتصادی جنگ برای هر بازیگر باید بر اساس صورت مالی، حجم تجارت و هزینه‌های واقعی همان بازیگر سنجیده شود.

چه کسانی هزینه نهایی جنگ اقتصادی را پرداخت می‌کنند؟

افزایش درآمد بخشی از صنعت حمل‌ونقل یا انرژی الزاماً به معنای افزایش رفاه اقتصاد جهانی نیست.

وقتی هزینه حمل، بیمه یا سوخت بالا می‌رود، بخشی از این هزینه ممکن است به واردکنندگان، تولیدکنندگان و در نهایت خانوارها منتقل شود.

برای ایران نیز حتی در صورت کاهش تنش و بازگشایی تنگه هرمز، انتقال کاهش هزینه‌ها به قیمت کالاهای مصرفی فوری و تضمین‌شده نیست.

این موضوع در گزارش بعد از بازگشایی تنگه هرمز چه چیزی زودتر ارزان می‌شود؟ جدول ۹ بازار بررسی شده است.

همچنین گزارش ۱۰۰ روز اول اقتصاد ایران پس از توافق؛ نقشه چهارمرحله‌ای به ترتیب اقدامات احتمالی برای احیای تجارت، مدیریت منابع ارزی و کاهش فشار اقتصادی پرداخته است.

سؤالات پرتکرار درباره برندگان و بازندگان جنگ اقتصادی ۱۴۰۵

  • چه کسانی از جنگ اقتصادی ۱۴۰۵ سود کردند؟

    برخی مالکان نفتکش‌های بزرگ و بعضی شرکت‌های فعال در تولید و تجارت انرژی از افزایش کرایه حمل و قیمت یا نوسان انرژی منتفع شدند. سود خالص هر شرکت باید از گزارش مالی آن مشخص شود.

  • کرایه ۸۱ میلیون دلاری نفتکش مربوط به چه مسیری بود؟

    طبق گزارش رویترز، مربوط به سفر نفتکش بزرگ Esteem Explorer از ایالات متحده به ژاپن بود. این نرخ، قیمت ثابت همه مسیرهای نفتکش نیست.

  • آیا بیمه‌گران از جنگ سود کردند؟

    حق‌بیمه ریسک جنگ در برخی قراردادها افزایش یافت، اما برای محاسبه سود خالص بیمه‌گران باید خسارت پرداختی، ذخایر بیمه‌ای و هزینه بیمه اتکایی نیز بررسی شود.

  • درآمد نفت و گاز قطر واقعاً ۹۷ درصد کاهش یافت؟

    بر اساس داده‌های مالی مربوط به سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶، درآمد نفت و گاز دولت قطر نسبت به فصل مشابه سال قبل حدود ۹۷.۴ درصد کاهش یافت. این رقم به معنی سقوط ۹۷ درصدی کل تولید ناخالص داخلی یا تمام درآمد قطر نیست.

  • مصر چه ارتباطی با برندگان و بازندگان جنگ اقتصادی دارد؟

    کاهش ۶۱ درصدی درآمد کانال سوئز در سال ۲۰۲۴ نمونه تاریخی اثر ناامنی دریایی بر درآمد ارزی است. این رویداد پیش از جنگ سال ۱۴۰۵ اتفاق افتاده و باید جداگانه بررسی شود.

  • آیا صادرات نفت ایران در مهر ۱۴۰۵ ادامه داشت؟

    گزارش رویترز از ادامه صادرات محدود LPG و یک محموله سوخت جت حکایت دارد؛ اما این داده‌ها احیای صادرات معمول نفت خام یا رفع محاصره را تأیید نمی‌کنند.

  • چرا عربستان و امارات آسیب کمتری از محدودیت هرمز دیدند؟

    وجود خطوط لوله جایگزین امکان انتقال بخشی از نفت به بنادر خارج از تنگه هرمز را فراهم کرد. بااین‌حال، این مزیت به معنی مصونیت کامل از خسارت اقتصادی نیست.

  • آیا با بازگشایی هرمز سود مالکان نفتکش کاهش می‌یابد؟

    در صورت بازگشت ظرفیت ناوگان و کاهش ریسک، ممکن است کرایه‌های بسیار بالا تعدیل شوند؛ اما نرخ نهایی به عرضه کشتی، تقاضای حمل و شرایط قراردادها بستگی دارد.

جمع‌بندی؛ جنگ اقتصادی ۱۴۰۵ به نفع چه کسانی تمام شد؟

داده‌های مالی نشان می‌دهند جنگ اقتصادی ۱۴۰۵ منافع و زیان‌ها را به شکلی نامتوازن توزیع کرده است. بعضی مالکان نفتکش و شرکت‌های بزرگ انرژی توانستند از جهش کرایه حمل و قیمت‌ها سود ببرند، اما کشورهایی که با اختلال صادرات مواجه شدند، از جمله قطر، با فشار شدید درآمدی روبه‌رو شدند.

عربستان و امارات به دلیل وجود زیرساخت‌های جایگزین، بخشی از تاب‌آوری صادراتی خود را حفظ کردند. در مقابل، افزایش هزینه حمل و بیمه فشار بیشتری بر واردکنندگان انرژی و مصرف‌کنندگان وارد کرد.

برای ایران نیز ادامه محدود صادرات فرآورده‌ها نشانه امکان تطبیق با بخشی از محدودیت‌هاست؛ اما به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که خسارت ناشی از محدودیت صادرات نفت خام جبران شده است.

نتیجه اصلی این است که در جنگ اقتصادی، افزایش قیمت همیشه به معنای افزایش سود نیست و قدرت واقعی هر بازیگر به توان تولید، صادرات، دریافت درآمد و کنترل هزینه بستگی دارد.

منابع و استنادات گزارش

درباره نویسنده

رصدبان

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
آخرین اخبار
تنگه هرمز
تماس با ما