جنگ ایران زمانی از یک بحران منطقهای فراتر رفت که پیامدهای آن به جریان نفت و LNG، کشتیرانی، بیمه دریایی، قیمت انرژی و مسیرهای تجارت بینالمللی سرایت کرد. تنگه هرمز در این میان به نقطه اتصال میدان جنگ با اقتصاد جهانی تبدیل شد؛ بهطوریکه اختلال در این آبراه، هزینه بحران را به واردکنندگان انرژی در آسیا و اروپا منتقل کرد.
منظور از «جهانیشدن جنگ» در این گزارش، تبدیلشدن آن به یک جنگ جهانی نظامی نیست؛ بلکه گسترش آثار اقتصادی و انرژی آن فراتر از ایران، آمریکا و کشورهای خلیج فارس است. دادههای تازه اداره اطلاعات انرژی آمریکا نشان میدهد جریان نفت از تنگه هرمز از ۲۱.۶ میلیون بشکه در روز در سهماهه چهارم ۲۰۲۵ به ۴.۹ میلیون بشکه در سهماهه دوم ۲۰۲۶ کاهش یافته و جریان LNG نیز در همین فاصله از ۱۰.۵ به ۰.۸ میلیارد فوتمکعب در روز رسیده است.
بهروزرسانی ۱۱ شهریور ۱۴۰۵: آمار نفت، فرآوردههای نفتی و LNG عبوری از تنگه هرمز براساس تازهترین دادههای منتشرشده اداره اطلاعات انرژی آمریکا بهروزرسانی شده است.
چرا جنگ ایران از یک بحران منطقهای فراتر رفت؟
درگیری ایران و آمریکا از مرحلهای عبور کرد که بتوان آن را فقط با تعداد حملات، پایگاههای هدفگرفتهشده یا شدت عملیات نظامی توضیح داد. با انتقال پیامدهای درگیری به حوزه انرژی، حملونقل و تجارت، بازیگران تازهای وارد معادله شدند: شرکتهای کشتیرانی، بیمهگران، پالایشگاهها، صادرکنندگان LNG، دولتهای واردکننده انرژی و بازارهای مالی.
در این مرحله، هر حمله یا تهدید در محدوده سواحل جنوبی ایران، جزایر خلیج فارس، پایگاههای منطقهای یا زیرساختهای دریایی، فقط یک رخداد نظامی نیست. چنین تحولاتی میتوانند ریسک عبور کشتیها، قیمت بیمه، کرایه نفتکشها و انتظار بازار از عرضه آینده انرژی را تغییر دهند.
از منظر تحلیلی، میتوان بخشی از حملات به رادارهای ساحلی، سامانههای موشکی، مراکز فرماندهی و زیرساختهای دریایی را تلاشی برای محدودکردن قدرت اثرگذاری ایران بر معادله امنیتی تنگه هرمز دانست. بااینحال، این برداشت یک تحلیل ژئوپلیتیکی است و نباید بدون سند رسمی، بهعنوان هدف قطعی عملیات آمریکا معرفی شود.
هرچه فشار برای کاهش نقش ایران در هرمز بیشتر شود، انگیزه تهران برای نمایش توان اثرگذاری بر این آبراه نیز افزایش پیدا میکند. در نتیجه، عملیات نظامی و اهرمهای ژئواکونومیک میتوانند یکدیگر را تقویت کنند و دامنه بحران را از میدان نبرد به شبکه انرژی و تجارت جهانی منتقل سازند.
تنگه هرمز چگونه جنگ را به اقتصاد جهانی متصل کرد؟
تنگه هرمز یکی از معدود نقاط جهان است که در آن جغرافیا، انرژی و امنیت بینالمللی مستقیماً به یکدیگر پیوند میخورند. پیش از تشدید جنگ، بیش از یکپنجم نفت و فرآوردههای نفتی مصرفی جهان و بخش بزرگی از LNG صادراتی خلیج فارس از این مسیر عبور میکرد.
براساس دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا، جریان نفت و فرآوردههای نفتی از هرمز در سهماهه چهارم ۲۰۲۵ بهطور متوسط ۲۱.۶ میلیون بشکه در روز بود. این رقم در سهماهه دوم ۲۰۲۶، همزمان با محدودیت شدید عبور، به ۴.۹ میلیون بشکه در روز کاهش یافت.
| شاخص | سهماهه چهارم ۲۰۲۵ | سهماهه دوم ۲۰۲۶ | پیامد اقتصادی |
|---|---|---|---|
| کل جریان نفت از هرمز | ۲۱.۶ میلیون بشکه در روز | ۴.۹ میلیون بشکه در روز | کاهش شدید دسترسی بازار جهانی به عرضه خلیج فارس |
| نفت خام و میعانات | ۱۵.۹ میلیون بشکه در روز | ۳.۷ میلیون بشکه در روز | فشار بر خوراک پالایشگاههای واردکننده |
| فرآوردههای نفتی | ۵.۷ میلیون بشکه در روز | ۱.۱ میلیون بشکه در روز | افزایش ریسک قیمت سوخت و هزینه حملونقل |
| جریان LNG از هرمز | ۱۰.۵ میلیارد فوتمکعب در روز | ۰.۸ میلیارد فوتمکعب در روز | فشار بر بازار گاز آسیا و اروپا |
| جریان نفت از بابالمندب | ۵.۴ میلیون بشکه در روز | ۸.۱ میلیون بشکه در روز | انتقال بخشی از بار به مسیر دریای سرخ |
این اعداد نشان میدهند که اهمیت هرمز فقط به احتمال بستهشدن کامل آن مربوط نیست. حتی کاهش ظرفیت عبور، افزایش زمان انتظار یا بالا رفتن احتمال حمله میتواند بازار انرژی را وادار کند ریسک آینده را در قیمت امروز محاسبه کند.
برای بررسی جزئیتر کانالهای انتقال این شوک، گزارش تنگه هرمز چه اثری بر اقتصاد جهانی گذاشت؟ را در چارسو اقتصاد بخوانید.
چرا تنگه هرمز فقط مسئله نفت نیست؟
اهمیت تنگه هرمز معمولاً با نفت توضیح داده میشود، اما LNG یکی از حساسترین بخشهای این بحران است. در نیمه نخست ۲۰۲۵ بهطور متوسط حدود ۱۱.۴ میلیارد فوتمکعب LNG در روز از هرمز عبور میکرد که بیش از ۲۰ درصد تجارت جهانی LNG را تشکیل میداد و بیشتر آن از قطر صادر میشد.
براساس آمار EIA، جریان LNG هرمز در سهماهه دوم ۲۰۲۶ به حدود ۰.۸ میلیارد فوتمکعب در روز کاهش یافت. این افت نشان میدهد اختلال هرمز چگونه میتواند در مدت کوتاهی بخش قابلتوجهی از عرضه جهانی گاز طبیعی مایع را از مسیر عادی خارج کند.
بازار LNG نسبت به نفت انعطاف کمتری دارد. ظرفیت مایعسازی در کوتاهمدت افزایش پیدا نمیکند، کشتیهای مخصوص حمل LNG محدودند، پایانههای بازگازسازی فقط در نقاط مشخصی وجود دارند و بسیاری از قراردادهای فروش نیز بلندمدتاند. بنابراین جایگزینکردن یک محموله قطری با عرضهای از نقطه دیگر، همیشه سریع و کمهزینه نیست.
قطر از اصلیترین صادرکنندگان LNG جهان است و بیشتر صادرات آن برای خروج از خلیج فارس باید از تنگه هرمز عبور کند. اختلال در این مسیر مستقیماً خریداران آسیایی، از جمله چین، هند، ژاپن و کره جنوبی را تحت تأثیر قرار میدهد.
براساس دادههای سال ۲۰۲۴، حدود ۸۳ درصد LNG عبوری از هرمز به بازارهای آسیایی میرفت. اروپا نیز پس از کاهش وابستگی به گاز خط لوله روسیه، نسبت به اختلال در عرضه جهانی LNG حساستر شده است.
در گزارش نقش هرمز و LNG قطر در محاسبات آمریکا، اثر این وابستگی بر تصمیمات سیاسی و نظامی واشنگتن بررسی شده است.
پنج مسیر جهانیشدن آثار جنگ ایران
گسترش اقتصادی جنگ ایران نتیجه یک عامل واحد نیست. تنگه هرمز، بازار LNG، بیمه دریایی، مسیرهای جایگزین کشتیرانی و آسیبپذیری کشورهای خلیج فارس، پنج کانال اصلی انتقال بحران به اقتصاد جهان هستند.
عبور نفت و فرآوردههای نفتی از تنگه هرمز
کاهش یا اختلال در جریان نفت هرمز، خوراک پالایشگاهها و عرضه فرآوردههای نفتی را تحت فشار قرار میدهد. بازار حتی پیش از وقوع کمبود قطعی، احتمال اختلال آینده را در قیمت نفت محاسبه میکند.
حساسیت بازار جهانی LNG
بخش مهمی از LNG خلیج فارس، بهویژه صادرات قطر، از هرمز عبور میکند. محدودیت این مسیر میتواند بازار گاز آسیا و اروپا را با افزایش قیمت و کاهش انعطاف عرضه روبهرو کند.
افزایش هزینه بیمه و کشتیرانی
بالا رفتن ریسک امنیتی باعث افزایش حق بیمه جنگ، کرایه کشتی، هزینه تأخیر و هزینه تأمین خدمه میشود. این هزینهها در نهایت به قیمت انرژی و کالاهای وارداتی منتقل خواهند شد.
انتقال فشار به بابالمندب و دریای سرخ
کاهش عبور از هرمز، کشورهای صادرکننده را به استفاده بیشتر از خطوط لوله و بنادر دریای سرخ سوق میدهد. دادههای EIA نشان میدهد جریان نفت بابالمندب از ۵.۴ میلیون بشکه در سهماهه چهارم ۲۰۲۵ به ۸.۱ میلیون بشکه در سهماهه دوم ۲۰۲۶ افزایش یافته است.
آسیبپذیری اقتصادهای خلیج فارس
قطر به LNG، امارات به تجارت و لجستیک، بحرین و کویت به امنیت منطقهای و عمان به بنادر و نقش میانجی وابستهاند. افزایش ریسک منطقهای میتواند هزینه سرمایهگذاری و فعالیت اقتصادی را در همه این کشورها بالا ببرد.
بیمه و کشتیرانی چگونه هزینه جنگ را جهانی کردند؟
برای جهانیشدن اثر یک جنگ، لزوماً نباید تمام مسیر تجارت بسته شود. کافی است شرکتهای بیمه احتمال خسارت را بالاتر ارزیابی کنند. در این صورت، حق بیمه جنگ افزایش مییابد و مالکان کشتی برای ورود به منطقه هزینه بیشتری مطالبه میکنند.
افزایش هزینه حمل نفت و LNG ابتدا در قراردادهای کشتیرانی دیده میشود، اما در همان نقطه متوقف نمیماند. پالایشگاهها، نیروگاهها، صنایع پتروشیمی و واردکنندگان کالا بخشی از این هزینه را پرداخت میکنند و در نهایت قیمت بالاتر به مصرفکننده منتقل میشود.
نااطمینانی نیز بهاندازه اختلال فیزیکی اهمیت دارد. وقتی شرکتها ندانند یک مسیر تا چه زمانی ناامن میماند، کشتیها را دیرتر اعزام میکنند، ذخایر بیشتری نگه میدارند یا مسیرهای طولانیتر را انتخاب میکنند. همه این تصمیمها هزینه تجارت جهانی را افزایش میدهند.
کشورهای خلیج فارس چگونه درگیر هزینههای جنگ شدند؟
کشورهای خلیج فارس در ظاهر بازیگران حاشیهای جنگاند، اما در عمل بخش بزرگی از هزینه اقتصادی و امنیتی بحران را تحمل میکنند. قطر به صادرات LNG وابسته است، امارات مدل اقتصادی خود را بر تجارت، امور مالی، گردشگری و لجستیک بنا کرده و بحرین و کویت نیز میزبان زیرساختها و حضور نظامی آمریکا هستند.
عمان از یک سو بهدلیل قرارگرفتن بنادر دقم و صلاله در خارج از تنگه هرمز میتواند بخشی از بار منطقه را جذب کند و از سوی دیگر، گسترش ناامنی به دریای عمان میتواند هزینه بیمه، حملونقل و فعالیتهای بندری این کشور را افزایش دهد.
در تحلیل اقتصاد عمان زیر سایه جنگ ایران، فرصت نفت و بنادر و ریسک امنیتی مسقط بهصورت جداگانه بررسی شده است.
امارات نیز با وجود برخورداری از خط لوله منتهی به فجیره، نمیتواند همه تجارت و فعالیتهای بندری خود را از ریسک هرمز جدا کند. به همین دلیل، هرچه بحران طولانیتر شود، هزینه آن در گردشگری، تجارت، لجستیک و جذب سرمایه خارجی کشورهای خلیج فارس بیشتر دیده خواهد شد.
آیا مسیرهای جایگزین میتوانند هرمز را دور بزنند؟
عربستان و امارات بخشی از ظرفیت انتقال نفت خود را از طریق خطوط لوله خارج از تنگه هرمز منتقل میکنند. خط لوله شرق به غرب عربستان، نفت را به بندر ینبع در دریای سرخ میرساند و خط لوله امارات نیز میادین نفتی این کشور را به پایانه فجیره متصل میکند.
اما ظرفیت آزاد این خطوط محدود است. برآورد EIA برای سال ۲۰۲۴ نشان میداد مجموع ظرفیت مازاد قابل استفاده خطوط عربستان و امارات برای دورزدن هرمز حدود ۲.۶ میلیون بشکه در روز بوده است؛ رقمی بسیار کمتر از جریان عادی بیش از ۲۰ میلیون بشکهای این تنگه.
در بخش LNG محدودیت بیشتر است. قطر مسیر خط لولهای یا پایانه صادراتی بزرگی در خارج از خلیج فارس ندارد که بتواند صادرات LNG خود را بهطور کامل جایگزین هرمز کند. بنابراین بحران LNG نسبت به نفت، گزینههای جایگزین کمتری دارد.
آیا جنگ ایران به بحران پایدار انرژی تبدیل میشود؟
پاسخ به این پرسش به مدت درگیری، سطح اختلال در هرمز، وضعیت بابالمندب، واکنش واردکنندگان انرژی و سرعت بازگشت تولید کشورهای خلیج فارس بستگی دارد.
اگر مسیر عبور کشتیها بهتدریج عادی شود، بخشی از اثر جنگ بهصورت افزایش موقت قیمت، بیمه و کرایه حمل باقی خواهد ماند. اما اگر محدودیت عبور، توقف تولید یا ناامنی مسیرهای جایگزین ادامه پیدا کند، بحران میتواند به کاهش پایدار عرضه، افت ذخایر جهانی و افزایش فشار تورمی منجر شود.
به همین دلیل، جهانیشدن جنگ ایران بیش از تعداد حملات، به رابطه آن با انرژی و تجارت جهانی مربوط است. هرچه نفت، LNG، بیمه، کشتیرانی و مسیرهای دریایی بیشتر درگیر شوند، هزینه بحران از مرزهای منطقه عبور میکند و وارد بودجه خانوارها، هزینه تولید بنگاهها و سیاست پولی کشورهای دیگر میشود.
جمعبندی؛ هرمز جنگ را از منطقه به جهان منتقل کرد
جنگ ایران زمانی جهانی شد که تنگه هرمز از یک میدان امنیتی به گلوگاهی برای انتقال شوک اقتصادی تبدیل شد. کاهش جریان نفت و LNG، افزایش هزینه بیمه، تغییر مسیر کشتیها و فشار بر کشورهای واردکننده انرژی، نشان داد پیامدهای جنگ به مرزهای ایران و آمریکا محدود نمیماند.
نفت مهمترین کانال این انتقال است، اما تنها کانال نیست. وابستگی قطر و بازار آسیا به LNG، محدودیت مسیرهای جایگزین، افزایش تردد در بابالمندب و آسیبپذیری اقتصادهای خلیج فارس، بحران را به شبکهای جهانی از انرژی، تجارت و سرمایهگذاری متصل کردهاند.
بنابراین، حتی بدون گسترش جغرافیایی میدان نظامی، اثر اقتصادی جنگ میتواند جهانی باشد. هرچه بازگشت عبور امن از هرمز دیرتر انجام شود، هزینه جنگ برای پالایشگاهها، شرکتهای کشتیرانی، واردکنندگان انرژی و مصرفکنندگان در نقاط بیشتری از جهان ادامه خواهد یافت.
سؤالات متداول درباره جهانیشدن جنگ ایران
چرا جنگ ایران جهانی شد؟
زیرا آثار آن از میدان نظامی فراتر رفت و به جریان نفت و LNG، بیمه کشتیها، تجارت دریایی، قیمت انرژی و اقتصاد کشورهای واردکننده سرایت کرد.
نقش تنگه هرمز در جهانیشدن جنگ چیست؟
تنگه هرمز یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان است. کاهش عبور نفت و LNG از این آبراه میتواند عرضه، هزینه حملونقل، قیمت بیمه و تورم کشورهای واردکننده را تحت تأثیر قرار دهد.
چه میزان نفت از تنگه هرمز عبور میکرد؟
براساس EIA، جریان نفت و فرآوردههای نفتی هرمز در سهماهه چهارم ۲۰۲۵ حدود ۲۱.۶ میلیون بشکه در روز بود که در سهماهه دوم ۲۰۲۶ به ۴.۹ میلیون بشکه کاهش یافت.
چرا LNG در بحران هرمز اهمیت دارد؟
بخش بزرگی از صادرات LNG قطر از هرمز عبور میکند و بازار LNG بهدلیل محدودیت کشتی، پایانه و ظرفیت مایعسازی، انعطاف کمتری نسبت به بازار نفت دارد.
کدام کشورها بیشتر از بحران هرمز آسیب میبینند؟
واردکنندگان بزرگ انرژی در آسیا، از جمله چین، هند، ژاپن و کره جنوبی، در معرض مستقیم اختلال عرضهاند. کشورهای اروپایی و اقتصادهای خلیج فارس نیز از افزایش قیمت و هزینه حمل تأثیر میپذیرند.
آیا خطوط لوله میتوانند جایگزین تنگه هرمز شوند؟
خطوط لوله عربستان و امارات میتوانند بخشی از نفت را به بنادر خارج از خلیج فارس منتقل کنند، اما ظرفیت آزاد آنها برای جایگزینی کامل جریان عادی هرمز کافی نیست.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟