Skip to main content

چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

مالیات مردم کجا خرج می‌شود؟

مالیات مردم کجا خرج می‌شود؟

مالیات وقتی فقط عددی کسرشده از درآمد باشد، برای مؤدی شبیه هزینه اجباری دیده می‌شود؛ اما وقتی به مدرسه، راه، بیمارستان، آب یا انرژی وصل شود، می‌تواند به مشارکت عمومی تبدیل شود. به‌راستی، مالیات مردم کجا خرج می‌شود و طرح نشان‌دار کردن مالیات یعنی چی؟

- اندازه متن +

مردم مالیات خود را به کدام پروژه‌ها وصل کردند؟

مالیات برای بسیاری از مردم رقمی است که از حساب یا درآمد آن‌ها کم می‌شود، بی‌آنکه بدانند در نهایت کجا هزینه خواهد شد. همین ابهام، یکی از ریشه‌های مقاومت ذهنی در برابر مالیات است. مؤدی معمولاً پرداخت را می‌بیند، اما خروجی را نه. عدد مالیات برای او روشن است، اما مدرسه، جاده، بیمارستان یا شبکه آبی که از آن ساخته می‌شود، در برابر چشم او قرار نمی‌گیرد.

طرح نشان‌دار کردن مالیات‌ها تلاش می‌کند این فاصله را کم کند. در این طرح، مؤدی فقط پرداخت‌کننده منفعل نیست؛ می‌تواند محل هزینه‌کرد مالیات خود را در میان پروژه‌های مشخص انتخاب کند. این تغییر کوچک، از نظر ذهنی مهم است. چون مالیات را از «کسر اجباری» به «سهم در یک خدمت عمومی قابل مشاهده» نزدیک می‌کند.

داده‌های طرح نشان می‌دهد ۳۰۱ هزار و ۲۷۰ مؤدی در انتخاب محل هزینه‌کرد مالیات خود مشارکت کرده‌اند. این مشارکت به ۸۸۱ پروژه وصل شده است؛ پروژه‌هایی که مجموع اعتبار موردنیاز آن‌ها ۱۸ هزار و ۲۰۴ میلیارد تومان بوده و از این میان، ۹ هزار و ۶۰۸ میلیارد تومان تأمین شده است. یعنی مؤدیان با انتخاب خود، بیش از ۵۳ درصد اعتبار پروژه‌های معرفی‌شده را پوشش داده‌اند.

اما مهم‌تر از عدد کل، جهت انتخاب مردم است. بیشترین مشارکت به سه حوزه حمل‌ونقل و عمران، آموزش‌وپرورش، و سلامت و رفاه اختصاص یافته است. در حوزه حمل‌ونقل و عمران، ۸۶ هزار و ۹۱۵ نفر مشارکت کرده‌اند؛ یعنی ۲۸.۸ درصد کل مشارکت‌کنندگان. این حوزه ۱۱۴ پروژه داشته و ۲ هزار و ۸۳۱ میلیارد تومان اعتبار جذب کرده است.

آموزش‌وپرورش در رتبه بعدی قرار دارد. ۷۲ هزار و ۷۳۱ نفر، یعنی ۲۴.۱ درصد مشارکت‌کنندگان، مالیات خود را به پروژه‌های آموزشی اختصاص داده‌اند. این حوزه با ۴۲۹ پروژه، نزدیک به نیمی از کل ۸۸۱ پروژه را شامل می‌شود و ۲ هزار و ۱۶۴ میلیارد تومان اعتبار تأمین کرده است. همین عدد نشان می‌دهد مدرسه، همچنان یکی از ملموس‌ترین مصادیق خدمت عمومی برای مردم است.

حوزه سلامت و رفاه نیز با ۳۹ هزار و ۳۳۵ مشارکت‌کننده، سهمی حدود ۱۳ درصدی داشته است. این حوزه فقط ۲۱ پروژه داشته، اما توانسته هزار و ۳۶۲ میلیارد تومان اعتبار جذب کند. ترکیب این سه حوزه نشان می‌دهد تقریباً از هر سه مؤدی، دو نفر مالیات خود را به راه، مدرسه یا درمان اختصاص داده‌اند. این انتخاب تصادفی نیست. مردم وقتی با گزینه‌های مشخص روبه‌رو می‌شوند، معمولاً به نیازهایی رأی می‌دهند که در زندگی روزمره می‌بینند: رفت‌وآمد، آموزش فرزند، درمان، بیمارستان و زیرساخت محلی.

این داده یک پیام سیاستی دارد. اگر مالیات به پروژه‌های قابل لمس وصل شود، ذهن مؤدی راحت‌تر با آن کنار می‌آید. شهروند ممکن است نسبت به یک عدد کلی در بودجه احساس تعلق نداشته باشد، اما نسبت به مدرسه نیمه‌تمام شهر خود، جاده روستای خود یا تجهیز بیمارستان منطقه خود حساس است. نشان‌دار کردن مالیات از همین نقطه وارد می‌شود: اتصال پرداخت به نتیجه.

کدام پروژه‌ها بیشتر اعتبار گرفتند؟

نکته مهم این است که انتخاب مردم در همه حوزه‌ها به یک میزان به تأمین اعتبار منجر نشده است. آموزش‌وپرورش با ۸۹ درصد، بالاترین نسبت تأمین اعتبار را داشته است. یعنی از ۲ هزار و ۴۲۸ میلیارد تومان اعتبار موردنیاز پروژه‌های آموزشی، ۲ هزار و ۱۶۴ میلیارد تومان تأمین شده است. این نسبت نشان می‌دهد پروژه‌های آموزشی هم برای مؤدیان ملموس بوده‌اند، هم احتمالاً بهتر معرفی شده‌اند و هم اندازه پروژه‌ها با ظرفیت مشارکت مؤدیان تناسب بیشتری داشته است.

پس از آموزش‌وپرورش، سلامت و رفاه با ۷۵ درصد تأمین اعتبار قرار دارد. آموزش عالی و تحقیقات ۶۱ درصد، انرژی ۶۰ درصد و حمل‌ونقل و عمران ۵۳ درصد از نیاز اعتباری خود را پوشش داده‌اند. در سوی دیگر، فرهنگ، گردشگری و ورزش ۳۷ درصد، عمومی، قضایی، دفاعی و امنیتی ۳۲ درصد، و آب، کشاورزی و محیط‌زیست فقط ۳۰ درصد تأمین اعتبار داشته‌اند.

فاصله میان آموزش‌وپرورش با ۸۹ درصد و آب و محیط‌زیست با ۳۰ درصد، ۵۹ واحد درصد است. این فاصله مهم است، اما نباید ساده‌سازی شود. نباید گفت مردم به آب، کشاورزی یا محیط‌زیست بی‌توجه‌اند. ممکن است پروژه‌های این حوزه بزرگ‌تر، دیرثمرتر، کمترملموس‌تر یا پیچیده‌تر معرفی شده باشند. ممکن است هزینه هر پروژه بالا بوده و مالیات قابل تخصیص مؤدیان برای تکمیل آن کافی نبوده باشد. ممکن است مؤدیان وقتی میان ساخت مدرسه و پروژه آب قرار گرفته‌اند، نتیجه مدرسه را قابل مشاهده‌تر دیده باشند.

همین جا یکی از مخاطرات طرح آشکار می‌شود. پروژه‌های جذاب‌تر و ملموس‌تر ممکن است بیش از پروژه‌های زیرساختی و بلندمدت انتخاب شوند. مدرسه و بیمارستان سریع‌تر اعتماد می‌سازند، اما پروژه آب، شبکه فاضلاب، فرسایش خاک، محیط‌زیست یا زیرساخت کشاورزی شاید به همان اندازه یا حتی بیشتر ضروری باشد. بنابراین نشان‌دار کردن مالیات نباید جایگزین اولویت‌گذاری ملی و کارشناسی شود. انتخاب مؤدی مهم است، اما همه سیاست عمومی را نمی‌توان به انتخاب فردی سپرد.

از سوی دیگر، تأمین اعتبار به معنای تکمیل پروژه نیست. ممکن است پروژه‌ای اعتبار لازم را جذب کند، اما در اجرا با تأخیر، ضعف پیمانکار، مشکلات تملک زمین، تغییر قیمت مصالح یا بروکراسی دستگاه اجرایی روبه‌رو شود. اگر مؤدی پروژه را انتخاب کند، مالیات تخصیص یابد، اما نتیجه‌ای نبیند، همان اعتمادی که ساخته شده، تخریب می‌شود. در طرح نشان‌دار کردن، نیمه دوم مسیر از نیمه اول مهم‌تر است. انتخاب پروژه آغاز کار است، نه پایان آن.

نشان‌دار کردن مالیات چگونه اعتماد می‌سازد؟

پشت این طرح، یک منطق ساده وجود دارد: مؤدی زمانی تمایل بیشتری به پرداخت دارد که ببیند در برابر پرداخت خود، خدمت عمومی تولید شده است. این همان مبادله مالیاتی است. دولت مالیات می‌گیرد و در مقابل، امنیت، آموزش، سلامت، زیرساخت، آب، انرژی و خدمات عمومی ارائه می‌کند. اگر این مبادله برای مردم نامرئی بماند، مالیات صرفاً هزینه دیده می‌شود. اگر مرئی شود، مالیات می‌تواند به مشارکت تبدیل شود.

از منظر اخلاق مالیاتی نیز مسئله همین است. تمکین مالیاتی فقط با جریمه و اجبار ساخته نمی‌شود. اعتماد، احساس عدالت و مشاهده نتیجه، انگیزه پرداخت را افزایش می‌دهد. وقتی مؤدی ببیند مالیات او به ساخت یک مدرسه، تجهیز یک مرکز درمانی یا تکمیل یک راه محلی کمک کرده، احساس می‌کند بخشی از یک پروژه عمومی بوده است. این احساس، سرمایه اجتماعی نظام مالیاتی را افزایش می‌دهد.

اما برای اینکه این اعتماد واقعی شود، طرح باید شفاف بماند. هر پروژه نشان‌دار باید یک صفحه عمومی داشته باشد: موقعیت جغرافیایی، دستگاه اجرایی، اعتبار لازم، اعتبار تأمین‌شده، تعداد مؤدیان مشارکت‌کننده، درصد پیشرفت فیزیکی، زمان شروع و پایان، تصاویر قبل و بعد، قراردادها، پیمانکار و وضعیت بهره‌برداری. بدون این زنجیره، طرح فقط در مرحله انتخاب متوقف می‌شود.

زنجیره مطلوب باید روشن باشد. انتخاب مؤدی، تأمین اعتبار، اجرای پروژه، گزارش عمومی و بهره‌برداری. اگر هر حلقه از این زنجیره حذف شود، طرح ناقص می‌ماند. مؤدی باید بداند پروژه‌ای که انتخاب کرده، اکنون در چه مرحله‌ای است. آیا اعتبار آن کامل شده؟ آیا پیمانکار انتخاب شده؟ آیا پروژه شروع شده؟ چند درصد پیشرفت دارد؟ چه زمانی بهره‌برداری می‌شود؟ اگر تکمیل نشده، چرا؟

یک نگرانی دیگر نیز وجود دارد. ممکن است مناطق برخوردارتر، به دلیل آگاهی بیشتر، دسترسی بهتر، مؤدیان پردرآمدتر یا توان رسانه‌ای بالاتر، سهم بیشتری از مالیات نشان‌دار را جذب کنند. در این صورت، طرحی که قرار است عدالت و اعتماد بسازد، ممکن است ناخواسته به تقویت نابرابری منطقه‌ای کمک کند. بنابراین باید سهم مناطق محروم، پروژه‌های کم‌برخوردار و نیازهای ضروری اما کم‌صدا در طراحی طرح دیده شود.

نشان‌دار کردن مالیات زمانی موفق است که مؤدی فقط پروژه را انتخاب نکند، بلکه نتیجه انتخاب خود را هم ببیند. اتصال مالیات به مدرسه، راه، بیمارستان، آب و انرژی می‌تواند رابطه دولت و مؤدی را بازسازی کند؛ اما فقط به شرطی که شفافیت تا مرحله تکمیل و بهره‌برداری ادامه پیدا کند. مالیات وقتی اعتماد می‌سازد که از عددی کسرشده در حساب، به خدمتی دیده‌شده در زندگی مردم تبدیل شود.

Total Views: 0
درباره نویسنده

تحریریه چارسو

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما