Skip to main content

چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

ناترازی برق در ایران، از جهش مصرف تا بن‌بست سیاست‌گذاری

ناترازی برق در ایران، از جهش مصرف تا بن‌بست سیاست‌گذاری

تابستان ۱۴۰۳ نشان داد ناترازی برق در ایران از یک اختلال فصلی عبور کرده و به بحرانی ساختاری تبدیل شده است؛ بحرانی که از جهش مصرف، بار سنگین سرمایشی و عقب‌ماندگی سرمایه‌گذاری تغذیه می‌شود.

- اندازه متن +

شبکه برق ایران در سال ۱۴۰۳ یکی از دشوارترین دوره‌های خود را پشت سر گذاشت. افزایش دما، رشد مصرف خانگی، فشار بخش صنعت و کندی توسعه زیرساخت، هم‌زمان بر شبکه اثر گذاشتند و نتیجه آن در قالب ناترازی گسترده میان تولید و مصرف نمایان شد. آمارهای رسمی توانیر و اظهارات مقام‌های مسئول نشان می‌دهد مسئله فقط کمبود ظرفیت تولید نیست، بلکه الگوی مصرف، ترکیب تجهیزات سرمایشی، ساختار تعرفه‌ای و ضعف سرمایه‌گذاری نیز در شکل‌گیری این وضعیت نقش دارند. از همین رو، فهم بحران برق بدون توجه هم‌زمان به سمت عرضه و سمت تقاضا ممکن نیست.

تقاضا از ظرفیت شبکه پیشی گرفت

اوج نیاز مصرف برق کشور در سال ۱۴۰۳ به ۷۹ هزار و ۸۷۲ مگاوات رسید. این رقم به معنای رشد ۸.۷ درصدی نسبت به سال قبل بود؛ نرخی که به شکل محسوسی از متوسط رشد معمول در یک دهه گذشته فاصله داشت. همین جهش، نخستین نشانه روشن از آن بود که شبکه برق با روندی فراتر از پیش‌بینی‌های متعارف روبه‌رو شده است.

در چنین شرایطی، هر میزان تاخیر در توسعه ظرفیت تولید یا هر ضعف در مدیریت مصرف، مستقیما به ناترازی تبدیل می‌شود. وقتی رشد تقاضا با سرعتی بیشتر از توان پاسخ‌گویی شبکه حرکت می‌کند، فاصله میان تولید و مصرف فقط یک عدد فنی باقی نمی‌ماند، بلکه به مسئله‌ای اقتصادی و اجتماعی تبدیل می‌شود. خاموشی‌های برنامه‌ریزی‌شده، محدودیت برق صنایع و افزایش نارضایتی مشترکان، پیامد طبیعی همین شکاف است.

بر اساس داده‌های رسمی، ناترازی تولید و مصرف برق تا اواسط شهریور ۱۴۰۳ به حدود ۱۹ هزار و ۷۰۰ مگاوات رسید. در یکی از روزهای شهریور نیز با ثبت تقاضای ۶۶ هزار مگاواتی، ناترازی ۱۰ هزار مگاواتی گزارش شد. این اعداد نشان می‌دهد شبکه برق کشور نه فقط در نقطه اوج مصرف، بلکه حتی در روزهای تعطیل نیز زیر فشار باقی مانده است.

چگونه بار سرمایشی، کانون فشار بر شبکه است؟

در تحلیل ناترازی برق، نقش سامانه‌های سرمایشی را نمی‌توان حاشیه‌ای دید. داده‌های منتشرشده از سوی توانیر نشان می‌دهد در ماه‌های گرم، مصرف تجهیزات سرمایشی به ۳۰ تا ۳۵ هزار مگاوات می‌رسد و سهمی در حدود ۴۰ تا ۵۰ درصد از مصرف برق کشور را به خود اختصاص می‌دهد. این نسبت به‌تنهایی نشان می‌دهد بحران برق در ایران بدون اصلاح الگوی سرمایش مهار نمی‌شود.

جزئیات این بخش از مصرف نیز معنادار است. حدود ۱۰ میلیون کولر گازی در کشور نزدیک به ۲۰ هزار مگاوات برق مصرف می‌کنند و در مقابل، ۲۰ میلیون کولر آبی حدود ۱۰ هزار مگاوات بار به شبکه تحمیل می‌کنند. از همین مقایسه می‌توان فهمید که اگرچه کولرهای آبی از نظر تعداد بیشترند، اما کولرهای گازی از نظر شدت مصرف، فشار سنگین‌تری بر شبکه وارد می‌کنند.

این الگو یک پیام روشن دارد. هر سیاستی که فقط بر توصیه به صرفه‌جویی تکیه کند و به نوسازی تجهیزات نپردازد، اثر محدودی خواهد داشت. در مقابل، جایگزینی تجهیزات فرسوده با فناوری‌های پربازده می‌تواند به کاهش محسوس بار اوج منجر شود. برآوردهای رسمی نشان می‌دهد تعویض یک میلیون کولر گازی فرسوده و ۵ میلیون موتور کولر آبی با موتورهای کم‌مصرف، ظرفیت کاهش حدود ۳ هزار مگاوات از بار پیک را دارد. در برخی برآوردها، این صرفه‌جویی حتی تا ۵ هزار مگاوات نیز قابل تحقق است.

جدول خلاصه داده‌های کلیدی ناترازی برق

شاخصمقدارسال
اوج نیاز مصرف برق۷۹,۸۷۲ مگاوات۱۴۰۳
رشد مصرف برق۸.۷ درصد۱۴۰۳
حداکثر ناترازی گزارش‌شدهحدود ۱۹,۷۰۰ مگاوات۱۴۰۳
تقاضای ثبت‌شده در شهریورماه۶۶,۰۰۰ مگاوات۱۴۰۳
ناترازی در شهریورماه۱۰,۰۰۰ مگاوات۱۴۰۳
مصرف سامانه‌های سرمایشی۳۰ تا ۳۵ هزار مگاوات۱۴۰۴
مصرف کولرهای گازیحدود ۲۰,۰۰۰ مگاوات۱۴۰۴
مصرف کولرهای آبیحدود ۱۰,۰۰۰ مگاوات۱۴۰۴
الگوی مصرف مناطق عادی در فصل گرم۳۰۰ کیلووات ساعت در ماه۱۴۰۳
الگوی مصرف مناطق عادی در فصل غیرگرم۲۰۰ کیلووات ساعت در ماه۱۴۰۳

تعرفه‌های پلکانی چه کسانی را هدف می‌گیرند؟

در سمت سیاست‌گذاری، دولت کوشیده است از ابزار تعرفه برای مهار مصرف استفاده کند. بر پایه قانون مانع‌زدایی از توسعه صنعت برق، تعرفه مشترکان خانگی به صورت پلکانی تنظیم شده و هدف آن، حمایت از مصرف در چارچوب الگو و اعمال فشار قیمتی بر پرمصرف‌ها بوده است. در مناطق عادی، الگوی مصرف در ماه‌های گرم ۳۰۰ کیلووات ساعت و در ماه‌های غیرگرم ۲۰۰ کیلووات ساعت تعیین شده است. این سیاست از نظر نظری قابل دفاع است، اما اثرگذاری آن به دو شرط بستگی دارد: نخست، دقت در شناسایی الگوی واقعی مصرف و دوم، امکان کنترل و پایش مستمر رفتار مشترکان.

در اینجا هوشمندسازی اهمیت پیدا می‌کند. بدون کنتورهای هوشمند، تعرفه پلکانی فقط یک قاعده روی کاغذ باقی می‌ماند و نه یک ابزار اجرایی. برنامه نصب گسترده کنتورهای هوشمند، اگر با جدیت دنبال شود، می‌تواند مصرف را شفاف‌تر کند و امکان مداخله دقیق‌تری در دوره‌های اوج بار به دست دهد. با این حال، حتی این ابزار نیز زمانی اثر پایدار خواهد داشت که با نوسازی تجهیزات و توسعه ظرفیت تولید همراه شود.

ریشه اصلی بحران همچنان در شکاف میان رشد تقاضا و آهنگ توسعه زیرساخت باقی مانده است. سرعت ساخت نیروگاه‌های جدید، بازسازی نیروگاه‌های فرسوده و توسعه شبکه انتقال، با نیاز مصرف هم‌خوان نشده است. در نتیجه، هر تابستان شبکه به نقطه‌ای می‌رسد که تاب‌آوری آن نه با اصلاحات جزئی، بلکه فقط با تصمیم‌های پرهزینه و فوری حفظ می‌شود.

مسئله برق، مسئله حکمرانی مصرف

آنچه در تابستان ۱۴۰۳ رخ داد، صرفا حاصل گرمای هوا نبود. ناترازی برق از پیوند چند بحران به وجود آمد: رشد غیرعادی تقاضا، سهم بالای تجهیزات کم‌بازده، تاخیر در سرمایه‌گذاری و محدود بودن ابزارهای اجرایی مدیریت مصرف. به همین دلیل، حل این مسئله نیز با یک نسخه واحد ممکن نیست.

اگر سیاست‌گذار بخواهد از تکرار این وضعیت جلوگیری کند، باید هم‌زمان سه مسیر را پیش ببرد: اصلاح ساختار مصرف، نوسازی تجهیزات سرمایشی و تقویت ظرفیت تولید و شبکه. در غیر این صورت، هر تابستان فقط به فصل تکرار اعداد بزرگ‌تر و هشدارهای شدیدتر تبدیل خواهد شد. در یک جمع‌بندی روشن می‌توان گفت بحران برق در ایران، پیش از آنکه فقط بحران تولید باشد، به بحران حکمرانی مصرف تبدیل شده است.

Total Views: 0
درباره نویسنده

حمیدرضا سلالی

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما