وقتی از تجارت خارجی ایران حرف میزنیم، معمولاً ذهن خیلیها مستقیم به امارات، ترکیه یا چین میرود. عمان اغلب در حاشیه بحث میماند؛ در حالی که دادههای موجود نشان میدهد این کشور دیگر فقط یک همسایه کمتنش در جنوب ایران نیست.
چرا تجارت با عمان مهم است؟
عمان بهتدریج دارد به یک سکوی عملیاتی برای تجارت، لجستیک و بازآرایی مسیرهای وارداتی و صادراتی تبدیل میشود؛ بهویژه در دورهای که ریسک تمرکز تجاری برای ایران بالا رفته و نیاز به مسیرهای امنتر و متنوعتر بیشتر از قبل حس میشود.
مزیت عمان از جغرافیا شروع میشود، اما به جغرافیا ختم نمیشود. این کشور هم به ایران نزدیک است، هم به اقیانوس هند دسترسی مستقیم دارد، هم بیرون از گلوگاههای پرتنش خلیج فارس، بخشی از ظرفیت خود را توسعه داده است.
برای کشوری مثل ایران که باید هم واردات کالاهای اساسی و مواد اولیه را مطمئنتر کند، هم به فکر صادرات مجدد و بازارهای سوم باشد، چنین موقعیتی کماهمیت نیست.
فاصله کوتاه دریایی با بنادر جنوبی ایران، در کنار دسترسی عمان به مسیرهای هند، شرق آفریقا و بازارهای شورای همکاری خلیج فارس، از آن یک شریک بالقوه جدی ساخته است.
آشنایی با بنادر عمان
عمان سه بندر اصلی دارد. بندر صلاله، صحار و دقم. این سه بندر، هر کدام کارکرد متفاوتی دارند و همین تنوع، ارزش راهبردی عمان را برای ایران بالا میبرد.
صلاله یک هاب کانتینری اقیانوسی است که ظرفیت آن از ۴.۵ میلیون TEU به ۶ میلیون TEU افزایش یافته و با سرمایهگذاری حدود ۳۰۰ میلیون دلاری توسعه پیدا کرده است.
این بندر به خطوط بزرگ کشتیرانی وصل است و برای کالاهای کانتینری، دارو، قطعات، کالاهای یخچالی و اتصال به شرق آفریقا، هند و آسیای جنوبشرقی اهمیت دارد.
وجود بیش از ۱۵۰۰ پریز کانتینر یخچالی در ترمینال آن هم نشان میدهد صلاله فقط یک بندر عبوری نیست؛ برای تجارت کالاهای حساس و غذایی هم ظرفیت عملی دارد.
در کنار صلاله، صحار بیشتر چهره صنعتی و ترکیبی دارد. بندری با ۲۲ اسکله، طول اسکله ۶۲۷۰ متر، عمق ورودی ۱۹ متر، ظرفیت کانتینری ۲.۴ میلیون TEU و ظرفیت ترمینال مایعات ۲۰ میلیون تن.
همین اعداد بهخوبی نشان میدهد صحار برای ایران فقط یک درگاه کانتینری نیست. این بندر برای فله خشک و مایع، مواد اولیه، روغن، غلات، فلزات، بستهبندی و کالاهای مصرفی ظرفیت جدی دارد.
نکته مهمتر برای ایران این است که صحار در کنار بندر، منطقه آزاد صنعتی هم دارد. این ترکیب، برای واردات، انبارش، پردازش سبک و بازارسازی منطقهای، یک مزیت مهم به حساب میآید.
دقم هم بندری است که باید با نگاه بلندمدت به آن نگاه کرد. این بندر در دریای عرب و اقیانوس هند قرار دارد و بیرون از خلیج فارس است.
ظرفیت فاز اول آن در برخی برآوردها شامل ۳.۵ میلیون TEU کانتینر، ۵ میلیون تن خشکبار، ۸۰۰ هزار تن ترمینال چندمنظوره و ۲۰۰ هزار خودرو Ro-Ro در سال ذکر شده است.
دقم برای پروژه فوری شاید به اندازه صحار و صلاله در دسترس و عملیاتی نباشد، اما برای سناریوی سه تا پنج ساله، بندری است که میتواند در ذخیرهسازی، صنایع پاییندستی، تعمیر کشتی و اتصال اقیانوسی برای ایران نقش بازی کند.
همین تنوع بندری، دلیل اصلی اهمیت جدید عمان برای ایران است.
اگر یک کشور فقط یک دروازه داشته باشد، استفاده از آن بیشتر شبیه انتقال وابستگی از یک نقطه به نقطهای دیگر است. اما عمان سه هاب با سه کارکرد متفاوت دارد.
صلاله برای کانتینر و اتصال دوربرد، صحار برای واردات صنعتی و کالاهای اساسی، و دقم برای پروژههای راهبردی بلندمدت. این یعنی ایران میتواند با عمان کار کند، بدون آنکه همه تخممرغهای خود را در یک سبد بگذارد.
در این میان، یک نکته را هم باید با واقعبینی دید. عمان قرار نیست معجزه کند. همین دادهها یادآوری میکند که صلاله هم از ریسکهای منطقهای و بحران دریای سرخ مصون نبوده و در نیمه اول ۲۰۲۴، کانتینرهای آن بهدلیل همین بحران ۱۶ درصد کاهش داشتهاند.
پس بحث بر سر یک مسیر بدون ریسک نیست. بحث بر سر مسیر کمتنشتر، متنوعتر و عملیاتیتر است؛ مسیری که بتواند بخشی از فشار تمرکز تجاری را کم کند و به ایران در بازتنظیم نقشه تجارتش کمک کند.
تا اینجا درباره این گفتیم که چرا عمان دیگر یک گزینه حاشیهای نیست و هر یک از سه بندر اصلی آن چه کارکردی برای ایران دارند.
در نوشته بعدی میرویم سراغ این سؤال مهمتر که عمان دقیقاً چه امتیاز حقوقی، مالیاتی و عملیاتی به سرمایهگذار و تاجر میدهد و چرا این کشور میتواند به یک پایگاه تجاری واقعی برای ایران تبدیل شود.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟