Skip to main content

چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

پر بازدیدترین مطالب

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

نقش مردم در رشد ۸ درصدی اقتصاد ایران چیست؟ شرط‌ها و موانع تحقق

نقش مردم در رشد ۸ درصدی اقتصاد ایران چیست؟ شرط‌ها و موانع تحقق

رشد اقتصادی 8 درصدی، هدفی که سال‌هاست بر سر زبان مسئولان است، اما آیا واقعاً امکان‌پذیر است؟ تحقق این هدف نه‌تنها به سیاست‌های دولت، بلکه به مشارکت فعال مردم، سرمایه‌گذاری در تولید داخلی و بهبود فضای کسب‌وکار بستگی دارد. آیا اقتصاد ایران آماده این جهش است؟

- اندازه متن +

نقش مردم در رشد ۸ درصدی اقتصاد ایران، تأمین کسری بودجه یا جبران ضعف سیاست‌گذاری نیست. خانوارها، کارآفرینان و بخش خصوصی زمانی می‌توانند پس‌انداز، مهارت و سرمایه خود را وارد تولید کنند که دولت تورم، نااطمینانی، ناترازی بانکی و بی‌ثباتی مقررات را مهار کند. هدف برنامه هفتم، رشد متوسط سالانه ۸ درصد است؛ اما رشد اقتصاد ایران در سال ۱۴۰۳ حدود ۳ درصد و در سال ۱۴۰۴ فقط ۰٫۲ درصد گزارش شده است. بنابراین تحقق هدف، پیش از دعوت مردم به مشارکت، به بازسازی اعتماد و بازده سرمایه‌گذاری مولد نیاز دارد.

آیا رشد اقتصادی ۸ درصدی در ایران تحقق‌پذیر است؟

رشد ۸ درصدی در قانون برنامه هفتم به‌عنوان متوسط رشد سالانه دوره ۱۴۰۳ تا ۱۴۰۷ تعیین شده است؛ بنابراین این عدد وعده قطعی یک فصل یا یک سال نیست. برای تحقق میانگین دوره، عملکرد ضعیف یک سال باید با رشد بالاتر در سال‌های بعد جبران شود.

بر اساس نتایج مرکز آمار، اقتصاد ایران در سال ۱۴۰۳ حدود ۳ درصد با نفت و ۲٫۱ درصد بدون نفت رشد کرد. در سال ۱۴۰۴، رشد با نفت به ۰٫۲ درصد رسید و رشد بدون نفت منفی ۰٫۳ درصد شد. تشکیل سرمایه ثابت ناخالص نیز در سال ۱۴۰۴ حدود ۲٫۸ درصد کاهش یافت.

این ارقام نشان می‌دهند هدف ۸ درصد از نظر نظری غیرممکن نیست، اما با مسیر فعلی تحقق آن بسیار دشوار است. مقاله رشد ۸ درصدی برنامه هفتم در جنگ اقتصادی شدنی است؟ امکان تحقق هدف و شکاف تأمین مالی آن را به‌صورت مستقل بررسی کرده است؛ تمرکز این صفحه فقط بر نقش مردم و بخش خصوصی است.

سنجههدف برنامه هفتمآخرین عملکرد مورد استنادفاصله با هدف
رشد اقتصادیمتوسط سالانه ۸ درصد۰٫۲ درصد در سال ۱۴۰۴فاصله قابل‌توجه با مسیر هدف
رشد بدون نفتتقویت رشد پایدار و بخش‌های مولدمنفی ۰٫۳ درصد در سال ۱۴۰۴موتور غیرنفتی وارد محدوده منفی شده است
رشد بهره‌وری کل عوامل تولید۲٫۸ درصدگزارش نهایی هم‌دوره برای سنجش این هدف در این منابع وجود نداردنیازمند گزارش سالانه و قابل‌مقایسه
سهم بهره‌وری از رشد۳۵ درصدبا رشد نزدیک صفر، ارزیابی سهم هدف دشوار استبهره‌وری باید به موتور مستقل رشد تبدیل شود
تشکیل سرمایه ثابترشد سرمایه‌گذاری متناسب با هدف ۸ درصدمنفی ۲٫۸ درصد در سال ۱۴۰۴ظرفیت تولید آینده تحت فشار است

هدف رشد ۸ درصدی دقیقاً چه معنایی دارد؟

رشد اقتصادی افزایش تولید ناخالص داخلی واقعی است. اگر ارزش کالا و خدمات تولیدشده، پس از حذف اثر افزایش قیمت‌ها، بیشتر شود، اقتصاد رشد کرده است. اما یک نرخ رشد بالا الزاماً به معنای توسعه اقتصادی یا بهبود یکسان رفاه همه خانوارها نیست.

رشد ممکن است تحت تأثیر افزایش تولید نفت، احیای ظرفیت تعطیل‌شده یا تغییر شرایط سیاسی در یک سال بالا برود. توسعه پایدار زمانی رخ می‌دهد که این افزایش تولید با سرمایه‌گذاری، اشتغال مولد، بهره‌وری، کاهش فقر و بهبود کیفیت خدمات عمومی همراه شود.

تفاوت کامل رشد و توسعه و نسبت هدف برنامه هفتم با این دو مفهوم در گزارش توسعه اقتصادی چیست؟ هدف رشد ۸ درصد برنامه هفتم توضیح داده شده است.

نقش مردم در رشد اقتصادی چیست؟

عبارت «مشارکت مردم» نباید به انتقال مسئولیت ناکارآمدی سیاست‌های کلان به خانوارها تبدیل شود. مردم نرخ بهره، کسری بودجه، سیاست ارزی، مقررات سرمایه‌گذاری یا امنیت حقوق مالکیت را تعیین نمی‌کنند. نقش مستقیم مردم از مسیر کار، مهارت، کارآفرینی، پس‌انداز و سرمایه‌گذاری انجام می‌شود؛ اما کیفیت این مشارکت به محیطی بستگی دارد که دولت و نهادهای سیاست‌گذار می‌سازند.

  • افزایش بهره‌وری در محیط کار

    ارتقای مهارت، استفاده بهتر از فناوری، کاهش اتلاف و بهبود کیفیت محصول می‌تواند تولید واقعی را بدون افزایش متناسب منابع بالا ببرد. این نقش با هدف ۲٫۸ درصدی بهره‌وری در برنامه هفتم ارتباط مستقیم دارد.

  • راه‌اندازی و توسعه کسب‌وکار

    کارآفرینان با ایجاد محصول، بازار و شغل به رشد کمک می‌کنند؛ اما ورود به کسب‌وکار زمانی منطقی است که مجوزها، مالیات، تأمین مالی و مقررات قابل پیش‌بینی باشند.

  • تبدیل پس‌انداز به سرمایه‌گذاری مولد

    پس‌انداز خانوار می‌تواند از طریق صندوق‌های سرمایه‌گذاری، اوراق پروژه، سهام شرکت‌های شفاف و تأمین مالی جمعی به تولید برسد. شرط اصلی، نظارت مؤثر، نقدشوندگی و حمایت واقعی از حقوق سرمایه‌گذار خرد است.

  • پرداخت عادلانه مالیات

    مالیات می‌تواند منابع زیرساخت، آموزش و سلامت را تأمین کند؛ اما مشارکت پایدار زمانی شکل می‌گیرد که پایه مالیاتی عادلانه باشد، فرار مالیاتی کاهش یابد و نحوه هزینه‌کرد منابع شفاف شود.

  • توسعه اقتصاد تعاونی

    تعاونی‌ها می‌توانند سرمایه‌های کوچک را برای تولید، مسکن، کشاورزی و خدمات تجمیع کنند. این مدل زمانی موفق است که مدیریت حرفه‌ای، صورت مالی شفاف و نظارت اعضا وجود داشته باشد.

  • نوآوری و فعالیت در اقتصاد دیجیتال

    توسعه نرم‌افزار، تجارت الکترونیکی، خدمات ابری، هوش مصنوعی و کسب‌وکارهای پلتفرمی می‌تواند بهره‌وری را افزایش دهد؛ مشروط به اینترنت پایدار، دسترسی به زیرساخت و مقررات قابل پیش‌بینی.

چرا نمی‌توان مردم را مسئول خروج سرمایه از تولید دانست؟

در متن قبلی مقاله، ورود مردم به بازار ارز و طلا صرفاً «فعالیت غیرمولد» معرفی شده بود. این تحلیل ناقص است. وقتی تورم بالا، ارزش پول ملی ناپایدار و بازده واقعی سپرده منفی باشد، خرید ارز، طلا یا ملک می‌تواند واکنش دفاعی خانوار برای حفظ قدرت خرید باشد.

سرمایه با توصیه اخلاقی به تولید منتقل نمی‌شود. سرمایه‌گذار بازده مورد انتظار را با ریسک مقایسه می‌کند. اگر فعالیت تولیدی با تغییر مقررات، قطعی انرژی، دشواری تأمین مواد اولیه، مالیات غیرقابل پیش‌بینی یا محدودیت نقل‌وانتقال پول روبه‌رو باشد، دارایی نقدشونده جذاب‌تر می‌شود.

بنابراین، وظیفه سیاست‌گذار این است که نسبت بازده به ریسک تولید را بهبود دهد. پس از آن می‌توان انتظار داشت خانوارها بخشی از منابع خود را از بازارهای محافظ ارزش به ابزارهای مالی تولید منتقل کنند.

مرز مسئولیت دولت و مردم در رشد ۸ درصدی کجاست؟

مسئولیت سیاست‌گذارنقش مردم و بخش خصوصی
مهار تورم و کسری بودجهپس‌انداز و سرمایه‌گذاری بلندمدت
ثبات قوانین و سیاست‌های ارزیراه‌اندازی و توسعه کسب‌وکار
اصلاح بانک‌ها و هدایت اعتباراستفاده مولد از تسهیلات و سرمایه
تضمین حقوق مالکیت و اجرای قراردادپذیرش ریسک منطقی کارآفرینی
تأمین زیرساخت انرژی و اینترنتنوآوری و افزایش بهره‌وری
شفافیت مالیاتی و بودجه‌ایپرداخت مالیات و مطالبه پاسخ‌گویی
ایجاد رقابت برابررقابت بر سر قیمت، کیفیت و فناوری

این جدول نشان می‌دهد مشارکت یک قرارداد دوطرفه است. دولت نمی‌تواند تورم و نااطمینانی ایجاد کند و هم‌زمان از مردم بخواهد منابع خود را بدون پوشش ریسک وارد سرمایه‌گذاری بلندمدت کنند. از سوی دیگر، فعال اقتصادی نیز پس از ایجاد محیط مناسب باید مسئولیت بهره‌وری، شفافیت و رقابت را بپذیرد.

انتظارات مردم چگونه بر رشد اقتصادی اثر می‌گذارد؟

انتظارات اقتصادی بر زمان خرید، سرمایه‌گذاری، استخدام، نگهداری پول و انتخاب نوع دارایی اثر می‌گذارند. با این حال، رابطه انتظارات و رشد ساده و یک‌طرفه نیست.

اگر خانوار نسبت به آینده مطمئن باشد، ممکن است خریدهای بادوام یا سرمایه‌گذاری بلندمدت بیشتری انجام دهد. بنگاه نیز در محیط باثبات، استخدام و توسعه ظرفیت را جلو می‌اندازد. در مقابل، نااطمینانی می‌تواند بنگاه را به تعویق سرمایه‌گذاری و خانوار را به تبدیل ریال به دارایی‌های محافظ ارزش سوق دهد.

ایجاد اعتماد نیز با تولید پیام مثبت امکان‌پذیر نیست. اعتماد اقتصادی به ثبات تصمیم، انتشار منظم داده، اجرای قراردادها، پرهیز از تغییر ناگهانی مقررات و تحقق وعده‌های قابل‌اندازه‌گیری وابسته است.

چه میزان سرمایه برای رشد ۸ درصدی لازم است؟

یک عدد ثابت و مستقل از شرایط برای سرمایه مورد نیاز رشد ۸ درصدی وجود ندارد. میزان سرمایه به بهره‌وری، ظرفیت خالی بنگاه‌ها، نرخ استهلاک، هزینه فناوری، نرخ ارز و ترکیب بخش‌های اقتصادی بستگی دارد.

اگر بهره‌وری بالا برود، با سرمایه کمتر می‌توان تولید بیشتری ایجاد کرد. اگر منابع در پروژه‌های کم‌بازده، بنگاه‌های زیان‌ده یا طرح‌های نیمه‌تمام فاقد توجیه قفل شوند، حتی افزایش شدید تأمین مالی نیز رشد پایدار نمی‌سازد.

قانون برنامه هفتم نیز وزارت اقتصاد را موظف کرده است برنامه سالانه تأمین مالی رشد را با استفاده از بازار سرمایه، منابع بانکی، سرمایه‌گذاری خارجی، بیمه، مولدسازی، صندوق توسعه ملی و سایر منابع تهیه کند. این حکم نشان می‌دهد مسئولیت تجهیز منابع ابتدا متوجه ساختار سیاست‌گذاری است، نه حساب بانکی خانوارها.

سه شرط مشارکت واقعی مردم در اقتصاد

  • بازده واقعی مثبت

    ابزار سرمایه‌گذاری مولد باید پس از کسر تورم، بازده قابل‌قبولی در برابر ریسک داشته باشد. صرف نام‌گذاری یک صندوق یا پروژه به‌عنوان «مولد» برای جذب سرمایه کافی نیست.

  • شفافیت و امکان خروج

    سرمایه‌گذار خرد باید بداند منابع او کجا هزینه می‌شود و چگونه می‌تواند دارایی خود را نقد کند. نبود گزارش مالی و بازار ثانویه، اعتماد را کاهش می‌دهد.

  • حمایت حقوقی از سرمایه‌گذار

    دستکاری قیمت، اطلاعات نامتقارن، معاملات اشخاص وابسته و تغییر ناگهانی مقررات، منابع مردم را از بازار رسمی دور می‌کند. نظارت مؤثر شرط مشارکت عمومی است.

آیا حمایت از تولید داخلی به‌تنهایی رشد می‌سازد؟

خرید کالای داخلی زمانی به رشد پایدار کمک می‌کند که تولیدکننده در برابر حمایت، کیفیت، بهره‌وری و نوآوری را افزایش دهد. حمایت بدون رقابت می‌تواند به قیمت بالاتر، کیفیت پایین‌تر و ماندگاری بنگاه ناکارآمد منجر شود.

سیاست مؤثر باید حمایت را زمان‌دار و مشروط کند. بنگاه دریافت‌کننده حمایت باید برای افزایش بهره‌وری، صادرات، تحقیق و توسعه یا کاهش مصرف انرژی هدف قابل‌اندازه‌گیری داشته باشد. در غیر این صورت، هزینه حمایت به مصرف‌کننده منتقل می‌شود، بدون اینکه ظرفیت رقابتی اقتصاد افزایش یابد.

چشم‌انداز تحقق رشد ۸ درصدی چگونه ارزیابی می‌شود؟

با عملکرد ثبت‌شده در سال‌های ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴، رسیدن به متوسط ۸ درصد دشوارتر شده است. این نتیجه به معنای ناممکن بودن رشد بالا در یک سال نیست؛ اقتصاد ایران پیش‌تر در اثر افزایش تولید نفت یا بازیابی ظرفیت، رشد دورقمی را تجربه کرده است. مسئله اصلی، تداوم و کیفیت رشد است.

برای نزدیک شدن به هدف، باید چند تغییر هم‌زمان دیده شود:

  • رشد بدون نفت مثبت و پایدار شود

    وابستگی نتیجه کل اقتصاد به یک بخش کاهش یابد و صنعت، کشاورزی و خدمات مولد نیز رشد کنند.

  • تشکیل سرمایه ثابت از محدوده منفی خارج شود

    سرمایه‌گذاری در ماشین‌آلات، فناوری و زیرساخت باید سریع‌تر از استهلاک ظرفیت موجود افزایش یابد.

  • بهره‌وری سهم قابل‌اندازه‌گیری پیدا کند

    سهم ۳۵ درصدی بهره‌وری از رشد باید در گزارش‌های سالانه و بخشی قابل ردیابی باشد.

  • فاصله رشد پول و تولید کاهش یابد

    تأمین مالی باید به افزایش ظرفیت واقعی برسد و از تشدید تورم جلوگیری کند.

  • اعتماد سرمایه‌گذار بازسازی شود

    ثبات مقررات، امنیت مالکیت و دسترسی قابل پیش‌بینی به انرژی، اینترنت، ارز و اعتبار ضروری است.

جمع‌بندی؛ مردم شریک رشد هستند، نه جایگزین سیاست‌گذاری

رشد متوسط ۸ درصدی هدف رسمی برنامه هفتم است؛ اما عملکرد ۳ درصدی سال ۱۴۰۳ و ۰٫۲ درصدی سال ۱۴۰۴ نشان می‌دهد اقتصاد از مسیر هدف فاصله گرفته است. کاهش تشکیل سرمایه ثابت نیز تحقق رشد در سال‌های بعد را دشوارتر می‌کند.

مردم می‌توانند از مسیر مهارت، بهره‌وری، کارآفرینی، تعاون، پرداخت مالیات و سرمایه‌گذاری شفاف به رشد کمک کنند. با این حال، نمی‌توان از خانوار انتظار داشت در محیط تورمی و پرریسک، صرفاً با دعوت عمومی منابع خود را وارد تولید کند.

مسئولیت نخست دولت، کاهش ریسک تولید و ساخت ابزارهای قابل‌اعتماد برای مشارکت است. پس از ایجاد ثبات، سرمایه‌های کوچک و بزرگ مردم می‌توانند به بخش مولد منتقل شوند. رشد ۸ درصدی نه فقط دولتی است و نه فقط مردمی؛ نتیجه قرارداد قابل‌اعتماد میان سیاست‌گذار، بنگاه و خانوار است.

پرسش‌های پرتکرار درباره نقش مردم در رشد اقتصادی

  • آیا رشد اقتصادی ۸ درصدی در ایران امکان‌پذیر است؟

    از نظر نظری بله، اما با رشد نزدیک صفر، سرمایه‌گذاری منفی و نااطمینانی بالا، تحقق پایدار آن دشوار است و به اصلاحات هم‌زمان در تأمین مالی، بهره‌وری و فضای سرمایه‌گذاری نیاز دارد.

  • نقش مردم در رشد اقتصادی چیست؟

    مردم از طریق کار و مهارت، کارآفرینی، تشکیل تعاونی، پرداخت مالیات و تبدیل پس‌انداز به سرمایه‌گذاری مولد می‌توانند به رشد کمک کنند.

  • آیا خرید کالای ایرانی باعث رشد اقتصادی می‌شود؟

    اگر حمایت از تولید داخلی با افزایش کیفیت، بهره‌وری و رقابت همراه باشد، بله. حمایت دائمی از تولیدکننده ناکارآمد ممکن است فقط هزینه مصرف‌کننده را بالا ببرد.

  • چرا مردم پول خود را وارد تولید نمی‌کنند؟

    تورم، نااطمینانی، نقدشوندگی پایین، تغییر مقررات و ضعف حمایت حقوقی می‌تواند دارایی‌هایی مانند ارز و طلا را در مقایسه با سرمایه‌گذاری تولیدی جذاب‌تر کند.

  • هدف رشد ۸ درصد مربوط به کدام دوره است؟

    این عدد متوسط رشد سالانه دوره پنج‌ساله برنامه هفتم، یعنی سال‌های ۱۴۰۳ تا ۱۴۰۷ است؛ نه وعده قطعی رشد ۸ درصدی در هر فصل.

منابع داده‌های گزارش

درباره نویسنده

سید مرتضی آل سیدغفور

سید مرتضی آل سیدغفور  دانش‌آموخته ارشد اقتصاد نظری از دانشگاه علامه طباطبایی است. او پژوهشگر حوزه اقتصاد کلان و علاقه‌مند به مباحث توسعه است.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
آخرین اخبار
تنگه هرمز
تماس با ما