Skip to main content

چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

پر بازدیدترین مطالب

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

اقتصاد مقاومتی ۱۴۰۵ زیر آزمون هرمز؛ بند ۱۳ در برابر توقف صادرات نفت چه کرد؟

اقتصاد مقاومتی ۱۴۰۵ زیر آزمون هرمز؛ بند ۱۳ در برابر توقف صادرات نفت چه کرد؟

بند ۱۳ سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی برای یک مسئله مشخص نوشته شده است: کاهش ضربه‌پذیری درآمد ایران از صادرات نفت و گاز. این بند از سال ۱۳۹۲ بر انتخاب مشتریان راهبردی، تنوع روش‌های فروش، مشارکت بخش خصوصی و افزایش صادرات گاز، برق، پتروشیمی و فرآورده‌های نفتی تأکید دارد. در سال…

- اندازه متن +

بند ۱۳ سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی برای یک مسئله مشخص نوشته شده است: کاهش ضربه‌پذیری درآمد ایران از صادرات نفت و گاز. این بند از سال ۱۳۹۲ بر انتخاب مشتریان راهبردی، تنوع روش‌های فروش، مشارکت بخش خصوصی و افزایش صادرات گاز، برق، پتروشیمی و فرآورده‌های نفتی تأکید دارد. در سال ۱۴۰۵ این سیاست با آزمونی متفاوت از تحریم بانکی روبه‌رو شد؛ صادرات معنادار نفت خام ایران از مسیر تنگه هرمز برای حدود هفت هفته متوقف شد، ترافیک دریایی منطقه به کسری از سطح پیش از جنگ رسید و حتی مسیرهای جایگزین منطقه مانند خط لوله شرق‌غرب عربستان نیز هدف حمله قرار گرفتند. نتیجه این آزمون روشن است: بند ۱۳ فقط مسئله مشتری و روش فروش نیست؛ تاب‌آوری واقعی درآمد نفتی به تنوع مسیر فیزیکی صادرات، بودجه کم‌وابسته‌تر به نفت و امکان وصول درآمد نیز وابسته است.

بند ۱۳ اقتصاد مقاومتی دقیقاً چه می‌گوید؟

سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی در ۲۹ بهمن ۱۳۹۲ ابلاغ شد. بند ۱۳ آن مستقیماً به درآمد نفت و گاز مربوط است و هدف را «مقابله با ضربه‌پذیری درآمد حاصل از صادرات نفت و گاز» تعیین می‌کند.

این بند برای رسیدن به این هدف چند ابزار مشخص را ذکر می‌کند:

  • انتخاب مشتریان راهبردی

    وابستگی صادرات نفت به یک یا تعداد محدودی خریدار، قدرت چانه‌زنی و تاب‌آوری ایران را کاهش می‌دهد.

  • تنوع در روش‌های فروش

    روش‌های پرداخت، تهاتر، تسویه با ارزهای مختلف و سازوکارهای فروش باید به‌گونه‌ای طراحی شوند که اختلال در یک کانال، کل صادرات را متوقف نکند.

  • مشارکت بخش خصوصی در فروش

    هدف بند ۱۳ این است که فروش انرژی صرفاً به کانال‌های محدود دولتی وابسته نباشد و بازیگران بیشتری بتوانند در فرآیند صادرات نقش داشته باشند.

  • افزایش صادرات گاز و برق

    تنوع سبد انرژی صادراتی می‌تواند وابستگی درآمد کشور به نفت خام را کاهش دهد.

  • افزایش صادرات پتروشیمی و فرآورده‌های نفتی

    فروش محصولات با ارزش افزوده بیشتر، هم خام‌فروشی را کاهش می‌دهد و هم سبد درآمد ارزی را متنوع‌تر می‌کند.

متن کامل سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی و بند ۱۳

آزمون سال ۱۴۰۵ چه تفاوتی با تحریم‌های قبلی داشت؟

در بسیاری از دوره‌های تحریم، مسئله اصلی ایران پیدا کردن خریدار، بانک، بیمه‌گر یا مسیر پرداخت بود. در سال ۱۴۰۵ یک لایه تازه به این فشار اضافه شد: محدودیت فیزیکی عبور نفتکش.

رویترز در اول سپتامبر گزارش داد ایران برای نخستین بار حدود هفت هفته صادرات معنادار نفت خام از تنگه هرمز نداشته است. طبق داده‌های Kpler، Vortexa و TankerTrackers، از زمان بازگشت محاصره دریایی آمریکا در ۱۴ ژوئیه، هیچ محموله تازه نفت خام ایران نتوانسته از تنگه هرمز به چین برسد.

این تفاوت برای ارزیابی بند ۱۳ مهم است. مشتری راهبردی زمانی می‌تواند نفت بخرد که نفتکش بتواند از مسیر صادراتی عبور کند.

رویترز: توقف حدود هفت‌هفته‌ای صادرات معنادار نفت ایران از هرمز

تنگه هرمز چه سهمی از انرژی جهان دارد؟

طبق آخرین داده جامع اداره اطلاعات انرژی آمریکا، در نیمه نخست ۲۰۲۵ به‌طور متوسط ۲۰.۹ میلیون بشکه در روز نفت خام، میعانات و فرآورده‌های نفتی از تنگه هرمز عبور کرده است.

این حجم معادل حدود ۲۰ درصد مصرف جهانی مایعات نفتی و نزدیک یک‌چهارم تجارت دریایی نفت جهان بوده است. همچنین بیش از ۲۰ درصد تجارت جهانی LNG از همین مسیر عبور می‌کرد.

شاخصرقم پیش از جنگمنبع
جریان نفت از هرمز۲۰.۹ میلیون بشکه در روزEIA، نیمه اول ۲۰۲۵
سهم از مصرف جهانی مایعات نفتیحدود ۲۰ درصدEIA
سهم از تجارت دریایی نفتحدود ۲۵ درصدEIA
سهم از تجارت جهانی LNGبیش از ۲۰ درصدEIA

EIA: تنگه هرمز و گلوگاه‌های اصلی انرژی جهان

ترافیک هرمز در شهریور ۱۴۰۵ چقدر کاهش یافته است؟

تازه‌ترین داده‌های رهگیری کشتی نشان می‌دهد تردد تجاری در تنگه هنوز بسیار پایین‌تر از سطح پیش از جنگ است.

رویترز گزارش داده در ۱۰ سپتامبر فقط ۷ شناور از تنگه عبور کردند. متوسط ۱۰ روزه حدود ۱۵ شناور بود؛ در حالی که پیش از آغاز جنگ، روزانه حدود ۱۲۵ شناور تجاری از این آبراه عبور می‌کردند.

این ارقام شامل همه عبورهای «تاریک» با AIS خاموش نیستند، اما فاصله میان شرایط فعلی و الگوی عادی تردد را نشان می‌دهند.

برای شناخت جایگاه ساختاری این گلوگاه، گزارش چارسو اقتصاد با عنوان تنگه هرمز چیست؟ گلوگاه انرژی جهان در ۱۴۰۵ جزئیات بیشتری درباره جریان نفت، LNG و مسیرهای جایگزین ارائه می‌کند.

پس از بازگشایی موقت، ایران چقدر نفت صادر کرد؟

محمدباقر قالیباف در تیر ۱۴۰۵ اعلام کرد پس از برداشته‌شدن محاصره دریایی و بازگشایی مسیر کشتی‌های تجاری و نفتکش‌های ایران، بیش از ۴۰ میلیون بشکه نفت صادر شده است.

داده مستقل TankerTrackers نیز در همان مقطع از صادرات حدود ۴۰ میلیون بشکه نفت خام ایران از ۱۵ ژوئن خبر داده بود؛ حدود نیمی از آن در یک روز، ۱۹ ژوئن، از منطقه خارج شده بود.

این تجربه دو نکته را هم‌زمان نشان می‌دهد: ایران در صورت بازشدن مسیر می‌تواند حجم بالایی را سریعاً صادر کند، اما درآمد نفتی همچنان به امنیت مسیر دریایی وابستگی جدی دارد.

تسنیم: اظهارات قالیباف درباره صادرات بیش از ۴۰ میلیون بشکه نفت

TankerTrackers: صادرات حدود ۴۰ میلیون بشکه نفت ایران پس از بازگشایی مسیر

بودجه ۱۴۰۵ واقعاً چند درصد به نفت وابسته است؟

یکی از مهم‌ترین نقاط اختلاف در تحلیل اقتصاد مقاومتی، نحوه محاسبه وابستگی بودجه به نفت است.

در ظاهر، منابع نفت و فرآورده‌های نفتی در ردیف مستقیم بودجه عمومی حدود ۲۶۳.۳ هزار میلیارد تومان است. اما گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس نشان می‌دهد اگر منابع نفتی صندوق توسعه ملی، تهاتر، منابع هدفمندی و سایر اجزای نفتی نیز لحاظ شوند، تصویر کاملاً متفاوت می‌شود.

شیوه محاسبهرقم یا سهمتوضیح
منابع مستقیم نفت و فرآورده در بودجه عمومی۲۶۳.۳ هزار میلیارد تومانردیف مستقیم بودجه عمومی
کل اجزای نفتی در محاسبه گسترده مرکز پژوهش‌هاحدود ۲۸۳۷ هزار میلیارد تومانبا صندوق، تهاتر، هدفمندی و فرآورده‌ها
سهم درآمدهای نفتی از کل منابع در این محاسبهحدود ۳۴.۴ درصدمحاسبه مرکز پژوهش‌های مجلس
برآورد وابستگی غیرمستقیمبیش از ۵۰ درصدبا احتساب مالیات و درآمدهای وابسته به نفت و گاز

بنابراین عبارت «وابستگی بودجه فقط ۵ درصد است» تنها یک تعریف محدود از درآمد مستقیم نفت را منعکس می‌کند. در محاسبه گسترده‌تر، نفت، گاز، فرآورده، تهاتر و صندوق همچنان وزن بزرگی در منابع مالی دولت دارند.

مرکز پژوهش‌های مجلس: بررسی لایحه بودجه ۱۴۰۵ و ساختار درآمدهای نفتی

قطع یا کاهش صادرات نفت چه اثری بر بودجه می‌گذارد؟

اثر توقف صادرات فقط کاهش یک ردیف بودجه نیست. صادرات نفت چند کانال را هم‌زمان تحت فشار قرار می‌دهد:

  • درآمد مستقیم دولت

    کاهش صادرات، درآمد ریالی و ارزی دولت از سهم نفت را محدود می‌کند.

  • ورودی صندوق توسعه ملی

    کاهش درآمد صادراتی بر سهم صندوق و امکان استفاده دولت از منابع آن نیز اثر می‌گذارد.

  • منابع ارزی واردات

    نفت همچنان یکی از منابع مهم تأمین ارز اقتصاد است و کاهش ورود ارز می‌تواند بر هزینه واردات و بازار ارز اثر بگذارد.

  • هدفمندی و فرآورده‌ها

    بخشی از منابع عمومی و شبه‌بودجه‌ای کشور به فروش داخلی و خارجی فرآورده‌های نفت و گاز وابسته است.

به همین دلیل، آزمون واقعی بند ۱۳ این نیست که نفت در بودجه یک ردیف کوچک‌تر پیدا کند؛ مسئله این است که آیا اقتصاد در زمان توقف فیزیکی صادرات همچنان قادر به تأمین ارز و منابع مالی خود هست یا خیر.

بند ۱۳ در سال ۱۴۰۵ چه بخش‌هایی را پوشش داد و کجا کم آورد؟

  • مشتری راهبردی؛ تا زمانی که مسیر باز باشد

    چین در سال‌های اخیر مهم‌ترین خریدار نفت ایران بوده و ایجاد مشتری پایدار بخشی از هدف بند ۱۳ را تحقق داده است. اما توقف عبور نفتکش از هرمز نشان داد وجود مشتری به‌تنهایی کافی نیست؛ مشتری باید به محموله دسترسی فیزیکی داشته باشد.

  • تنوع روش فروش؛ مفید در تحریم، محدود در محاصره

    تهاتر، پرداخت غیردلاری و شبکه‌های واسطه می‌توانند تحریم بانکی را دور بزنند، اما در برابر بسته‌شدن مسیر فیزیکی حمل نفت کارایی بسیار کمتری دارند.

  • بخش خصوصی؛ حلقه‌ای که هنوز شفاف نیست

    بند ۱۳ مشارکت بخش خصوصی را صراحتاً مطرح کرده است، اما اطلاعات عمومی کافی برای سنجش سهم واقعی بخش خصوصی از فروش نفت در شرایط جنگ وجود ندارد. بنابراین نمی‌توان ادعای تحقق کامل این بخش را با داده عمومی تأیید کرد.

  • پتروشیمی و فرآورده‌ها؛ تنوع کالا اما نه الزاماً تنوع مسیر

    پتروشیمی و فرآورده نفتی می‌توانند خام‌فروشی را کاهش دهند، اما اگر همان بنادر و آبراه‌ها برای صادرات استفاده شوند، ریسک جغرافیایی کاملاً حذف نمی‌شود.

  • گاز و برق؛ مسیرهای متفاوت اما ظرفیت محدود

    صادرات برق و بخشی از گاز از خطوط زمینی انجام می‌شود و از این جهت ریسک هرمز را ندارد، اما حجم درآمد آنها قابل مقایسه با صادرات بزرگ نفت خام نیست.

چرا حمله به خط لوله شرق‌غرب عربستان برای بند ۱۳ ایران مهم است؟

تحولات تازه عربستان یک درس مهم برای مفهوم «تنوع مسیر» دارد. خط لوله شرق‌غرب عربستان یا Petroline، نفت را از شرق عربستان به بندر ینبع در دریای سرخ می‌رساند و برای دورزدن تنگه هرمز طراحی شده است.

اما وزارت انرژی عربستان در ۱۱ سپتامبر اعلام کرد این خط پس از چند حمله در مناطق ریاض و مدینه به‌صورت احتیاطی موقتاً تعطیل شده است.

رویترز نیز گزارش داده پهپادهای مورد استفاده در حمله از عراق پرتاب شده بودند. ظرفیت اسمی این خط حدود ۷ میلیون بشکه در روز است و در ماه‌های اخیر بین ۴ تا ۵ میلیون بشکه در روز از آن عبور می‌کرد.

این حادثه یک نکته کلیدی برای بند ۱۳ دارد: مسیر جایگزین زمانی تاب‌آور است که خودش به یک نقطه آسیب‌پذیر واحد تبدیل نشود.

وزارت انرژی عربستان: تعطیلی موقت خط لوله شرق‌غرب

باب‌المندب چرا اکنون به حلقه دوم بحران انرژی تبدیل شده است؟

ریسک مسیر جایگزین عربستان فقط به خود خط لوله محدود نیست. نفت منتقل‌شده به ینبع باید از مسیر دریای سرخ و باب‌المندب به بازارهای آسیایی یا جهانی برسد.

در ۱۱ سپتامبر، منابع دولت یمن به رویترز گفتند نیروهای انصارالله به جزیره راهبردی میون یا Perim در باب‌المندب رسیده‌اند و نیروهای دولت مورد حمایت عربستان از این جزیره عقب‌نشینی کرده‌اند.

هم‌زمان انصارالله بندر مخا و نقاط دیگری در ساحل دریای سرخ را نیز تصرف کرده است. این تحول اهمیت مسیر جایگزین عربستان را کاهش نمی‌دهد، اما ریسک امنیتی آن را بالا می‌برد.

چارسو اقتصاد پیش‌تر در گزارش چرا جنگ به کانال سوئز رسیده است؟ توضیح داده است که چگونه درگیری گلوگاه‌های دریایی می‌تواند هزینه حمل، بیمه و انرژی را در زنجیره جهانی بالا ببرد.

آیا هرمز یک اهرم قدرت است یا منبع آسیب‌پذیری؟

هر دو.

تنگه هرمز برای ایران یک مزیت ژئوپلیتیکی مهم است، زیرا بخش بزرگی از صادرات انرژی منطقه از مجاورت آب‌های ایران عبور می‌کند. اما همان جغرافیا مسیر اصلی صادرات نفت خود ایران نیز هست.

این دوگانگی هسته اصلی آزمون بند ۱۳ در سال ۱۴۰۵ است: ابزاری که می‌تواند هزینه اقتصادی برای دیگران ایجاد کند، اگر پشتوانه داخلی و مسیر جایگزین کافی وجود نداشته باشد می‌تواند درآمد خود ایران را نیز تحت فشار قرار دهد.

تحلیل چارسو اقتصاد در چرا بازگشایی تنگه هرمز بحران را تمام نمی‌کند؟ همین مسئله را از زاویه هزینه‌های بیمه، امنیت مسیر و صادرات بررسی کرده است.

بند ۱۳ با جنگ اقتصادی چه ارتباطی دارد؟

بند ۱۳ را می‌توان یکی از ابزارهای دفاع اقتصادی در برابر فشار خارجی دانست. هدف آن این نیست که نفت حذف شود، بلکه درآمد نفت در برابر تحریم، محدودیت فروش یا اختلال مسیر کمتر آسیب‌پذیر باشد.

این تفاوت در چارچوب جنگ اقتصادی چیست؟ اهمیت دارد؛ زیرا فشار روی فروش نفت فقط یکی از لایه‌های فشار اقتصادی است و می‌تواند در کنار بانک، کشتیرانی، بیمه، ارز و فناوری عمل کند.

عملیات طرد اقتصادی چه فشار تازه‌ای بر بند ۱۳ وارد می‌کند؟

فشارهای اقتصادی آمریکا در سال ۱۴۰۵ فقط نفت خام را هدف قرار نداده‌اند. کشتیرانی، هوانوردی، طلا، فناوری، دارایی‌های دیجیتال و شبکه‌های مالی نیز در مجموعه فشارها قرار گرفته‌اند.

چارسو اقتصاد در گزارش عملیات طرد اقتصادی چه کرد؟ این ابزارهای موازی فشار را بررسی کرده است.

در این شرایط، تنوع مشتری بدون تنوع بیمه، حمل، تسویه و دسترسی مالی کافی نیست. بند ۱۳ در عمل باید تمام زنجیره فروش را مقاوم کند، نه فقط نقطه قرارداد با مشتری.

سه سناریوی بند ۱۳ برای ادامه سال ۱۴۰۵

سناریووضعیت صادراتپیام برای بند ۱۳
بازگشت تدریجی تردد هرمزافزایش صادرات و کاهش هزینه حملفرصت برای متنوع‌سازی مشتری، ارز و روش فروش
عبور محدود و گزینشیصادرات پایین‌تر از ظرفیت و هزینه بیمه بالاافزایش اهمیت پتروشیمی، گاز، برق و کاهش وابستگی بودجه
تشدید هم‌زمان هرمز و باب‌المندباختلال گسترده‌تر در مسیرهای انرژی منطقهنیاز به مسیرهای صادراتی و درآمدی واقعاً مستقل از گلوگاه‌های واحد

اقتصاد مقاومتی در سال ۱۴۰۵ چه چیزی کم دارد؟

آزمون هرمز نشان می‌دهد اجرای بند ۱۳ فقط به فروش مخفیانه یا پیدا کردن مشتری جدید محدود نیست.

  • تنوع جغرافیایی مسیر صادرات

    درآمد صادراتی نباید فقط به یک آبراه یا مجموعه محدود بنادر وابسته باشد.

  • کاهش وابستگی واقعی بودجه

    کوچک‌کردن ردیف مستقیم نفت در بودجه زمانی معنا دارد که تهاتر، صندوق، هدفمندی و درآمدهای وابسته نیز کمتر به نفت متکی شوند.

  • توسعه صادرات زمینی انرژی

    برق و گاز صادراتی از خطوط زمینی می‌توانند بخشی از ریسک مسیر دریایی را کاهش دهند، هرچند مقیاس درآمد آنها محدودتر است.

  • تکمیل زنجیره ارزش

    صادرات پتروشیمی و فرآورده نفتی باید سهم بیشتری از درآمد ارزی ایجاد کند؛ البته همراه با تنوع مسیر حمل و بازار مقصد.

  • ذخایر و انعطاف لجستیکی

    ذخیره شناور، مخازن خارجی، خطوط جایگزین و امکان تغییر سریع مقصد در زمان بحران به اندازه خود قرارداد فروش اهمیت دارند.

آیا بند ۱۳ اقتصاد مقاومتی شکست خورده است؟

با داده‌های فعلی نمی‌توان پاسخ را به یک «بله» یا «خیر» تقلیل داد.

ایران در سال‌های تحریم توانسته فروش نفت را به مشتریان مشخص ادامه دهد و پس از بازگشایی موقت هرمز نیز حجم بزرگی نفت را در مدت کوتاه صادر کند. این بخش نشان‌دهنده وجود ظرفیت عملیاتی است.

اما توقف چند هفته‌ای صادرات معنادار از هرمز نشان داد که ضربه‌پذیری فیزیکی مسیر صادرات همچنان بالاست. در عین حال ساختار بودجه نیز، با وجود کاهش ردیف مستقیم نفت، در محاسبه گسترده‌تر وابستگی مهمی به نفت، گاز و فرآورده دارد.

در نتیجه، دقیق‌ترین ارزیابی این است که بند ۱۳ بخشی از ریسک تحریم فروش را کاهش داده، اما آزمون جنگ ۱۴۰۵ ضعف جدی در تنوع مسیر و کاهش وابستگی مالی را آشکار کرده است.

پرسش‌های پرتکرار درباره بند ۱۳ اقتصاد مقاومتی و تنگه هرمز

  • بند ۱۳ اقتصاد مقاومتی چیست؟

    بند ۱۳ بر کاهش ضربه‌پذیری درآمد نفت و گاز از طریق مشتریان راهبردی، تنوع روش فروش، مشارکت بخش خصوصی و افزایش صادرات گاز، برق، پتروشیمی و فرآورده تأکید دارد.

  • آیا صادرات نفت ایران در سال ۱۴۰۵ کاملاً متوقف شد؟

    رویترز گزارش داده ایران حدود هفت هفته صادرات معنادار نفت خام از تنگه هرمز نداشته و از ۱۴ ژوئیه محموله تازه نفت خام از این مسیر به چین نرسیده است. این تعبیر دقیق‌تر از «صفر شدن مطلق همه صادرات نفت» است.

  • تنگه هرمز چه سهمی از تجارت جهانی نفت دارد؟

    طبق EIA، در نیمه نخست ۲۰۲۵ حدود ۲۰.۹ میلیون بشکه در روز نفت و فرآورده از هرمز عبور می‌کرد که معادل حدود ۲۰ درصد مصرف جهانی مایعات نفتی بود.

  • آیا بودجه ۱۴۰۵ فقط ۵ درصد به نفت وابسته است؟

    رقم حدود ۵ درصد به ردیف مستقیم نفت در بخشی از بودجه مربوط است. مرکز پژوهش‌های مجلس در محاسبه گسترده‌تر، سهم منابع نفتی را حدود ۳۴.۴ درصد برآورد کرده و با آثار غیرمستقیم ارقام بالاتری نیز مطرح شده است.

  • چرا خط لوله شرق‌غرب عربستان برای ایران مهم است؟

    این خط یک نمونه واقعی از مسیر جایگزین هرمز است. تعطیلی موقت آن پس از حمله پهپادی نشان می‌دهد حتی مسیر جایگزین نیز باید از نظر امنیت و تنوع جغرافیایی تاب‌آور باشد.

  • آیا صادرات پتروشیمی مشکل بند ۱۳ را حل می‌کند؟

    صادرات پتروشیمی سبد درآمدی را متنوع می‌کند، اما اگر حمل آن همچنان به همان بنادر و گلوگاه‌های دریایی وابسته باشد، ریسک جغرافیایی به‌طور کامل حذف نمی‌شود.

جمع‌بندی؛ بند ۱۳ از تحریم عبور کرد، اما به دیوار جغرافیا خورد

بند ۱۳ اقتصاد مقاومتی برای کاهش آسیب‌پذیری درآمد نفت و گاز طراحی شد و ابزارهایی مانند مشتری راهبردی، تنوع روش فروش، بخش خصوصی و صادرات محصولات انرژی را پیشنهاد کرد.

جنگ ۱۴۰۵ نشان داد این ابزارها در برابر تحریم مالی و تجاری اهمیت دارند، اما یک ریسک قدیمی کمتر مورد توجه قرار گرفته بود: مسیر فیزیکی صادرات.

وقتی صادرات معنادار نفت ایران برای هفته‌ها از هرمز متوقف می‌شود، مشتری راهبردی، تهاتر و روش پرداخت جایگزین به‌تنهایی کافی نیستند. در سوی دیگر، حمله به خط لوله شرق‌غرب عربستان و پیشروی انصارالله در باب‌المندب نشان می‌دهد داشتن «مسیر دوم» نیز پایان کار نیست؛ مسیر دوم باید خودش دارای جایگزین باشد.

بنابراین درس اصلی بند ۱۳ در سال ۱۴۰۵ روشن است: اقتصاد مقاومتی زمانی کامل می‌شود که درآمد نفت نه فقط از یک مشتری، بانک یا ارز، بلکه از یک مسیر دریایی، یک بندر و حتی یک نوع محصول نیز مستقل‌تر شود. تا زمانی که بودجه و درآمد ارزی در برابر بسته‌شدن چند هفته‌ای یک گلوگاه بلرزد، هدف «مقابله با ضربه‌پذیری» هنوز به پایان نرسیده است.

منابع

درباره نویسنده

رصدبان

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
آخرین اخبار
تنگه هرمز
تماس با ما