بازار مسکن ایران این روزها در وضعیتی پارادوکسیکال گرفتار شده است؛ از یک سو هزینه ساخت هر متر مربع مسکن در تهران به طور میانگین به ۴۰ تا ۴۵ میلیون تومان رسیده و در پروژههای خاص تا ۸۰ میلیون تومان نیز بالا میرود، و از سوی دیگر قدرت خرید خانوارها به شدت کاهش یافته است. ایرج رهبر، رئیس کمیسیون عمران اتاق تهران، با صراحت از رکود تورمی کامل در این بازار خبر میدهد؛ وضعیتی که در آن هم قیمتها بالا میروند و هم معاملات به شدت کاهش مییابند. این ترکیب خطرناک، بازار مسکن را به یکی از پیچیدهترین چالشهای اقتصادی کشور تبدیل کرده است.
آمارها عمق فاجعه را نشان میدهند. میانگین قیمت مسکن در تهران به ۲۵۰ تا ۳۰۰ میلیون تومان رسیده و در جنوب پایتخت نیز از ۱۵۰ میلیون تومان عبور کرده است. در چنین شرایطی، یک فرد با درآمد متوسط باید حدود ۱۰۰ سال منتظر بماند تا بتواند صاحبخانه شود. تجربه جنگهای ۱۲ و ۴۰ روزه نیز نشان داد که تنشهای سیاسی و امنیتی چگونه میتواند قیمت مسکن در مناطقی مانند شهرری را از ۶۰ میلیون تومان به ۱۴۰ میلیون تومان برساند. حالا پرسش کلیدی این است: راهکارهای دستوری مانند تعیین سقف اجارهبها تا چه حد میتواند این بحران را مهار کند؟
چند مورد در رابطه با پشتصحنه بحران مسکن
آنچه در ادامه میخوانید، صرفاً بازنویسی اظهارات یک مقام صنفی نیست؛ بلکه واکاوی پنج لایه پنهان و آشکار در بحران کنونی بازار مسکن است. این تحلیل بر پایه دادههای آماری موجود و با نگاه به پیامدهای اقتصادی کوتاهمدت و میانمدت تنظیم شده است. هدف، بررسی این پرسش کلیدی است که آیا کاهش زمان ترخیص یا کنترل دستوری اجارهبها بهتنهایی میتواند گرهای از مشکلات معیشتی باز کند یا نیازمند اصلاحات مکمل در حوزه زمین، مالیات و اجارهداری حرفهای است. با ما همراه باشید تا زوایای کمتر دیدهشده این خبر را بررسی کنیم.
هزینه ۴۵ میلیونی ساخت در برابر قیمت ۲۵۰ میلیونی فروش؛ حباب ۵ برابری: شکاف میان هزینه ساخت (۴۰ تا ۴۵ میلیون تومان) و قیمت فروش (۲۵۰ تا ۳۰۰ میلیون تومان) در تهران، نشاندهنده یک حباب قیمتی بزرگ است. بخش عمده این اختلاف نه ناشی از هزینه مصالح و نیروی کار، بلکه محصول ارزش زمین، انتظارات تورمی و سوداگری است. این حباب تا زمانی که تقاضای سرمایهای و سوداگرانه وجود دارد، تخلیه نخواهد شد. هرگونه سیاستگذاری باید به این شکاف ساختاری توجه کند، نه فقط به کنترل قیمت نهایی.
رکود تورمی؛ بدترین سناریو برای بازار مسکن: رکود تورمی وضعیتی است که در آن هم حجم معاملات کاهش مییابد و هم قیمتها افزایش مییابد. این پدیده برای سازندگان، خریداران و مستأجران به یک اندازه مخرب است. سازندگان با هزینههای بالا و بازار راکد مواجهاند، خریداران قدرت خرید خود را از دست دادهاند و مستأجران تحت فشار روزافزون اجارهبها قرار دارند. خروج از این وضعیت نیازمند محرکهای واقعی عرضه است، نه اقدامات دستوری.
کنترل دستوری اجارهبها؛ نسخهای که سالهاست جواب نداده: تجربه سالهای گذشته نشان داده که تعیین سقف اجارهبها نهتنها بازار را کنترل نکرده، بلکه به کاهش عرضه واحدهای اجارهای و افزایش اجارهبها در بازار غیررسمی منجر شده است. رئیس انجمن انبوهسازان نیز با صراحت اعلام کرده که این سیاستها اجرایی نیست. راهکار واقعی، افزایش تولید مسکن اجارهای و توسعه اجارهداری حرفهای است؛ مدلی که در آن سرمایهگذاران با مشوقهای مالیاتی و زمین رایگان وارد شوند.
تجربه جنگ و جهش قیمت در شهرری؛ هشدار برای آینده: افزایش قیمت مسکن در شهرری از ۶۰ تا ۷۰ میلیون تومان به ۱۳۰ تا ۱۴۰ میلیون تومان پس از جنگ ۴۰ روزه، نشان میدهد که تنشهای امنیتی چگونه میتواند به سرعت به بازار مسکن منتقل شود. این تجربه یک هشدار جدی است: در شرایط بیثباتی، مسکن به پناهگاه سرمایه تبدیل میشود و قیمتها از کنترل خارج میشوند. سیاستگذار باید برای چنین شرایطی سناریوهای آماده داشته باشد.
مدل عمان؛ درسهایی برای جذب سرمایهگذار: تجربه کشورهایی مانند عمان نشان میدهد که اعطای معافیت مالیاتی تا ۲۰ سال و واگذاری زمین رایگان به سرمایهگذاران مسکن اجارهای، میتواند بازار اجاره را متحول کند. در ایران اما انتظار میرود سرمایهگذار هم زمین را با قیمت بالا بخرد، هم ریسک رکود را بپذیرد و هم سرمایه خود را برای سالها قفل کند. این معادله اقتصادی هیچگاه برای سرمایهگذار جذاب نخواهد بود. تا زمانی که این ساختار انگیزشی اصلاح نشود، تولید مسکن اجارهای رونق نخواهد گرفت.
آیا بازار مسکن از رکود تورمی خارج میشود؟
خروج از رکود تورمی مسکن بدون اصلاحات ساختاری در حوزه زمین، مالیات و اجارهداری حرفهای ممکن نیست. کنترل دستوری اجارهبها، تجربهای شکستخورده است که تنها به کاهش عرضه و افزایش قیمتهای غیررسمی منجر میشود. راهکار واقعی، افزایش تولید مسکن، حذف سوداگری از بازار زمین و ایجاد مشوقهای واقعی برای سرمایهگذاران است. اگر دولت بتواند زمین را با قیمت مناسب یا رایگان در اختیار سازندگان مسکن اجارهای قرار دهد و معافیتهای مالیاتی هدفمند ارائه کند، شاید بتوان به آینده این بازار امیدوار بود. در غیر این صورت، ۱۰۰ سال انتظار برای صاحبخانه شدن، تنها یک شعار تلخ نخواهد بود، بلکه به واقعیتی دردناک برای نسلهای آینده تبدیل میشود.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟