برآوردهای نهادهای پژوهشی توسعه نشان میدهد در اقتصادهای در حال گذار، گاه تا ۴۰ درصد از کل ثروت ملی به شکل سرمایه مرده در قالب املاک بلااستفاده، ظرفیتهای خالی صنعتی و پساندازهای غیرمولد حبس شده است. در بخش صنعت نیز، آمارها حاکی از آن است که بسیاری از کارخانجات تنها با ۵۰ تا ۶۰ درصد ظرفیت اسمی خود فعالیت میکنند. این داراییهای منجمد یک بحران نیستند؛ بلکه ظرفیت پنهان و بسیار امیدبخشی به شمار میروند که اگر با ابزارهای نوین مالی و حفظ کامل امنیت مالکیت به چرخه اقتصاد بازگردند، میتوانند بدون خلق نقدینگی، محرک قدرتمند و پایدار رشد تولید ناخالص داخلی باشند.
سرمایه مرده چیست و چرا از چرخه تولید خارج میشود؟
مفهوم سرمایه مرده که نخستین بار توسط هرناندو دو سوتو اقتصاددان توسعه مطرح شد، به داراییهایی اشاره دارد که وجود فیزیکی دارند، اما به دلیل نقص در ابزارهای مالی یا ساختارهای حقوقی، نمیتوانند وثیقه تولید ارزش، سرمایهگذاری یا اشتغال جدید باشند.
زنجیره اقتصادی انجماد این منابع کاملاً روشن است:
فقدان ابزارهای متنوع برای پوشش ریسک ← پناه بردن خانوارها و بنگاهها به دارایی فیزیکی (ملک، طلا و ارز) بهعنوان سپر تورمی ← خروج دارایی از چرخه مولد ← کاهش عرضه کل و ظرفیت تولید.
بخش بزرگی از این منابع در چهار طبقه املاک بلااستفاده، ماشینآلات متوقف، سرمایههای ارزی/طلای خانگی و داراییهای مازاد بانکی متمرکز شدهاند. باز کردن قفل این منابع نیازمند ابزارسازی در بورس است؛ موضوعی که چارسو اقتصاد پیشتر در گزارش تأمین مالی تولید از مسیر بازار سرمایه ابعاد سازنده آن را بررسی کرده بود.
ابزارهای مالی چگونه قفل املاک و ماشینآلات را میشکنند؟
بزرگترین مانع در فعالسازی داراییهای راکد، هراس مالکان از سلب مالکیت است. اقتصاد مدرن برای حل این تضاد، از رویکرداوراقبهادارسازی استفاده میکند.
با راهاندازی صندوقهای سرمایهگذاری املاک و مستغلات، یک ملک راکد یا ساختمان نیمهکاره به واحدهای سرمایهگذاری خرد تبدیل میشود؛ مالکیت اصلی حفظ شده اما مدیریت دارایی وارد فاز درآمدزایی میگردد.
در بخش صنعت نیز، پلتفرمهای اقتصاد مشارکتی صنعتی راهگشا هستند. کارخانهای که خط تولید آن متوقف است، میتواند ظرفیت خالی خود را در بورس کالا به یک شرکت دانشبنیان اجاره دهد. در این مدل خلاقانه، بدون نیاز به واردات ماشینآلات جدید، تولید کشور افزایش یافته و مالکان نیز در سود شریک میشوند.
چرا سیاست تشویقی از مالیاتهای تنبیهی کارآمدتر است؟
استفاده از ابزارهای تنظیمی مانند مالیات بر خانههای خالی یا مالیات بر عایدی سرمایه ، تنها زمانی به رشد اقتصادی منجر میشود که هدف آن درآمدزایی برای دولت نباشد، بلکه به عنوان یک هدایتگرعمل کند.
طراحی مکانیزم اقتصادی ایجاب میکند که در کنار ایجاد هزینه برای نگهداری دارایی راکد، یک در خروج طلایی تعبیه شود. اگر مالکی دارایی غیرمولد خود را بفروشد و منابع آن را به صندوقهای توسعهای یا بازار سهام منتقل کند، باید مشمول معافیتهای جذاب مالیاتی شود. این رویکرد، منافع فردی سرمایهگذار را با منافع ملی همراستا میکند؛ استراتژی هوشمندانهای که در تحلیل اثر مالیات بر عایدی سرمایه در بازارهای موازی نیز بهعنوان شرط موفقیت این پایهها معرفی شده است.
جدول طبقهبندی داراییهای راکد و راهکارهای فعالسازی
| نوع دارایی راکد | هزینه فرصت تحمیلشده بر اقتصاد | ابزار اقتصادی نوین برای فعالسازی |
|---|---|---|
| املاک تجاری/مسکونی خالی | کاهش عرضه و تشدید تورم مسکن | صندوقهای سرمایهگذاری املاک |
| ماشینآلات و خطوط متوقف | کاهش تولید ناخالص داخلی و بیکاری | لیزینگ عملیاتی و پلتفرمهای اشتراک ظرفیت |
| ارز و طلای خانگی | خروج نقدینگی از چرخه تأمین مالی | اوراق ارزی تضمینشده و گواهی سپرده کالایی |
| زمینهای راکد صنعتی | توقف طرحهای توسعهای کارآفرینان | مشارکت عمومی-خصوصی و تهاتر کاربری |
پرسشهای پرتکرار درباره فعالسازی سرمایههای مرده
سرمایه مرده در اقتصاد دقیقاً به چه معناست؟
به داراییهایی گفته میشود که وجود فیزیکی دارند مانند زمین، کارخانه نیمهتعطیل یا ارز خانگی، اما به دلیل موانع حقوقی یا نبود ابزار مالی کارآمد، امکان تبدیل شدن به سرمایه در گردش و تولید ارزش جدید را ندارند.
چه میزان از ثروت کشورها ممکن است راکد بماند؟
برآوردهای نهادهای توسعهای نشان میدهد در برخی اقتصادهای در حال توسعه، تا ۴۰ درصد از ثروت ملی میتواند به شکل داراییهای غیرمولد و منجمد از چرخه اقتصاد خارج شده باشد.
چگونه میتوان ظرفیتهای خالی کارخانهها را بدون وام بانکی فعال کرد؟
از طریق پلتفرمهای اقتصاد مشارکتی صنعتی، کارخانهداران میتوانند خطوط تولید متوقف خود را به استارتاپها یا تولیدکنندگان جدید اجاره دهند و بدون تغییر مالکیت، سودآوری مشترک خلق کنند.
دولت چگونه میتواند طلای خانگی را به مسیر تولید متصل کند؟
با انتشار اوراق ارزی با تضمین حاکمیت و راهاندازی گواهیهای سپرده کالایی در بورس، میتوان اعتماد سرمایهگذاران را جلب کرد تا پساندازهای خود را با حفظ ارزش واقعی، روانه زیرساختها کنند.
آیا ابزارهای مالیاتی برای داراییهای راکد مؤثر است؟
مالیاتستانی صرف، موجب فرار سرمایه میشود؛ مالیات باید نقش تنظیمگر داشته باشد و با ایجاد معافیتهای جذاب برای انتقال سرمایه به بورس و تولید، مالکان را به سرمایهگذاری مولد تشویق کند.
جمعبندی؛ آزادسازی ۳۰ درصدی سرمایهها، میانبر توسعه پایدار
در یک چشمانداز اقتصادی سازنده، کلید اصلی جهش تولید در دستان ظرفیتهای درونی اقتصاد نهفته است، نه لزوماً در تزریق پول پرقدرت یا استقراضهای خارجی. اگر سیاستگذار بتواند با تضمین حقوق مالکیت و طراحی ابزارهای شفاف مالی نظیر صندوقهای پروژه و لیزینگ ظرفیتها، تنها ۳۰ درصد از سرمایههای منجمد و ماشینآلات متوقف را به حرکت درآورد، اقتصاد ملی شاهد یک تحول معنادار در اشتغالزایی و خلق ثروت خواهد بود.
هنر سیاستگذاری در دوره بازسازی اقتصادی، ایستادن در کنار مالکان داراییها و ارائه مسیرهای سودآور است. تبدیل منطقی هزینه نگهداری دارایی راکد به سودآوری مشارکت در تولید، استراتژی روشنی است که منافع فردی شهروندان را با اهداف کلان توسعه همگرا کرده و قدرت تابآوری اقتصاد را به شکل چشمگیری ارتقا میدهد.
منابع گزارش
- Institute for Liberty and Democracy (ILD) | The Mystery of Capital — مبانی نظری هرناندو دو سوتو درباره حجم سرمایههای مرده و مالکیت
- The World Bank | Capacity Utilization and Productivity — دادههای کلان برآورد بهرهوری و ظرفیتهای خالی در صنایع اقتصادهای در حال توسعه
- International Monetary Fund (IMF) | Mobilizing Domestic Revenues — سازوکارهای مالیاتی نوین و تبدیل داراییهای غیرمولد به سرمایه در گردش



نظر شما در مورد این مطلب چیه؟