چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

پول آزادشده ایران باید خرج غلات آمریکا شود؟

پول آزادشده ایران باید خرج غلات آمریکا شود؟

خرید نهاده از آمریکا اگر فقط با معیار نرخ و کیفیت سنجیده شود، امنیت غذایی ایران را به یک تصمیم تجاری ساده تقلیل می‌دهد؛ در حالی که غذا بخشی از میدان جنگ اقتصادی است.

- اندازه متن +

همتی چه گفت و چرا این بحث مهم است؟

عبدالناصر همتی در توضیح نحوه استفاده از منابع آزادشده ایران گفته است اگر نرخ و کیفیت نهاده‌های آمریکایی در مقایسه با سایر کشورها مناسب‌تر باشد، مانعی برای خرید از آن کشور وجود ندارد.

در ظاهر، این گزاره بر یک منطق تجاری روشن تکیه دارد. کشور باید کالای موردنیاز خود را از جایی بخرد که قیمت مناسب‌تر و کیفیت بهتری ارائه می‌دهد. اما مسئله از همین نقطه آغاز می‌شود؛ آیا در شرایط جنگ اقتصادی، معیار قیمت و کیفیت برای تصمیم‌گیری درباره خرید غلات و نهاده‌های اساسی کافی است؟

پاسخ اقتصادی دقیق این است که قیمت و کیفیت شرط لازم‌اند، اما شرط کافی نیستند. ایران امروز با آمریکا در وضعیت تجارت عادی قرار ندارد. آمریکا طرفی است که از تحریم مالی، محاصره دریایی، فشار بیمه‌ای، محدودیت بانکی و اختلال در زنجیره تأمین برای اثرگذاری بر اقتصاد ایران استفاده کرده است.

فلذا این خرید باید با معیار امنیت غذایی، تاب‌آوری زنجیره تأمین، ریسک سیاسی، امکان تسویه مالی، پایداری مسیر حمل و اثر آن بر چانه‌زنی ایران سنجیده شود.

تبدیل منابع آزادشده ایران به کانال اصلی خرید از کشاورزی آمریکا خطاست. پول ایران نباید به سازوکاری تبدیل شود که فشار را از دوش تولیدکننده آمریکایی بردارد و هم‌زمان امنیت غذایی ایران را به اراده همان طرفی گره بزند که در سال‌های اخیر ابزار غذا، انرژی و پول را وارد زمین فشار کرده است.

چرا امنیت غذایی مهم است؟

امنیت غذایی در اقتصاد امروز فقط به معنای پر بودن انبار گندم یا تأمین نهاده دامی نیست. غذا بخشی از قدرت ملی است. کشوری که مسیر تأمین گندم، ذرت، سویا، روغن، کود و نهاده دامی خود را به چند مبدا محدود و سیاسی گره بزند، در زمان بحران با ریسک قیمت، حمل‌ونقل، پرداخت و فشار دیپلماتیک روبه‌رو می‌شود. دقیقاً به همین دلیل، خرید کالاهای اساسی در دوره پساجنگ باید با منطق ژئواکونومیک تنظیم شود.

اگر منابع آزادشده ایران به خرید گسترده غلات آمریکایی هدایت شود، این تصمیم دو پیامد دارد. از یک طرف، بخشی از نیاز فوری ایران تأمین می‌شود؛ از طرف دیگر، بخشی از منابع ایران وارد اقتصاد کشاورزی آمریکا می‌شود.

این نکته زمانی مهم‌تر می‌شود که کشاورزی آمریکا در سال‌های اخیر با فشار هزینه سوخت، کود، نوسان قیمت محصولات و رقابت شدیدتر در بازار جهانی روبه‌رو بوده است. بنابراین یک خرید بزرگ از سوی ایران می‌تواند برای طرف آمریکایی فقط فروش کالا نباشد؛ بخشی از ترمیم فشار داخلی در بخش کشاورزی هم باشد.

ایران نباید امنیت غذایی را به تصمیمی کوتاه‌مدت تقلیل دهد. راهبرد درست این است که کشور میان خرید اضطراری و الگوی پایدار تأمین تفاوت بگذارد. خرید اضطراری برای تکمیل ذخایر ممکن است لازم باشد، اما الگوی پایدار باید متنوع، قابل اتکا، کم‌ریسک و تا حد ممکن دور از کنترل طرف متخاصم باشد.

منابع آزادشده ایران باید به تقویت ذخایر راهبردی، تنوع مبادی واردات، کاهش ریسک پرداخت و ساخت مسیرهای منطقه‌ای منجر شود؛ نه به شکل‌گیری یک کانال سیاسی‌شده برای خرید از آمریکا.

داده‌ها هم نشان می‌دهد ایران گزینه‌های متعددی پیش رو دارد. در ذرت، آمریکا با حدود ۴۳۲ میلیون تن تولید در فصل ۲۰۲۵/۲۰۲۶ بزرگ‌ترین تولیدکننده جهان است، اما چین با حدود ۳۰۱ میلیون تن و برزیل با حدود ۱۳۸ میلیون تن نیز بازیگران بزرگ این بازارند.

در سویا، برزیل با حدود ۱۸۰ میلیون تن در رتبه نخست قرار دارد، آمریکا با حدود ۱۱۶ میلیون تن رتبه دوم را دارد و آرژانتین با حدود ۵۰ میلیون تن از تولیدکنندگان مهم است.

در گندم نیز اتحادیه اروپا، چین، هند و روسیه در میان تولیدکنندگان اصلی قرار دارند و روسیه در بازار صادراتی گندم نقش ویژه‌ای دارد. بنابراین انتخاب ایران میان «آمریکا یا کمبود» نیست؛ انتخاب اصلی میان خرید پراکنده و ساخت یک سبد تأمین امن است.

واردات از چین و CIS

ایران باید سبد تأمین کالاهای اساسی را در سه لایه طراحی کند. لایه نخست، چین است. چین لزوماً صادرکننده اصلی همه اقلام موردنیاز ایران نیست، اما بازیگر اصلی شبکه تجارت جهانی غذا، انرژی و حمل‌ونقل است.

ایران می‌تواند از ظرفیت شرکت‌های چینی، سازوکارهای مالی یوانی، CIPS و قراردادهای ترکیبی برای تأمین کالا از مبادی مختلف استفاده کند. در این الگو، چین فقط فروشنده نیست؛ می‌تواند نقش تأمین‌کننده مالی، واسط تجاری، سرمایه‌گذار لجستیکی و شریک بلندمدت در ذخیره‌سازی و حمل کالاهای اساسی را ایفا کند.

لایه دوم، حوزه CIS است. روسیه، قزاقستان و برخی کشورهای آسیای مرکزی در گندم، غلات، روغن‌های گیاهی، خوراک دام و نهاده‌های کشاورزی ظرفیت مهمی دارند.

مزیت این مسیر فقط قیمت نیست؛ مسیر حمل نیز اهمیت دارد. دریای خزر، کریدور شمال ـ جنوب، مسیرهای ریلی و سازوکارهای مالی ایران و روسیه می‌تواند بخشی از تأمین کالاهای اساسی را از مسیرهایی انجام دهد که نسبت به فشار دریایی و کنترل غربی آسیب‌پذیری کمتری دارد.

اگر ایران قراردادهای فصلی و سالانه با این کشورها تعریف کند، خرید کالا از حالت اضطراری خارج می‌شود و به برنامه تأمین تبدیل می‌شود.

معیار تصمیم‌گیری باید ترکیبی باشد منابع آزادشده ایران نباید به برنامه حمایتی غیرمستقیم برای کشاورزی آمریکا تبدیل شود. در جنگ اقتصادی، خرید غلات و نهاده فقط یک معامله تجاری نیست؛ بخشی از معماری امنیت غذایی و قدرت چانه‌زنی کشور است.

درباره نویسنده

سید مجتبی هاشمی

سیدمجتبی هاشمی دانش‌آموخته اقتصاد نظری از دانشگاه علامه طباطبایی، سردبیر چارسو اقتصاد و متمرکز بر دو حوزه پژوهشی تجارت و تعارض منافع است.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما