Skip to main content

چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

بازار نفت تا کجا می‌تواند بحران هرمز را تحمل کند؟

بازار نفت تا کجا می‌تواند بحران هرمز را تحمل کند؟

گزارش BBVA نشان می‌دهد بازار نفت با وجود بسته‌شدن هرمز، فعلاً از شوک بزرگ قیمتی عبور کرده است؛ اما این عبور به معنای حل بحران نیست. ذخایر جهانی، مسیرهای جایگزین، افزایش تولید و کاهش تقاضای احتیاطی فقط اثر اولیه را محدود کرده‌اند. اگر جنگ طولانی شود، همین ضربه‌گیرها به‌تدریج تمام…

- اندازه متن +

سال ۲۰۲۶ برای بازار نفت با یک فرض آغاز شد: عرضه جهانی رو به افزایش است و قیمت‌ها می‌توانند پایین‌تر بیایند. پیش از آغاز درگیری میان آمریکا، اسرائیل و ایران در ۲۸ فوریه، نفت برنت از ابتدای سال به‌طور متوسط حدود ۶۶.۸ دلار معامله می‌شد و انتظار غالب در بازار، مازاد عرضه و کاهش قیمت بود. یعنی بازار نفت وارد سال جدید شده بود با این تصور که مشکل اصلی، کمبود نفت نیست؛ بلکه مدیریت عرضه اضافی است.

اما جنگ این تصویر را تغییر داد. وقتی درگیری به تنگه هرمز رسید و عبور از این گلوگاه حیاتی محدود شد، بازار با پرسشی روبه‌رو شد که سال‌ها درباره آن هشدار داده می‌شد: اگر مسیر عبور حدود ۲۰ درصد نفت جهان مختل شود، قیمت تا کجا بالا می‌رود؟ اهمیت هرمز دقیقاً از همین عدد می‌آید. این تنگه فقط مسیر صادرات چند کشور خلیج فارس نیست؛ یکی از ستون‌های جریان انرژی جهان است.

در مقایسه تاریخی، گزارش BBVA به تحریم نفتی دهه ۱۹۷۰ اشاره می‌کند؛ رخدادی که حدود ۵ درصد عرضه جهانی را محدود کرد و شوک قیمتی بزرگی ساخت. امروز سهم نفت عبوری از هرمز چند برابر آن عدد است، اما اثر اولیه بازار بسیار محدودتر از انتظار بود. طبق جمع‌بندی گزارش، مجموعه اقدامات جبرانی باعث شد اثر بحران بر بازار به حدود ۴ درصد کاهش یابد. این عدد برای بازاری که با انسداد یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی روبه‌رو شده، در نگاه اول کوچک به نظر می‌رسد.

اما کوچک بودن اثر اولیه، نباید باعث خطای تحلیلی شود. بازار نفت بحران را خنثی نکرده، بلکه آن را موقتاً مدیریت کرده است. بخشی از نفت از مسیر خطوط لوله عربستان و امارات منحرف شد. تولید در برخی کشورها، به‌ویژه در قاره آمریکا، افزایش یافت. استفاده از سوخت‌های زیستی بیشتر شد. چین و برخی خریداران آسیایی از افزایش ذخایر خود عقب نشستند یا تقاضای احتیاطی را کاهش دادند. مهم‌تر از همه، ذخایر جهانی نفت به شکل هماهنگ وارد میدان شد تا کمبود عرضه، مستقیماً به جهش قیمتی شدید تبدیل نشود.

بنابراین مسئله اصلی این نیست که هرمز دیگر بازار نفت را تکان نمی‌دهد. مسئله این است که جهان برای کنترل اثر هرمز، از چند سپر موقت استفاده کرده است. این سپرها در مرحله اول کار کرده‌اند؛ اما هیچ‌کدام بی‌نهایت نیستند.

ضربه‌گیرهای بازار نفت چقدر دوام دارند؟

بازار نفت در بحران اخیر به ذخایر، مسیرهای جایگزین و کاهش تقاضا تکیه کرده است. اما هر سه ابزار محدودیت دارند. ذخایر جهانی نفت برای همین روزها ساخته شده‌اند، اما مصرف مداوم آن‌ها، توان پاسخ به شوک بعدی را کاهش می‌دهد. اگر جنگ طولانی شود و هر هفته بخشی از کمبود از محل ذخایر جبران شود، بازار در ظاهر آرام می‌ماند، اما در زیر پوست خود شکننده‌تر می‌شود. ذخیره‌ای که امروز قیمت را آرام می‌کند، فردا دیگر در همان حجم در دسترس نیست.

مسیرهای جایگزین نیز ظرفیت محدودی دارند. خطوط لوله عربستان و امارات می‌توانند بخشی از نفت را از هرمز دور کنند، اما نمی‌توانند جای کل جریان عبوری از تنگه را بگیرند. افزون بر این، همین مسیرها نیز در یک محیط جنگی از ریسک مصون نیستند. اگر بحران از هرمز فراتر رود و به زیرساخت‌های صادراتی، پایانه‌های دریایی، خطوط لوله یا مسیرهای دیگر برسد، ظرفیت جایگزینی بازار به سرعت کاهش می‌یابد.

افزایش تولید در قاره آمریکا هم زمان‌بر و محدود است. بازار نفت نمی‌تواند در چند هفته، هر مقدار کمبود خلیج فارس را با تولید جدید جایگزین کند. حتی اگر تولیدکنندگان غیراوپک انگیزه افزایش تولید داشته باشند، ظرفیت عملیاتی، سرمایه‌گذاری، حمل‌ونقل و کیفیت نفت خام اجازه جایگزینی کامل را نمی‌دهد. نفت فقط یک عدد کلی نیست؛ نوع نفت، فاصله تا پالایشگاه، قرارداد، بیمه و مسیر حمل نیز اهمیت دارد.

کاهش تقاضا نیز دو چهره دارد. از یک طرف، قیمت بالاتر یا نااطمینانی می‌تواند مصرف را کاهش دهد و فشار بازار را کم کند. از طرف دیگر، کاهش تقاضا معمولاً به معنای کند شدن فعالیت اقتصادی، فشار بر حمل‌ونقل، صنعت و تجارت است. این نوع تعادل، تعادل مطلوب نیست؛ بیشتر شبیه کاهش تب از طریق ضعیف‌تر شدن بدن اقتصاد جهانی است.

نقش چین در این میان مهم است. گزارش BBVA تأکید می‌کند کاهش تقاضا برای تشکیل ذخایر، به‌ویژه در چین، یکی از عوامل مهار فشار قیمت بوده است. اما همین عامل می‌تواند در ادامه به سمت مقابل برگردد. اگر چین تصمیم بگیرد ذخایر خود را بازسازی کند یا واردات را افزایش دهد، تقاضای تازه‌ای وارد بازاری می‌شود که بخشی از سپرهای خود را مصرف کرده است. در چنین شرایطی، همان عاملی که در مرحله اول بحران به آرامش قیمت کمک کرد، در مرحله بعد می‌تواند به محرک افزایش قیمت تبدیل شود.

سناریوی قیمت نفت به چه چیزی وابسته است؟

گزارش BBVA دو سناریوی اصلی را ترسیم می‌کند. در سناریوی نخست، اگر در هفته‌های آینده توافقی شکل بگیرد و هم‌زمان افزایش عرضه اوپک ادامه پیدا کند، قیمت نفت می‌تواند نسبتاً سریع به محدوده ۷۰ دلار در هر بشکه نزدیک شود. این سناریو بر این فرض استوار است که مسیرهای عبور دوباره قابل پیش‌بینی شوند، فشار روانی بازار کاهش یابد و بازیگران انرژی به این جمع‌بندی برسند که بحران رو به کنترل است.

سناریوی دوم، ادامه جنگ و تداوم محدودیت‌های عبور، حملات هدفمند و نااطمینانی است. در این حالت، قیمت نفت می‌تواند برای چند هفته در محدوده ۹۰ تا ۹۵ دلار باقی بماند. اما مسئله مهم‌تر، زمان است. اگر بحران کوتاه باشد، بازار می‌تواند با ذخایر و مسیرهای جایگزین آن را تحمل کند. اگر طولانی شود، ظرفیت استفاده از ذخایر محدود می‌شود و کاهش جدی‌تر عرضه می‌تواند جهش‌های تازه قیمتی بسازد.

این نکته برای ایران اهمیت ویژه دارد. برخی ممکن است بگویند چون اثر بسته‌شدن هرمز فقط حدود ۴ درصد بوده، پس ارزش راهبردی هرمز کمتر از گذشته شده است. این برداشت غلط است. اثر محدود اولیه به معنای بی‌اهمیت شدن هرمز نیست؛ به معنای آن است که بازار برای مدتی از اندوخته‌های خود خرج کرده است. ذخایر، خطوط لوله، افزایش تولید و کاهش تقاضا مثل بیمه دائمی عمل نمی‌کنند. آن‌ها زمان می‌خرند، نه اینکه ریسک را حذف کنند.

از زاویه سیاستی، این گزارش نشان می‌دهد قدرت هرمز در استفاده دفعی و نمایشی خلاصه نمی‌شود. اگر ایران بخواهد این اهرم را به دستاورد پایدار تبدیل کند، باید از منطق «انسداد یا بازگشایی» عبور کند و به منطق «مدیریت جریان انرژی» برسد. یعنی هرمز باید در قالب قواعد عبور، بیمه، خدمات دریایی، امنیت مسیر، ترتیبات مالی و نقش کشورهای مصرف‌کننده انرژی تعریف شود.

بازار نفت به‌دنبال پیش‌بینی‌پذیری است. ایران می‌تواند همین نیاز را به اهرم تبدیل کند. عبور امن انرژی از منطقه، نباید بدون پذیرش نقش ایران در نظم امنیتی و مالی هرمز انجام شود. اگر بحران پایان یابد اما مسیر عبور به همان نظم سابق برگردد، ایران فقط هزینه بحران را داده و دیگران سود عادی‌سازی را برده‌اند. اما اگر مدیریت هرمز به قواعد جدید، تسویه‌های غیردلاری، خدمات عبور و نقش‌آفرینی ایران در امنیت انرژی وصل شود، بحران به فرصت نظم‌سازی تبدیل می‌شود.

بازار نفت فعلاً از بحران هرمز عبور نکرده، بلکه آن را با ابزارهای موقت مهار کرده است. قیمت ۷۰ دلاری در صورت توافق ممکن است، اما قیمت ۹۰ تا ۹۵ دلاری در صورت ادامه جنگ نیز کاملاً محتمل است. مسئله تعیین‌کننده، طول بحران است. هرچه جنگ طولانی‌تر شود، ذخایر کمتر، مسیرهای جایگزین محدودتر و واکنش قیمت شدیدتر می‌شود. هرمز هنوز یکی از اصلی‌ترین نقاط فشار در اقتصاد جهانی انرژی است؛ هنر ایران این است که این فشار را به معماری پایدار پساجنگ تبدیل کند، نه به یک امتیاز مقطعی در مذاکره.

تعداد بازدید: ۱
درباره نویسنده

تحریریه چارسو

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x