تحریم از نگاه رهبر شهید چه مسئلهای بود؟
تحریم در نگاه رهبر شهید فقط یک مانع خارجی یا اختلاف سیاسی با قدرتهای غربی نبود. تحریم، بخشی از جنگ اقتصادی علیه کشور بود؛ جنگی که هدف آن نه صرفاً کاهش فروش نفت یا محدود کردن بانکها، بلکه تضعیف توان تولید، کاهش سرمایهگذاری، فشار بر معیشت مردم و فرسایش قدرت داخلی کشور بود.
به همین دلیل، پاسخ به تحریم نیز نمیتوانست فقط در سطح دیپلماسی یا مذاکره تعریف شود. مذاکره ممکن است بخشی از فشار را کم کند، اما اگر ساختار اقتصاد آسیبپذیر بماند، همان فشار از مسیرهای دیگر بازتولید میشود.
نقطه مهم در ابتکار رهبر شهید همین بود. ایشان مسئله تحریم را از سطح «رفع مانع بیرونی» به سطح «بازطراحی درونی اقتصاد» منتقل کردند. در این نگاه، پرسش اصلی این نبود که دشمن چه تحریمی اعمال کرده است؛ پرسش اصلی این بود که چرا این تحریم میتواند به اقتصاد ایران ضربه بزند.
اگر تحریم نفتی اثرگذار است، باید دید وابستگی بودجه به نفت، خامفروشی و محدود بودن مسیرهای صادراتی چه نقشی در آسیبپذیری کشور دارد. اگر تحریم بانکی اثرگذار است، باید دید نظام مالی، سازوکارهای تسویه، صادرات غیرنفتی و ارتباطات تجاری کشور چگونه طراحی شدهاند. اگر تحریم بیمه و کشتیرانی فشار میآورد، باید به سراغ حملونقل، کریدورها، ناوگان، بیمه داخلی و شرکای تجاری رفت.
بنابراین ابتکار رهبر شهید، تغییر زمین بازی بود. در یک نگاه، کشور همه توان خود را صرف رفع تحریم از مسیر توافق میکند و اقتصاد را به نتیجه بیرونی گره میزند. در نگاه دیگر، کشور منافذ آسیبپذیری خود را میشناسد، وابستگیهای پرخطر را کاهش میدهد، تولید داخلی را تقویت میکند، تجارت خود را متنوع میسازد و کاری میکند که تحریم برای دشمن کماثرتر و پرهزینهتر شود. رهبر شهید مسیر دوم را با عنوان اقتصاد مقاومتی صورتبندی کرد.
اقتصاد مقاومتی در این معنا، شعار کلی نبود؛ یک منطق حکمرانی بود. این منطق میگفت اقتصاد کشور باید در برابر شوکهای بیرونی بیمه شود. شوک ممکن است تحریم نفتی باشد، محدودیت بانکی باشد، اختلال در کشتیرانی باشد، کاهش صادرات باشد، فشار ارزی باشد یا قطع دسترسی به بعضی نهادهها و بازارها. پاسخ درست به این شوکها، فقط مدیریت لحظهای بازار نیست؛ باید ساختارهایی اصلاح شوند که دشمن بتواند از همان نقاط به اقتصاد ضربه بزند.
خنثیسازی تحریم چگونه ممکن میشود؟
خنثیسازی تحریم از نگاه رهبر شهید با مقاومسازی بخشهای اصلی اقتصاد آغاز میشود. نخستین گره، نفت است. وقتی دولت برای اداره کشور به درآمد نفت خام وابسته باشد، هر محدودیت در صادرات نفت میتواند به بودجه، ارز، واردات، تولید و معیشت منتقل شود.
پس یکی از مسیرهای مقاومسازی، کاهش وابستگی بودجه به نفت و تبدیل نفت خام به فرآورده، پتروشیمی، زنجیرههای پاییندستی و ارزش افزوده بیشتر است. نفت اگر خام فروخته شود، نقطه آسیب است؛ اما اگر به زنجیره متنوع تولید و صادرات تبدیل شود، بخشی از قدرت اقتصادی کشور خواهد بود.
گره دوم، تولید داخلی است. تحریم زمانی خطرناکتر میشود که تولید به واردات، قطعات خارجی، مواد اولیه محدود، مسیرهای بانکی خاص و بازارهای بسته وابسته باشد. اگر تولید داخلی قوی شود، اقتصاد میتواند بخشی از فشار خارجی را در داخل جذب کند. تولید، فقط یک بخش از اقتصاد نیست؛ محل اتصال بسیاری از نظامات اقتصادی است. نظام بانکی، بازار سرمایه، مالیات، بیمه، حملونقل، آموزش، فناوری، تجارت و اشتغال همگی به تولید وصل میشوند. وقتی تولید فعال باشد، زنجیرهای از ارزش در داخل کشور شکل میگیرد که اثر تحریم را کاهش میدهد.
گره سوم، تنوعبخشی به تجارت و مسیرهای ارتباطی است. اقتصادی که فقط به چند بازار، چند مسیر بانکی، چند بندر، چند مشتری و چند کالای صادراتی وابسته باشد، در برابر فشار خارجی شکننده میشود. اقتصاد مقاومتی به معنای قطع رابطه با جهان نیست؛ به معنای تنظیم رابطه با جهان از موضع کاهش آسیبپذیری است. کشور باید صادرات غیرنفتی، بازارهای منطقهای، کریدورهای زمینی و دریایی، شرکای تجاری متنوع و سازوکارهای مالی جایگزین داشته باشد. هرچه مسیرهای تجارت و تأمین مالی متنوعتر باشد، قدرت تحریم کمتر میشود.
گره چهارم، اصلاح نظام انرژی است. اقتصاد ایران از یک سو دارای منابع عظیم انرژی است و از سوی دیگر، به دلیل شدت بالای مصرف، اتلاف انرژی و وابستگی برخی زنجیرههای تولید به الگوهای ناکارآمد، در برابر شوکهای انرژی آسیبپذیر میشود. مقاومسازی اقتصاد یعنی کاهش شدت مصرف انرژی، اصلاح الگوی مصرف، تنوعبخشی به منابع انرژی و استفاده از انرژی بهعنوان مزیت تولیدی، نه فقط منبع درآمد یا یارانه پنهان.
گره پنجم، نظام مالی و بانکی است. اگر نظام بانکی به جای تأمین مالی تولید، منابع را به سمت فعالیتهای غیرمولد ببرد، تولید ضعیف میشود و تحریم اثر بیشتری میگذارد. در اقتصاد مقاومتی، بانک و بازار سرمایه باید در خدمت تولید باشند. تجهیز پساندازهای مردم، تأمین سرمایه در گردش بنگاهها، پشتیبانی از صادرات، تأمین مالی زنجیرهای و حمایت از تولید دانشبنیان، همه بخشی از مقاومسازی اقتصادی است.
چرا تولید در هسته پاسخ به تحریم قرار گرفت؟
رهبر شهید تولید را ستون اصلی مقابله با تحریم میدانست، چون تحریم در نهایت میخواهد تولید را از حرکت بیندازد. وقتی تولید کاهش یابد، اشتغال کم میشود، درآمد خانوار پایین میآید، قدرت خرید کاهش پیدا میکند، فقر و نارضایتی افزایش مییابد و کشور از داخل تحت فشار قرار میگیرد. بنابراین اگر هدف تحریم ضربه زدن به توان تولید و رفاه مردم است، پاسخ اصلی نیز باید تقویت تولید باشد.
تولید چند کار همزمان انجام میدهد. نخست، ثروت واقعی ایجاد میکند. درآمد نفتی یا فروش منابع طبیعی اگر به تولید وصل نشود، فقط امکان مصرف کوتاهمدت میدهد. اما تولید ارزش افزوده میسازد و درآمد پایدار ایجاد میکند. دوم، اشتغال پایدار میآفریند. اشتغالی که از تولید شکل میگیرد، به درآمد خانوار، تقاضای مؤثر، کاهش فقر و کاهش آسیبهای اجتماعی کمک میکند. سوم، صادرات پایدار میسازد. صادرات مبتنی بر تولید رقابتپذیر، میتواند جایگزین بخشی از وابستگی به صادرات نفت خام شود.
چهارم، تولید میتواند فناوری را به حرکت درآورد. وقتی تولید فعال باشد، نیاز به کیفیت، بهرهوری، کاهش هزینه، طراحی، نوآوری و تحقیق و توسعه بیشتر میشود. در چنین شرایطی، شرکتهای دانشبنیان از حاشیه اقتصاد بیرون میآیند و به زنجیره تولید وصل میشوند. تولید، لوکوموتیو فناوری است؛ چون نیاز واقعی بازار و صنعت را به دانش تبدیل میکند.
پنجم، تولید پایه درآمد پایدار دولت را تقویت میکند. وقتی بنگاهها فعال باشند، اشتغال و درآمد شکل بگیرد و زنجیرههای اقتصادی توسعه پیدا کنند، دولت میتواند از مسیر مالیات پایدار، بودجه خود را کمتر به نفت وابسته کند. این همان نقطهای است که تولید به استقلال مالی دولت و کاهش آسیبپذیری بودجه کمک میکند.
اما تحقق این مسیر فقط با شعار ممکن نیست. رهبر شهید بر اصلاح فضای کسبوکار، مبارزه با قاچاق، جلوگیری از واردات غیرضروری، حمایت از کالای داخلی، اقتصاد دانشبنیان و حضور واقعی مردم در اقتصاد تأکید داشتند. مردم در این نگاه فقط مصرفکننده نیستند. آنها میتوانند سرمایهگذار خرد، کارآفرین، تولیدکننده، نیروی متخصص، خریدار آگاه کالای داخلی و مطالبهگر کیفیت باشند. البته این حضور مردمی نیازمند بستر است. اگر مسیر تأمین مالی جمعی، تعاونیها، سرمایهگذاری مردمی، تولید محلی و مشارکت در زنجیرههای تولید باز نشود، مردمیسازی به شعار محدود میماند.
جمعبندی اینکه ابتکار رهبر شهید در مسئله تحریم، ساختن اقتصادی بود که از درون ضربهپذیر نباشد. ایشان تحریم را صرفاً مسئلهای برای وزارت خارجه نمیدید؛ تحریم را آزمونی برای بودجه، بانک، انرژی، تجارت، تولید، فناوری، مردم و حکمرانی اقتصادی میدانست.
پاسخ ایشان نیز روشن بود. اقتصاد باید از وابستگیهای پرخطر فاصله بگیرد، تولید را محور قرار دهد، درآمد نفتی را به زنجیره ارزش تبدیل کند، مسیرهای تجارت را متنوع سازد، نظام مالی را در خدمت بخش مولد قرار دهد و مردم را وارد میدان اقتصاد کند. در چنین مدلی، تحریم از ابزار فلجسازی به فشاری قابل مدیریت تبدیل میشود؛ فشاری که به جای توقف اقتصاد، میتواند انگیزه بازطراحی و قویسازی آن باشد.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟