پیش از بررسی اثر جنگ بر زیرساختهای انرژی عربستان، باید دانست این کشور از مسیر چه شرکتهایی برق، نفت، گاز، آبشیرینکن و پروژههای انرژی خود را اداره میکند. شناخت این شرکتها کمک میکند بفهمیم ضربه به انرژی عربستان فقط به صادرات نفت محدود نمیشود، بلکه میتواند بودجه دولت، شبکه برق، آب، حملونقل و ثبات خدمات شهری را هم تحت تأثیر قرار دهد. از این زاویه، سه شرکت آرامکو، سعودی انرژی و اکوا پاور مهمترین گرههای انرژی عربستاناند.
آرامکو؛ قلب نفت، گاز و بودجه عربستان
نخستین و مهمترین شرکت انرژی عربستان، سعودی آرامکو است. این شرکت به عنوان ستون اصلی اقتصاد سیاسی عربستان شناخته میشود. آرامکو در سال ۲۰۲۵ روزانه ۱۲.۹ میلیون بشکه معادل نفت تولید هیدروکربنی داشته که شامل ۱۰.۷ میلیون بشکه در روز مایعات و ۱۱.۴ میلیارد فوت مکعب در روز گاز بوده است. ظرفیت پالایشی خالص آرامکو نیز ۴.۲ میلیون بشکه در روز اعلام شده و ظرفیت تولید مواد شیمیایی آن به ۵۹.۳ میلیون تن در سال رسیده است.
این اعداد نشان میدهد آرامکو هم در بالادست نفت و گاز، هم در پالایش و هم در زنجیره پتروشیمی نقش مرکزی دارد. درآمد دولت، توان پرداخت سود سهام، پروژههای چشمانداز ۲۰۳۰، سرمایهگذاریهای خارجی و حتی بخشی از قدرت دیپلماتیک عربستان به پایداری آرامکو وابسته است. اگر آرامکو خوب کار کند، ریاض هم در بودجه و هم در بازار جهانی نفت دست بازتری دارد؛ اگر آرامکو ضربه بخورد، مسئله فقط یک شرکت نیست، مسئله دولت سعودی است.
اثر جنگ بر آرامکو دوگانه است. در مرحله اول، جنگ میتواند قیمت نفت را بالا ببرد و اگر تولید و صادرات عربستان مختل نشود، درآمد اسمی آرامکو و دولت را افزایش دهد. اما این فقط رویه خوشبینانه ماجراست. خطر اصلی از جایی آغاز میشود که جنگ به زیرساخت تولید، پالایش، صادرات یا مسیرهای عبور نفت برسد. آرامکو به میادین، تأسیسات فرآورش، خطوط لوله، پایانههای صادراتی و پالایشگاههای بزرگ وابسته است. اختلال در هرکدام از این حلقهها میتواند عرضه را کم کند، بیمه نفتکشها را گرانتر کند، صادرات را کند کند و حتی قیمت جهانی نفت را علیه مصرفکنندگان بزرگ عربستان تحریک کند.
مهمترین آسیبپذیری آرامکو این است که یک شرکت بسیار بزرگ و بسیار متمرکز در اقتصاد ملی است. هر ضربه به آرامکو، ضربه مالی، روانی و ژئوپلیتیک است. جنگ برای آرامکو یعنی افزایش درآمد در صورت عبور امن نفت، اما افزایش شدید ریسک در صورت ناامنشدن خلیج فارس، دریای سرخ، خطوط لوله و پایانههای صادراتی.
سعودی انرژی؛ ستون برق داخلی عربستان
دومین شرکت مهم، سعودی انرژی است؛ همان سعودی الکتریسیتی سابق. اگر آرامکو قلب صادرات و بودجه باشد، سعودی انرژی ستون مصرف داخلی، شبکه برق و پایداری شهرهاست. این شرکت برق تولید میکند، شبکه انتقال و توزیع را اداره میکند و برق را به خانوارها، صنایع، پروژههای شهری، مراکز اداری، تأسیسات عمومی و بخشهای راهبردی میرساند.
طبق دادههای اعلامی، ظرفیت تولید برق این شرکت در سال ۲۰۲۶ به حدود ۵۶.۹ گیگاوات رسیده و شبکه توزیع آن برای خدمترسانی به حدود ۱۱.۶ میلیون مشترک توسعه یافته است. این شرکت همچنین در نیمه نخست ۲۰۲۶ درآمد عملیاتی ۵۲.۲ میلیارد ریالی ثبت کرده و سرمایهگذاری سنگینی برای توسعه تولید، انتقال و توزیع انجام داده است.
اهمیت سعودی انرژی در جنگ از آرامکو متفاوت است. آرامکو بیشتر از مسیر صادرات، نفتکش، پایانه و قیمت جهانی ضربه میپذیرد، اما سعودی انرژی از مسیر پایداری شبکه داخلی آسیبپذیر میشود. جنگ اگر به نیروگاهها، پستهای برق، خطوط انتقال، مراکز کنترل، تأمین سوخت نیروگاهی یا امنیت سایبری شبکه برسد، اثر آن مستقیم در زندگی روزمره دیده میشود که همانا خاموشی، اختلال در سرمایش، فشار بر بیمارستانها، اختلال در تأسیسات آبشیرینکن، صنایع و شهرهای بزرگ است.
عربستان کشوری گرم، شهری و وابسته به برق برای سرمایش، آب، صنعت و خدمات عمومی است. به همین دلیل، برق در جنگ فقط کالای مصرفی نیست؛ زیرساخت ثبات اجتماعی است. اگر شبکه برق دچار اختلال شود، اثر آن سریعتر از کاهش صادرات نفت در ذهن مردم دیده میشود. از این زاویه، سعودی انرژی یکی از حساسترین نقاط عربستان در جنگ است؛ چون استمرار دولت، شهر، آب و خدمات عمومی به برق پایدار وابسته است.
اکوا پاور؛ بازوی نیروگاه، آب و انرژیهای نو
سومین شرکت بزرگ و اثرگذار، اکوا پاور است. اکوا پاور بیشتر بهعنوان شرکت توسعهدهنده نیروگاه، آبشیرینکن، انرژیهای تجدیدپذیر و پروژههای مشارکت عمومی ـ خصوصی شناخته میشود. این شرکت سعودی در ۱۶ کشور حضور دارد، ۱۱۱ دارایی در پرتفوی خود معرفی کرده، ارزش دارایی تحت مدیریت آن ۱۲۶.۶ میلیارد دلار اعلام شده و ظرفیت تولید برق پروژههایش ۹۸ گیگاوات است. همچنین توان تولید روزانه ۹.۷ میلیون مترمکعب آبشیرینشده دارد.
ویژگی اکوا پاور این است که فقط شرکت انرژی نیست؛ شرکت پیوند برق و آب است. در عربستان، آبشیرینکنها و نیروگاهها دو جزء جدا از امنیت ملی نیستند. بخش مهمی از زندگی شهری در عربستان به شیرینسازی آب دریا وابسته است و این آب بدون برق، سوخت، قطعه، امنیت ساحلی و قراردادهای بلندمدت قابل تأمین نیست. بنابراین اکوا پاور در زنجیرهای قرار دارد که از نیروگاه و خورشیدی و باتری شروع میشود و به آب شرب، صنعت و شهر میرسد.
اثر جنگ بر اکوا پاور بیشتر از مسیر پروژه، تأمین مالی و امنیت زیرساختی است. جنگ میتواند هزینه بیمه پروژهها را بالا ببرد، زنجیره تأمین تجهیزات را کند کند، هزینه سرمایه را افزایش دهد و زمانبندی ساخت نیروگاهها و آبشیرینکنها را عقب بیندازد. اگر تنش به ساحل، بنادر یا تأسیسات آب و برق برسد، ریسک اکوا پاور از یک ریسک مالی به ریسک خدمات عمومی تبدیل میشود.
در عین حال، جنگ یک اثر متناقض هم دارد. از یک طرف، ناامنی انرژی فسیلی میتواند سرعت توجه عربستان به انرژیهای تجدیدپذیر، ذخیرهسازی برق و تنوع سبد انرژی را بیشتر کند. از طرف دیگر، همین ناامنی میتواند سرمایهگذاری را گرانتر و اجرای پروژهها را دشوارتر کند. بنابراین اکوا پاور در جنگ هم فرصت دارد و هم آسیبپذیری.
سه شرکت بزرگ انرژی عربستان هرکدام از زاویهای متفاوت در برابر جنگ قرار میگیرند. آرامکو قلب صادرات، درآمد دولت و بازار نفت است؛ سعودی انرژی ستون برق داخلی و پایداری اجتماعی است؛ اکوا پاور بازوی توسعه برق، آب و انرژیهای نو است. جنگ اگر فقط قیمت نفت را بالا ببرد، ممکن است برای بخشی از درآمد عربستان سود کوتاهمدت بسازد. اما اگر به مسیرهای کشتیرانی، زیرساخت انرژی، شبکه برق و پروژههای آب و نیروگاه برسد، عربستان با ریسک عمیقتری روبهرو میشود. ریسکی که خود را ریسک اختلال در مدل اقتصادی و خدماتی میبیند.



نظر شما در مورد این مطلب چیه؟