دلار که هفته را با ۲۳۵ هزار تومان آغاز کرده بود در پایان روی ۲۲۷ هزار تومان بسته شد و در معاملات پشت خطی روز جمعه حتی تا ۲۲۶ هزار تومان عقب رفت. افت حدود هشت هزار تومانی معادل نزدیک به ۳.۴ درصد، در فضایی رقم خورد که خریدانکه فرونکه فروشنده شده باشند، دست از خرید کشیدند. این تمایز میان عقبنشینی تقاضا و بازگشت عرضه، کلید فهم رفتار بازار در هفته پیش رو است، چون بازاری که به دلیل انتظار و احتیاط آرام میشود با بازاری که به دلیل بهبود منابع ارزی آرام میشود، دو موجود متفاوت هستند.
دلار هفته را هشت هزار تومان پایینتر از ابتدای هفته بست
روند قیمت در طول هفته یکنواخت نبود. دلار پس از جهشهای هفتههای پیشین و ثبت محدوده ۲۳۵ هزار تومان، در ابتدای هفته وارد فاز اصلاحی شد و سپس برای چند روز در میانه دو کریدور نوسان کرد. روز سهشنبه روی ۲۳۰ هزار تومان بسته شد و در آخرین روز کاری با کاهش دو هزار تومانی به ۲۲۸ هزار تومان رسید و در نهایت هفته را با ۲۲۷ هزار تومان به پایان برد. دامنه نوسان ۲۲۷ تا ۲۳۵ هزار تومان به محدوده اصلی معاملات هفته تبدیل شد و حجم قابل توجهی از معاملهگران ترجیح دادند تا روشن شدن تحولات، ورود سنگینی به بازار نداشته باشند.
در بازار توافقی هم مسیر متفاوتی طی شد. نرخ دلار توافقی روز چهارشنبه با ۴۹۵ تومان رشد در سمت فروش به ۱۶۵ هزار و ۳۸۳ تومان و در سمت خرید به ۱۶۳ هزار و ۸۹۴ تومان رسید و وارد کانال ۱۶۵ هزار تومانی شد. همزمانی افت بازار آزاد با رشد نرخ توافقی نشان میدهد شکاف میان این دو بازار کمی جمع شد، اما فاصله بیش از ۶۰ هزار تومانی میان آنها همچنان یکی از منابع اصلی رانت و تقاضای سوداگرانه در بازار ارز باقی مانده است.
سمت سیاستگذار هم در این هفته فعال بود. بانک مرکزی مسیر افزایش عرضه ارز را ادامه داد و پذیرهنویسی نخستین صندوق سرمایهگذاری ارزی در بازار سرمایه آغاز شد. منطق این ابزار قابل دفاع است، چون بخش مهمی از تقاضای ارز در ایران تقاضای احتیاطی برای حفظ ارزش دارایی است و اگر سرمایهگذار بتواند بدون خرید و نگهداری اسکناس فیزیکی خود را در برابر کاهش ارزش ریال پوشش دهد، فشار بر بازار نقدی کمتر میشود.
صندوق ارزی همچنین میتواند مانع خروج پول حقیقی از بورس در دورههای جهش ارزی شود و در گام بعد به تامین مالی شرکتهای صادراتمحور پتروشیمی و پالایشی و معدنی از طریق انتشار اوراق ارزی کمک کند. اما اثرگذاری این ابزار یک شرط دارد و آن قیمتگذاری بر اساس ارزش واقعی دارایی است. اگر نرخ صندوق به شکل دستوری تعیین شود یا قواعد ابطال واحدها در میانه راه تغییر کند، جذابیت ابزار از بین میرود و تقاضای احتیاطی دوباره به بازار اسکناس برمیگردد.
رشد نقدینگی، نیروی پشت روند صعودی دلار
آنچه در پس نوسانات هفتگی قرار دارد، دو متغیر بنیادی است که هیچکدام در هفته گذشته بهبود نیافتند. متغیر اول حجم نقدینگی است. در بازه ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۴ نقدینگی از حدود سه هزار و ۵۰۰ همت به ۱۵ هزار و ۶۰۰ همت رسید و بیش از چهار برابر شد. سیاست کنترل مقداری ترازنامه بانکها در زمستان ۱۴۰۲ توانسته بود نرخ رشد نقدینگی را به طور موقت تا ۲۴.۳ درصد مهار کند، اما در ۱۴۰۴ با فشار خسارات جنگ و تکالیف بودجهای و تسهیلات تکلیفی و اضافهبرداشتهای مزمن بانکها، نرخ رشد نقطهبهنقطه نقدینگی در زمستان به سقف تاریخی ۵۳.۲۷ درصد رسید. در صورت تداوم محدودیتهای تجاری و تشدید تحریمها، نرخ رشد نقدینگی در پایان ۱۴۰۵ میتواند به محدوده ۶۰ تا ۶۵ درصد برسد و حجم آن به ۲۴ تا ۲۵ هزار همت بالغ شود.
عوامل مثبت و منفی موثر بر بازار
در تفکیک عوامل مثبت و منفی هفته، سمت کاهنده قیمت بیشتر روانی و سیاستی بود. فعالتر شدن مسیرهای دیپلماتیک برای گفتوگو، اظهارات مقامات آمریکایی درباره نزدیک شدن به پایان درگیری، رایزنی چین با دو طرف و تاکید بر خویشتنداری و بازگشایی تنگه هرمز، به همراه عرضه ارز از سوی بانک مرکزی و آغاز پذیرهنویسی صندوق ارزی، انتظارات صعودی را در کوتاهمدت تضعیف کرد.
سمت افزاینده اما عمدتاً بنیادی و امنیتی باقی ماند. ادامه درگیریها در منطقه، گزارش حادثه برای یک نفتکش در تنگه هرمز، وضع تحریمهای جدید آمریکا علیه یک صرافی رمزارزی مرتبط با ایران در روز پنجشنبه، هشدار درباره تصمیمهای احتمالی جدید و در کنار همه اینها رشد بالای نقدینگی و رشد اقتصادی نزدیک به صفر، همگی از قیمتهای بالاتر حمایت میکنند.
نکتهای که معاملهگر باید در نظر بگیرد این است که اخبار سیاسی مساعد تا زمانی که به ورود واقعی جریان ارزی و رفع محدودیتهای بانکی منجر نشوند، بیشتر باعث توقف رشد هیجانی و آغاز یک فاز رنج میشوند و توان ایجاد روند نزولی پایدار را ندارند. برگشت جزئی قیمت به کانال ۲۲۹ تا ۲۳۱ هزار تومان در آستانه نشست عمان نمونه روشنی از همین رفتار بود.
جمع بندی و چشم انداز هفته آینده
برای هفته پیش رو، محدوده ۲۲۷ هزار تومان مهمترین مرز حمایتی و ۲۳۰ هزار تومان نخستین مقاومت جدی است. تا زمانی که هیچیک از این دو سطح با قدرت شکسته نشود، ادامه نوسان در دامنه ۲۲۷ تا ۲۳۵ هزار تومان محتملتر از شکلگیری یک روند پایدار است. تقویت اخبار مثبت سیاسی در ابتدای هفته میتواند قیمت را به سمت ۲۲۵ تا ۲۲۶ هزار تومان هدایت کند و در مقابل بازگشت نگرانی درباره تنگه هرمز و مسیرهای کشتیرانی، خریداران را دوباره فعال میکند و مسیر ۲۳۰ و سپس ۲۳۵ هزار تومان را باز میگذارد.
از منظر تصمیم سرمایهگذاری، ورود یکباره به بازار ارز در محدودههای بالای ۲۳۰ هزار تومان انتخاب پرریسکی است. دلار در ایران یک محرک اصلی دارد و آن ریسک داخلی و سیاسی است، بنابراین با هر سیگنال دیپلماتیک مثبت سریعتر و شدیدتر از طلا ریزش هیجانی را تجربه میکند. به این ریسک باید هزینه نگهداری فیزیکی اسکناس، محدودیتهای قانونی معاملات ارز و شکاف قیمت خرید و فروش را هم اضافه کرد.
راهبرد منطقیتر برای نقدینگی موجود، خرید پلهای صندوقهای طلای بورس یا طلای ۱۸ عیار است و استفاده از ابزارهای مبتنی بر طلا و ارز در بازار سرمایه، با توجه به امنیت و شفافیت بالاتر معاملات، بر خرید اسکناس نقدی ترجیح دارد. کسانی هم که به دنبال پوشش خالص ریسک ارزی هستند، میتوانند صندوق ارزی تازه را زیر نظر بگیرند، مشروط بر آنکه نحوه قیمتگذاری و قواعد ابطال آن در عمل خود را ثابت کند.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟