خلاصه مصاحبه: دکتر سرزعیم معتقد است مذاکره معمولاً انتخابی مطلوب و داوطلبانه برای طرفهای درگیر نیست، بلکه زمانی به گزینه اصلی تبدیل میشود که طرفین امکان پیروزی مطلق یا حذف طرف مقابل را ندارند و مذاکره به گزینه کمهزینهتر یا گریزناپذیر تبدیل میشود. از نگاه او، ایران در وضعیت حساسی قرار گرفته و باید نسبت خود را با مسیر آینده، نظم جهانی، همکاری منطقهای و مدل حکمرانی اقتصادی روشن کند.
او تأکید دارد که جامعه ایران پس از تجربه خروج ترامپ از برجام، نسبت به توافقهای سیاسی خوشبینی گذشته را ندارد. به همین دلیل، صرف اعلام تفاهم یا کاهش مقطعی تنش نمیتواند انتظارات تورمی را بهصورت پایدار تغییر دهد. به باور سرزعیم، بازار و فعالان اقتصادی زمانی واکنش جدی نشان میدهند که نتایج توافق در عمل روی زمین دیده شود؛ یعنی پول وارد اقتصاد شود، سرمایهگذاری آغاز شود، شرکتها بتوانند فعالیت کنند و چشمانداز آینده برای فعال اقتصادی قابل حدس شود.
سرزعیم همچنین معتقد است اقتصاد ایران به دلیل سالها تحریم، از بازار جهانی فناوری و سرمایه دور افتاده و دچار فرسایش و عقبماندگی فناورانه شده است. از نظر او، سرمایهگذاری خارجی، چه از سوی آمریکا، چه کشورهای منطقه و چه چین، میتواند در بازسازی اقتصاد ایران نقش داشته باشد، مشروط بر اینکه ایران همه فرصتها را منحصراً به یک طرف واگذار نکند و همزمان از ظرفیتهای مختلف جهانی استفاده کند.
او در جمعبندی تأکید میکند که اگر توافق حاصل نشود، کشور ناچار به تصمیمات سخت و مدیریت بهتر منابع خواهد بود. اما اگر توافق شکل بگیرد، بهرهبرداری از آن نیازمند اصلاح فضای سیاسی، حقوقی، امنیتی و قضایی کشور است. به باور سرزعیم، امنیت سرمایه، احترام به حقوق مالکیت، کاهش ترس مدیران از تعامل خارجی و فراهم کردن محیط مناسب برای سرمایهگذاری، الزامات اصلی استفاده از هر فرصت پساتوافقی است.
نکات کلیدی مصاحبه
مذاکره معمولاً زمانی انتخاب میشود که طرفین امکان پیروزی مطلق یا حذف طرف مقابل را ندارند.
روابط کشورها را نباید مانند روابط فردی تحلیل کرد؛ معیار اصلی در روابط کشورها، سازگاری اهداف و منافع همکاری است.
جامعه ایران پس از خروج ترامپ از برجام، نسبت به توافقهای سیاسی خوشبینی سابق را ندارد.
کاهش مقطعی نرخ ارز یا انتظارات تورمی، بدون تحقق عملی توافق، دستاورد راهبردی محسوب نمیشود.
بازار زمانی واکنش پایدار نشان میدهد که آثار توافق در عمل دیده شود؛ نه صرفاً در متن یا شعار.
سرمایهگذاری به ثبات، پیشبینیپذیری و چشمانداز نیاز دارد.
اگر آینده مبهم یا بیثبات باشد، مردم به جای تولید، به سمت خرید زمین، خانه، طلا و داراییهای غیرمولد میروند.
اقتصاد ایران به دلیل تحریمها از بازار جهانی فناوری و سرمایه دور افتاده و دچار فرسایش فناورانه شده است.
سرمایهگذاری خارجی در ایران میتواند بازدهی بالایی داشته باشد و به بازسازی اقتصاد کمک کند.
حضور شرکتهای خارجی، اگر درست مدیریت شود، میتواند بخشی از ابزار مدیریت تنش با آمریکا و منطقه باشد.
ایران نباید فرصتهای اقتصادی جهان را منحصراً به یک طرف واگذار کند؛ باید همزمان از ظرفیت آمریکا، چین، منطقه و سایر بازیگران استفاده کند.
فرصتهای ترانزیتی، انرژی و زیرساختی ایران بدون منابع مالی و سرمایهگذاری بزرگ بالفعل نمیشود.
صرف داشتن زمین، معدن، مسیر ترانزیت یا ظرفیت داخلی کافی نیست؛ بالفعل شدن این ظرفیتها به سرمایه، ثبات و فضای سیاسی مناسب نیاز دارد.
اگر توافق حاصل نشود، کشور ناچار به تصمیمات سخت اقتصادی و مدیریت دقیقتر منابع خواهد بود.
اگر توافق حاصل شود، بهرهبرداری از آن به اصلاح نظام حکمرانی، امنیت سرمایه، حقوق مالکیت و رویکردهای امنیتی و قضایی نیاز دارد.
چارسو اقتصاد با همکاری مشترک با دفتر مطالعات فرهنگی اجتماعی شهرداری تهران در نشست بررسی واکاوی ابعاد اقتصادی و سیاسی تفاهمنامه ایران و آمریکا، با حضور دکتر سرزعیم، اقتصاددان، به نسبت مذاکره با آمریکا و اثر آن بر اقتصاد ایران، امکان سرمایهگذاری خارجی، الزامات بازسازی پساجنگ، نقش ثبات در تصمیمات فعالان اقتصادی و شرایط بهرهبرداری از فرصتهای احتمالی پساتوافق پرداخته است.
دکتر سرزعیم، کارشناس اقتصادی است و در این گفتوگو از منظر اقتصاد کلان، سرمایهگذاری، ثبات اقتصادی و الزامات حکمرانی به مسئله تفاهم، بازسازی و آینده اقتصاد ایران پرداخته است.
مذاکره انتخابی نیست که دو طرف با علاقه سراغش بروند
سؤال: آیا میتوان انتظار داشت مذاکره با آمریکا به افزایش جایگاه راهبردی و وزن اقتصادی و امنیتی ایران منجر شود؟
سرزعیم: واقعیت این است که حوزه تخصصی من روابط بینالملل نیست، اما آنچه من میفهمم این است که مذاکره معمولاً انتخابی نیست که دو طرف یک دعوا با علاقه سراغ آن بروند. طرفین زمانی به مذاکره میرسند که میبینند امکان نابودی طرف مقابل یا پیروزی مطلق وجود ندارد. در چنین شرایطی، گزینه کمهزینهتر این است که سراغ مذاکره بروند.
بنابراین از میان گزینههای مختلف، مذاکره گزینهای است که یا برای دو طرف بهتر بوده یا شاید دقیقتر بگوییم، گریزناپذیر بوده است.
نکته دیگر این است که نباید روابط کشورها را به روابط فردی تقلیل دهیم. در روابط فردی ممکن است دو نفر با هم اختلاف داشته باشند، قهر کنند، بعد بگویند بیایید روبوسی کنید و دوباره دوست شوید. اما روابط کشورها اینگونه نیست. در روابط کشورها نه بحث کینه به معنای فردی مطرح است و نه بحث صمیمیت شخصی. مسئله اصلی این است که آیا اهداف و منافع کشورها با هم سازگار است یا نه و آیا از همکاری بیشتر، منفعتی برای طرفین ایجاد میشود یا خیر.
ما در یک پیچ بسیار حساس قرار گرفتهایم
سؤال: به نظر شما ایران در وضعیت جدید با چه انتخابی روبهروست؟
سرزعیم: تصور من این است که ما در یک پیچ بسیار حساس قرار گرفتهایم. در دوره جدید باید روشن شود مسیر آینده جمهوری اسلامی چگونه تعریف میشود. یک مسیر این است که ادامه مسیر گذشته در سیاست خارجی دنبال شود. در این مسیر، چالش با نظم حاکم بر جهان ادامه خواهد داشت؛ نظمی که در آن آمریکا دست برتر را دارد و البته از سوی چین و تا حدی روسیه به چالش کشیده شده است.
مسیر دیگر این است که کشور به سمت تأکید بیشتر بر حکومت قانون حرکت کند؛ قانونی که برگرفته از احکام دینی است، اما لزوماً همان ماهیت ایدئولوژیک و انقلابی گذشته را دنبال نمیکند. در این مسیر، میتوان با آمریکا تنش داشت، اما تنش را مدیریت کرد؛ همانطور که با برخی کشورها اختلاف وجود دارد، اما روابط سیاسی نیز برقرار است.
در منطقه نیز ایران توان خود را نشان داده است. ایران نشان داده که ایستادن در کنار دشمنان ایران و همکاری اطلاعاتی و نظامی علیه ایران، بیفایده نیست و هزینه دارد. حالا میتوان مسیری باز کرد که کشورهای منطقه وارد همکاری سیاسی، امنیتی و اقتصادی با ایران شوند. به نظر من، یکی از آسیبپذیریهای بزرگ ایران اقتصاد است و در همکاری منطقهای میتوان منافع اقتصادی جدی و برد-برد ایجاد کرد.
جامعه حس مثبتی مثل برجام ندارد
سؤال: آیا کاهش موقت نرخ ارز و انتظارات تورمی پس از تفاهم، میتواند دستاورد راهبردی برای ایران محسوب شود؟
سرزعیم: به نظر من نه. دلیل آن تجربهای است که جامعه ایران از خروج ترامپ از برجام دارد. تا پیش از آن، این تصور وجود داشت که پیمانهای بینالمللی اعتباری دارند و میتوان روی آنها حساب کرد. این تصور وجود داشت که میشود در مسیر تنشزدایی با آمریکا حرکت کرد.
اما خروج ناگهانی ترامپ از برجام، این ذهنیت را در افکار فعالان اقتصادی ایران از بین برد. این برداشت شکل گرفت که شاید روابط ایران و آمریکا هیچوقت بهراحتی عادی نشود؛ چون هر تعهدی ایجاد شود، ممکن است طرف مقابل زیر آن بزند و هر توافقی هم حاصل شود، ممکن است بهسادگی نقض شود.
در دوره برجام، جامعه حس مثبتی داشت و تصور میکرد دوره جدیدی آغاز میشود؛ درست یا غلط بودن آن بحث دیگری است. اما امروز چنین حسی وجود ندارد. حتی تا حدی بدبینی وجود دارد؛ شاید هم بیش از اندازه. ممکن است برخی بگویند این ۶۰ روز هم میگذرد و دوباره توافق نقض میشود یا حملهای رخ میدهد.
بنابراین نمیتوان انتظار داشت که صرف اعلام تفاهم، بازخورد بسیار مثبت و پایداری در بازار یا انتظارات تورمی ایجاد کند. زمان لازم است. اگر تفاهمها واقعاً عملی شود، باید در عمل به جامعه نشان داده شود که این تفاهم ثمر میدهد و دوره جدیدی در حال شکلگیری است.
باید در عمل به جامعه نشان داد که تفاهم ثمر میدهد
سؤال: پس واکنش مثبت بازار و فعالان اقتصادی در چه شرایطی شکل میگیرد؟
سرزعیم: خوشبینی بر فعالان بازار مستولی نشده است و به نظر من زمان میبرد. اگر واقعاً تفاهمها عملی شود، کمکم باید با عمل به جامعه اثبات کرد که تفاهم دارد ثمر میدهد و واقعاً دوره جدیدی در حال ایجاد شدن است.
جامعه و بازار با متن و شعار تغییر پایدار نمیکنند. باید روی زمین اتفاقی بیفتد. اگر فعال اقتصادی ببیند مسیرها باز شده، پول وارد اقتصاد میشود، شرکتها امکان فعالیت پیدا میکنند و فضای آینده قابل پیشبینیتر شده، آن وقت میتوان انتظار داشت رفتار سرمایهگذاری و انتظارات اقتصادی تغییر کند.
وقتی شرایط قابل پیشبینی نباشد، مردم سرمایهگذاری نمیکنند
سؤال: وقتی ذهنیت مردم، بازار و فعالان اقتصادی به اخبار مذاکره قفل شده، آیا میتوان برنامه توسعه پساجنگ را مستقل و جدی پیش برد؟
سرزعیم: واقعیت این است که تا شرایط باثبات نشود، برخی سرمایهگذاریها انجام نخواهد شد. چه مذاکره شود و چه نشود، اگر شرایط قابل پیشبینی و باثبات نباشد و چشمانداز رشد وجود نداشته باشد، مردم سرمایهگذاری مولد نمیکنند.
در چنین شرایطی، مردم حداکثر زمین، خانه، طلا یا داراییهایی از این دست میخرند. اما کارخانه نمیزنند، کارگاه ایجاد نمیکنند و کسبوکار راه نمیاندازند. اگر مذاکره نکنیم، سرمایهگذاری نمیکنند؛ اگر مذاکره هم بکنیم اما نتیجه عملی دیده نشود، باز هم سرمایهگذاری نمیکنند.
تنها زمانی احتمال سرمایهگذاری بیشتر میشود که فعال اقتصادی ببیند از دل مذاکره واقعاً چیزی بیرون آمده است؛ نه فقط در شعار و نوشته، بلکه روی زمین. وقتی شرایط شروع به بهبود کند، پول وارد اقتصاد شود و آثار واقعی دیده شود، آن وقت نگاه فعالان اقتصادی به سرمایهگذاری تغییر میکند.
سرمایهگذاری یعنی هزینه امروز به امید درآمد فردا
سؤال: چرا ثبات و چشمانداز در تصمیم سرمایهگذار تا این اندازه مهم است؟
سرزعیم: سرمایهگذاری یعنی هزینه امروز به امید درآمد فردا. وقتی آینده قابل حدس نباشد، تصمیمگیری برای سرمایهگذاری سخت میشود. اگر آینده بیثبات باشد، سرمایهگذاری دشوار میشود. اگر آینده تیره باشد، سرمایهگذاری بعید است.
به همین دلیل من با این گفتمان که بازسازی ایران را منوط به مذاکره نکنید، کاملاً همراه نیستم. بخشی از کسبوکارها آسیب دیدهاند و صاحبان آنها چه مذاکره شود و چه نشود، تلاش میکنند دوباره آنها را بسازند. اما اگر مذاکره انجام شود، تحریم کاهش یابد و مسیرها باز شود، این بازسازی با هزینه کمتر و فناوری بهتر انجام میشود. در غیر این صورت، باید با هزینه بیشتر و فناوری درجه دو یا دست دوم جلو رفت.
با این سطح سرمایهگذاری، توسعه پیش نمیرود
سؤال: آیا با روند فعلی سرمایهگذاری میتوان از توسعه پساجنگ سخن گفت؟
سرزعیم: کارهای جاری کشور به هر حال لنگلنگان انجام میشود. اما وقتی از توسعه صحبت میکنیم، نرخ سرمایهگذاری پایین سالهای اخیر اساساً برای توسعه کافی نیست. با این سطح سرمایهگذاری، توسعه پیش نمیرود. در وضعیت فعلی، امید اصلی بیشتر حفظ وضع موجود است تا توسعه واقعی.
توسعه زمانی اتفاق میافتد که حجم بسیار بزرگی از سرمایهگذاری در کشور انجام شود. در ابتدای دهه ۷۰، بیکاری دانشگاهی چندان مطرح نبود؛ چون هر کسی شرکت میزد، کار میگرفت. پروژههای بازسازی، از جمله در عسلویه، آنقدر زیاد بود که مهاجرت مهندسان به خارج کم شده بود. افراد شرکت تأسیس میکردند و سود میبردند.
اگر امروز هم بتوان چنین فضایی ایجاد کرد، جریان بازسازی شکل میگیرد. اما اگر این فضا ایجاد نشود، تغییر جدی رخ نمیدهد و نهایتاً در حد ترمیم خرابیها، آن هم با بودجه محدود دولت و منابع اندک، پیش میرویم.
اقتصاد ایران از بازار جهانی تکنولوژی دور افتاده است
سؤال: نظر شما درباره ایده صندوق بازسازی و سرمایهگذاری مستقیم یا غیرمستقیم آمریکا و متحدانش چیست؟ آیا این ایده میتواند برای اقتصاد ایران اثرگذار باشد؟
سرزعیم: اقتصاد ایران یک اقتصاد بزرگ است؛ حدود ۵۰۰ میلیارد دلار حجم دارد و جزو اقتصادهای بزرگ دنیا محسوب میشود. اما به دلیل تحریمها، طی حدود ۱۵ سال از بازار جهانی فناوری و سرمایه دور افتاده و دچار فرسایش و عقبماندگی فناورانه شده است.
ما به سرمایهگذاری در زیرساختها، فناوریها، صنایع و بخشهای مختلف اقتصاد نیاز داریم. تردیدی در این موضوع نیست. اتفاقاً سرمایهگذاری در ایران میتواند نرخ بازده خوبی هم داشته باشد.
در گذشته، هم از طرف ایران کممیلی نسبت به حضور شرکتهای آمریکایی وجود داشته و هم مخالفان ایران در آمریکا دست برتر داشتهاند و قوانینی وضع کردهاند که شرکتهای آمریکایی را از سرمایهگذاری در ایران منع یا بابت آن تنبیه کنند.
اگر بازیگران آمریکایی منتفع شوند، میتوانند در برابر مخالفان ایران قرار بگیرند
سؤال: حضور شرکتهای آمریکایی یا منطقهای چه نسبتی با مدیریت تنش دارد؟
سرزعیم: از همین جا این ایده مطرح میشود که اگر میخواهیم تنش با آمریکا از حدی بیشتر نشود، باید برای برخی بازیگران آمریکایی منافعی ایجاد شود تا آنها در برابر مخالفان ایران قرار بگیرند. اگر شرکتهای آمریکایی با ایران رابطه داشته باشند، در ایران سود کنند و از اقتصاد ایران منتفع شوند، میتوانند در جهت کاهش تنش یا جلوگیری از تشدید آن نقش ایفا کنند.
در مورد کشورهای منطقه هم همینطور است. صندوقهای ثروت ملی این کشورها در نقاط مختلف دنیا سرمایهگذاری میکنند و به دنبال سود هستند. ایران در کنار آنهاست و میتواند مقصد سرمایهگذاری باشد. آنها میتوانند در ایران سود خوبی به دست آورند و نفع ایران هم بازسازی اقتصاد خواهد بود.
در نظریه، این ایده قابل دفاع است. اما عملی شدن آن به رفتار بازیگران، مسیر سیاستگذاری و فضای واقعی کشور بستگی دارد.
نفس اینکه اسم یک ایده را بیاوریم، باعث نمیشود محقق شود
سؤال: مسئولان ایرانی بارها گفتهاند اگر شرکتهای آمریکایی بخواهند در ایران سرمایهگذاری کنند، ایران مشکلی ندارد. آیا با این حال میتوان گفت کممیلی از طرف ایران وجود داشته است؟
سرزعیم: من فقط دوره آقای هاشمی را به خاطر دارم که ایشان به طور جدی مایل بود رابطه اقتصادی با آمریکا شکل بگیرد، اما در حاکمیت با او مخالفت شد و اجازه ندادند این اتفاق بیفتد. در دورههای بعدی، بیشتر موضوع در حد حرف باقی ماند. وقتی کل حاکمیت پشت یک تصمیم نباشد و الزامات آن را نپذیرد، آن تصمیم عملی نمیشود.
این مسئله دوطرفه بوده است. هم در ایران بیمیلی وجود داشته و هم در آمریکا مخالفان ایران فشار آوردهاند. بنابراین صرف اینکه گفته شود از سرمایهگذاری استقبال میکنیم، کافی نیست. باید اقدام واقعی انجام شود؛ هم در دیپلماسی، هم در قوانین و هم در فضای امنیتی.
نفس اینکه اسم یک ایده را بیاوریم، باعث نمیشود خودش محقق شود. باید بازیگران وارد عمل شوند و شرایط اجرای آن فراهم شود. اگر قرار است شرکت خارجی بیاید و با شرکت ایرانی ارتباط برقرار کند، شرکت ایرانی نباید از این ارتباط بترسد. باید شرایطی فراهم شود که ارتباط اقتصادی با خارجیها طبیعی و امن باشد.
پول آنها گروگان ما میشود
سؤال: برخی معتقدند ممکن است سرمایهگذاری آمریکا در ایران نوعی رکب باشد و اقتصاد ایران را گروگان بگیرد. آیا این نگرانی منطقی است؟
سرزعیم: من برعکس فکر میکنم. اگر شرکت خارجی در ایران سرمایهگذاری کند، پول او در ایران قرار میگیرد. یعنی پول او در کشور ماست، نه اینکه ما سرمایه خود را به آمریکا برده باشیم. در چنین وضعیتی، آنها باید نگران باشند که ایران سرمایهشان را ملی نکند، بیرونشان نکند یا پولشان را بالا نکشد.
ما فناوری فرسوده داریم و فناوری جدید وارد کشورمان میشود. اگر کارخانهای در ایران ساخته شود، تولیدی ایجاد شود، صنعتی رشد کند یا نرخ استحصال نفت از مخازن ما بالا برود، این برای اقتصاد ایران منفعت دارد. در اینجا گول خوردن به آن معنا مطرح نیست.
نباید فرصتهای جهان را منحصراً به یک طرف بدهیم
سؤال: نگرانی اصلی در استفاده از سرمایه خارجی چیست؟
سرزعیم: تنها نگرانی قابل فهم این است که ایران همه فرصتها را فقط به آمریکا بدهد و چین یا سایر ظرفیتهای جهانی را نادیده بگیرد. این نگرانی درست است. ما نباید فرصتهای جهان را منحصراً به یک طرف واگذار کنیم.
چین نیز در اقتصاد کشورهای مختلف سرمایهگذاری میکند و یک قدرت در حال ظهور است. بنابراین ایران باید از ظرفیتهای مختلف استفاده کند؛ هم آمریکا، هم چین، هم کشورهای منطقه و هم سایر بازیگران. مسئله این نیست که به یک سمت بغلتیم یا به سمت دیگر. مسئله این است که از همه ظرفیتها به نفع اقتصاد ایران استفاده کنیم.
فرصتهایی هست، اما چون منابع نداریم نمیتوانیم انجامش دهیم
سؤال: درباره توسعه پساجنگ، برخی بر فعالسازی ظرفیتهای داخلی و منطقهای تأکید دارند. به نظر شما این ظرفیتها چگونه بالفعل میشود؟
سرزعیم: فرصتهای زیادی وجود دارد که منطق آنها درست است، اما بالفعل کردن آنها نیازمند منابع است. برای مثال، بخش مهمی از تجارت روسیه از مسیر غرب، یعنی اوکراین، اروپا و دریای سیاه بود. وقتی آن مسیر دچار مشکل شد، این تصور به وجود آمد که بخشی از ترانزیت میتواند از مسیر ایران انجام شود و درآمد زیادی برای کشور ایجاد کند.
اما مسئله این است که ما منابع کافی برای ساخت راهآهن، توسعه جادهها، ارتقای بنادر و ایجاد زیرساختهای لازم را نداریم. فرصت وجود دارد، اما چون منابع نداریم، نمیتوانیم آن را بالفعل کنیم.
در حوزه زمین و مسکن هم باید واقعبین بود. صرف اینکه زمین وجود دارد، میلگرد در داخل تولید میشود و مهندس داریم، کافی نیست. باید کسی هم قدرت خرید داشته باشد. وقتی بخش بزرگی از جامعه قدرت خرید مسکن ندارد، حتی فروش اقساطی هم همیشه امکانپذیر نیست، چون اقساط باید قابل پرداخت باشد.
با این جادهها نمیشود ایران محل ترانزیت شود
سؤال: آیا ظرفیت ترانزیت و زیرساخت میتواند مستقل از سرمایه خارجی فعال شود؟
سرزعیم: درباره ترانزیت هم با جادههای فعلی نمیتوان ایران را به هاب بزرگ ترانزیتی تبدیل کرد. باید جادهها، ریل، بنادر و حتی فرودگاهها توسعه پیدا کند. همه اینها سرمایه بسیار زیادی میخواهد. این سرمایه را نمیتوان صرفاً با درونگرایی موجود تأمین کرد.
بنابراین ظرفیت داریم، اما بالفعل شدن این ظرفیتها با فضای سیاسی و اقتصادی فعلی دشوار است. برای فعال شدن آنها، هم سرمایه لازم است و هم فضای مناسب.
من با این گفتمان که فکر کنیم با همین درونگرایی موجود میتوانیم مسئله را حل کنیم، همراه نیستم. حتماً ظرفیت داریم، اما تبدیل ظرفیت به واقعیت، منابع، سرمایه، ثبات و سیاست خارجی مناسب میخواهد.
اگر توافق نهایی نشود، چارهای جز بقا نداریم
سؤال: اگر توافق در پایان مسیر مذاکرات حاصل نشود، اقتصاد ایران با چه وضعیتی روبهرو خواهد شد؟
سرزعیم: اگر توافق در پایان این دوره نهایی نشود، ما چارهای جز بقا نداریم. شرایط هم سخت خواهد بود. قبل از جنگ هم شرایط سخت بود و پس از جنگ، خرابیها و آسیبهای اقتصادی نیز به آن اضافه شده است.
در چنین وضعیتی، روزهای دشواری پیش رو خواهد بود. کشور ناچار است منابع خود را بهتر هزینه کند و تصمیمات سخت بگیرد. برخی تصمیمات دردناک اقتصادی اجتنابناپذیر میشود. نمیتوان با منابع محدود، همه هزینهها را مثل گذشته ادامه داد.
برای مثال، در حوزههایی مانند انرژی و بنزین، نمیتوان بدون توجه به محدودیت منابع، همان وضعیت قبلی را ادامه داد. وقتی پول واردات یا منابع کافی وجود ندارد، کشور ناچار میشود تصمیمات سخت بگیرد و هزینهها را بهتر مدیریت کند.
اگر توافق بشود، مسیر اقتصاد به سمت گشایش خواهد بود
سؤال: اگر توافق حاصل شود، چه الزاماتی برای استفاده از فرصت اقتصادی آن وجود دارد؟
سرزعیم: اگر توافق حاصل شود، مسیر اقتصاد میتواند به سمت گشایش برود؛ به شرط آنکه نظام حکمرانی تصمیم بگیرد از این وضعیت استقبال کند و خود را با آن تطبیق دهد.
این تطبیق باید در چند سطح انجام شود: قوانین، فضای سیاسی، رویکرد امنیتی، نظام قضایی و امنیت سرمایه. اگر قرار است سرمایهگذاری شکل بگیرد، حقوق مالکیت باید محترم باشد و امنیت سرمایه باید جدی گرفته شود.
ایران باید نشان دهد جایی است که فضای مناسب و دوستانهای برای سرمایهگذاری دارد. اگر چنین فضایی فراهم شود، شرایط کشور بهتدریج بهتر میشود. متغیرهای اقتصادی آرامآرام واکنش نشان میدهند، درآمد سرانه و دستمزدها افزایش مییابد و قدرت خرید مردم در چند سال تغییر محسوسی پیدا میکند.
من نگران الزامات توافق هستم
سؤال: نگرانی اصلی شما درباره دوره پساتوافق چیست؟
سرزعیم: نگرانی من فقط خود توافق نیست. حتی اگر توافق خوب امضا شود، مهم این است که بتوانیم آن را اجرا کنیم. الزامات اجرای توافق باید فراهم شود. نظام سیاسی، سیاستگذاری، نظام امنیتی و نظام قضایی باید خود را با شرایط ایرانی که میخواهد رشد کند، تطبیق دهند.
اگر قرار است شرکت خارجی بیاید و خارجیها رفتوآمد کنند، نمیشود با این نگاه جلو رفت که هر خارجی جاسوس است یا هر مدیری که با خارجیها ارتباط دارد، در حال دادن اطلاعات است. این نگاه مناسب فضای جدید نیست و باید اصلاح شود.
امنیت سرمایه خیلی جدی میشود
سؤال: جمعبندی شما از مسیر مطلوب اقتصاد ایران پس از جنگ چیست؟
سرزعیم: جمعبندی من این است که توافق بهتنهایی کافی نیست. اگر توافقی حاصل نشود، کشور وارد دورهای سختتر میشود و ناچار است با تصمیمات دشوار، منابع خود را بهتر مدیریت کند. اگر توافق حاصل شود، یک فرصت ایجاد میشود؛ اما استفاده از این فرصت به الزامات زیادی نیاز دارد.
اقتصاد ایران برای بازسازی به سرمایه، فناوری، ثبات و چشمانداز نیاز دارد. فعال اقتصادی زمانی سرمایهگذاری میکند که بتواند آینده را حدس بزند. سرمایه خارجی نیز زمانی وارد میشود که فضای حقوقی، سیاسی، امنیتی و اقتصادی قابل اتکا باشد.
بنابراین مسئله اصلی این است که تفاهم سیاسی به تغییر واقعی در محیط اقتصادی منجر شود. امنیت سرمایه در چنین فضایی بسیار جدی میشود و مخدوش کردن حقوق مالکیت افراد مسئلهای بسیار مهم خواهد بود. اگر چنین تغییری رخ دهد، اقتصاد ایران میتواند آرامآرام از مسیر فرسایش فاصله بگیرد. اما اگر توافق فقط در سطح امضا باقی بماند و الزامات آن در داخل فراهم نشود، فرصت تاریخی از دست خواهد رفت و فاصله ایران با کشورهای همسایه بیشتر میشود.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟