چکیده نشست:
مهدی رزمآهنگ، کارشناس مرکز پژوهشهای مجلس، در نشست تخصصی «محاصره دریایی آمریکا و ابعاد اقتصادی آن» تأکید کرد که محاصره دریایی، با وجود فشارهایی که بر تجارت خارجی ایران وارد کرد، میتوانست به فرصتی برای بازنگری در مسیرهای تجاری کشور تبدیل شود.
به گفته او، این وضعیت امکان کاهش اتکای تجارت ایران به مسیرهای دریایی، تقویت ارتباط با آسیای مرکزی، روسیه و شرق و تمرکز بر پروژههای زمینی و ترانزیتی را فراهم میکرد.
رزمآهنگ همچنین نسبت به تداوم نگاه وابسته به مسیرهایی مانند امارات هشدار داد و گفت برخی جریانهای ذینفع، به جای خلق مسیرهای جدید تجارت، حفظ اتصال به امارات را ترجیح میدادند؛ مسیری که به باور او ذیل نظم آمریکایی ـ اسرائیلی تعریف شده است.
نکات کلیدی نشست
مقامات سیاسی کشور، تفاهمنامه و اثرات آن را پررنگ میدیدند، در حالی که آمریکا همزمان در حال افزایش نیرو و فعالیتهای خود بود.
محاصره دریایی میتوانست به فرصتی برای کاهش اتکای تجارت ایران به مسیرهای دریایی تبدیل شود.
یکی از ظرفیتهای این وضعیت، حرکت به سمت راههای ترانزیتی و اتصالات خشکیمحور بود.
محاصره دریایی میتوانست زمینه بازنگری در تجارت خارجی ایران و افزایش ارتباط با روسیه و شرق را فراهم کند.
برخی جریانهای ذینفع معتقد بودند ایران بهتر است ارتباط تجاری خود را با امارات حفظ کند و واردات از این مسیر ادامه یابد.
از نگاه رزمآهنگ، تداوم اتکا به امارات میتواند ایران را در نظمی هضم کند که ذیل محور آمریکایی ـ اسرائیلی تعریف شده است.
در دولت نوعی نگاه ایستا به مسیرهای تجارت وجود دارد؛ نگاهی که بخش عمده اقتصاد را وابسته به دریا، جنوب و خلیج فارس میبیند.
پاسخ به محاصره دریایی نباید فقط رفع محاصره باشد؛ بلکه باید خلق مسیرهای جدید تجارت و واردات را نیز شامل شود.
افزایش ارتباط با اقتصاد آسیای مرکزی یکی از پاسخهای اصلی ایران به محاصره دریایی است.
استفاده از ظرفیت تنگه هرمز برای اثرگذاری بر اقتصاد جهانی، یکی دیگر از اهرمهای ایران در برابر فشار دریایی است.
توجه جدیتر به پروژههای زمینی و ترانزیتی باید بهعنوان پاسخ راهبردی به محاصره دریایی دنبال شود.
مسیرهای تنفسی موقت، اگر به وابستگی بلندمدت تبدیل شوند، میتوانند خود به ابزار فشار علیه ایران بدل شوند.
چارسو اقتصاد در گزارشی اختصاصی از نشست تخصصی «محاصره دریایی آمریکا و ابعاد اقتصادی آن»، دیدگاههای مهدی رزمآهنگ، کارشناس مرکز پژوهشهای مجلس، درباره نسبت تفاهمنامه، محاصره دریایی، تجارت خارجی ایران، نقش امارات و ضرورت تقویت مسیرهای خشکیمحور را بررسی کرده است.
رزمآهنگ در این نشست تأکید کرد که محاصره دریایی باید فراتر از یک فشار مقطعی تحلیل شود. از نگاه او، این وضعیت میتوانست نقطهای برای بازنگری در الگوی تجارت خارجی ایران باشد؛ الگویی که طی سالهای گذشته بهشدت به مسیرهای دریایی، جنوب کشور و واسطههایی مانند امارات وابسته شده است.
تفاهمنامه نباید جای واقعیت میدانی را بگیرد
رزمآهنگ با اشاره به فضای سیاسی کشور در دوره محاصره دریایی گفت که برخی مقامات سیاسی، تفاهمنامه و آثار آن را بسیار پررنگ میدیدند. با این حال، به گفته او، در همان زمان آمریکا در حال افزایش نیرو و فعالیتهای خود بود.
او تأکید کرد که این وضعیت نشان میدهد نباید صرفاً به ظاهر تفاهمنامه یا پیامهای سیاسی آن اتکا کرد. اگر طرف مقابل همزمان با برجسته شدن تفاهم، ظرفیت میدانی و فشار خود را افزایش میدهد، سیاستگذار ایرانی نیز باید محاسبات خود را بر مبنای واقعیت میدانی تنظیم کند.
محاصره دریایی؛ فرصتی برای تغییر مسیر تجارت
به گفته رزمآهنگ، محاصره دریایی فقط تهدید نبود؛ بلکه فرصتهایی نیز در دل خود داشت. یکی از مهمترین این فرصتها، کاهش اتکای تجارت خارجی ایران به مسیرهای دریایی و حرکت به سمت مسیرهای ترانزیتی و اتصالات خشکیمحور بود.
او توضیح داد که محاصره دریایی میتوانست نقش مؤثری در بازنگری تجارت خارجی ایران داشته باشد و ارتباطات کشور با روسیه، شرق و اقتصادهای آسیای مرکزی را افزایش دهد. از نگاه رزمآهنگ، اگر این فرصت درست فهم میشد، ایران میتوانست بخشی از تجارت خود را از مسیرهای آسیبپذیر دریایی جدا کند و به سمت مسیرهای زمینی و منطقهای حرکت دهد.
نقد نگاه وابسته به امارات
یکی از محورهای اصلی سخنان رزمآهنگ، نقد تداوم وابستگی تجارت خارجی ایران به امارات بود. او گفت در شرایطی که محاصره دریایی میتوانست کشور را به سمت بازنگری در مسیرهای تجارت سوق دهد، برخی جریانهای ذینفع همچنان معتقد بودند ایران بهتر است ارتباط خود را با امارات حفظ کند و کالاهای مورد نیاز خود را از این مسیر وارد کند.
رزمآهنگ تأکید کرد که مسئله فقط یک انتخاب تجاری نیست، بلکه به نظم اقتصادی و سیاسی منطقه مربوط میشود. به گفته او، برخی از این جریانها میخواهند ایران در نظمی هضم شود که ذیل محور آمریکایی ـ اسرائیلی تعریف شده است و این مسیر را برای پیشرفت کشور مناسب میدانند.
او همچنین با اشاره به تعبیر برخی افراد درباره امارات گفت که بعضیها امارات را «شُش تنفسی» اقتصاد ایران معرفی میکردند؛ در حالی که امارات در نظم اسرائیلی ـ آمریکایی هضم شده است. از نگاه رزمآهنگ، این موضوع باید مورد مطالبهگری و بررسی جدی قرار گیرد.
نگاه ایستا در دولت به تجارت خارجی
رزمآهنگ در بخش دیگری از سخنان خود، از وجود یک نگاه ایستا در دولت نسبت به تجارت خارجی انتقاد کرد. به گفته او، در دولت این تصور وجود دارد که بخش عمدهای از اقتصاد کشور از مسیر دریا، جنوب و خلیج فارس تأمین میشود و سهم کمتری نیز از مسیرهایی مانند روسیه و دیگر راهها شکل میگیرد.
او توضیح داد که نتیجه چنین نگاهی، تمرکز صرف بر برداشتن محاصره دریایی است؛ در حالی که راهبرد درست باید فراتر از رفع محاصره باشد. از نگاه رزمآهنگ، ایران باید هم برای رفع فشار تلاش کند و هم همزمان مسیرهای جدید تجارت و واردات را خلق کند.
سه پاسخ ایران به محاصره دریایی
رزمآهنگ پاسخهای ایران به محاصره دریایی را در سه محور اصلی توضیح داد. نخستین پاسخ، افزایش ارتباط با اقتصاد آسیای مرکزی است. به گفته او، آسیای مرکزی میتواند یکی از مسیرهای مهم برای کاهش وابستگی تجارت خارجی ایران به مسیرهای دریایی و واسطهای باشد.
محور دوم، استفاده از ظرفیت ژئوپلیتیکی ایران در تنگه هرمز است. رزمآهنگ تأکید کرد که ایران در برابر فشار دریایی، ابزارهایی برای اثرگذاری بر اقتصاد جهان دارد و یکی از این ابزارها، توان کنترل و مدیریت تنگه هرمز است؛ گذرگاهی که نقش مهمی در تجارت انرژی و اقتصاد جهانی دارد.
محور سوم، توجه جدیتر به پروژههای زمینی است. از نگاه او، پروژههای ترانزیتی، مسیرهای خشکیمحور و اتصالات منطقهای باید از سطح شعار خارج شوند و در مرکز سیاست تجاری و زیرساختی کشور قرار گیرند.
مسیرهای تنفسی موقت میتوانند به دام تبدیل شوند
رزمآهنگ در ادامه به ضرورت مطالبهگری درباره برخی مسیرهای جایگزین اشاره کرد و توضیح داد که گاهی به کشور یک مسیر محدود یا «کوچه خالی» معرفی میشود تا از طریق آن محاصره را دور بزند. اما اگر این مسیر به وابستگی راهبردی تبدیل شود، همان مسیر نیز میتواند در مرحله بعد بسته شود و به ابزار فشار جدید تبدیل شود.
به گفته او، مسئله این است که ممکن است ابتدا مسیری برای عبور از فشار معرفی شود، اما پس از آنکه ایران و دیگر بازیگران به آن وابسته شدند، همان مسیر هم محدود یا مسدود شود. بنابراین سیاستگذار نباید هر مسیر تنفسی موقت را بهعنوان راهبرد بلندمدت بپذیرد.
رزمآهنگ تأکید کرد که همین مسئله درباره امارات نیز باید بررسی شود. اگر امارات در نظم اسرائیلی ـ آمریکایی تعریف شده، نمیتوان آن را بدون بررسی و مطالبهگری، مسیر مطمئن تنفس اقتصادی ایران دانست.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟