بحران ژئوپلیتیک خاورمیانه این بار فراتر از معادلات انرژی، زنجیره تأمین فلزات استراتژیک را هدف گرفته است. انسداد تنگه هرمز که حدود ۳۰ درصد از تجارت دریایی نفت جهان را تحت کنترل دارد، اکنون با اختلال در واردات بوکسیت و آلومینا به کشورهای حوزه خلیج فارس، دومین قطب بزرگ تولید آلومینیوم جهان را با چالش بیسابقهای روبهرو کرده است. دادههای سازمان زمینشناسی آمریکا (USGS) نشان میدهد ظرفیت تولید ۷ میلیون تنی این منطقه که معادل ۹ درصد کل تولید جهانی را شامل میشود، در معرض کاهشی ساختاری قرار گرفته است.
در شرایطی که قیمت هر تن آلومینیوم در بورس فلزات لندن (LME) به کانال ۳۹۰۰ دلاری صعود کرده، اقتصاد جهانی با پرسشی بنیادین مواجه است: آیا اختلال در این زنجیره تأمین، تورم جهانی را به سطحی فراتر از بحران انرژی سال ۲۰۲۲ خواهد رساند؟ با توجه به وابستگی ۲۰ درصدی اتحادیه اروپا و ۲۲ درصدی ایالات متحده به آلومینیوم خلیج فارس، هرگونه تداوم این بحران، سناریوی کاهش تولید در صنایع خودروسازی، هوافضا و ساختمان را به واقعیت نزدیکتر میکند.
زنجیرهای از بحران ۵ عاملی که بازار آلومینیوم را متلاطم کرد
وابستگی ساختاری صنعت آلومینیوم به سه مؤلفه کلیدی (مواد اولیه، انرژی و مسیرهای لجستیکی) باعث شده انسداد هرمز، زنجیره تأمین این فلز استراتژیک را در ابعادی فراتر از پیشبینیها دچار اختلال کند. در ادامه، پنج عامل کلیدی این بحران را بررسی میکنیم:
۱. قطع زنجیره تأمین بوکسیت و آلومینا: کشورهای حوزه خلیج فارس به جز عربستان سعودی، ۱۰۰ درصد نیاز خود به بوکسیت را از طریق واردات از گینه، استرالیا و برزیل تأمین میکنند. انسداد هرمز، عملاً خط اصلی تأمین این ماده اولیه را قطع کرده و شرکتهایی مانند آلبا بحرین را ناچار به کاهش ۴۰ درصدی ظرفیت تولید کرده است.
۲. نابرابری در دسترسی به مسیرهای جایگزین: در حالی که امارات و عربستان با برخورداری از بنادر دریای عمان و دریای سرخ، امکان دور زدن تنگه هرمز را دارند، بحرین، قطر و عمان از چنین زیرساختی بیبهرهاند. این شکاف زیرساختی، مزیت رقابتی کشورها را در دوره بحران به شدت دستخوش تغییر کرده است.
۳. حملات مستقیم به تأسیسات تولیدی: تعطیلی کامل کارخانههای الدویره امارات و آلبا بحرین در پی حملات پهپادی، معادل ۳.۴ میلیون تن (نیمی از ظرفیت منطقه) را از مدار تولید خارج کرده است. اعلام زمان یکساله برای بازسازی این واحدها، نشان از عمق فاجعه دارد.
۴. افزایش هزینههای انرژی و حملونقل: افزایش قیمت حاملهای انرژی و رشد ۳۰۰ درصدی حق بیمه دریایی در منطقه، حاشیه سود صنایع آلومینیوم را تحت فشار مضاعفی قرار داده و بسیاری از تولیدکنندگان را با زیان مواجه کرده است.
۵. انحصار چین در بازار جایگزین: با وجود تولید ۴۵.۵ میلیون تنی چین (۶۰ درصد جهان)، این کشور عملاً صادرات محسوسی ندارد و از پتانسیل جبران کسری عرضه منطقه بیبهره است.
آیا بازار آلومینیوم به سطح قیمتی پیش از بحران بازخواهد گشت؟
تحلیل وضعیت موجود نشان میدهد بازگشت بازار آلومینیوم به تعادل پیش از بحران، حداقل در افق یکساله و بدون رفع کامل بحران ژئوپلیتیک، دور از ذهن است. وابستگی ۴۷ درصدی آمریکا و وابستگی فزاینده اروپا به واردات، در کنار عدم توانایی چین برای پر کردن خلأ عرضه، معادله پیچیدهای را رقم زده است. همچنین، انباشت تقاضای معوق در صنایع خودروسازی و هوافضا، احتمال رشد بیشتر قیمتها را تقویت میکند. با این حال، سناریوی جایگزینی بخشی از واردات از طریق افزایش بازیافت آلومینیوم (که هماکنون ۳۰ درصد از نیاز اروپا را تأمین میکند) و بازگشایی مسیرهای لجستیک جایگزین، میتواند تا حدی از شدت شوک قیمتی بکاهد؛ اما آنچه مسلم است، دوره جدیدی از نوسانات شدید و انتظارات تورمی در بازار فلزات پایه فرا رسیده که آثار آن تا سالها در اقتصاد جهانی باقی خواهد ماند.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟