Skip to main content

چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

زنگزور؛ زنگ خطر برای ایران

زنگزور؛ زنگ خطر برای ایران

نقشه ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی در حال تجربه یکی از عمیق‌ترین و پیچیده‌ترین دگرگونی‌های خود از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی است. پروژه‌ای که تا پیش از این با نام بحث‌برانگیز کریدور زنگزور شناخته می‌شد، اکنون با تغییر ماهیت، نام و بازیگران اصلی، به واقعیتی روی زمین بدل شده است. توافق…

- اندازه متن +

نقشه ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی در حال تجربه یکی از عمیق‌ترین و پیچیده‌ترین دگرگونی‌های خود از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی است. پروژه‌ای که تا پیش از این با نام بحث‌برانگیز کریدور زنگزور شناخته می‌شد، اکنون با تغییر ماهیت، نام و بازیگران اصلی، به واقعیتی روی زمین بدل شده است. توافق تابستان ۱۴۰۴ که به تولد رسمی پروژه‌ای با عنوان TRIPP (راه ترامپ برای صلح و رونق بین‌المللی) انجامید، تنها یک ابتکار ترانزیتی نیست؛ بلکه یک تغییر پارادایم امنیتی و اقتصادی است که زنگ خطر را برای امنیت ملی و منافع حیاتی کشورمان به صدا درآورده است.

ریشه‌های تاریخی مناقشه تا تولد راه ترامپ در واشنگتن

استان سیونیک در جنوب ارمنستان، که همسایگان شمالی ما از آن با عنوان تاریخی «زنگزور» یاد می‌کنند، از سال ۱۲۹۷ شمسی (دوران فروپاشی امپراتوری روسیه) یکی از کانون‌های اصلی مناقشه ارضی در قفقاز بوده است. در دوران شوروی، خطوط راه‌آهنی (از جمله خطی که در سال ۱۳۲۰ ساخته شد) نخجوان را از دل همین استان سیونیک به خاک اصلی آذربایجان متصل می‌کرد. اما با آغاز جنگ اول قره‌باغ در سال ۱۳۷۱، این خطوط ارتباطی قطع شدند و ارمنستان در یک محاصره کامل حمل‌ونقلی از سوی آذربایجان و سپس ترکیه قرار گرفت. در دهه‌های ۷۰ و ۸۰ شمسی، طرح‌های گوناگونی برای تبادل سرزمینی مطرح شد که با مخالفت‌های داخلی در آن کشورها ناکام ماند.

نقطه عطف این ماجرا، جنگ ۴۴ روزه پاییز ۱۳۹۹ بود. پیروزی نظامی جمهوری آذربایجان به امضای بیانیه آتش‌بس سه‌جانبه در ۱۹ آبان ۱۳۹۹ منجر شد. ماده ۹ این بیانیه، ارمنستان را متعهد به رفع انسداد ارتباطات اقتصادی و تضمین امنیت مسیر ارتباطی میان خاک اصلی آذربایجان و نخجوان کرد؛ مسیری که مقرر شد تحت نظارت روس‌ها اداره شود. از همان زمان، الهام علی‌اف با بهره‌گیری از این بند، اصطلاح کریدور زنگزور را وارد ادبیات سیاسی کرد و بارها تهدید کرد که این مسیر را حتی با زور ایجاد خواهد کرد. ارمنستان همواره با منطق کریدوری (سلب حاکمیت گمرکی و مرزی خود) مخالفت می‌کرد، اما تهاجم نظامی شهریور ۱۴۰۲ آذربایجان و بازپس‌گیری کامل قره‌باغ کوهستانی، موازنه قدرت را به‌طور کامل تغییر داد.

این تغییر موازنه در نهایت به دخالت مستقیم ایالات متحده و یک دگرگونی بنیادین در ماهیت پروژه ختم شد. در ۱۷ مرداد ۱۴۰۴، نشستی سه‌جانبه در کاخ سفید با حضور دونالد ترامپ، الهام علی‌اف و نیکول پاشینیان برگزار شد که به امضای توافق‌نامه صلح و ایجاد یک کریدور ترانزیتی راهبردی انجامید. این پروژه به‌عنوان یک ژست دیپلماتیک برای جلب حمایت رئیس‌جمهور آمریکا، با نام رسمی TRIPP به ثبت رسید. بر اساس این توافق، روی کاغذ مسیر تحت حاکمیت ارمنستان باقی می‌ماند، اما در عمل آمریکا حق توسعه انحصاری آن را برای دوره‌ای ۴۹ ساله (قابل تمدید تا ۹۹ سال) به دست آورد.

در دی‌ماه ۱۴۰۴، چارچوب اجرایی این پروژه در واشنگتن رونمایی شد. طبق این سند، شرکتی مشترک در ارمنستان ثبت می‌شود که مسئولیت ساخت و مدیریت شبکه‌ای پیچیده از خط‌آهن، جاده، خطوط لوله نفت و گاز و شبکه فیبر نوری را بر عهده خواهد داشت. در دوره ۴۹ ساله نخست، ۷۴ درصد از سهام این شرکت متعلق به آمریکا و تنها ۲۶ درصد متعلق به ارمنستان است. تاکنون ۹ شرکت بین‌المللی، از جمله سه غول زیرساختی آمریکایی، برای توسعه این ابرپروژه اعلام آمادگی کرده‌اند.

مختصات پروژه و پیشروی‌های میدانی تا تابستان ۱۴۰۵

این مسیر حدود ۴۲ تا ۴۳ کیلومتر در داخل خاک ارمنستان امتداد دارد و از «تنگه‌ای» به عرض تقریبی ۳۲ کیلومتر (فاصله خاک آذربایجان تا نخجوان) عبور می‌کند. هدف‌گذاری این پروژه، انتقال سالانه حدود ۱۵ میلیون تن بار است که یک ظرفیت عظیم ترانزیتی در منطقه محسوب می‌شود.

تحولات میدانی نشان‌دهنده یک پیشروی نامتقارن است. در خاک جمهوری آذربایجان، عملیات عمرانی با سرعت بالایی در جریان است. الهام علی‌اف در ۲ شهریور ۱۴۰۵ در نشست تاشکند رسماً اعلام کرد که بخش اعظم این پروژه در خاک کشورش تا سال آینده (۱۴۰۶) به بهره‌برداری می‌رسد و عملیات در نخجوان نیز کلید خورده است. آن‌ها هم‌زمان در حال توسعه یک «کریدور برق» به سمت اروپا هستند که مکمل این شبکه ترانزیتی خواهد بود.

در مقابل، بخش ارمنستانی پروژه هنوز وارد فاز اجرایی نشده است. سفر هیئت آمریکایی که قرار بود در فروردین ۱۴۰۵ برای آغاز رسمی پروژه انجام شود، به دلایل منطقه‌ای به تعویق افتاد. با این حال، تماس‌های مستمر ترامپ با رهبران دو کشور در سالگرد توافق واشنگتن نشان از پیگیری جدی این طرح دارد. نیکول پاشینیان پس از برگزاری انتخابات پارلمانی خرداد ۱۴۰۵، اکنون در تدارک برگزاری همه‌پرسی اصلاح قانون اساسی ارمنستان است؛ اقدامی برای حذف مفادی که باکو و آنکارا آن را «ادعای ارضی» می‌خوانند و پیش‌شرط نهایی‌شدن حقوقی توافق محسوب می‌شود. پیش‌بینی می‌شود عملیات ساخت در داخل ارمنستان در اواخر سال جاری (۱۴۰۵) یا اوایل ۱۴۰۶ کلید بخورد.

زنگ خطری برای ایران

برای جمهوری اسلامی ایران، راه‌اندازی این مسیر بسیار فراتر از احداث یک جاده یا راه‌آهن ساده است. تهران از همان ابتدا با حساسیت بالا این تحولات را رصد کرده و مخالفت اصولی خود را به‌صراحت ابراز نموده است. تغییر ماهیت توافق و ورود مستقیم آمریکایی‌ها، تهدیدات علیه منافع ملی و امنیت مرزهای شمالی را در چند جبهه تشدید می‌کند:

  • حضور نهادینه و بلندمدت آمریکا در مجاورت مرزهای شمالی: واگذاری انحصار توسعه زیرساخت‌ها به شرکتی با اکثریت سهام آمریکایی برای نیم قرن، به معنای استقرار سرمایه، تکنولوژی، ناظران امنیتی و چتر حمایتی ایالات متحده در چند کیلومتری رود ارس است. مقام‌های آمریکایی به‌صراحت اعلام کرده‌اند که هدف اصلی واشنگتن از این پروژه، کاهش نفوذ ایران، روسیه و چین در قفقاز است.

  • خطر قطع پیوند تاریخی ایران با قفقاز: استان سیونیک تنها مرز زمینی ایران با ارمنستان و دروازه ورود بدون مانع به اوراسیا و اروپا است. عبور یک شریان حیاتی تحت کنترل یک کنسرسیوم آمریکایی، عملاً یک گسست فیزیکی و مدیریتی در مرز ۴۴ کیلومتری ایران و ارمنستان ایجاد می‌کند. همان‌طور که مشاور ارشد رهبر انقلاب نیز اشاره کرده‌اند، این کریدور ابزاری برای قطع این پیوند و تحمیل یک محاصره زمینی به شمار می‌رود.

  • کاهش وزن ترانزیتی و تغییر مسیر انرژی: تا پیش از این، جمهوری آذربایجان برای دسترسی به نخجوان ناگزیر به استفاده از مسیرهای ارتباطی ایران بود که یک مزیت ترانزیتی و اهرم فشاری مهم در اختیار تهران قرار می‌داد. ایجاد این مسیر جدید با ظرفیت عظیم بار و خطوط لوله انرژی، نه تنها این اهرم را بی‌اثر می‌کند، بلکه صادرات انرژی آسیای مرکزی را با دور زدن کامل خاک ایران به اروپا متصل می‌سازد.

  • تقویت کمربند پان‌ترکیسم در منطقه: اجرای این پروژه، رویای دیرینه آنکارا برای اتصال مستقیم به جمهوری آذربایجان و از آنجا به کشورهای ترک‌زبان آسیای مرکزی را محقق می‌سازد؛ موضوعی که نفوذ هژمونیک ترکیه را در مجاورت مرزهای ایران به‌شدت افزایش می‌دهد.

    در این میان، بازیگران دیگر نیز منافع خود را دنبال می‌کنند. روسیه که قرار بود کنترل این مسیر را در دست داشته باشد، اکنون احساس می‌کند غرب در تلاش برای به‌حاشیه‌راندن مسکو و تهران است. در مقابل، کشورهای اروپایی از روند جدید استقبال کرده‌اند. در داخل ارمنستان نیز اختلاف بر سر نام‌گذاری و نگرانی از واگذاری حاکمیت ملی به بیگانگان به‌شدت جریان دارد؛ در حالی که ایروان بر نام رسمی TRIPP اصرار دارد، باکو و آنکارا همچنان از واژه حساسیت‌زای «کریدور زنگزور» استفاده می‌کنند.

    هرچند مقامات ارشد جمهوری اسلامی با سفرهای دیپلماتیک (مانند سفر رئیس‌جمهور به ایروان و امضای ده‌ها سند همکاری) تلاش کرده‌اند روابط دوجانبه را تعمیق بخشند، اما موضع اصولی ایران تغییر نکرده است. همان‌گونه که مسئولان دستگاه دیپلماسی بارها تأکید کرده‌اند، «ایران به‌سادگی از کنار مسئله زنگزور نخواهد گذشت». با نزدیک شدن به سال ۱۴۰۶ و ورود پروژه به فاز عملیاتی در ارمنستان، ایران با یک واقعیت تثبیت‌شده و چالش‌برانگیز در مرزهای شمالی خود مواجه است که نیازمند هوشمندی، کنشگری فعال و استفاده از تمام ظرفیت‌های دیپلماتیک و اقتصادی برای شکستن این حلقه محاصره ژئوپلیتیک است.

درباره نویسنده

جعفر صارمی

جعفر صارمی دانشجوی اقتصاد اسلامی در دانشگاه علامه طباطبایی، پژوهشگر اقتصادی و متمرکز بر حوزه هوش مصنوعی و اقتصاد کلان است.

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
خانه
آخرین اخبار
تنگه هرمز
تماس با ما
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x