Skip to main content

چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

آیا سپر نفتی واشنگتن در حال فرسایش است؟

آیا سپر نفتی واشنگتن در حال فرسایش است؟

روند ذخایر نفت خام آمریکا تا ۳ اوت ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که هم ذخایر تجاری و هم ذخایر راهبردی این کشور در مسیر نزولی قرار گرفته‌اند. اما شدت کاهش ذخایر راهبردی به‌ مراتب بیشتر بوده است.

- اندازه متن +

ذخایر راهبردی نفت آمریکا که پس از بحران نفتی دهه ۱۹۷۰ با هدف ایجاد یک سپر اضطراری در برابر اختلالات عرضه ایجاد شد، در سال‌های اخیر به یکی از مهم‌ترین ابزارهای سیاست انرژی واشنگتن تبدیل شده است. این ذخایر در شرایطی که بازار جهانی نفت با بحران‌های حاصل از تنش تجاوز آمریکایی صهیونی به ایران، اختلال در مسیرهای انتقال، تحریم‌ها یا کاهش عرضه مواجه می‌شود، نقش ضربه‌ گیر را برای اقتصاد آمریکا ایفا می‌کند.

بررسی روند ذخایر نفت خام آمریکا در فاصله فوریه تا اوت ۲۰۲۶ نشان می‌دهد اگرچه ذخایر تجاری و راهبردی هر دو مسیر نزولی داشته‌اند، اما شدت کاهش در بخش راهبردی بسیار بیشتر بوده است. کاهش بیش از ۱۱۰ میلیون بشکه‌ای ذخایر اضطراری در کمتر از شش ماه، نشان‌دهنده ناتوانی این ابزار برای مدیریت بازار و کنترل فشارهای قیمتی است. موضوعی که می‌تواند ظرفیت واکنش آینده آمریکا در برابر شوک‌های نفتی را محدود کند.

استفاده گسترده از آخرین خط دفاعی انرژی

داده‌های موجود نشان می‌دهد ذخایر راهبردی نفت آمریکا از حدود ۴۱۵.۲ میلیون بشکه در ۶ فوریه ۲۰۲۶ به ۳۰۴.۸ میلیون بشکه در ۳ اوت ۲۰۲۶ کاهش یافته است. به بیان دیگر، طی حدود ۲۶ هفته، نزدیک به ۱۱۰.۵ میلیون بشکه از این ذخایر برداشت شده که معادل کاهش ۲۶.۶ درصدی است.

این میزان کاهش برای ذخایری که اساساً برای شرایط اضطراری طراحی شده‌اند، قابل توجه است. ذخایر راهبردی آمریکا در طول تاریخ تنها در دوره‌های خاص مورد استفاده گسترده قرار گرفته‌اند. از جمله جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱، طوفان کاترینا در سال ۲۰۰۵ و بحران عرضه ناشی از جنگ روسیه و اوکراین در سال ۲۰۲۲. بنابراین کاهش سریع موجودی ذخایر راهبردی نشان می‌دهد واشنگتن در دوره مورد بررسی، به جای اتکا صرف به سازوکارهای بازار، بخش مهمی از ظرفیت اضطراری خود را وارد چرخه عرضه کرده است.

در مقابل، ذخایر تجاری نفت خام آمریکا کاهش محدودتری داشته‌اند. این ذخایر از ۴۲۸.۸ میلیون بشکه به ۴۰۷.۲ میلیون بشکه رسیده‌اند یعنی افتی حدود ۲۱.۶ میلیون بشکه‌ای یا نزدیک به ۵ درصد داشته اند. تفاوت میان دو روند نشان می‌دهد فشار اصلی بر ذخایر اضطراری وارد شده است.

بررسی شیب کاهش نیز این تفاوت را آشکارتر می‌کند. روند نزولی ذخایر راهبردی با سرعت متوسط ۵.۲۵ میلیون بشکه در هفته ثبت شده، در حالی که ذخایر تجاری با سرعت ۱.۶۷ میلیون بشکه در هفته کاهش یافته‌اند. بنابراین، سرعت تخلیه ذخایر راهبردی بیش از سه برابر ذخایر تجاری بوده است.

این فاصله اهمیت زیادی دارد، زیرا ذخایر تجاری معمولا بخشی از چرخه عادی فعالیت پالایشگاه‌ها و مصرف داخلی هستند، اما ذخایر راهبردی نقش بیمه انرژی کشور را ایفا می‌کنند. کاهش سریع این بیمه، به معنای کاهش حاشیه امنیت آمریکا در برابر بحران‌های احتمالی آینده است.

همچنین بررسی همبستگی میان دو نوع ذخیره نشان می‌دهد که سطح ذخایر تجاری و راهبردی در این دوره با ضریب حدود ۰.۸۱ حرکت مشابهی داشته‌اند. تغییرات هفتگی نیز همبستگی حدود ۰.۶۹ را نشان می‌دهد. این موضوع بیانگر آن است که هر دو نوع ذخیره در یک جهت حرکت کرده‌اند، اما شدت افت در SPR بسیار بیشتر بوده است. البته این همبستگی الزاما به معنای رابطه علت و معلولی نیست. زیرا هر دو متغیر تحت تأثیر عوامل مشترکی مانند شرایط بازار نفت، سطح مصرف، سیاست‌های انرژی و تصمیم‌های دولت قرار دارند.

یکی از مهم‌ترین نقاط کاهش در این دوره، هفته منتهی به ۱۵ مه ۲۰۲۶ بود. زمانی که ذخایر راهبردی آمریکا نزدیک به ۹.۹ میلیون بشکه در یک هفته کاهش یافت و از ۳۸۴.۰۹۵ میلیون بشکه به ۳۷۴.۱۷۵ میلیون بشکه رسید. چنین افت هفتگی نشان می‌دهد در مقاطع خاص، دولت آمریکا برای مدیریت بازار یا پاسخ به فشارهای عرضه، برداشت‌های قابل توجهی از ذخایر اضطراری انجام داده است.

محدود شدن قدرت مانور آمریکا در بازار نفت

کاهش شدید ذخایرراهبردی آمریکا پیامدهای مهمی برای سیاست انرژی و قدرت مداخله واشنگتن در بازار جهانی نفت دارد. هرچه حجم ذخایرکاهش پیدا کند، توان دولت آمریکا برای مقابله فوری با شوک‌های عرضه نیز محدودتر می‌شود.

نقش اصلی ذخایر راهبردی این نیست که به صورت دائمی قیمت نفت را کنترل کند، بلکه هدف آن ایجاد زمان برای واکنش سیاست ‌گذاران در شرایط بحران است. هنگامی که اختلالی در عرضه جهانی رخ می‌دهد، آزادسازی ذخایر می‌تواند از جهش ناگهانی قیمت‌ها جلوگیری کند و فرصت لازم برای افزایش تولید یا تنظیم مسیرهای تجاری را فراهم آورد. اما کاهش مداوم این ذخایر، این ابزار را ضعیف ‌تر می‌کند.

از منظر بازار جهانی، کاهش ذخایر اضطراری آمریکا می‌تواند سیگنال‌های متفاوتی ارسال کند. از یک سو، برداشت از ذخایر می‌تواند در کوتاه‌ مدت فشار قیمتی را کاهش دهد، زیرا حجم بیشتری از نفت وارد بازار می‌شود. اما از سوی دیگر، فعالان بازار ممکن است این پرسش را مطرح کنند که در صورت وقوع یک بحران جدید، ظرفیت واکنش آمریکا تا چه اندازه خواهد بود.

این موضوع به‌خصوص در شرایطی اهمیت پیدا می‌کند که بازار جهانی نفت با ریسک‌های متعددی مواجه است. از تنش‌های ژئوپلیتیکی در مناطق تولیدکننده گرفته تا اختلال در مسیرهای حمل ‌ونقل انرژی. بخش مهمی از صادرات نفت جهان از مسیرهای محدودی عبور می‌کند و هرگونه اختلال در این مسیرها می‌تواند فشار قابل توجهی بر قیمت‌ها ایجاد کند.

از سوی دیگر، کاهش ذخایر می‌تواند بر سیاست داخلی انرژی آمریکا نیز اثرگذار باشد. دولت‌های آمریکا معمولا در دوره‌های افزایش قیمت سوخت با فشار سیاسی مواجه می‌شوند و استفاده از ذخایر راهبردی یکی از ابزارهای سریع برای کاهش فشار بر مصرف ‌کنندگان است. اما استفاده گسترده از این ابزار، میان اهداف کوتاه ‌مدت سیاسی و ضرورت حفظ امنیت انرژی بلندمدت یک تعارض ایجاد می‌کند.

در چنین شرایطی، بازسازی ذخایر راهبردی نیز به یک چالش تبدیل می‌شود. خرید دوباره میلیون‌ها بشکه نفت برای پر کردن ذخایر نیازمند منابع مالی، شرایط مناسب بازار و قیمت‌های قابل قبول است. اگر قیمت نفت در سطوح بالا باقی بماند، بازسازی ذخایر می‌تواند هزینه سنگینی برای دولت آمریکا که روز به روز به لدهی ملی آن افزوده می شود و اکنون به ۳۹.۸ تریلیون دلار رسیده است، ایجاد کند.

در مجموع، روند فوریه تا اوت ۲۰۲۶ نشان می‌دهد آمریکا در این دوره بیش از ذخایر عادی، از ذخایر اضطراری خود استفاده کرده است. کاهش ۲۶.۶ درصدی SPR در کمتر از شش ماه، در حالی که ذخایر تجاری تنها ۵ درصد افت کرده‌اند، نشان‌دهنده اتکای قابل توجه واشنگتن به آخرین لایه دفاعی بازار انرژی است.

اگرچه سطح فعلی ذخایر راهبردی همچنان بالاتر از برخی دوره‌های تاریخی است، اما سرعت کاهش آن سبب خواهد شد ظرفیت استفاده از نفت ذخیره‌شده برای مدیریت بحران‌های آینده محدودتر بشود. در بازاری که هر شوک حاصل از تنش می‌تواند میلیون‌ها بشکه عرضه را تهدید کند، حفظ ذخایر اضطراری دیگر تنها یک موضوع اقتصادی نیست، بلکه بخشی از امنیت ملی و قدرت مانور سیاست خارجی آمریکا محسوب می‌شود.

Total Views: 0
درباره نویسنده

حامد سلیمانی

حامد سلیمانی دانشجوی ارشد اقتصاد نظری در دانشگاه علامه طباطبایی، پژوهشگر اقتصادی و علاقه‌مند به مباحث حوزه اقتصاد پولی و مالی است.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما