حجم تجارت ایران با اعضای بریکس به حدود ۶۰ میلیارد دلار رسیده است؛ رقمی که نشان میدهد این مجموعه دیگر صرفاً یک چارچوب سیاسی برای تهران نیست و بخش قابلتوجهی از تجارت خارجی کشور را دربر میگیرد. بر اساس اظهارات محمدصادق قنادزاده، معاون خدمات تجاری سازمان توسعه تجارت ایران، ۲۳ میلیارد دلار از این رقم مربوط به صادرات ایران و ۳۷ میلیارد دلار مربوط به واردات از کشورهای عضو بریکس است.
با این حال، اهمیت این عدد فقط به حجم تجارت محدود نمیشود. محاسبه ترکیب این مبادلات نشان میدهد حدود ۳۸ درصد تجارت ۶۰ میلیارد دلاری ایران با بریکس صادرات و حدود ۶۲ درصد آن واردات است. در نتیجه، تراز تجاری ایران در این بازارها حدود ۱۴ میلیارد دلار منفی است. این شکاف نشان میدهد چالش اصلی برای ایران، صرفاً افزایش حجم تجارت نیست؛ بلکه تغییر ترکیب تجارت و افزایش ظرفیت صادراتی نیز اهمیت دارد.
از سوی دیگر، وزن اقتصادی بریکس در اقتصاد جهانی قابلتوجه است. دادههای منتشرشده از سوی بریکس بر پایه آمار صندوق بینالمللی پول نشان میدهد این گروه در سال ۲۰۲۴ حدود ۴۰ درصد اقتصاد جهان را بر مبنای برابری قدرت خرید در اختیار داشته و سهم آن برای سال ۲۰۲۵ حدود ۴۱ درصد برآورد شده است.
چند نکته درباره تجارت ایران با بریکس
عدد ۶۰ میلیارد دلار در نگاه اول نشاندهنده یک بازار بزرگ برای اقتصاد ایران است، اما تحلیل دقیقتر نشان میدهد که «حجم تجارت» بهتنهایی نمیتواند معیار کافی برای سنجش دستاوردهای اقتصادی عضویت در بریکس باشد. نسبت صادرات به واردات، کیفیت کالاهای مبادلهشده، هزینه نقلوانتقال پول، مسیرهای ترانزیتی و امکان جذب سرمایه، عواملی هستند که مشخص میکنند این ظرفیت تا چه اندازه به منفعت اقتصادی پایدار تبدیل خواهد شد.
۱. شکاف ۱۴ میلیارد دلاری، مهمتر از رقم ۶۰ میلیارد دلاری است
بر اساس ارقام اعلامشده، صادرات ایران به اعضای بریکس ۲۳ میلیارد دلار و واردات از این کشورها ۳۷ میلیارد دلار است. بنابراین تراز تجاری ایران با این مجموعه حدود ۱۴ میلیارد دلار کسری دارد.
به بیان دیگر، ارزش واردات ایران از اعضای بریکس حدود ۱.۶ برابر صادرات به این کشورهاست. بنابراین اگر هدف، افزایش تابآوری تجارت خارجی باشد، سیاست تجاری نمیتواند صرفاً بر افزایش واردات از بازارهای عضو متمرکز شود و باید برای توسعه بازار صادراتی نیز برنامه مشخص داشته باشد.
۲. بریکس بازار بزرگی است؛ اما بازار بزرگ الزاماً به معنای صادرات بیشتر نیست
بریکس اکنون ۱۱ عضو دارد و تقریباً نیمی از جمعیت جهان را دربرمیگیرد. همچنین بر اساس دادههای رسمی بریکس، کشورهای عضو حدود ۴۰ درصد اقتصاد جهان را بر مبنای برابری قدرت خرید نمایندگی میکنند.
این مقیاس، فرصت بالقوه قابلتوجهی برای صادرکنندگان ایرانی ایجاد میکند؛ اما تبدیل این ظرفیت به صادرات واقعی، به مزیت رقابتی، استانداردهای صادراتی، قیمت، شبکه توزیع، حملونقل و سازوکارهای پرداخت وابسته است. بنابراین عضویت در یک پیمان اقتصادی، بهتنهایی تضمینکننده رشد صادرات نیست.
۳. مسئله پرداخت میتواند تعیینکننده باشد
یکی از محورهای مورد اشاره مقام سازمان توسعه تجارت، استفاده از ارزهای محلی و ایجاد سازوکارهای اجرایی برای تسویه مبادلات میان اعضای بریکس است. در صورت عملیاتیشدن این سازوکارها، بخشی از هزینهها و موانع نقلوانتقال مالی در تجارت دوجانبه میتواند کاهش پیدا کند.
با این حال، فاصله میان «توافق سیاسی» و «ابزار مالی قابل استفاده برای شرکتها» قابل توجه است. موفقیت این مسیر به ایجاد نظامهای تسویه، پوشش ریسک ارزی، بانکهای کارگزار و سازوکارهای قابل اتکا برای بخش خصوصی بستگی دارد.
۴. کریدورها میتوانند هزینه تجارت ایران را کاهش دهند
در مذاکرات بریکس، توسعه کریدورهای بینالمللی، حملونقل و تسهیل تجارت از محورهای مطرحشده بوده است. برای ایران، این موضوع اهمیت مضاعف دارد؛ زیرا موقعیت جغرافیایی کشور امکان اتصال بازارهای آسیایی، خلیج فارس، قفقاز و اروپا را فراهم میکند.
در صورتی که توسعه زیرساختهای حملونقل، هماهنگیهای گمرکی و استانداردی و اتصال مسیرهای ترانزیتی همزمان پیش برود، ایران میتواند از نقش صرفاً «بازار مقصد و مبدأ» فاصله گرفته و بخشی از ارزش افزوده تجارت منطقهای را از محل ترانزیت و خدمات لجستیکی به دست آورد.
۵. گام بعدی، تبدیل عضویت به پروژه اقتصادی است
اظهارات معاون خدمات تجاری سازمان توسعه تجارت نشان میدهد سیاستگذار نیز بر عبور از همکاریهای سیاسی و حرکت به سمت پروژههای مشخص در حوزه تجارت، حملونقل، پرداخت و سرمایهگذاری تأکید دارد.
این تغییر رویکرد اهمیت زیادی دارد؛ زیرا بریکس در حال حاضر حدود یکچهارم تجارت جهانی را دربرمیگیرد و وزن اقتصادی آن در سالهای اخیر افزایش یافته است. بنابراین برای ایران، معیار موفقیت در بریکس باید نه صرفاً تعداد نشستها و توافقها، بلکه افزایش صادرات، کاهش هزینه مبادله، جذب سرمایه و توسعه زیرساختهای تجاری باشد.
آیا بریکس میتواند شکاف تجاری ایران را کاهش دهد؟
تجارت ۶۰ میلیارد دلاری ایران با اعضای بریکس نشان میدهد این کشورها همین حالا نیز بخشی مهم از تجارت خارجی ایران را تشکیل میدهند. اما شکاف ۱۴ میلیارد دلاری میان صادرات و واردات نشان میدهد افزایش حجم مبادلات، بدون تغییر ساختار تجارت، الزاماً به معنای بهبود تراز تجاری نیست.
در کوتاهمدت، عملیاتیشدن سازوکارهای پرداخت، توسعه مسیرهای ترانزیتی و کاهش موانع گمرکی میتواند هزینه تجارت را کاهش دهد. در میانمدت، نتیجه اصلی به توان ایران برای افزایش صادرات کالا و خدمات، تنوعبخشی به محصولات صادراتی و جذب سرمایه از کشورهای عضو بستگی خواهد داشت.
به این ترتیب، مسئله اصلی برای اقتصاد ایران دیگر «چقدر با بریکس تجارت میکنیم؟» نیست؛ بلکه این است که از تجارت ۶۰ میلیارد دلاری، چه میزان ارزش افزوده، صادرات پایدار و سرمایهگذاری برای اقتصاد ایران ایجاد میشود.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟