Skip to main content

چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

پر بازدیدترین مطالب

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

هزینه بستن هرمز برای آمریکا؛ سقوط ۴۱ درصدی تجارت با متحدان خلیج فارس

هزینه بستن هرمز برای آمریکا؛ سقوط ۴۱ درصدی تجارت با متحدان خلیج فارس

جنگ علیه ایران و انسداد تنگه هرمز، تجارت آمریکا با ۷ کشور عربی حاشیه خلیج فارس را با افت شدید و بی‌سابقه‌ای مواجه کرده است. آیا واشنگتن برای حفظ جایگاه اقتصادی خود در منطقه، ناچار به تجدیدنظر در راهبرد جنگ‌افروزانه خود خواهد بود؟

- اندازه متن +

آخرین داده‌های رسمی تجارت خارجی آمریکا نشان می‌دهد هزینه اقتصادی بحران تنگه هرمز فقط به بازار نفت محدود نمانده است. محاسبه چارسو اقتصاد بر پایه داده‌های ماهانه اداره سرشماری آمریکا نشان می‌دهد تجارت کالایی آمریکا با شش کشور شورای همکاری خلیج فارس، یعنی عربستان، امارات، قطر، کویت، عمان و بحرین، در مه ۲۰۲۶ به حدود ۴.۲۰ میلیارد دلار رسید؛ در حالی که این رقم در مه ۲۰۲۵ حدود ۷.۱۹ میلیارد دلار بود. معنای این تغییر، سقوط حدود ۴۱.۶ درصدی تجارت آمریکا با متحدان خلیج فارس است.

این افت، فقط یک نوسان آماری نیست. تنگه هرمز یکی از حیاتی‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان است و طبق برآورد اداره اطلاعات انرژی آمریکا، در سال ۲۰۲۴ روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت و فرآورده نفتی، معادل حدود ۲۰ درصد مصرف جهانی مایعات نفتی، از این مسیر عبور کرده است. وقتی چنین آبراهی وارد وضعیت پرریسک می‌شود، اثر آن از نفت فراتر می‌رود و به تجارت کالا، بیمه، حمل‌ونقل، واردات انرژی، زنجیره تأمین و حتی سیاست پولی آمریکا منتقل می‌شود.

برای درک اهمیت این موضوع، باید بحران هرمز را در ادامه همان پرسشی دید که پیش‌تر در چارسو اقتصاد مطرح شد: بسته شدن تنگه هرمز چه اثری بر اقتصاد آمریکا و جهان دارد؟ پاسخ امروز روشن‌تر شده است؛ فشار هرمز فقط روی ایران یا کشورهای صادرکننده نفت نمی‌نشیند، بلکه تجارت آمریکا با نزدیک‌ترین شرکای منطقه‌ای‌اش را هم کوچک می‌کند.

سقوط تجارت آمریکا با خلیج فارس در یک نگاه

شاخصمه ۲۰۲۵مه ۲۰۲۶تغییر
تجارت آمریکا با شش کشور شورای همکاری خلیج فارسحدود ۷.۱۹ میلیارد دلارحدود ۴.۲۰ میلیارد دلارکاهش حدود ۴۱.۶ درصدی
تجارت آمریکا با اماراتحدود ۳.۲۴ میلیارد دلارحدود ۱.۸۸ میلیارد دلارکاهش حدود ۴۲ درصدی
تجارت آمریکا با عربستانحدود ۲.۰۸ میلیارد دلارحدود ۱.۵۸ میلیارد دلارکاهش حدود ۲۴ درصدی
تجارت آمریکا با قطرحدود ۹۹۹ میلیون دلارحدود ۳۵۹ میلیون دلارکاهش حدود ۶۴ درصدی
تجارت آمریکا با کویتحدود ۳۶۰ میلیون دلارحدود ۱۱۴ میلیون دلارکاهش حدود ۶۸ درصدی
تجارت آمریکا با بحرینحدود ۲۳۳ میلیون دلارحدود ۵۷ میلیون دلارکاهش حدود ۷۵ درصدی

اگر عراق نیز به این محاسبه اضافه شود، مجموع تجارت آمریکا با شش عضو شورای همکاری و عراق در مه ۲۰۲۶ به حدود ۴.۴۸ میلیارد دلار می‌رسد؛ در حالی که این عدد در مه ۲۰۲۵ حدود ۷.۸۹ میلیارد دلار بود. در این تعریف گسترده‌تر، افت تجارت به حدود ۴۳ درصد می‌رسد. بنابراین عدد ۴۱ درصدی زمانی دقیق‌تر است که مبنا، شش کشور شورای همکاری خلیج فارس باشد.

چرا بستن هرمز برای آمریکا فقط یک مسئله نفتی نیست؟

در نگاه اول، بستن یا محدود شدن تنگه هرمز باید بیش از همه به زیان واردکنندگان آسیایی نفت باشد. بخش بزرگی از نفت عبوری از هرمز به چین، هند، ژاپن و کره جنوبی می‌رود و آمریکا نسبت به دهه‌های قبل وابستگی مستقیم کمتری به نفت خلیج فارس دارد. اما این فقط نیمه ساده ماجراست؛ همان نیمه‌ای که معمولاً در تحلیل‌های سطحی دوست دارند با آن همه چیز را تمام کنند.

هزینه واقعی برای آمریکا از سه مسیر دیگر وارد می‌شود: نخست، کوچک شدن تجارت کالایی با متحدان منطقه‌ای؛ دوم، افزایش هزینه حمل‌ونقل، بیمه و تأمین کالاهای پایه؛ و سوم، انتقال شوک انرژی به تورم و سیاست پولی. در چنین وضعی، حتی اگر آمریکا نفت کمتری از خلیج فارس بخرد، باز هم از مسیر قیمت جهانی انرژی، هزینه حمل و افت تجارت منطقه‌ای آسیب می‌بیند.

در همین زمینه، گزارش تحلیلی تنگه هرمز چگونه اهرم قدرت ایران در اقتصاد جهانی شد؟ توضیح می‌دهد که هرمز فقط یک مسیر عبور نفتکش نیست؛ بلکه اهرمی برای انتقال هزینه جنگ به اقتصاد جهانی، بازار انرژی و تصمیم‌های پولی اقتصادهای بزرگ است.

۵ مسیر اصلی ضربه هرمز به تجارت آمریکا

افت تجارت آمریکا با متحدان خلیج فارس را باید در قالب چند مسیر هم‌زمان دید. هرکدام از این مسیرها بخشی از هزینه اقتصادی جنگ و اختلال در هرمز را به واشنگتن منتقل می‌کند.

  • ۱. افت واردات آمریکا از کالاهای انرژی‌بر خلیج فارس

    کشورهای خلیج فارس فقط صادرکننده نفت خام نیستند. آلومینیوم، کودهای شیمیایی، فرآورده‌های پالایشی، مواد پتروشیمی، گاز مایع و برخی کالاهای صنعتی انرژی‌بر نیز بخشی از تجارت آن‌ها با آمریکا را تشکیل می‌دهد. وقتی مسیر حمل‌ونقل از هرمز پرریسک می‌شود، صادرات همین کالاها هم با تأخیر، افزایش هزینه یا کاهش حجم مواجه می‌شود.

  • ۲. کاهش صادرات آمریکا به متحدان منطقه‌ای

    افت تجارت فقط از سمت واردات نیست. وقتی درآمد صادرات انرژی کشورهای خلیج فارس تحت فشار قرار می‌گیرد یا زیرساخت‌های بندری و بیمه‌ای دچار نااطمینانی می‌شود، تقاضا برای کالاهای آمریکایی نیز کاهش می‌یابد. این کالاها می‌تواند از تجهیزات صنعتی و ماشین‌آلات تا قطعات هواپیما، فناوری، خدمات پشتیبان و کالاهای مصرفی را شامل شود.

  • ۳. افزایش هزینه بیمه و حمل‌ونقل دریایی

    در دوره‌های تنش دریایی، شرکت‌های کشتیرانی فقط به قیمت کالا نگاه نمی‌کنند؛ مسیر، بیمه جنگ، ریسک توقیف، احتمال آسیب به کشتی و زمان انتظار در بنادر هم وارد محاسبه می‌شود. نتیجه این است که حتی کالاهایی که از نظر عرضه موجود هستند، با هزینه بیشتری به مقصد می‌رسند و بخشی از تجارت از نظر اقتصادی غیرجذاب می‌شود.

  • ۴. انتقال شوک انرژی به تورم آمریکا

    آمریکا تولیدکننده بزرگ انرژی است، اما قیمت نفت و فرآورده‌ها در بازار جهانی تعیین می‌شود. هر اختلال در هرمز می‌تواند قیمت نفت، سوخت حمل‌ونقل، دیزل، بنزین و هزینه توزیع کالا را بالا ببرد. این فشار در نهایت می‌تواند به شاخص قیمت مصرف‌کننده، انتظارات تورمی و تصمیم‌های فدرال رزرو سرریز کند.

  • ۵. تضعیف تصویر آمریکا به‌عنوان تضمین‌کننده امنیت تجارت خلیج فارس

    یکی از ستون‌های نفوذ آمریکا در خلیج فارس، ادعای تأمین امنیت مسیرهای انرژی و تجارت بوده است. وقتی تجارت با متحدان منطقه‌ای سقوط می‌کند و کشتی‌ها با ریسک بالاتر عبور می‌کنند، این تصویر تضعیف می‌شود. هزینه این تضعیف فقط اقتصادی نیست؛ بخشی از قدرت سیاسی و امنیتی آمریکا در منطقه نیز فرسوده می‌شود.

چرا امارات و قطر بیشتر زیر فشار قرار گرفتند؟

داده‌های تجارت کالایی نشان می‌دهد امارات و قطر در مه ۲۰۲۶ ضربه قابل توجهی خوردند. تجارت آمریکا با امارات نسبت به مه سال قبل حدود ۴۲ درصد کاهش یافت و تجارت با قطر حدود ۶۴ درصد افت کرد. این دو کشور در ظاهر مسیرها و مزیت‌های متفاوتی دارند، اما هر دو از شوک هرمز و نااطمینانی منطقه‌ای آسیب می‌بینند.

در مورد امارات، مسئله فقط نفت نیست. جبل‌علی، فجیره، زنجیره تأمین مجدد، آلومینیوم، خدمات بندری، تجارت مجدد و نقش دبی در اتصال منطقه به بازار جهانی، همگی به امنیت حمل‌ونقل وابسته‌اند. به همین دلیل گزارش اثر جنگ تنگه هرمز بر بندر جبل‌علی؛ چرا دبی به فجیره پناه برد؟ برای فهم ضربه هرمز به مدل تجاری امارات اهمیت زیادی دارد.

در مورد قطر، وزن LNG، پتروشیمی و مسیرهای دریایی حساس‌تر است. قطر برای صادرات گاز طبیعی مایع و بخشی از کالاهای انرژی‌بر خود به امنیت مسیرهای دریایی وابسته است. حتی اگر مقصد نهایی آمریکا سهم بزرگی از صادرات قطر نباشد، اختلال در زنجیره کشتیرانی و بیمه می‌تواند تجارت دوجانبه را سریعاً کوچک کند.

عمان و مسیرهای جایگزین؛ مزیت امن یا مزیت شکننده؟

یکی از واکنش‌های طبیعی بازار به اختلال در هرمز، جست‌وجوی مسیرهای جایگزین است. در این میان، عمان به دلیل موقعیت بندرهای دقم، صحار و صلاله خارج از دهانه اصلی تنگه، اهمیت بیشتری پیدا کرده است. با این حال، داده‌های تجارت آمریکا نشان می‌دهد حتی عمان هم از افت منطقه‌ای مصون نمانده و تجارت دوطرفه آن با آمریکا در مه ۲۰۲۶ نسبت به مه ۲۰۲۵ حدود ۲۳ درصد کاهش یافته است.

این نکته نشان می‌دهد مسیر جایگزین به معنای حذف ریسک نیست. وقتی کل منطقه درگیر نااطمینانی می‌شود، بیمه‌گر، مالک کشتی، صادرکننده و واردکننده همگی محافظه‌کارتر می‌شوند. برای همین، تحلیل اقتصاد عمان زیر سایه جنگ ایران؛ سود نفت و بنادر، ریسک امنیتی و هرمز باید کنار این خبر خوانده شود؛ چون نشان می‌دهد سود لجستیکی عمان از جنگ، هم‌زمان با ریسک‌های امنیتی تازه رشد می‌کند.

آیا هرمز به تله استراتژیک آمریکا تبدیل شده است؟

سیاست فشار حداکثری علیه ایران معمولاً با این تصور همراه بوده که هزینه اصلی بر تهران تحمیل می‌شود و آمریکا با تکیه بر تولید داخلی انرژی و شبکه متحدان منطقه‌ای، هزینه کمتری می‌پردازد. اما داده‌های تجارت کالایی، تصویر پیچیده‌تری نشان می‌دهد. اگر اختلال در هرمز تجارت آمریکا با متحدان خلیج فارس را کوچک کند، واشنگتن هم بخشی از هزینه جنگ را از مسیر بازار خود می‌پردازد.

این همان نقطه‌ای است که «محاصره اقتصادی» می‌تواند برای آمریکا به «تله استراتژیک» تبدیل شود. هرچه فشار نظامی و دریایی بیشتر شود، ریسک حمل‌ونقل، بیمه، تأمین انرژی، تجارت کالا و سرمایه‌گذاری منطقه‌ای هم افزایش می‌یابد. در ظاهر، هدف فشار بر ایران است؛ اما در عمل، بخشی از شبکه اقتصادی متحدان آمریکا نیز زیر فشار می‌رود.

در همین چارچوب، تهدیدهای اخیر علیه زیرساخت‌های نفتی ایران نیز فقط یک مسئله نظامی نیست. گزارش بای‌بای خارگ؛ پست ترامپ از ویدیوی هوش مصنوعی تا فشار بر شاهرگ نفت ایران نشان می‌دهد هر بار پای خارگ، هرمز و صادرات نفت به میان می‌آید، بازارها فقط به ایران نگاه نمی‌کنند؛ بلکه اثر دومینویی آن بر انرژی، بیمه و تجارت منطقه را هم قیمت‌گذاری می‌کنند.

داده‌های ماهانه چه می‌گویند؟

بررسی داده‌های رسمی Census نشان می‌دهد افت تجارت در مه ۲۰۲۶ نسبت به آوریل شدیدتر شده است. در آوریل، تجارت آمریکا با شش کشور شورای همکاری خلیج فارس حدود ۵.۲۶ میلیارد دلار بود که نسبت به آوریل ۲۰۲۵ حدود ۲۱ درصد کاهش داشت. اما در مه، این افت به حدود ۴۱.۶ درصد رسید. این تفاوت نشان می‌دهد اثر اختلال در هرمز با تأخیر زمانی وارد داده‌های تجارت شده و در ماه بعدی، ضربه شدیدتری به آمار رسمی زده است.

کشورتجارت آوریل ۲۰۲۶تجارت مه ۲۰۲۶برداشت تحلیلی
عربستانحدود ۱.۹۷ میلیارد دلارحدود ۱.۵۸ میلیارد دلارکاهش واردات آمریکا از عربستان، نشانه فشار بر مسیر انرژی و کالاهای مرتبط
اماراتحدود ۲.۴۹ میلیارد دلارحدود ۱.۸۸ میلیارد دلارافت شدیدتر در ماه مه، نشانه فشار بر مدل بندری و تجاری امارات
قطرحدود ۴۵۳ میلیون دلارحدود ۳۵۹ میلیون دلارکوچک شدن تجارت در سایه ریسک LNG و حمل‌ونقل دریایی
کویتحدود ۸۷ میلیون دلارحدود ۱۱۴ میلیون دلارسطح تجارت پایین مانده و نسبت به سال قبل افت جدی دارد
عمانحدود ۱۸۹ میلیون دلارحدود ۲۱۹ میلیون دلارمسیر جایگزین است، اما از ریسک منطقه‌ای کاملاً جدا نیست
بحرینحدود ۶۹ میلیون دلارحدود ۵۷ میلیون دلارکوچک‌ترین بازار، اما با افت درصدی بسیار شدید

چرا بازگشت تجارت به حالت عادی سریع نیست؟

حتی اگر تنش در هرمز کاهش پیدا کند، بازگشت تجارت به سطح عادی زمان‌بر خواهد بود. زنجیره تأمین با یک دستور سیاسی روشن نمی‌شود؛ کشتی‌ها باید بیمه شوند، مسیرها باید دوباره امن ارزیابی شوند، بنادر باید برنامه تخلیه و بارگیری را تنظیم کنند و واردکننده باید مطمئن شود که محموله در میانه مسیر گرفتار هزینه تازه نمی‌شود.

گزارش‌های دریایی در شهریور ۱۴۰۵ نشان می‌دهد عبور کشتی‌های کالایی از هرمز هنوز پایین‌تر از سطح عادی است و متوسط ۱۰روزه عبور به حدود ۱۰ کشتی در روز رسیده است. این یعنی بازار حمل‌ونقل هنوز با احتیاط حرکت می‌کند و تا زمانی که ریسک مسیر، بیمه و قواعد عبور روشن نشود، تجارت آمریکا با خلیج فارس نیز به‌سادگی به سطح پیش از بحران برنمی‌گردد.

جمع‌بندی؛ هزینه هرمز از جیب متحدان آمریکا هم پرداخت می‌شود

بستن یا محدود شدن تنگه هرمز، برای آمریکا فقط مسئله قیمت نفت نیست. داده‌های رسمی تجارت کالایی نشان می‌دهد در مه ۲۰۲۶ تجارت آمریکا با شش متحد خلیج فارس حدود ۴۱.۶ درصد نسبت به سال قبل کاهش یافته است. این افت نشان می‌دهد بحران هرمز مستقیماً به تجارت، زنجیره تأمین و جایگاه اقتصادی واشنگتن در منطقه برخورد کرده است.

اگرچه آمریکا تلاش می‌کند هزینه اصلی بحران را به ایران منتقل کند، اما واقعیت تجارت نشان می‌دهد شبکه متحدان آمریکا نیز از این وضعیت آسیب می‌بیند. امارات، عربستان، قطر، کویت، عمان و بحرین همگی به درجات مختلف با افت تجارت، افزایش هزینه حمل و بیمه، نااطمینانی بندری و کاهش سرعت مبادلات روبه‌رو شده‌اند.

بنابراین هرمز فقط یک آبراه نظامی یا نفتی نیست؛ یک ابزار ژئواکونومیک است. هرچه این گلوگاه ناامن‌تر شود، هزینه جنگ از میدان نظامی عبور می‌کند و وارد صورت‌حساب تجارت آمریکا، تورم جهانی، بیمه دریایی و اعتماد متحدان منطقه‌ای می‌شود.

سوالات متداول درباره اثر بستن تنگه هرمز بر تجارت آمریکا

  • تجارت آمریکا با کشورهای خلیج فارس چقدر کاهش یافت؟

    محاسبه چارسو اقتصاد بر پایه داده‌های رسمی Census نشان می‌دهد تجارت کالایی آمریکا با شش کشور شورای همکاری خلیج فارس در مه ۲۰۲۶ نسبت به مه ۲۰۲۵ حدود ۴۱.۶ درصد کاهش یافته است.

  • منظور از متحدان خلیج فارس در این گزارش کدام کشورهاست؟

    در محاسبه اصلی این گزارش، منظور شش کشور شورای همکاری خلیج فارس است: عربستان، امارات، قطر، کویت، عمان و بحرین. اگر عراق نیز اضافه شود، افت تجارت در مه ۲۰۲۶ حدود ۴۳ درصد می‌شود.

  • چرا بستن تنگه هرمز برای اقتصاد آمریکا مهم است؟

    چون هرمز فقط مسیر عبور نفت نیست؛ اختلال در این آبراه می‌تواند قیمت انرژی، بیمه کشتیرانی، هزینه حمل کالا، واردات کالاهای پایه و تجارت آمریکا با متحدان منطقه‌ای را تحت تأثیر قرار دهد.

  • کدام کشور بیشترین افت درصدی تجارت با آمریکا را داشت؟

    در میان شش کشور شورای همکاری، بحرین، کویت و قطر افت درصدی بسیار شدیدی را در مه ۲۰۲۶ نسبت به مه ۲۰۲۵ ثبت کردند. البته از نظر حجم دلاری، امارات و عربستان اهمیت بیشتری دارند.

  • آیا آمریکا از نفت خلیج فارس بی‌نیاز است؟

    آمریکا نسبت به گذشته وابستگی مستقیم کمتری به نفت خلیج فارس دارد، اما قیمت نفت جهانی است. بنابراین حتی کاهش واردات مستقیم هم مانع اثرگذاری بحران هرمز بر تورم، سوخت، حمل‌ونقل و بازارهای مالی آمریکا نمی‌شود.

  • آیا بازگشایی هرمز فوراً تجارت را عادی می‌کند؟

    نه الزاماً. حتی با کاهش تنش، بازگشت کامل تجارت به سطح عادی نیازمند کاهش ریسک بیمه، اعتماد دوباره شرکت‌های کشتیرانی، روشن شدن قواعد عبور و بازسازی برنامه‌های حمل‌ونقل و زنجیره تأمین است.

منابع

درباره نویسنده

تحریریه چارسو

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما