بازار سرمایه ایران هفته ای رویایی را پشت سر گذاشت. هفتهای که در آن شاخص کل بورس تهران برای نخستین بار در تاریخ از مرز چهار میلیون و ۵۹۳ هزار واحد عبور کرد، ارزش معاملات خرد به سطوح بالای ۲۰ هزار میلیارد تومان رسید و موجی از نقدینگی حقیقی به تالار شیشهای بازگشت. مهمتر از خود عدد شاخص، کیفیت این رشد بود. صعود بازار دیگر تنها به چند نماد بزرگ و شاخصساز محدود نماند و طیف گستردهای از صنایع از غذایی و سیمان گرفته تا فلزات اساسی و بانکی در مدار رشد قرار گرفتند. آنچه این هفته را متمایز کرد، همزمانی سه عامل بود. بازگشت اعتماد سرمایهگذاران خرد پس از یک دوره کوتاه نگرانی سیاسی، تداوم ورود پول تازه به بازار و رشد همگام شاخص هموزن در کنار شاخص کل که نشان داد رونق فعلی ریشهای فراگیرتر از موجهای گذشته دارد. با این حال در پس این تصویر سبز، پرسشی جدی نیز مطرح است. آیا این رشد بازتاب بهبود واقعی بنیاد شرکتهاست یا بر موتور تورم سوار شده است.
شاخصها در ارتفاع تاریخی، از عبور هموزن تا رکورد ارزش معاملات
نگاهی به آمار معاملات تالار شیشهای نشان میدهد شاخص کل بورس در پایان هفته با رشد ۵.۳۶ درصدی به سطح چهار میلیون و ۵۹۳ هزار واحد رسید و برای نخستین بار چنین محدودهای را تجربه کرد. در روز پایانی هفته نیز این نماگر با افزایش ۵۲ هزار و ۱۷۴ واحدی معادل ۱.۱۵ درصد رشد، رکورد تازهای ثبت کرد و حتی در مقاطعی از مرز ۴.۶ میلیون واحد عبور کرد، هرچند افزایش عرضهها در این محدوده مانع از تثبیت شاخص در کانال جدید شد. در همین مسیر شاخص هموزن با رشد ۶.۲ درصدی همراه شد و در روز چهارشنبه با افزایش ۱۷ هزار و ۴۵۰ واحدی به یک میلیون و ۲۳۵ هزار واحد رسید. عملکرد بهتر شاخص هموزن نسبت به شاخص کل پیام روشنی داشت و آن اینکه اقبال معاملهگران تنها متوجه نمادهای بزرگ نبوده و سهام شرکتهای کوچک و متوسط نیز سهم پررنگی در صعود اخیر داشتهاند. بررسی عملکرد از ابتدای سال نیز همین موضوع را تایید میکند، چرا که شاخص هموزن با رشد حدود ۳۰ درصدی بازدهی بالاتری نسبت به شاخص کل ثبت کرده است. در کنار شاخصها، ارزش معاملات خرد به یکی از مهمترین نشانههای پویایی بازار بدل شد و در روز پایانی هفته به حدود ۲۴ هزار و ۹۶۹ میلیارد تومان رسید، رقمی که تداوم آن در سطوح بالای ۲۰ هزار میلیارد تومان از افزایش عمق بازار و گردش بالای نقدینگی حکایت میکند. گستردگی رشد نیز چشمگیر بود، به طوری که ۶۶۳ نماد معادل ۸۳ درصد بازار سهام روز پایانی هفته را با افزایش قیمت به پایان رساندند و سرانه خرید حقیقیها با رسیدن به حدود ۸۸.۱ میلیون تومان در برابر سرانه فروش ۷۲.۲ میلیون تومانی، قدرت خریداران را به عدد ۱.۲۲ رساند. در همین هفته مرحله معاملات پایانی نیز با ثبت ارزش ۱۸۱۱ میلیارد تومانی بالاترین رکورد خود از زمان راهاندازی را تجربه کرد.
وقتی پول حقیقی به تالار بازگشت، نقدینگی محرک اصلی صعود
برجستهترین متغیر هفته گذشته بدون تردید جریان نقدینگی حقیقی بود. در مجموع هفته حدود ۱۳ هزار میلیارد تومان سرمایه حقیقی وارد بازار سهام شد و مجموع ورود پول حقیقیها از ابتدای سال به حدود ۵۳ هزار میلیارد تومان رسید. تنها در روز پایانی هفته بیش از سه هزار و ۶۳۲ میلیارد تومان پول حقیقی به بازار وارد شد، آن هم در شرایطی که بازار نیمه نخست روز را با خروج نقدینگی آغاز کرده بود اما افزایش تقاضا در ساعات پایانی ورق را برگرداند. این رفتار نشان میدهد که خوشبینی سرمایهگذاران خرد نسبت به ادامه مسیر صعودی همچنان پابرجاست. در ادبیات مالی، ورود پول حقیقی یکی از مهمترین سنجههای اعتماد عمومی به شمار میرود و وقتی سرمایهگذاران خرد با وجود گزینههای متعدد، بورس را برای ورود منابع خود انتخاب میکنند، در واقع چشمانداز بازدهی این بازار را نسبت به سایر بازارها جذابتر ارزیابی کردهاند. نکته مهم آنکه این موج درست پس از یک دوره کوتاه نگرانی ناشی از تحولات سیاسی شکل گرفت و همین موضوع این تحلیل را تقویت میکند که بخش بزرگی از خروجهای پیشین سرمایه ماهیتی هیجانی داشته و با کاهش ریسکهای ادراکشده، پولها بار دیگر به تالار بازگشتهاند. در سطح صنایع نیز در روز پایانی هفته گروه فلزات اساسی با جذب بیش از ۶۳۲ میلیارد تومان نقدینگی حقیقی در صدر ورود پول قرار گرفت و پس از آن گروههای بانکی و پالایشی هر یک با حدود ۵۴۰ میلیارد تومان از مهمترین مقاصد نقدینگی بودند، در حالی که صنایع استخراج کانههای فلزی، محصولات شیمیایی و چندرشتهای صنعتی بیشترین خروج پول را تجربه کردند. در بخش صندوقها نیز چرخشی معنادار رخ داد، چنانکه صندوقهای درآمد ثابت پس از چند روز خروج دوباره با ورود نقدینگی مواجه شدند و صندوقهای سهامی بیش از ۵۴۵ میلیارد تومان پول حقیقی جذب کردند، اما صندوقهای طلا زیر فشار افت قیمت جهانی این فلز نزدیک به ۴۰۰ میلیارد تومان نقدینگی از دست دادند. ریشه بخشی از این بازگشت اعتماد را باید در بسته حمایتی پس از بحران جستوجو کرد. تجربه تزریق ۶۰ هزار میلیارد تومان نقدینگی به شکل ترکیبی از اعتبار بانکی، انتشار اوراق توسط صندوقهای حمایتی و بیمه سهام پس از تنشهای اخیر، الگویی شد که اعتماد را به بازار سرمایه بازگرداند و فشار را از بازارهای موازی مانند طلا و ارز برداشت.

رشد بر دوش تورم، مرز باریک میان رونق پایدار و حباب
در کنار همه نشانههای مثبت، تحلیل دقیقتر دادهها از یک واقعیت مهم پرده برمیدارد و آن وابستگی بخش قابل توجهی از این رشد به تورم است. گزارشهای فروش شرکتها در اردیبهشتماه نشان داد که بیش از ۷۴ درصد شرکتها نسبت به میانگین سال گذشته رشد فروش داشتهاند و فروش ریالی کل بازار به حدود ۱۱۴۳ هزار میلیارد تومان رسیده که رشدی ۵۸ درصدی نسبت به فروردین است. نکته امیدوارکننده آنکه فروش دلاری نیز در همین بازه ۵۰ درصد افزایش یافته و به حدود ۶.۶ میلیارد دلار رسیده، که نشان میدهد بخشی از این جهش به بهبود واقعی حجم فروش و صادرات بازمیگردد و صرفا اثر تورمی نیست. با این حال تصویر کاملا یکدست نیست. حدود ۱۹ درصد شرکتها افت فروش داشتهاند و نزدیک به هفت درصد در دو ماه ابتدایی سال عملا فروشی ثبت نکردهاند، که بخش بزرگی از آنها در گروههای فولادی و پتروشیمی قرار دارند و به دلیل آسیبهای ناشی از تنشها از چرخه تولید خارج شدهاند. این توزیع نامتوازن خطر دوپاره شدن بازار را گوشزد میکند، جایی که شرکتهای بزرگ و برخوردار از مزیتهای ساختاری رشد میکنند و بنگاههای ضعیفتر عقب میمانند. در سمت عوامل مثبت میتوان به ارزندگی بنیادی سهام اشاره کرد، چنانکه نسبت قیمت به سود آیندهنگر بسیاری از نمادها همچنان زیر چهار واحد قرار دارد و ارزش دلاری بازار پایینتر از میانگینهای تاریخی است. کاهش نگرانیهای سیاسی، تداوم ورود نقدینگی و حمایت هدفمند نهاد ناظر نیز در کنار سودآوری قوی گروههایی مانند دارویی، غذایی و سیمانی به عنوان موتورهای محرک عمل کردند. در مقابل، ریسکها نیز کم نیستند. وابستگی رشد به تورم، احتمال افزایش عرضهها در سطوح بالای قلههای تاریخی، و مهمتر از همه احتمال تغییر در متغیرهای کلان و سیاستهای پولی از جمله مواردی هستند که میتوانند مسیر صعودی را با نوسان همراه کنند. به نظر میرسد بازار در نقطه ای قرار دارد که هم ظرفیت تداوم رشد را بر اساس متغیرهای بنیادی دارد و هم نیازمند مراقبت است تا این جهش به یک حباب شکننده تبدیل نشود. در نهایت، آنچه در هفتههای آتی سرنوشت معاملات را رقم خواهد زد، تداوم یا توقف ورود پول حقیقی و ثبات در متغیرهای اثرگذار اقتصادی خواهد بود.





نظر شما در مورد این مطلب چیه؟