پتروشیمی نوری چیست و چرا برای اقتصاد ایران مهم است؟
نوری یکی از گرههای اصلی تبدیل خوراک هیدروکربوری به محصولات آروماتیکی و برشهای قابل فروش داخلی و صادراتی است؛ شرکتی که در سبد تولید آن محصولاتی مانند بنزن، پارازایلین، برش سبک، آروماتیک سنگین، رافینیت، ارتوزایلین، گاز مایع، نفتای سبک و مخلوط رافینیت دیده میشود.
اهمیت نوری دقیقاً از همینجا آغاز میشود. این شرکت میان میعانات گازی، فرآوردههای نفتی و بازار محصولات پتروشیمی قرار دارد و میتواند خوراک خامتر را به محصول قابل معامله در زنجیره پاییندست تبدیل کند.
صورتهای مالی حسابرسیشده سال ۱۴۰۴ نشان میدهد درآمد عملیاتی تلفیقی نوری به حدود ۲۵۰.۵ همت رسیده است. سود ناخالص شرکت حدود ۶۷.۵ همت و سود خالص آن نزدیک به ۳۳.۵ همت بوده است.
اما اهمیت نوری از یک زاویه دیگر هم قابل دیدن است. گزارش حسابرس نشان میدهد ۹۷ درصد فروش داخلی شرکت و ۷۸ درصد کل فروش آن در سال ۱۴۰۴ به اشخاص وابسته انجام شده است. همچنین کل خرید مواد اولیه شرکت از اشخاص وابسته بوده است. این یعنی نوری در یک زنجیره درونگروهی بزرگ فعالیت میکند؛ از خوراک تا فروش، با شرکتهای وابسته، شرکت ملی نفت و شرکتهای همگروه در ارتباط است.
این مسئله از یک طرف مزیت ایجاد میکند، چون زنجیره تأمین و بازار شرکت تا حدی درون شبکهای قابل هماهنگی است؛ اما از طرف دیگر ریسک حکمرانی شرکتی، قیمتگذاری، وصول مطالبات و شفافیت قراردادها را نیز بالا میبرد.
در ترکیب فروش پنجماهه ۱۴۰۵ نیز نقش محوری برخی محصولات کاملاً دیده میشود. تا پایان مرداد، جمع فروش نوری حدود ۹۵.۸ همت بوده که نسبت به حدود ۹۰.۴ همت مدت مشابه سال قبل، رشد اسمی نشان میدهد. اما زیر این رشد، تصویر یکنواختی وجود ندارد. بزرگترین وزن درآمدی در این دوره متعلق به مخلوط رافینیت A۹۲ و A۸۰ است؛ محصولی که فروش تجمعی آن در بخش داخلی به حدود ۵۷.۱ همت رسیده و عملاً ستون اصلی درآمد شرکت در پنج ماه نخست سال بوده است. پس از آن، نفتای سبک صادراتی با حدود ۱۴.۱ همت و رافینیت صادراتی با حدود ۱۲.۹ همت، نقش مهمی در درآمد شرکت داشتهاند. این چینش نشان میدهد نوری از حیث درآمدی به چند محصول کلیدی تکیه دارد و هر اختلال در تولید یا فروش همین چند قلم، مستقیماً روی تصویر مالی شرکت اثر میگذارد.
نوری در دوران جنگ چگونه عمل کرد؟
دادههای ماهانه ۱۴۰۵ نشان میدهد نوری از ابتدای سال با دو شوک همزمان مواجه بوده است:
شوک عملیاتی در یوتیلیتی
شوک بازار در صادرات
در فروردین، کل فروش شرکت حدود ۱۳.۹ همت بود؛ درحالیکه در فروردین ۱۴۰۴ این عدد حدود ۱۴.۹ همت ثبت شده بود. دلیل این موضوع نیز قطع خدمات یوتیلیتی دریافتی از شرکت مبین انرژی خلیج فارس، تولیدات شرکت نسبت به دوره مشابه سال قبل و ماههای قبل کاهش یافته است.
در اردیبهشت، مسئله روشنتر شد. شرکت تصریح کرده عدم تولید در اردیبهشت به دلیل قطع خدمات یوتیلیتی دریافتی از مبین انرژی خلیج فارس بوده است. یعنی یک شرکت بزرگ آروماتیکی، حتی اگر خوراک و بازار داشته باشد، بدون سرویس جانبی پایدار نمیتواند تولید را ادامه دهد. این همان نقطهای است که در شرایط جنگی باید جدی گرفته شود. جنگ فقط با اصابت مستقیم به واحد تولیدی صنعت را متوقف نمیکند؛ اختلال در نیروگاه، بخار، آب صنعتی، نیتروژن یا شبکه خدمات جانبی نیز میتواند تولید را زمینگیر کند.
در خرداد و مرداد، ادبیات گزارش تغییر کرد اما مسئله پابرجا ماند. شرکت اعلام کرد اطلاعات مربوط به مصرف سرویسهای جانبی و خوراک بهصورت علیالحساب منتشر شده و کاهش تولید محصولات به دلیل اختلال در سرویسهای جانبی است که بعضاً به توقفهایی در تولید منجر میشود. در کنار آن، کاهش فروش صادراتی عمدتاً به شرایط سیاسی منطقه و محدودیتهای موجود نسبت داده شده است.
بنابراین تصویر جنگی نوری دو لایه دارد:
تولید از سمت یوتیلیتی ضربه میخورد
فروش خارجی از سمت نااطمینانی مشخص در تعاملات تجاری آسیب دیده است.
با این حال، داده مرداد نشان میدهد شرکت توانسته از مسیر فروش داخلی بخش مهمی از فشار را جبران کند. در مرداد ۱۴۰۵، فروش ماهانه نوری حدود ۳۴.۴ همت بوده که بخش عمده آن از فروش داخلی آمده و فروش صادراتی ماهانه فقط حدود ۱.۱ همت بوده است.
این ترکیب به ما میگوید نوری در کوتاهمدت با اتکا به بازار داخلی و فروش درونزنجیرهای توانسته عدد فروش را حفظ کند، اما این وضعیت اگر ادامه پیدا کند، برای شرکتی با ظرفیت صادراتی و نقش ارزی مطلوب نیست. رشد اسمی فروش تجمعی پنجماهه نباید ما را از کیفیت فروش غافل کند.
در سمت خوراک نیز نکته مهمی وجود دارد. تا پایان مرداد ۱۴۰۵، جمع خرید مواد اولیه شرکت حدود ۳۷.۴ همت بوده، درحالیکه در مدت مشابه سال قبل حدود ۶۹.۷ همت ثبت شده بود. بخش اصلی خرید مواد اولیه سال جاری از میعانات گازی، نفتا و بنزین پیرولیز تشکیل شده است. کاهش عدد خرید میتواند از چند عامل اثر بگیرد، اما در کنار گزارشهای مربوط به اختلال تولید، یک پیام عملیاتی دارد که ظرفیت تولید شرکت در ماههای نخست سال به شکل کامل و روان فعال نبوده است. به همین دلیل نباید صرفاً با مشاهده فروش تجمعی، وضعیت عملیاتی شرکت را عادی فرض کرد.
راه بهبود وضعیت پتروشیمی چیست؟
مسئله اول، ایمنسازی یوتیلیتی است. دادههای نوری بهوضوح نشان میدهد بزرگترین ریسک فوری شرکت، اختلال در سرویسهای جانبی است. برای واحدی مانند نوری، یوتیلیتی یک بخشی از خط تولید است. بنابراین باید برای شرکتهای پتروشیمی بزرگ، برنامه پایداری انرژی و سرویس جانبی در شرایط جنگی تعریف شود.
مسئله دوم، بازطراحی مسیر صادرات است. وقتی خود شرکت کاهش فروش صادراتی را به شرایط سیاسی منطقه و محدودیتهای موجود نسبت میدهد، راهحل فقط افزایش تولید نیست. باید برای محصولات اصلی نوری مسیرهای فروش منعطفتری ساخت. این یعنی تنوع مقصد صادراتی، استفاده از قراردادهای کوتاهمدت و میانمدت با خریداران منطقهای و آسیایی، تقویت انبارش و فروش از مسیر بنادر جایگزین، تسویه غیردلاری، تهاتر با کالاهای واسطهای و تعریف کارگزاران فروش پاسخگوتر.
گزارش حسابرس سال ۱۴۰۴ نیز درباره واگذاری عملیات بازاریابی، حمل و فروش محصولات به شرکت کارگزار فروش و رعایتنشدن برخی مفاد قراردادی مانند مستندات فروش، هزینه حمل، تبدیل ارز، پرداخت بهموقع وجوه ارزی و اخذ تضمین معتبر از خریداران خارجی هشدار داده است. در شرایط جنگی، این نقطه دیگر یک ایراد اداری نیست؛ میتواند به گلوگاه ارزآوری تبدیل شود.
مسئله سوم، اصلاح حکمرانی زنجیره درونگروهی است. اینکه ۷۸ درصد کل فروش و ۱۰۰ درصد خرید مواد اولیه شرکت با اشخاص وابسته گره خورده، به معنی آن است که نوری به یک شبکه بزرگتر وصل است. این شبکه باید در بحران مزیت هماهنگی ایجاد کند، نه ابهام قیمتگذاری و مطالبات. لازم است نرخ فروش بینمجتمعی از حالت علیالحساب طولانی خارج شود، تسویه مطالبات درونگروهی زمانبندی دقیق داشته باشد، قراردادهای خوراک با فرمول روشنتر بسته شود و اثر تأخیر در تعیین نرخ میعانات گازی بر صورتهای مالی کاهش یابد.
مسئله چهارم، عبور از فروش محصول پایه به تکمیل زنجیره ارزش است. نوری امروز با فروش محصولات پایه و میانی درآمد بالایی دارد، اما در شرایط جنگی، خامتر بودن سبد فروش یعنی آسیبپذیری بیشتر در حمل، قیمت جهانی و محدودیت بازار. اگر بخشی از محصولات آروماتیکی به صنایع پاییندست داخلی متصل شود، شرکت فقط فروشنده محصول پایه نخواهد بود؛ به تأمینکننده زنجیره تولید داخلی تبدیل میشود. این مسیر هم ارزآوری غیرمستقیم دارد، هم اشتغال صنعتی ایجاد میکند، هم در زمان محدودیت صادراتی، ضربه را کاهش میدهد.
پتروشیمی نوری تصویری فشرده از کل صنعت پتروشیمی ایران است: بزرگ، سودساز، زنجیرهساز و ارزآور؛ اما حساس به یوتیلیتی، حمل، صادرات، قیمتگذاری خوراک و حکمرانی اشخاص وابسته. اگر قرار است پتروشیمی در اقتصاد جنگی و پساجنگی نقش ستون ارزی کشور را بازی کند، باید از نگاه صرفاً تولیدی عبور کرد. مسئله آینده نوری فقط افزایش فروش نیست؛ پایداری تولید، امنیت سرویس جانبی، تابآوری صادرات و تبدیل محصول پایه به زنجیره ارزش داخلی است.



نظر شما در مورد این مطلب چیه؟