Skip to main content

چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

پر بازدیدترین مطالب

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

فرسودگی زیرساخت چگونه جلوی رشد اقتصاد ایران را گرفته؟ فرصت بزرگ سرمایه‌گذاری کجاست؟

فرسودگی زیرساخت چگونه جلوی رشد اقتصاد ایران را گرفته؟ فرصت بزرگ سرمایه‌گذاری کجاست؟

رشد ۴.۱ درصدی تشکیل سرمایه ثابت در نیمه نخست ۱۴۰۳ و نیاز گسترده زیرساختی، ظرفیت تازه‌ای برای نوسازی، سرمایه‌گذاری مولد و تقویت رشد بلندمدت اقتصاد ایران ایجاد کرده است.

- اندازه متن +

فرسودگی زیرساخت در ایران فقط یک مشکل فنی نیست؛ وقتی برق پایدار، شبکه انتقال، تجهیزات تولید یا حمل‌ونقل نتوانند متناسب با نیاز اقتصاد توسعه پیدا کنند، ظرفیت تولید نیز محدود می‌شود. داده‌های رسمی نشان می‌دهد تشکیل سرمایه ثابت ناخالص در نیمه نخست ۱۴۰۳ حدود ۴.۱ درصد رشد کرده، اما هم‌زمان شکاف اعلامی تولید و تقاضای برق در تابستان ۱۴۰۴ به حدود ۱۵ هزار مگاوات رسیده است. این دو عدد یک پیام مهم دارند: سرمایه‌گذاری در ایران متوقف نشده، اما مسئله اصلی این است که سرمایه با چه کیفیتی و به کدام بخش‌ها هدایت می‌شود.

از این زاویه، فرسودگی زیرساخت دو چهره دارد. در کوتاه‌مدت هزینه تولید را بالا می‌برد و مانع رشد می‌شود؛ اما اگر مدل تأمین مالی، قیمت‌گذاری و بازگشت سرمایه اصلاح شود، همین نیاز انباشته می‌تواند بازار بزرگی برای سرمایه‌گذاری در برق، شبکه انتقال، تجهیزات، بهره‌وری انرژی، حمل‌ونقل و سایر زیرساخت‌های مولد ایجاد کند.

آیا زیرساخت فرسوده واقعاً مانع رشد اقتصاد ایران است؟

رشد اقتصادی فقط به وجود سرمایه وابسته نیست. بنگاه برای افزایش تولید به مجموعه‌ای از زیرساخت‌های مکمل نیاز دارد؛ از برق و گاز پایدار گرفته تا حمل‌ونقل، ارتباطات، آب و تجهیزات تولید.

اگر یکی از این حلقه‌ها دچار محدودیت شود، حتی کارخانه‌ای که ماشین‌آلات و نیروی انسانی کافی دارد نیز نمی‌تواند از تمام ظرفیت خود استفاده کند. به همین دلیل، کمبود یا ناپایداری زیرساخت می‌تواند بازده سرمایه‌گذاری‌های انجام‌شده در سایر بخش‌های اقتصاد را نیز کاهش دهد.

برق نمونه روشنی از این مسئله است. محدودیت عرضه برق در دوره‌های اوج مصرف می‌تواند ساعات فعالیت صنایع را کاهش دهد، برنامه تولید را مختل کند و بنگاه را به سمت تأمین برق جایگزین یا سرمایه‌گذاری مستقل در انرژی سوق دهد.

سرمایه‌گذاری در ایران متوقف نشده؛ مسئله پس چیست؟

داده‌های بانک مرکزی نشان می‌دهد تشکیل سرمایه ثابت ناخالص به قیمت‌های ثابت سال ۱۴۰۰ در شش‌ماهه نخست ۱۴۰۳ نسبت به دوره مشابه سال قبل ۴.۱ درصد رشد داشته است.

در همین دوره، تشکیل سرمایه در ساختمان ۵.۲ درصد و در ماشین‌آلات ۲.۹ درصد افزایش یافته است. بنابراین نمی‌توان گفت جریان سرمایه‌گذاری در اقتصاد ایران متوقف شده است.

شاخصمقداربرداشت اقتصادی
رشد تشکیل سرمایه ثابت ناخالص در نیمه نخست ۱۴۰۳۴.۱ درصدجریان سرمایه‌گذاری همچنان مثبت بوده است
رشد تشکیل سرمایه در ساختمان۵.۲ درصدافزایش سرمایه‌گذاری در دارایی‌های ساختمانی
رشد تشکیل سرمایه در ماشین‌آلات۲.۹ درصدرشد مثبت، اما محدودتر از ساختمان
تشکیل سرمایه ثابت به GDP در سال ۲۰۲۴حدود ۲۶.۷ درصدسهم قابل‌توجه سرمایه‌گذاری از اقتصاد؛ بدون تضمین کیفیت یا بهره‌وری آن

داده بانک جهانی نیز نشان می‌دهد تشکیل سرمایه ثابت ناخالص ایران در سال ۲۰۲۴ معادل حدود ۲۶.۷ درصد تولید ناخالص داخلی بوده است.

اما این شاخص به‌تنهایی پاسخ نمی‌دهد که سرمایه‌گذاری انجام‌شده تا چه اندازه مولد بوده، چه مقدار صرف جایگزینی سرمایه مستهلک شده و چه میزان ظرفیت تازه تولید ایجاد کرده است.

بنابراین مسئله اقتصاد ایران فقط «کمبود سرمایه‌گذاری» نیست؛ کیفیت تخصیص سرمایه، نرخ استهلاک، بهره‌وری پروژه‌ها و توان زیرساخت برای پشتیبانی از تولید نیز اهمیت دارد.

ناترازی برق چه چیزی درباره شکاف زیرساختی ایران نشان می‌دهد؟

صنعت برق یکی از روشن‌ترین نمونه‌های شکاف میان ظرفیت زیرساخت و نیاز اقتصاد است.

در ابتدای سال ۱۴۰۴ برآوردهایی وجود داشت که پیک تقاضای برق تابستان را تا حدود ۸۵ هزار مگاوات و حداکثر تولید عملی را در محدوده ۶۵ هزار مگاوات قرار می‌داد؛ وضعیتی که می‌توانست شکافی بیش از ۲۰ هزار مگاوات ایجاد کند.

پس از تابستان، ارقام اعلام‌شده از سوی وزارت نیرو تصویر متفاوتی ارائه کرد. طبق گزارشی که در مجلس بررسی شد، حداکثر تقاضای همزمان حدود ۷۷ هزار و ۵۰۰ مگاوات و حداکثر توان تولید همزمان حدود ۶۲ هزار و ۵۰۰ مگاوات اعلام شد؛ یعنی شکاف اعلامی حدود ۱۵ هزار مگاوات.

شاخص برقمقدار
برآورد اولیه تقاضای اوج تابستان ۱۴۰۴تا حدود ۸۵ هزار مگاوات
برآورد اولیه ظرفیت عملی تولیدحدود ۶۵ هزار مگاوات
حداکثر تقاضای همزمان اعلام‌شده پس از تابستانحدود ۷۷.۵ هزار مگاوات
حداکثر توان تولید همزمان اعلام‌شدهحدود ۶۲.۵ هزار مگاوات
ناترازی اعلام‌شده از سوی وزارت نیروحدود ۱۵ هزار مگاوات

البته این پایان ماجرا نیست. مرکز پژوهش‌های مجلس در برآوردهای کارشناسی خود دامنه‌های بالاتری برای تقاضا و ناترازی بالقوه شبکه در نظر گرفته بود. بنابراین عدد ۱۵ هزار مگاوات باید به‌عنوان رقم اعلامی وزارت نیرو برای شکاف همزمان عرضه و تقاضا خوانده شود، نه تنها برآورد ممکن از کمبود ساختاری صنعت برق.

چرا کمبود برق می‌تواند هم مانع رشد و هم فرصت سرمایه‌گذاری باشد؟

برای اقتصاد، کمبود برق هزینه است؛ برای سرمایه‌گذار بالقوه، همین کمبود نشان‌دهنده وجود یک تقاضای پاسخ‌داده‌نشده است.

اما وجود تقاضا به‌تنهایی یک پروژه را سرمایه‌پذیر نمی‌کند. این همان تفاوت مهمی است که باید در تحلیل فرسودگی زیرساخت در ایران دیده شود.

  • تولید برق

    افزایش ظرفیت نیروگاهی، توسعه تجدیدپذیرها و بازسازی واحدهای کم‌بازده می‌تواند بخشی از کمبود عرضه را پوشش دهد.

  • شبکه انتقال و توزیع

    افزایش تولید بدون توسعه خطوط، پست‌ها و شبکه توزیع الزاماً به افزایش همان میزان برق قابل تحویل به مصرف‌کننده منجر نمی‌شود. بنابراین سرمایه‌گذاری باید کل زنجیره را ببیند.

  • بهره‌وری انرژی

    هر واحد کاهش مصرف در ساعات اوج می‌تواند بخشی از نیاز به احداث ظرفیت جدید را کاهش دهد. تجهیزات پربازده، مدیریت بار و فناوری‌های کنترل مصرف نیز بخشی از بازار سرمایه‌گذاری انرژی هستند.

  • تولید برق توسط صنایع

    صنایع بزرگ می‌توانند در صورت وجود چارچوب اقتصادی مناسب، بخشی از نیاز انرژی خود را از طریق نیروگاه‌های اختصاصی یا قراردادهای بلندمدت تأمین کنند.

این موضوع مستقیماً با پرونده بزرگ‌تر ناترازی انرژی در ایران مرتبط است؛ زیرا مسئله فقط احداث نیروگاه نیست و تأمین سوخت، شبکه انتقال، سرمایه‌گذاری و مدیریت مصرف نیز باید هم‌زمان دیده شوند.

چرا هر کمبود زیرساختی الزاماً «فرصت سرمایه‌گذاری» نیست؟

اینجا مهم‌ترین مرز تحلیل قرار دارد. یک کشور ممکن است به هزاران مگاوات برق، صدها کیلومتر شبکه یا تعداد زیادی پروژه حمل‌ونقل نیاز داشته باشد، اما نیاز اقتصادی با پروژه سرمایه‌پذیر یکسان نیست.

سرمایه‌گذار زمانی وارد پروژه می‌شود که بتواند جریان درآمد آینده، هزینه تأمین مالی و ریسک بازگشت سرمایه را تا حد قابل‌قبولی برآورد کند.

  • قیمت‌گذاری باید امکان بازگشت سرمایه ایجاد کند

    اگر درآمد پروژه مستقل از افزایش هزینه تجهیزات، تعمیرات، سوخت و تأمین مالی باقی بماند، حتی تقاضای بسیار بالا نیز الزاماً سرمایه خصوصی جذب نمی‌کند.

  • مطالبات باید قابل وصول باشد

    برای پروژه‌ای با عمر چند ده‌ساله، تأخیر یا عدم قطعیت در دریافت مطالبات می‌تواند ارزش اقتصادی سرمایه‌گذاری را به‌شدت کاهش دهد.

  • قواعد باید قابل پیش‌بینی باشند

    تغییرات مکرر مقررات، قراردادها یا نحوه قیمت‌گذاری، نرخ بازده مورد انتظار سرمایه‌گذار را افزایش می‌دهد و تأمین مالی را گران‌تر می‌کند.

  • ریسک ارزی باید دیده شود

    پروژه‌هایی که تجهیزات یا قطعات وارداتی دارند با نوسان ارز روبه‌رو هستند. اگر درآمد پروژه ریالی و بخشی از هزینه سرمایه‌گذاری ارزی باشد، طراحی قرارداد اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

سرمایه‌گذاری زیرساختی چگونه به رشد اقتصادی منتقل می‌شود؟

اثر سرمایه‌گذاری زیرساختی را می‌توان در دو مرحله دید.

مرحله اول هنگام اجرای پروژه شکل می‌گیرد؛ خرید تجهیزات، خدمات مهندسی، ساخت‌وساز و اشتغال، تقاضای جدید در اقتصاد ایجاد می‌کنند.

اثر مهم‌تر پس از بهره‌برداری ظاهر می‌شود. زیرساخت مناسب می‌تواند هزینه و اختلال فعالیت سایر بنگاه‌ها را کاهش دهد.

برای نمونه، برق پایدارتر به کارخانه اجازه می‌دهد از ظرفیت موجود خود بیشتر استفاده کند. شبکه حمل‌ونقل کارآمدتر هزینه جابه‌جایی کالا را کاهش می‌دهد و ارتباطات پایدارتر هزینه مبادله را پایین می‌آورد.

به همین دلیل، بازده واقعی یک پروژه زیرساختی فقط درآمد مستقیم همان پروژه نیست؛ بخشی از بازده آن به شکل افزایش بهره‌وری در سایر بخش‌های اقتصاد ظاهر می‌شود.

پروژه‌های نیمه‌تمام؛ فرصت ارزان‌تر یا تله هزینه؟

وجود پروژه‌های نیمه‌تمام یکی دیگر از نقاط مهم سیاست سرمایه‌گذاری در ایران است. در برخی موارد، بخش بزرگی از هزینه اولیه پروژه قبلاً پرداخت شده و تکمیل آن می‌تواند سریع‌تر از شروع یک پروژه جدید ظرفیت اقتصادی ایجاد کند.

اما «نیمه‌تمام بودن» به‌تنهایی دلیل خوبی برای تخصیص سرمایه بیشتر نیست.

پروژه‌ای که تقاضای کافی، توجیه اقتصادی یا امکان تأمین هزینه بهره‌برداری ندارد، ممکن است حتی پس از تکمیل نیز به دارایی کم‌بازده تبدیل شود.

بنابراین پروژه‌های نیمه‌تمام باید بر اساس معیار اقتصادی اولویت‌بندی شوند، نه صرفاً درصد پیشرفت فیزیکی.

  • تقاضای واقعی

    آیا پس از بهره‌برداری، استفاده کافی از ظرفیت پروژه وجود خواهد داشت؟

  • هزینه تکمیل

    برای رسیدن پروژه از وضعیت فعلی به بهره‌برداری چه مقدار سرمایه جدید لازم است؟

  • زمان رسیدن به بهره‌برداری

    پروژه‌ای که سریع‌تر به ظرفیت مولد تبدیل شود، در شرایط محدودیت منابع می‌تواند اولویت بیشتری داشته باشد.

  • بازده اقتصادی

    اثر پروژه بر تولید، بهره‌وری، اشتغال یا کاهش هزینه سایر فعالیت‌های اقتصادی باید سنجیده شود.

نسبت سرمایه‌گذاری ۲۶.۷ درصدی ایران چه چیزی را نشان نمی‌دهد؟

براساس داده بانک جهانی، تشکیل سرمایه ثابت ناخالص ایران در سال ۲۰۲۴ حدود ۲۶.۷ درصد GDP بوده است. این عدد در نگاه نخست بزرگ به نظر می‌رسد، اما نباید از آن نتیجه گرفت که مسئله سرمایه‌گذاری زیرساختی ایران حل شده است.

این نسبت مشخص نمی‌کند چه مقدار از سرمایه صرف ساختمان، ماشین‌آلات یا زیرساخت شده، چه میزان فقط جایگزین سرمایه مستهلک‌شده بوده و بازده اقتصادی سرمایه‌گذاری چقدر است.

برای اقتصادی که با دارایی‌های فرسوده روبه‌روست، ممکن است بخشی از سرمایه‌گذاری جدید صرفاً برای جلوگیری از کاهش ظرفیت موجود مصرف شود.

پس سؤال مهم‌تر از «چقدر سرمایه‌گذاری می‌کنیم؟» این است که «هر واحد سرمایه‌گذاری چقدر ظرفیت مولد تازه ایجاد می‌کند؟»

فرسودگی زیرساخت چگونه به تله سرمایه‌گذاری تبدیل می‌شود؟

یک چرخه معیوب زمانی شکل می‌گیرد که زیرساخت ضعیف، بازده تولید را کاهش دهد؛ کاهش بازده، سرمایه‌گذاری جدید را کم‌جذاب‌تر کند و کاهش سرمایه‌گذاری نیز فرسودگی را تشدید کند.

شکستن این چرخه نیازمند تزریق پول به هر پروژه موجود نیست. سرمایه باید ابتدا به نقاطی هدایت شود که رفع محدودیت در آنها بیشترین ظرفیت تولید را آزاد می‌کند.

در اقتصاد ایران، برق نمونه واضح چنین گلوگاهی است؛ زیرا اختلال آن می‌تواند هم‌زمان بر فولاد، سیمان، معدن، صنایع تولیدی و خدمات اثر بگذارد.

کدام بخش‌های زیرساخت ایران ظرفیت بیشتری برای سرمایه‌گذاری دارند؟

  • تولید و انتقال برق

    کمبود ظرفیت عملی و محدودیت شبکه، بازار بزرگی برای تولید، انتقال، ذخیره‌سازی و مدیریت مصرف ایجاد کرده است.

  • انرژی‌های تجدیدپذیر

    خورشیدی و بادی می‌توانند بخشی از ظرفیت جدید را تأمین کنند، به‌خصوص در مدل‌هایی که خریدار برق و جریان درآمد پروژه از ابتدا مشخص باشد.

  • نوسازی ماشین‌آلات صنعتی

    ماشین‌آلات جدید علاوه بر افزایش ظرفیت، می‌توانند شدت مصرف انرژی و هزینه تعمیرات را کاهش دهند.

  • حمل‌ونقل و لجستیک

    بهبود خطوط ریلی، جاده‌ای، بندری و مراکز لجستیکی می‌تواند زمان و هزینه انتقال کالا را کاهش دهد و ظرفیت تجارت داخلی و خارجی را افزایش دهد.

  • آب و زیرساخت شهری

    محدودیت منابع آب و رشد هزینه نگهداری شبکه‌ها، سرمایه‌گذاری در بازچرخانی، کاهش هدررفت و فناوری‌های مدیریت مصرف را مهم‌تر کرده است.

چه چیزی فرسودگی را واقعاً به فرصت سرمایه‌گذاری تبدیل می‌کند؟

بزرگ بودن نیاز زیرساختی شرط لازم است، اما کافی نیست.

برای تبدیل این نیاز به بازار واقعی سرمایه‌گذاری، سه متغیر تعیین‌کننده‌اند: درآمد قابل پیش‌بینی، ریسک قابل مدیریت و بازده اقتصادی قابل اندازه‌گیری.

مانعاثر بر سرمایه‌گذاریاصلاح مورد نیاز
عدم قطعیت درآمدکاهش امکان محاسبه بازده پروژهقراردادهای بلندمدت و سازوکار درآمد شفاف
مطالبات انباشتهافزایش ریسک نقدینگیتضمین یا سازوکار روشن تسویه
نوسان هزینه و ارزافزایش ریسک پروژهسازوکار تعدیل متناسب با هزینه
پروژه‌های متعدد کم‌بازدهپراکندگی منابعاولویت‌بندی بر اساس بازده اقتصادی
ضعف زیرساخت مکملکاهش بهره‌وری پروژه جدیدسرمایه‌گذاری زنجیره‌ای در تولید، انتقال و توزیع

جمع‌بندی؛ مشکل ایران فقط کمبود سرمایه نیست

فرسودگی زیرساخت در ایران امروز یکی از محدودیت‌های ظرفیت تولید است، اما همین نیاز انباشته می‌تواند به بازار بزرگی برای سرمایه‌گذاری تبدیل شود؛ البته فقط در صورتی که پروژه‌ها از نظر اقتصادی سرمایه‌پذیر شوند.

رشد ۴.۱ درصدی تشکیل سرمایه ثابت در نیمه نخست ۱۴۰۳ نشان می‌دهد جریان سرمایه‌گذاری کاملاً متوقف نشده است. نسبت حدود ۲۶.۷ درصدی تشکیل سرمایه ثابت به GDP نیز نشان می‌دهد سهم سرمایه‌گذاری در اقتصاد ناچیز نیست.

در مقابل، ناترازی برق و فرسودگی بخشی از ظرفیت تولید و شبکه نشان می‌دهد افزایش حجم سرمایه به‌تنهایی کافی نیست.

مسئله اصلی اقتصاد ایران اکنون کیفیت سرمایه‌گذاری است: سرمایه باید به پروژه‌هایی برسد که گلوگاه تولید را باز کنند، جریان درآمد قابل پیش‌بینی داشته باشند و بیشترین ظرفیت اقتصادی را به ازای هر واحد منابع جدید ایجاد کنند.

پرسش‌های پرتکرار درباره فرسودگی زیرساخت و سرمایه‌گذاری در ایران

  • مهم‌ترین مانع سرمایه‌گذاری زیرساختی در ایران چیست؟

    فقط کمبود منابع مالی مطرح نیست. عدم قطعیت درآمد پروژه، ریسک مطالبات، نوسان هزینه‌ها و دشواری پیش‌بینی بازگشت سرمایه از موانع مهم سرمایه‌گذاری بلندمدت هستند.

  • آیا سرمایه‌گذاری در ایران کاهش یافته است؟

    داده بانک مرکزی برای نیمه نخست ۱۴۰۳ کاهش نشان نمی‌دهد؛ تشکیل سرمایه ثابت ناخالص در این دوره ۴.۱ درصد نسبت به دوره مشابه سال قبل رشد کرده است. با این حال رشد مثبت سرمایه‌گذاری به‌تنهایی درباره کفایت یا بهره‌وری آن چیزی نمی‌گوید.

  • ناترازی برق ایران در تابستان ۱۴۰۴ چقدر بود؟

    بر اساس ارقام اعلامی وزارت نیرو که در گزارش مجلس منعکس شد، حداکثر تقاضای همزمان حدود ۷۷.۵ هزار مگاوات و توان تولید همزمان حدود ۶۲.۵ هزار مگاوات بود؛ یعنی شکاف اعلامی حدود ۱۵ هزار مگاوات. برآوردهای کارشناسی مجلس سناریوهای بزرگ‌تری را نیز بررسی کرده‌اند.

  • چرا با وجود سرمایه‌گذاری، زیرساخت‌ها همچنان فرسوده‌اند؟

    زیرا بخشی از سرمایه‌گذاری صرف جایگزینی سرمایه مستهلک می‌شود و همه سرمایه‌گذاری‌ها الزاماً به زیرساخت‌های دارای بیشترین اثر بر ظرفیت تولید اختصاص پیدا نمی‌کنند. کیفیت تخصیص سرمایه در کنار حجم آن اهمیت دارد.

  • بهترین حوزه‌های سرمایه‌گذاری زیرساختی ایران کدام‌اند؟

    برق و شبکه انتقال، تجدیدپذیرها، بهره‌وری انرژی، نوسازی ماشین‌آلات، حمل‌ونقل و لجستیک و زیرساخت آب از حوزه‌های دارای نیاز بالا هستند؛ اما جذابیت سرمایه‌گذاری هر پروژه به مدل درآمد، ریسک و امکان بازگشت سرمایه بستگی دارد.

  • آیا ناترازی برق با ساخت نیروگاه جدید حل می‌شود؟

    نه به‌تنهایی. ظرفیت تولید، شبکه انتقال و توزیع، تأمین سوخت، مدیریت مصرف، بهره‌وری و ذخیره‌سازی باید در کنار یکدیگر توسعه پیدا کنند.

منابع گزارش

درباره نویسنده

راحیل شهوه

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
آخرین اخبار
تنگه هرمز
تماس با ما