Skip to main content

چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

پر بازدیدترین مطالب

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

سوآپ بین‌ارزی بلندمدت چیست؟ ایران چگونه می‌تواند از آن استفاده کند؟

سوآپ بین‌ارزی بلندمدت چیست؟ ایران چگونه می‌تواند از آن استفاده کند؟

اگر پروژه‌های زیرساختی ایران به سرمایه خارجی نیاز دارند، چرا باید بازپرداخت آن‌ها الزاماً دلاری باشد؟ سوآپ بین‌ارزی می‌تواند راهی برای تبدیل درآمدهای آینده انرژی به تأمین مالی بلندمدت پروژه، با کاهش ریسک دلار و تحریم باشد.

- اندازه متن +

سوآپ بین‌ارزی با سوآپ ارزی چه تفاوتی دارد؟

سوآپ بین‌ارزی یا Cross-Currency Swap شبیه سوآپ ارزی کوتاه‌مدت است، اما برای سررسیدهای بلندتر و نیازهای بزرگ‌تر طراحی می‌شود. در این قرارداد، دو طرف اصل بدهی یا جریان‌های پرداختی را در دو ارز مختلف مبادله می‌کنند و در طول قرارداد نیز پرداخت‌های بهره یا بازده را بر پایه ارزهای توافق‌شده انجام می‌دهند. در پایان دوره، اصل مبادله دوباره تسویه می‌شود.

این ابزار معمولاً برای تأمین مالی پروژه، مدیریت بدهی خارجی، پوشش ریسک ارزی و تبدیل جریان درآمدی یک ارز به تعهدات ارز دیگر استفاده می‌شود. مثلاً شرکتی که درآمد ریالی دارد اما بدهی دلاری گرفته، می‌تواند با قرارداد بین‌ارزی بخشی از ریسک تغییر نرخ ارز را مدیریت کند. یا دولتی که از یک شریک خارجی تأمین مالی یوانی گرفته، می‌تواند بازپرداخت آن را به جریان درآمدی مشخصی از صادرات انرژی وصل کند.

BIS در گزارشی، سوآپ بین‌ارزی را از ابزارهای بلندمدت تأمین مالی معرفی می‌کند و آن را در کنار وام‌های فرامرزی و اوراق بین‌المللی قرار می‌دهد. تفاوت آن با سوآپ کوتاه‌مدت این است که فقط برای چند هفته یا چند ماه نیست؛ می‌تواند چند ساله باشد و به ساختار بدهی و سرمایه‌گذاری کشور شکل دهد.

چرا این ابزار در اقتصاد تحریمی اهمیت دارد؟

در اقتصادهای عادی، پروژه‌های بزرگ معمولاً از مسیر وام خارجی، انتشار اوراق، سرمایه‌گذاری مستقیم یا فاینانس بانکی تأمین مالی می‌شوند. اما برای کشوری مثل ایران، دسترسی به این مسیرها محدود است. بانک‌های بزرگ غربی همکاری نمی‌کنند، بازار اوراق دلاری عملاً بسته است، بیمه و رتبه اعتباری تحت فشار تحریم قرار دارد و انتقال پول با ریسک جدی مواجه است.

در چنین شرایطی، سوآپ بین‌ارزی می‌تواند بخشی از مشکل را حل کند؛ چون رابطه مالی را به ارز و شریک مشخص محدود می‌کند، نه به بازار عمومی دلار. ایران می‌تواند با یک شریک راهبردی، مثلاً چین، روسیه یا یک بانک توسعه‌ای منطقه‌ای، پروژه‌ای را تعریف کند که تأمین مالی آن به یوان، روبل یا ارز محلی انجام شود و بازپرداخت آن از محل جریان درآمدی مشخص، مثلاً صادرات نفت، گاز، پتروشیمی یا ترانزیت، تنظیم شود.

مزیت این روش آن است که پروژه از ابتدا با ارز درآمدی و ارز پرداختی طراحی می‌شود. اگر ایران پروژه ریلی، نیروگاهی، پتروشیمی، بندری یا معدنی را با تجهیزات چینی اجرا می‌کند، الزاماً لازم نیست همه چیز به دلار تبدیل شود. می‌توان قرارداد را بر پایه یوان، تهاتر انرژی، حساب‌های دوجانبه و سوآپ بین‌ارزی طراحی کرد. در این حالت، ریسک دلار کمتر می‌شود و مسیر تحریم‌پذیری نیز محدودتر خواهد شد.

البته این ابزار جایگزین انضباط مالی نیست. اگر پروژه اقتصادی نباشد، اگر درآمد آینده بیش از حد خوش‌بینانه برآورد شود، یا اگر نرخ تبدیل و نرخ بهره در قرارداد بد بسته شود، سوآپ بین‌ارزی می‌تواند به بدهی پنهان خطرناک تبدیل شود. پس استفاده از آن باید به پروژه‌هایی محدود شود که درآمد ارزی یا صرفه‌جویی ارزی روشن دارند.

نسبت سوآپ بین‌ارزی با ایران چیست؟

ایران در دوره جنگ و پساجنگ به سه چیز نیاز دارد:

  • بازسازی زیرساخت

  • نوسازی صنایع

  • تأمین زنجیره قطعات و فناوری

    همه این‌ها سرمایه می‌خواهد. اما اگر این سرمایه به شکل بدهی دلاری وارد شود، دوباره همان نقطه آسیب‌پذیر گذشته ساخته می‌شود. بنابراین راه واقع‌بینانه، طراحی فاینانس غیردلاری و پروژه‌محور است.

    سوآپ بین‌ارزی می‌تواند در اینجا ابزار اتصال انرژی به توسعه باشد. ایران می‌تواند با طرف چینی توافق کند که بخشی از خرید نفت ایران، نه فقط به‌صورت پول نقد یا واردات کالا، بلکه به‌عنوان پشتوانه فاینانس پروژه‌های مشخص استفاده شود. مثلاً درآمد آینده نفت به حسابی یوانی واریز شود و از همان محل، اقساط پروژه نیروگاه، خط‌آهن، تجهیزات پالایشگاهی یا قطعات فناورانه پرداخت شود. در این مدل، نفت به هزینه جاری تبدیل نمی‌شود؛ به دارایی زیرساختی تبدیل می‌شود.

    بانک‌های استانی و تخصصی چین نیز می‌توانند در چنین مدلی نقش بگیرند. این بانک‌ها الزاماً وارد قراردادهای بزرگ سیاسی نمی‌شوند، اما برای پروژه‌های صنعتی، تجهیزاتی و صادراتی ظرفیت تأمین مالی دارند. اگر پروژه ایرانی به زنجیره تولید یک استان چین وصل شود، بانک همان استان انگیزه بیشتری برای فاینانس دارد؛ چون پولش به خرید تجهیزات و خدمات شرکت‌های محلی چین برمی‌گردد.

    برای جلوگیری از وابستگی، ایران باید شرط داخلی‌سازی را وارد قرارداد کند. یعنی هر فاینانس بین‌ارزی باید پیوست انتقال فناوری، تولید مشترک، آموزش نیروی انسانی و سهم ساخت داخل داشته باشد. در غیر این صورت، ایران فقط بدهی غیردلاری می‌سازد، نه توان صنعتی.

    سوآپ بین‌ارزی بلندمدت می‌تواند یکی از ابزارهای مهم ایران برای پساجنگ باشد. این ابزار اجازه می‌دهد کشور به جای وام دلاری پرریسک، پروژه را با ارز شریک، درآمد انرژی و قرارداد بلندمدت تأمین مالی کند. اما موفقیت آن به یک شرط وابسته است. فاینانس باید به تولید و زیرساخت وصل شود، نه به واردات مصرفی و تعهدات مبهم آینده.

درباره نویسنده

تحریریه چارسو

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
آخرین اخبار
تنگه هرمز
تماس با ما