Skip to main content

چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

اقتصاد پساجنگ چیست و اولویت بازسازی ایران کدام است؟

اقتصاد پساجنگ چیست و اولویت بازسازی ایران کدام است؟

اقتصاد پساجنگ مرحله‌ای است که هدف آن دیگر فقط زنده ماندن تا پایان درگیری نیست؛ بلکه باید ظرفیت تولید، زیرساخت‌های حیاتی، اشتغال و اعتماد عمومی را پیش از فرسایش کامل احیا کرد. برای ایران، اولویت نخست بازسازی ساخت دوباره همه ساختمان‌های آسیب‌دیده نیست. اولویت، بازگرداندن شبکه‌هایی است که بدون آن‌ها…

- اندازه متن +

اقتصاد پساجنگ مرحله‌ای است که هدف آن دیگر فقط زنده ماندن تا پایان درگیری نیست؛ بلکه باید ظرفیت تولید، زیرساخت‌های حیاتی، اشتغال و اعتماد عمومی را پیش از فرسایش کامل احیا کرد. برای ایران، اولویت نخست بازسازی ساخت دوباره همه ساختمان‌های آسیب‌دیده نیست. اولویت، بازگرداندن شبکه‌هایی است که بدون آن‌ها هیچ کارخانه، مزرعه، بندر و خانوار نمی‌تواند کار کند: برق، گاز، آب، حمل‌ونقل، ارتباطات، شبکه پرداخت و زنجیره کالاهای اساسی.

اقتصاد پساجنگ چیست و چه تفاوتی با اقتصاد جنگی دارد؟

اقتصاد جنگی منطق بقا دارد: غذا، دارو، سوخت، برق، پرداخت و حمل‌ونقل نباید قطع شود. اقتصاد پساجنگ منطق احیاست: باید خسارت ثبت شود، منابع کمیاب اولویت‌بندی شود، تولید به مدار برگردد و قواعدی ساخته شود که آسیب‌پذیری پیش از جنگ تکرار نشود.

این دو مرحله به‌هم پیوسته‌اند. تصمیم بد در جنگ، هزینه بازسازی را چندبرابر می‌کند؛ تصمیم نمایشی در پساجنگ نیز می‌تواند همان ظرفیت باقی‌مانده را بسوزاند. در گزارش اقتصاد مقاومتی؛ نسخه ایران برای بقا در عصر جنگ‌های ترکیبی تأکید شده بود که تاب‌آوری فقط شعار دوره تحریم نیست. اقتصاد پساجنگ همان آزمون عملی این ادعا است.

پاسخ کوتاه این است که اقتصاد پساجنگ روی چهار ستون می‌ایستد:

  • بازگشت سریع شبکه‌های حیاتی؛
  • احیای تولید و اشتغال، نه فقط ترمیم نمای شهر؛
  • تأمین مالی غیرتورمی بازسازی؛
  • اصلاح قواعدی که پیش از جنگ اقتصاد را شکننده کرده بود.

چرا هزینه جنگ فقط آوار نیست؟

خطای رایج این است که خسارت جنگ با ارزش ساختمان و کارخانه تخریب‌شده یکی گرفته شود. خسارت واقعی علاوه بر تخریب فیزیکی شامل توقف تولید، مهاجرت نیروی متخصص، خروج سرمایه، اختلال آموزش، فرسایش ظرفیت دولت و افزایش هزینه بازگشت به شرایط عادی است.

تجربه سوریه این فاصله را روشن می‌کند. بانک جهانی هزینه بازسازی دارایی‌های فیزیکی سوریه را میان ۱۴۰ تا ۳۴۵ میلیارد دلار برآورد کرده و رقم ۲۱۶ میلیارد دلار را برآورد میانی و محافظه‌کارانه دانسته است؛ در حالی که خسارت مستقیم فیزیکی حدود ۱۰۸ میلیارد دلار اعلام شده است. یعنی بازگرداندن ظرفیت، گران‌تر از خود ویرانی است. تحلیل داده‌ای این فرسایش در گزارش علل اقتصادی سقوط دولت بشار اسد نیز دیده می‌شود: وقتی شبکه تولید و خدمات سال‌ها از کار می‌افتد، هزینه احیا چند برابر تعمیر دیوار است.

در ایران باید میان دو لایه خسارت تفکیک گذاشت. میثم ظهوریان، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس، خسارت مستقیم جنگ رمضان را در بازه ۲۰ تا ۴۰ میلیارد دلار و رقم رسمی دولت را حدود ۲۸ میلیارد دلار اعلام کرده است؛ از این میان حدود ۱۴ میلیارد دلار به بخش انرژی مربوط می‌شود. او برآوردهای ۹۰ تا ۱۲۰ میلیارد دلاری «عدم‌النفع» برخی دستگاه‌ها را اغراق‌آمیز دانسته است. در مقابل، روایت سخنگوی دولت از خسارت اقتصادی تا حدود ۲۷۰ میلیارد دلار نیز منتشر شده که احتمالاً آثار غیرمستقیم، توقف تجارت و کاهش ظرفیت تولید را نیز در بر می‌گیرد. برای سیاست‌گذاری، عدد مبنا باید خسارت قابل راستی‌آزمایی و بانک اطلاعاتی پروژه‌ها باشد، نه بزرگ‌ترین رقم رسانه‌ای.

لایه خسارتبرآورد مرجعمعنای سیاستی
خسارت مستقیم اعلام‌شده دولتحدود ۲۸ میلیارد دلار؛ بازه ۲۰ تا ۴۰ میلیاردمبنای قابل پیگیری برای بودجه تعمیر و جایگزینی دارایی
خسارت بخش انرژیحدود ۱۴ میلیارد دلاربرق، گاز و پتروشیمی باید در صدر صف بازسازی باشند
آسیب نیروگاهی اعلام‌شدهبیش از ۷ هزار مگاوات ظرفیت آسیب‌دیدهبدون برق پایدار، احیای صنعت شعار می‌ماند
واحدهای صنعتی هدف قرارگرفتهبیش از ۳ هزار واحد، از جمله فولاد، پتروشیمی و داروبازسازی باید زنجیره تولید را زنده کند، نه فقط سوله را
برآوردهای کلان خسارت اقتصادیروایت‌هایی تا حدود ۲۷۰ میلیارد دلارشامل آثار غیرمستقیم است و نباید با خسارت فیزیکی یکی گرفته شود

تصویر کلان اقتصاد ایران در آستانه بازسازی

صندوق بین‌المللی پول در چشم‌انداز آوریل ۲۰۲۶ رشد واقعی اقتصاد ایران را منفی ۶٫۱ درصد و تورم میانگین مصرف‌کننده را ۶۸٫۹ درصد برآورد کرده و تولید ناخالص داخلی جاری را نزدیک به ۳۰۰ میلیارد دلار دیده است. در به‌روزرسانی‌های بعدی، برخی روایت‌ها از تعدیل انقباض به حدود منفی ۵٫۴ درصد سخن گفته‌اند؛ اما پیام یکی است: شوک جنگ عرضه را شکسته و سطح قیمت‌ها را بالا برده است. همین گزارش برای ۲۰۲۷ رشد ۳٫۲ درصدی را مشروط به عادی‌شدن تولید انرژی و حمل‌ونقل در نظر گرفته است.

بانک جهانی در چشم‌انداز فقر و اقتصاد کلان آوریل ۲۰۲۶، تولید ایران در سال ۱۴۰۴ را حدود ۲٫۷ درصد منقبض برآورد کرده است. در این تصویر، تشکیل سرمایه ثابت ناخالص حدود ۱۱٫۹ درصد افت کرده، صنعت ۵٫۴ درصد و کشاورزی ۴٫۷ درصد کاهش یافته‌اند. این ترکیب از کاهش سرمایه‌گذاری مهم‌تر از خود رکود سالانه است؛ چون بازسازی بدون ماشین‌آلات، قطعه، انبار و نیروی متخصص شروع نمی‌شود.

گزارش رشد ۱٫۸ درصدی بخش نفت در نیمه نخست ۱۴۰۴ پیش از تشدید درگیری نشان می‌داد نفت نقش ضربه‌گیر داشته، نه لکوموتیو رشد. اقتصاد پساجنگ اگر دوباره فقط به بازگشت صادرات نفت تکیه کند، همان الگوی شکننده را بازسازی می‌کند.

اولویت اول بازسازی ایران چیست؟

اولویت اول، احیای «ظرفیت ادامه حیات اقتصادی» است؛ یعنی بازگرداندن برق، گاز، آب، ارتباطات، پرداخت، لجستیک و تولید کالاهای اساسی به مدار پایدار. ساختمان اداری، پروژه نمادین و حتی بخشی از مسکن، اگر شبکه انرژی و حمل‌ونقل نخوابیده باشد، دیرتر هم قابل جبران است. اما اختلال چند هفته‌ای در برق صنایع غذایی، دارو، فولاد یا شبکه بانکی، بیکاری و تورم را قفل می‌کند.

مرکز پژوهش‌های مجلس اثر جنگ بر ناترازی برق تابستان ۱۴۰۵ را حدود ۱٫۸۰۰ مگاوات برآورد کرده و در سناریوی محتمل، کسری شبکه را تا بیش از ۱۳ هزار مگاوات دیده است. گزارش ناترازی برق در تابستان ۱۴۰۵؛ جنگ چگونه ۱٬۸۰۰ مگاوات به کسری شبکه اضافه کرد؟ نشان می‌دهد بازسازی نیروگاه و شبکه توزیع، پیش‌شرط هر برنامه صنعتی است. وزارت نیرو نیز خسارت جنگ رمضان به آب و فاضلاب را بیش از ۶٫۷ هزار میلیارد تومان و آسیب به حدود ۴۹ هزار انشعاب اعلام کرده است.

بنابراین ترتیب درست این است: اول شبکه‌های مادر، بعد بنگاه‌های گلوگاهی، بعد معیشت هدفمند، و در نهایت پروژه‌های توسعه‌ای جدید.

۷ اولویت بازسازی اقتصاد ایران در دوره پساجنگ

  • ۱. ثبت خسارت و حکمرانی شفاف بازسازی

    بدون بانک اطلاعاتی واحد از خسارت‌ها، منابع بر اساس قدرت چانه‌زنی دستگاه‌ها توزیع می‌شود، نه بر اساس بازده اقتصادی. دولت باید خسارت فیزیکی، توقف تولید، آسیب نیروی انسانی و اختلال لجستیک را جدا ثبت کند. اسناد مالکیت، سوابق بیمه، داده بنگاه‌ها و نقشه زیرساخت باید قبل از توزیع منابع قفل شود. گزارش نقش مجلس در بازسازی پساجنگ چیست؟ همین نقطه را برجسته می‌کند: نظارت بودجه‌ای و شفافیت قراردادها بخشی از خود بازسازی است، نه کار تشریفاتی بعد از آن.

  • ۲. برق، گاز، آب، ارتباطات و شبکه پرداخت

    اقتصاد امروز بدون انرژی و تسویه کار نمی‌کند. مراکز درمان، صنایع غذایی، دارو، آب، مخابرات، مراکز داده و سامانه پرداخت باید برق پشتیبان، قطعه یدکی و برنامه تداوم فعالیت داشته باشند. تعمیر پست، خط انتقال، مخزن آب و مسیر فیبر معمولاً ارزان‌تر و سریع‌تر از ساخت پروژه جدید است و اثر فوری‌تری روی تولید دارد.

  • ۳. احیای تولید گلوگاهی، نه حمایت یکسان از همه بنگاه‌ها

    همه کارخانه‌ها اولویت یکسان ندارند. باید بنگاه‌هایی در صف اول باشند که خوراک دام، دارو، غذا، فولاد، پتروشیمی، قطعه، حمل‌ونقل و تجهیزات شبکه را تأمین می‌کنند. چارچوب چهار معیار نجات بنگاه‌ها در شرایط جنگی هنوز معتبر است: اندازه، نقش گلوگاهی، قابلیت بقا و ضریب اشتغال. سرمایه در گردش، ترخیص سریع قطعه و جلوگیری از قطع انرژی این واحدها، مقدم بر تسهیلات عمومی است.

  • ۴. تأمین کالاهای اساسی و مسیرهای تجارت جایگزین

    بازسازی بدون غذا، دارو و نهاده کشاورزی شروع نمی‌شود. تنوع مبادی واردات، مسیرهای خارج از گلوگاه‌های پرریسک و اعتبار صادراتی به‌جای خرج‌کردن ذخایر نقد، همان منطقی است که در گزارش مدیریت واردات کالاهای اساسی در اقتصاد جنگ آمده است. در پساجنگ این سازوکار باید از حالت اضطرار به قرارداد پایدار تبدیل شود.

  • ۵. تأمین مالی غیرتورمی؛ سرمایه لازم است، نقدینگی بی‌هدف نه

    چاپ پول برای بازسازی، تقاضا را بالا می‌برد در حالی که عرضه هنوز شکسته است. نتیجه، تورم دوباره و کاهش ارزش همان بودجه‌ای است که برای تعمیر اختصاص یافته. ترتیب مطلوب تأمین مالی این است: منابع بخش خصوصی و بازار سرمایه، سرمایه‌گذاری خارجی و پیمانکاری، منابع بودجه‌ای هدفمند برای زیرساخت مادر، و در آخر استقراض از بانک مرکزی. دانش‌جعفری همین ترتیب را مطرح کرده است: ظرفیت اجرایی مردم و بخش خصوصی بالاتر است؛ بدترین گزینه اتکا به پایه پولی.

  • ۶. حفظ نیروی متخصص و جریان عادی زندگی

    بازسازی بدون مهندس نیروگاه، تکنسین پالایشگاه، پرستار، معلم و اپراتور بندر ممکن نیست. اگر نیروی ماهر مهاجرت کند، حتی با بودجه کافی فقط پوسته فیزیکی بازمی‌گردد. باز ماندن مدرسه و درمانگاه در مناطق قابل‌سکونت، پرداخت منظم حقوق بخش‌های حیاتی و اطلاع‌رسانی دقیق موجودی کالا، بخشی از سیاست اقتصادی است؛ چون اعتماد عمومی از هجوم به ارز، طلا و کالاهای قابل ذخیره جلوگیری می‌کند.

  • ۷. اصلاح ساختار، نه بازتولید آسیب‌پذیری قبلی

    اگر نیروگاه ناکارآمد، نظام چندنرخی، امضای طلایی و بودجه جاری متورم دوباره ساخته شود، کشور هزینه جنگ را داده اما همان اقتصاد شکننده را تحویل گرفته است. گزارش لوازم رشد پایدار اقتصاد ایران این نکته را پیش از جنگ هم نشان می‌داد: رشد بادوام به حکمرانی، بهره‌وری و کاهش وابستگی نفتی نیاز دارد. پساجنگ فرصت گران‌قیمتی برای اصلاح همین گره‌ها است، نه مجوز تعویق آن‌ها.

نقشه زمانی بازسازی؛ همه کارها را نمی‌توان هم‌زمان کرد

مرحلهاولویت اصلیاقدام ضروریشاخص ارزیابی
۹۰ روز نخستبازگشت شبکه‌های حیاتیتعمیر اضطراری برق، آب، گاز، پرداخت، دارو و لجستیک؛ ثبت خسارتساعت خاموشی، زمان تراکنش بانکی، موجودی دارو و غذا
ماه چهارم تا دوازدهماحیای تولید گلوگاهیسرمایه در گردش هدفمند، ترخیص قطعه، مسیر سبز گمرکی، حمایت مشروط از SMEهاظرفیت فعال صنایع حیاتی، اشتغال، زمان ترخیص
سال دوم و سومبازسازی مقاوم و جذب سرمایهPPP، Diversify مبادی تجارت، تکمیل مسیرهای صادراتی مکمل، اصلاح مقرراتنسبت تشکیل سرمایه، تعداد مسیر جایگزین، ورود سرمایه واقعی
افق میان‌مدترشد غیرنفتی و کاهش آسیب‌پذیریاصلاح ناترازی انرژی، بودجه و بانک؛ ارتقای بهره‌وری؛ پیوند منافع شرکای آسیاییرشد بدون نفت، تورم، سهم تعمیر و نگهداری از بودجه

این تفکیک با نقشه اقتصاد جنگی یکی نیست. آنجا هدف جلوگیری از گسست ۷۲ ساعته است؛ اینجا هدف این است که ظرفیت باقی‌مانده به سکوی رشد تبدیل شود. تحلیل چرا تنگه هرمز کارت یک‌بارمصرف نیست؟ در همین افق معنا پیدا می‌کند: بازسازی بندری و مسیرهای مکمل مثل مکران، بخشی از بیمه اقتصاد ایران در برابر شوک بعدی است.

بازسازی را چگونه نباید تأمین مالی کرد؟

چهار مسیر غلط، بازسازی را به تورم تبدیل می‌کند:

  • تزریق گسترده پایه پولی

    اگر عرضه کالا هنوز محدود است، پول بیشتر فقط قیمت تعمیرات، سیمان، ارز و دستمزد را بالا می‌برد.

  • توزیع عمومی رانت بازسازی

    وقتی همه دستگاه‌ها و همه استان‌ها سهم برابر می‌خواهند، پروژه کم‌بازده جای نیروگاه و خط لوله را می‌گیرد.

  • توقف نگهداری به نام صرفه‌جویی

    حذف بودجه تعمیر شبکه برق یا آب روی کاغذ صرفه‌جویی است؛ در عمل یک خاموشی تازه می‌سازد.

  • شروع همزمان ده‌ها پروژه جدید

    پساجنگ زمان جمع‌کردن طرح نیمه‌تمام اولویت‌دار است، نه افتتاح ویترینی.

معیار غربال هر هزینه باید سه پرسش باشد: آیا از جان و معیشت محافظت می‌کند؟ آیا تولید یا خدمت حیاتی را برمی‌گرداند؟ آیا تأخیر آن هزینه بزرگ‌تری می‌سازد؟

سه سناریو برای اقتصاد پساجنگ ایران

سناریوشرایطنتیجه محتمل
احیای هدفمندثبت خسارت، اولویت انرژی و تولید، تأمین مالی غیرتورمی، قواعد پایدار تجارتتوقف سقوط تشکیل سرمایه و بازگشت تدریجی رشد غیرنفتی
بازسازی نمایشیپروژه‌های پراکنده، حمایت غیرهدفمند، تغییر مکرر مقررات، کسری بودجه‌ای بزرگرشد کوتاه ساختمان‌سازی همراه با تورم و قفل دوباره تولید
فرسایش مدیریت‌شدهتعمیر ناقص زیرساخت، ماندگاری شوک تجاری، خروج نیروی متخصصاقتصاد نه فرو می‌پاشد و نه احیا می‌شود؛ ظرفیت سال‌به‌سال آب می‌رود

صندوق بین‌المللی پول بازگشت رشد در ۲۰۲۷ را به عادی‌شدن انرژی و حمل‌ونقل مشروط کرده است. یعنی سناریوی نخست خودبه‌خود رخ نمی‌دهد؛ به انتخاب اولویت بستگی دارد.

جمع‌بندی؛ اولویت ایران ظرفیت است، نه فقط سیمان

اقتصاد پساجنگ ایران با شعار بازسازی یا تزریق نامحدود پول ساخته نمی‌شود. کشوری که برق، گاز، آب، پرداخت، دارو، غذا و حمل‌ونقل را زودتر به مدار پایدار برگرداند، می‌تواند کارخانه و اشتغال را هم برگرداند. کشوری که اول سراغ پروژه نمایشی، رانت توزیع‌شده و چاپ پول برود، همان خسارت جنگ را در قالب تورم و مهاجرت نیرو تمدید می‌کند.

اولویت نخست بازسازی ایران احیای شبکه‌های حیاتی و بنگاه‌های گلوگاهی است. پس از آن باید قواعد شفاف قرارداد، مشارکت بخش خصوصی و اصلاح ناترازی‌های قدیمی در دستور کار بماند. تفاوت کشورهایی که پس از جنگ سریع‌تر زنده می‌شوند با کشورهایی که سال‌ها در رکود می‌مانند، معمولاً از همین انتخاب شروع می‌شود.

سؤالات متداول درباره اقتصاد پساجنگ ایران

اقتصاد پساجنگ چیست؟

اقتصاد پساجنگ مجموعه سیاست‌هایی است که پس از کاهش یا پایان درگیری نظامی برای ثبت خسارت، احیای زیرساخت‌های حیاتی، بازگشت تولید و اشتغال، تأمین مالی غیرتورمی و اصلاح ساختارهای آسیب‌پذیر اجرا می‌شود.

اولویت اول بازسازی اقتصاد ایران چیست؟

بازگرداندن برق، گاز، آب، ارتباطات، شبکه پرداخت، لجستیک و تولید کالاهای اساسی. بدون این شبکه‌ها، ساخت مجدد ساختمان و کارخانه اثر پایدار ندارد.

تفاوت اقتصاد جنگی و اقتصاد پساجنگ چیست؟

اقتصاد جنگی بر جلوگیری از گسست معیشت و تولید در دوره بحران تمرکز دارد. اقتصاد پساجنگ بر ارزیابی خسارت، اولویت‌بندی بازسازی، جذب سرمایه و اصلاح قواعد شکننده متمرکز است.

هزینه بازسازی ایران چقدر است؟

رقم رسمی خسارت مستقیم دولت حدود ۲۸ میلیارد دلار اعلام شده و بازه برآوردهای مجلسی ۲۰ تا ۴۰ میلیارد دلار است. روایت‌های بالاتر، آثار غیرمستقیم را نیز در بر می‌گیرند و نباید با هزینه تعمیر دارایی فیزیکی یکی فرض شوند.

آیا چاپ پول می‌تواند بازسازی را تأمین کند؟

در شرایط عرضه محدود، افزایش نقدینگی بدون افزایش تولید تورم را تشدید می‌کند. حمایت هدفمند با منبع مشخص ممکن است لازم باشد، اما تأمین مالی اصلی باید از بخش خصوصی، بازار سرمایه و سرمایه خارجی بیاید.

نقش بخش خصوصی در بازسازی چیست؟

دولت باید اولویت ملی و زیرساخت مادر را مشخص کند؛ اجرای بخش بزرگی از تعمیرات، تأمین قطعه، پیمانکاری و سرمایه‌گذاری باید با قرارداد شفاف به بخش خصوصی و پیمانکاران داخلی سپرده شود.

Total Views: 0
درباره نویسنده

تحریریه چارسو

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما