Skip to main content

چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

چگونه تنگه هرمز می‌تواند مسیر مالی جدیدی خلق کند؟

چگونه تنگه هرمز می‌تواند مسیر مالی جدیدی خلق کند؟

تحریم نفتی فقط با توقیف کشتی یا محدودکردن فروش نفت عمل نمی‌کند؛ نقطه اصلی فشار، جایی است که پول نفت باید تسویه و جابه‌جا شود. اگر ایران بتواند قدرت ژئوپلیتیک خود در تنگه هرمز را به سازوکار تسویه غیردلاری با خریداران آسیایی وصل کند، بخشی از معماری تحریم آمریکا بی‌اثر…

- اندازه متن +

منشا قدرت تحریم از کجاست؟

در ظاهر، تحریم یعنی محدودکردن صادرات نفت، بستن حساب‌ها، فشار بر بانک‌ها و تهدید شرکت‌های خریدار. اما پشت این ابزارها یک واقعیت بزرگ‌تر قرار دارد و آن، سلطه دلار بر تجارت جهانی است. آمریکا فقط به این دلیل نمی‌تواند دیگران را تحریم کند که اقتصاد بزرگی دارد؛ قدرت اصلی واشنگتن از آنجاست که بخش بزرگی از تجارت و تسویه مالی جهان، دیر یا زود به زیرساخت دلاری آمریکا وصل می‌شود.

وقتی کشوری نفت می‌فروشد و پول آن قرار است با دلار تسویه شود، معامله حتی اگر میان دو طرف غیرآمریکایی باشد، از مسیرهایی عبور می‌کند که در نهایت به بانک‌های کارگزار، اتاق‌های پایاپای، پیام‌رسان‌های مالی و قواعد نظارتی تحت نفوذ آمریکا می‌رسد. همین مسیر، نقطه کنترل است. آمریکا الزاماً لازم نیست کشتی نفت را در دریا متوقف کند؛ کافی است بانک، بیمه‌گر، خریدار یا شرکت حمل‌ونقل را از دسترسی به نظام دلاری بترساند.

اینجاست که تحریم ثانویه معنا پیدا می‌کند. پیام واشنگتن به بانک‌ها و شرکت‌های جهانی مشخص است. یا با کشور تحت تحریم کار می‌کنید، یا دسترسی شما به دلار و بازار مالی آمریکا به خطر می‌افتد. برای بسیاری از بانک‌های بین‌المللی، از دست دادن دلار به معنای از دست دادن حیات مالی است. بنابراین حتی بدون اجبار مستقیم، نظام مالی جهانی به سمت اطاعت از تحریم‌های آمریکا می‌رود.

سوئیفت هم در همین چارچوب اهمیت پیدا کرده است. سوئیفت در اصل شبکه جابه‌جایی پول نیست؛ شبکه پیام‌رسان بانکی است. اما وقتی کشوری از این شبکه کنار گذاشته می‌شود، توان ارتباط رسمی بانک‌هایش با بخش مهمی از جهان مختل می‌شود. به همین دلیل، تحریم امروز فقط محاصره کالایی نیست؛ محاصره اطلاعات مالی، تسویه، پیام‌رسانی بانکی و اعتماد تجاری است.

پس اگر کشوری بخواهد تحریم را خنثی کند، فقط نباید مسیر فروش کالا را پیدا کند؛ باید مسیر تسویه پول را هم از دسترس آمریکا خارج کند. نفتی که فروخته شود اما پول آن در حسابی مسدود بماند، قدرت اقتصادی نمی‌سازد. صادرات زمانی به توان ملی تبدیل می‌شود که درآمد آن بتواند به کالا، فناوری، سرمایه‌گذاری و واردات ضروری تبدیل شود.

تنگه هرمز چگونه به ابزار مالی تبدیل می‌شود؟

تنگه هرمز معمولاً به‌عنوان گلوگاه فیزیکی انرژی شناخته می‌شود؛ جایی که بخش مهمی از نفت و گاز جهان از آن عبور می‌کند. اما در وضعیت جنگ و اختلال در مسیرهای انرژی، هرمز فقط یک آبراه نظامی یا تجاری نیست؛ به اهرم بازتعریف قواعد مالی انرژی تبدیل می‌شود.

اگر خریداران بزرگ انرژی، به‌ویژه در آسیا، احساس کنند امنیت عرضه از مسیر خلیج فارس به سازوکارهای جدید نیاز دارد، پذیرش الگوهای تسویه غیردلاری برای آن‌ها از یک انتخاب سیاسی به یک ضرورت اقتصادی نزدیک می‌شود. تا وقتی بازار آرام است، خریدار ترجیح می‌دهد با قواعد قدیمی کار کند. اما وقتی ریسک عبور بالا می‌رود و استمرار انرژی اهمیت پیدا می‌کند، خریدار حاضر می‌شود برای تضمین جریان انرژی، قواعد تازه‌ای را بپذیرد.

ایران در چنین شرایطی می‌تواند یک پیوند راهبردی بسازد. پیوندی میان عبور امن و پایدار انرژی از منطقه، در برابر تسویه خارج از نظام دلاری. معنای این گزاره بستن کامل تنگه یا توقف تجارت جهانی نیست. مسئله دقیق‌تر است. ایران می‌تواند بگوید هر سازوکار جدید عبور، بیمه، خدمات دریایی و مدیریت ریسک در هرمز باید با یک مسیر مالی غیرآمریکایی همراه باشد. یعنی اگر خریدار انرژی می‌خواهد از ریسک منطقه کم کند، باید بخشی از معامله را از مسیر دلار و زیرساخت‌های تحت کنترل آمریکا بیرون ببرد.

در اینجا پترویوان اهمیت پیدا می‌کند. چین بزرگ‌ترین مصرف‌کننده و واردکننده انرژی در آسیاست و سال‌هاست تلاش می‌کند سهم بیشتری از تجارت خارجی خود را با یوان تسویه کند. سامانه‌هایی نیز برای کاهش وابستگی به مسیرهای دلاری و غربی طراحی شده‌اند. اگر بخشی از تجارت نفت و گاز ایران با چین و دیگر مشتریان آسیایی بر پایه یوان، تهاتر، حساب‌های دوجانبه یا تسویه در شبکه‌های غیرغربی انجام شود، آمریکا سخت‌تر می‌تواند جریان مالی آن را رصد، مسدود یا تهدید کند.

این همان نقطه‌ای است که هرمز از جغرافیا به ابزار مالی تبدیل می‌شود. ایران فقط نمی‌گوید از کنار خاک من انرژی عبور می‌کند؛ می‌گوید امنیت این عبور باید در چارچوبی تعریف شود که درآمد آن نیز از دسترس تحریم دور بماند. قدرت جغرافیایی وقتی ارزش اقتصادی پیدا می‌کند که به قرارداد، تسویه، بیمه، خدمات و درآمد قابل استفاده وصل شود.

خنثی‌سازی تحریم با تغییر مسیر پول

مشکل اصلی ایران در سال‌های تحریم همیشه فروش نفت نبوده است. در بسیاری از مقاطع، نفت با تخفیف، واسطه یا مسیرهای غیررسمی فروخته شده است. مسئله دشوارتر، بازگشت درآمد و تبدیل آن به کالا و سرمایه بوده است. پول نفت اگر در حساب محدود باقی بماند، اگر فقط برای چند قلم کالای مشخص قابل مصرف باشد، اگر بانک واسط هر لحظه از تحریم بترسد، یا اگر انتقال آن پرهزینه و کند باشد، عملاً بخشی از قدرت صادرات از بین می‌رود.

تسویه غیردلاری می‌تواند این نقطه ضعف را کم کند. اگر درآمد نفتی ایران به یوان یا ارزهای شرکای آسیایی دریافت شود و همان درآمد مستقیم صرف واردات کالاهای اساسی، قطعات صنعتی، ماشین‌آلات، فناوری، تجهیزات حمل‌ونقل، پروژه‌های زیرساختی یا سرمایه‌گذاری مشترک شود، تحریم دلاری بخشی از کارکرد خود را از دست می‌دهد. در این مدل، درآمد نفت وارد چرخه‌ای می‌شود که الزاماً به دلار، سوئیفت و بانک‌های غربی نیاز ندارد.

البته این مسیر بی‌هزینه نیست. یوان هنوز جای دلار را در بازار جهانی نگرفته، عمق مالی چین قابل مقایسه با آمریکا نیست، تبدیل‌پذیری یوان محدودیت دارد و خریداران آسیایی نیز همیشه مایل نیستند وارد ریسک سیاسی آشکار شوند. بنابراین نباید تصور کرد حذف پترودلار یک‌شبه اتفاق می‌افتد. اما هدف ایران هم نباید جایگزینی کامل دلار در جهان باشد. هدف واقع‌بینانه، ساختن یک مسیر عملیاتی برای تجارت خود است؛ مسیری که بخشی از نفت، کالا، سرمایه‌گذاری و تسویه را از کنترل آمریکا دور کند.

از این منظر، سیاست درست، طراحی بسته عملیاتی پترویوان است. این بسته باید شامل قراردادهای بلندمدت انرژی با تسویه غیردلاری، حساب‌های پایاپای دوجانبه، تهاتر نفت با کالا و فناوری، اتصال بانکی محدود اما پایدار، بیمه آسیایی، شرکت‌های حمل‌ونقل غیرغربی و تعریف پروژه‌های مشخص سرمایه‌گذاری باشد. بدون این جزئیات، پترویوان فقط یک عنوان رسانه‌ای می‌ماند.

هرمز می‌تواند به این بسته قدرت چانه‌زنی بدهد. وقتی بازار انرژی نگران عبور از منطقه است، ایران می‌تواند نقش خود را در امنیت مسیر، مدیریت ریسک و استمرار عرضه به یک خواسته مالی وصل کند: کاهش سهم دلار در تسویه انرژی. این کار نه فقط به سود ایران، بلکه به سود چین و بخشی از خریداران آسیایی نیز هست؛ زیرا آن‌ها هم نمی‌خواهند امنیت انرژی‌شان گروگان تصمیم‌های مالی واشنگتن باشد.

تحریم آمریکا از سلطه دلار نیرو می‌گیرد و خنثی‌سازی آن نیز باید از تغییر مسیر پول آغاز شود. ایران اگر فقط نفت بفروشد اما پولش در شبکه مالی قابل کنترل آمریکا گیر کند، از تحریم عبور نکرده است. عبور واقعی زمانی رخ می‌دهد که انرژی، جغرافیای هرمز و تسویه غیردلاری به یکدیگر وصل شوند. پترویوان معجزه نیست، اما می‌تواند بخشی از دیوار تحریم را ترک بیندازد؛ به شرط آنکه از شعار به قرارداد، از قرارداد به مسیر بانکی، و از مسیر بانکی به واردات کالا، فناوری و سرمایه‌گذاری واقعی تبدیل شود.

Total Views: 1
درباره نویسنده

تحریریه چارسو

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما