Skip to main content

چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

آیا بازار نفت از بحران تنگه هرمز عبور کرده است؟

آیا بازار نفت از بحران تنگه هرمز عبور کرده است؟

بازار نفت در ماه‌های اخیر با ذخایر راهبردی، کاهش واردات چین، مسیرهای جایگزین و افت تقاضا فقط زمان خریده است؛ اما بیمه‌ای در برابر شوک بعدی ندارد. اگر هرمز و باب‌المندب دوباره هم‌زمان ناامن شوند، قیمت نفت سریع‌تر و شدیدتر از قبل واکنش نشان می‌دهد.

- اندازه متن +

بازار نفت در هفته‌های اخیر میان دو روایت رفت‌وبرگشت کرده است. امید به کاهش تنش و ترس از بازگشت اختلال در کشتیرانی. پس از تفاهم آمریکا و ایران و اعلام آتش‌بس در میانه ژوئن، قیمت نفت WTI از حدود ۸۵ دلار به زیر ۷۰ دلار برگشت؛ یعنی بازار تصور کرد ریسک جنگ تا حد زیادی تخلیه شده است. اما حملات دوباره به کشتی‌ها در تنگه هرمز و دریای سرخ، همان روایت خوش‌بینانه را شکست و قیمت را در میانه ژوئیه به بالای ۹۰ دلار رساند. در زمان انتشار گزارش، قیمت دوباره در محدوده ۸۰ تا ۸۵ دلار قرار گرفته بود.

ظاهر ماجرا این است که بازار توانسته شوک را جذب کند. قیمت نفت از اوج‌های نزدیک به ۱۱۰ دلار فاصله گرفته و به محدوده‌ای برگشته که برای مصرف‌کنندگان جهانی قابل تحمل‌تر است. اما این آرامش نباید با امنیت اشتباه گرفته شود. بازار نفت از بحران عبور نکرده؛ فقط با چند ابزار موقت، ضربه را عقب انداخته است.

اهمیت مسئله از حجم دو گلوگاه اصلی پیداست. تنگه هرمز روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و فرآورده را عبور می‌دهد. باب‌المندب نیز حدود ۸ تا ۹ میلیون بشکه در روز جریان نفت و فرآورده را از مسیر دریای سرخ و اقیانوس هند جابه‌جا می‌کند. مجموع این دو مسیر، نزدیک به ۳۰ میلیون بشکه در روز است؛ یعنی بیش از یک‌چهارم مصرف جهانی نفت. وقتی فقط هرمز پرریسک باشد، بخشی از جریان نفت می‌تواند به سمت دریای سرخ، خط لوله شرق به غرب عربستان و مسیرهای جایگزین برود. اما وقتی هم هرمز و هم باب‌المندب زیر ریسک قرار بگیرند، دریچه اطمینان بازار کوچک می‌شود.

ضربه‌گیرهای بازار نفت چقدر دوام دارند؟

بازار نفت در چند ماه گذشته با چند ابزار چون تغییر مسیر بخشی از نفتکش‌ها، برداشت از ذخایر راهبردی، کاهش ذخایر تجاری، کاهش واردات چین، استفاده خریداران آسیایی از ذخایر قبلی و مقداری کاهش تقاضا به دلیل قیمت‌های بالاتر توانسته از شوک بزرگ‌تر فرار کند.. همین مجموعه باعث شد در حالی‌که نزدیک به ۲۰ میلیون بشکه در روز جریان نفت هرمز در معرض خطر قرار گرفت، کسری واقعی بازار به محدوده بسیار کوچک‌تر یک تا دو میلیون بشکه در روز محدود شود.

اما مشکل این است که این ابزارها پایدار نیستند. ذخایر راهبردی و تجاری را نمی‌توان تا ابد مصرف کرد. ذخیره راهبردی نفت آمریکا اکنون حدود ۳۱۰ میلیون بشکه است؛ درحالی‌که پیش از برنامه آزادسازی ذخایر در سال ۲۰۲۲، حدود ۷۰۰ میلیون بشکه بود. این سطح، پایین‌ترین مقدار از سال ۱۹۸۳ محسوب می‌شود. یعنی آمریکا هنوز ذخیره دارد، اما دیگر آن ذخیره بزرگ و راحتی که در بحران‌های قبلی می‌توانست بازار را آرام کند، در اختیار ندارد.

ذخایر کشورهای OECD نیز پایین‌تر از سطح پیش از کروناست و ذخایر جهانی در طول سال ۲۰۲۶ کاهش یافته‌اند. این یعنی بازار نفت برای آرام کردن شوک اول از ذخایر استفاده کرده، اما با این کار توان خود برای پاسخ به شوک بعدی را کاهش داده است. ضربه‌گیر وقتی مصرف شود، دیگر با همان قدرت در بحران بعدی عمل نمی‌کند.

بازار فرآورده‌ها هم پیام مشابهی می‌دهد. حتی با فعالیت بالای پالایشگاه‌ها، ذخایر بنزین آمریکا حدود ۷ درصد پایین‌تر از میانگین پنج‌ساله و ذخایر فرآورده‌های میان‌تقطیر حدود ۱۰ درصد پایین‌تر است. این نکته مهم است؛ چون فشار تورمی نفت فقط از قیمت نفت خام نمی‌آید. مردم و بنگاه‌ها اثر بحران را در بنزین، گازوئیل، حمل‌ونقل، کرایه، هزینه تولید و قیمت کالاهای مصرفی می‌بینند. اگر ذخایر فرآورده پایین باشد، حتی کاهش نسبی قیمت نفت خام هم لزوماً به کاهش سریع قیمت سوخت و حمل‌ونقل منجر نمی‌شود.

مسیرهای جایگزین هم محدودیت دارند. عربستان توانست حدود ۵ تا ۷ میلیون بشکه در روز از جریان نفت را از مسیر خط لوله شرق به غرب و پایانه‌های دریای سرخ هدایت کند. این کار در دوره‌ای که هرمز ریسک داشت، به بازار کمک کرد. اما اگر دریای سرخ و باب‌المندب هم ناامن شود، همین مسیر جایگزین به گلوگاه دوم تبدیل می‌شود. بنابراین اتکای بازار به مسیر غربی عربستان فقط تا وقتی کار می‌کند که آن مسیر خودش امن باشد.

چین نیز در ماه‌های اخیر نقش مهمی در کاهش فشار بازار داشته است. واردات نفت چین نسبت به قبل از جنگ حدود ۴ تا ۵ میلیون بشکه در روز پایین‌تر بوده و در ژوئن ۲۰۲۶، واردات ماهانه آن به کمتر از ۳۰ میلیون تن رسیده؛ سطحی نزدیک به ۵۰ درصد کمتر از اوج دسامبر ۲۰۲۵ و پایین‌ترین مقدار از سال ۲۰۱۶. این کاهش واردات، بخشی از فشار عرضه را کم کرده است. اما همین عامل می‌تواند در آینده برعکس عمل کند. اگر پالایشگاه‌ها و خریداران راهبردی چین تصمیم بگیرند ذخایر خود را دوباره پر کنند، تقاضای تازه‌ای وارد بازار می‌شود؛ آن هم درست زمانی که ذخایر جهانی پایین آمده و مسیرهای کشتیرانی هنوز پرریسک‌اند.

شوک بعدی چه اثری دارد؟

حاشیه خطای بازار نفت کم شده است. در شوک اول، ذخایر، مسیرهای جایگزین، کاهش واردات چین و افت نسبی تقاضا کمک کردند. اما شوک بعدی به بازاری وارد می‌شود که ذخایر کمتری دارد، مسیرهای جایگزینش فرسوده‌تر شده، بیمه و کشتیرانی محتاط‌ترند و فرآورده‌ها هم ذخیره بالایی ندارند. بنابراین هر اختلال تازه می‌تواند اثر بزرگ‌تری بر قیمت نفت، تورم و رشد اقتصادی بگذارد.

گزارش TD Economics انتظار دارد قیمت WTI در سه‌ماهه سوم ۲۰۲۶ به‌طور متوسط حدود ۸۹ دلار باشد، در سه‌ماهه چهارم به حدود ۸۲ دلار برسد و تا پایان ۲۰۲۷ به محدوده ۷۲ دلار کاهش پیدا کند. اما این پیش‌بینی بر یک فرض مهم استوار است: اینکه آمریکا و ایران دوباره به مسیر دیپلماسی برگردند، جریان نفت و تردد نفتکش‌ها در خلیج فارس به‌تدریج احیا شود و بازار فرصت بازسازی ذخایر را پیدا کند.

حتی در این سناریوی خوش‌بینانه نیز عادی‌سازی بازار فوری نیست. توافق سیاسی امروز، به معنای کاهش فوری هزینه بیمه، بازگشت فوری همه نفتکش‌ها، پر شدن سریع ذخایر و عادی شدن مسیرهای صادراتی نیست. بیمه‌گرها، پالایشگاه‌ها، کشتی‌داران و خریداران آسیایی با تأخیر تصمیم می‌گیرند. تا زمانی که ذخایر دوباره ساخته نشود و امنیت مسیرها قابل پیش‌بینی نشود، بازار نفت در وضعیت عادی کامل قرار نمی‌گیرد.

برای ایران، این گزارش یک پیام ژئواکونومیک روشن دارد. اثر هرمز فقط در لحظه بستن یا باز کردن تنگه نیست. ارزش هرمز در این است که بازار نفت می‌داند جایگزین کامل و بی‌هزینه‌ای برای آن وجود ندارد. اگر باب‌المندب هم هم‌زمان پرریسک شود، مسیر جایگزین عربستان نیز بخشی از کارکرد خود را از دست می‌دهد. در چنین شرایطی، هر توافقی درباره انرژی منطقه بدون تعیین نسبت ایران با امنیت مسیرهای عبور، پایدار نخواهد بود.

اما این اهرم هم باید دقیق فهم شود. بازار نفت اگر بیش از حد تحت فشار قرار گیرد، به‌دنبال سازوکارهای جایگزین، افزایش ذخیره‌سازی، سرمایه‌گذاری در خطوط لوله و تنوع‌بخشی شدیدتر می‌رود. بنابراین ارزش هرمز در استفاده یک‌باره و فرساینده نیست؛ در تبدیل آن به ابزار چانه‌زنی، تنظیم ریسک و ساختن نظم جدید عبور انرژی است.

درباره نویسنده

تحریریه چارسو

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما