چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

چرا ینبع عربستان در لیست اهداف پاسخ است؟

چرا ینبع عربستان در لیست اهداف پاسخ است؟

یکی از زیرساخت‌های قرار گرفته شده در لیست اهداف ایران در پاسخ به حمله احتمالی، مجموعه ینبع عربستان است. اما این زیرساخت چه جایگاه اقتصادی دارد و چرا مورد نظر ایران است؟

- اندازه متن +

مجتمع ینبع چه جایگاهی در اقتصاد انرژی عربستان دارد؟

مجتمع ینبع در ساحل دریای سرخ، یکی از مهم‌ترین دارایی‌های انرژی عربستان در خارج از خلیج فارس است. اهمیت این منطقه از آنجاست که عربستان بخش بزرگی از نفت خود را در شرق کشور تولید می‌کند، اما برای کاهش وابستگی به تنگه هرمز، آن را از طریق خط لوله شرق به غرب به ساحل غربی و بندر ینبع منتقل می‌کند. بنابراین ینبع فقط یک پایانه صادراتی نیست؛ انتهای راهبردی‌ترین مسیر دورزدن هرمز برای عربستان است.

عدد اصلی این مسیر، ظرفیت خط لوله شرق به غرب است. طبق اعلام رسمی وزارت انرژی عربستان، ظرفیت کامل پمپاژ این خط حدود ۷ میلیون بشکه در روز است. این خط از میادین و مراکز نفتی شرق عربستان شروع می‌شود و نفت را به ساحل دریای سرخ می‌رساند. در وضعیت عادی، بخش بزرگی از صادرات سعودی از خلیج فارس انجام می‌شود، اما در دوره فشار بر هرمز، ینبع به مسیر حیاتی صادرات بدل می‌شود.

از نظر صادراتی نیز ینبع وزن ویژه‌ای دارد. گزارش‌های اخیر نشان داده‌اند که عربستان در دوره اختلال هرمز، صادرات خود را به سمت دریای سرخ و ینبع منتقل کرده و ظرفیت بارگیری این بندر در سطح چند میلیون بشکه در روز اهمیت پیدا کرده است. حتی برخی برآوردها از ظرفیت بارگیری حدود ۵ میلیون بشکه در روز در ینبع سخن گفته‌اند. این یعنی ینبع برای ریاض فقط یک پشتیبان نیست؛ در زمان بحران، می‌تواند به مسیر اصلی صادرات تبدیل شود.

ینبع از نظر پالایشی نیز جایگاه مهمی دارد. در این منطقه دو پالایشگاه بزرگ قرار دارد: یاسرف و سامرف. پالایشگاه یاسرف، سرمایه‌گذاری مشترک آرامکو و ساینوپک، ظرفیت پالایش ۴۰۰ هزار بشکه در روز نفت خام سنگین عربی را دارد و روزانه بیش از ۱۳.۵ میلیون گالن سوخت حمل‌ونقل پاک و فرآورده‌های با ارزش تولید می‌کند. پالایشگاه سامرف نیز با مشارکت آرامکو و اکسون‌موبیل، ظرفیت فرآورش بیش از ۴۰۰ هزار بشکه در روز نفت خام را دارد و محصولاتی مانند دیزل، سوخت دریایی، پروپان و گوگرد تولید می‌کند.

این یعنی ینبع هم پایانه صادرات نفت خام است، هم مرکز پالایش و تولید فرآورده. مجموع ظرفیت پالایشی یاسرف و سامرف به حدود ۸۰۰ هزار بشکه در روز می‌رسد. چنین ظرفیتی برای عربستان مهم است، چون بخشی از نفت خام را در داخل به فرآورده‌هایی با ارزش افزوده بالاتر تبدیل می‌کند و هم‌زمان سوخت مورد نیاز بازار داخلی و صادرات فرآورده را تقویت می‌کند.

ینبع همچنین از نظر جغرافیایی، جایگاه خاصی دارد. قرار گرفتن در ساحل دریای سرخ، این منطقه را به کانال سوئز، خط لوله سومد، بازار مدیترانه و مسیرهای صادراتی اروپا نزدیک‌تر می‌کند. وقتی تنگه هرمز تحت فشار قرار می‌گیرد، عربستان تلاش می‌کند نفت را از شرق به غرب منتقل کند و از مسیر دریای سرخ به بازار برساند. ینبع نقطه اصلی این جابه‌جایی است. بنابراین اگر هرمز نقطه فشار بر عربستان باشد، ینبع نقطه تلاش ریاض برای فرار از آن فشار است.

مجتمع ینبع در معادله ژئواکونومیک چه نقشی دارد؟

قدرت نفتی عربستان فقط به تولید نفت در غوار، خریص یا منیفه وابسته نیست؛ به توان رساندن این نفت به بازار هم وابسته است. اگر نفت تولید شود اما مسیر صادراتی امن و کافی وجود نداشته باشد، تولید به درآمد تبدیل نمی‌شود. ینبع در اینجا نقش تبدیل‌کننده دارد: نفت شرق عربستان را به صادرات از غرب تبدیل می‌کند.

این نقش در شرایط جنگی مهم‌تر می‌شود. وقتی هرمز در معرض فشار قرار می‌گیرد، عربستان می‌خواهد نشان دهد که هنوز می‌تواند بخش بزرگی از نفت خود را از مسیر جایگزین صادر کند. خط لوله شرق به غرب و بندر ینبع برای همین طراحی شده‌اند. اما مشکل اینجاست که این مسیر جایگزین، خودش به دریای سرخ، باب‌المندب، سوئز و امنیت یمن وابسته است. اگر باب‌المندب ناامن شود یا کشتی‌های مرتبط با سعودی در دریای سرخ در معرض ریسک قرار گیرند، ینبع دیگر یک راه‌حل کامل نیست؛ به گلوگاه دوم تبدیل می‌شود.

از این منظر، ینبع مرکز «راهبرد دوم» عربستان است. راهبرد اول، صادرات از خلیج فارس و عبور از هرمز است. راهبرد دوم، انتقال نفت از شرق به غرب و صادرات از دریای سرخ است. اگر هر دو مسیر هم‌زمان تحت فشار قرار گیرند، عربستان با مسئله‌ای بسیار فراتر از کاهش موقت صادرات روبه‌رو می‌شود. آن‌وقت ریاض نه فقط باید تولید را مدیریت کند، بلکه باید برای فروش، بیمه، حمل، مسیر، پالایش و اعتماد مشتریان نیز راه‌حل پیدا کند.

ینبع همچنین برای اعتبار آرامکو مهم است. آرامکو خود را تأمین‌کننده قابل اتکای انرژی جهان معرفی می‌کند. این اعتبار زمانی حفظ می‌شود که حتی در دوره بحران، بتواند به مشتریان آسیایی و اروپایی نفت تحویل دهد. اگر ینبع فعال باشد، آرامکو می‌تواند بخشی از فشار هرمز را جبران کند. اگر ینبع مختل شود، پیام بازار این است که حتی مسیر جایگزین سعودی هم امن نیست.

خروج مجتمع ینبع از مدار چه پیامدی دارد؟

اگر در سناریوی جنگ زیرساختی، مجتمع ینبع دچار اختلال جدی شود، نخستین پیامد آن تضعیف مسیر جایگزین عربستان برای دور زدن هرمز است. خط لوله شرق به غرب ممکن است بتواند میلیون‌ها بشکه نفت را به ساحل غربی برساند، اما اگر پایانه‌های ینبع، زیرساخت بارگیری یا پالایشگاه‌های آن دچار اختلال شوند، نفت رسیده به غرب به‌سادگی به درآمد صادراتی تبدیل نمی‌شود. در این حالت، مشکل از «تولید» به «خروج از کشور» منتقل می‌شود.

پیامد دوم، کاهش توان صادراتی عربستان از دریای سرخ است. اگر ظرفیت بارگیری چند میلیون بشکه‌ای ینبع محدود شود، عربستان ناچار می‌شود یا بخشی از نفت را در شرق نگه دارد، یا دوباره به مسیر خلیج فارس و هرمز فشار بیاورد، یا از مسیرهای پیچیده‌تر و پرهزینه‌تر مثل سومد، سوئز یا ذخیره‌سازی اضطراری استفاده کند. هر کدام از این مسیرها هزینه، زمان و ریسک بیشتری دارند.

پیامد سوم، فشار بر پالایش و فرآورده است. یاسرف و سامرف مجموعاً حدود ۸۰۰ هزار بشکه در روز ظرفیت پالایشی دارند. اختلال در این دو پالایشگاه فقط به معنای کاهش مصرف نفت خام نیست؛ به معنای کاهش تولید دیزل، بنزین، سوخت حمل‌ونقل، سوخت دریایی، پروپان، گوگرد و سایر فرآورده‌هاست. در بازار جنگی، فرآورده گاهی از نفت خام حساس‌تر است، چون مستقیماً به حمل‌ونقل، برق، صنعت، کشاورزی و لجستیک وصل می‌شود.

پیامد چهارم، کاهش درآمد روزانه است. اگر فقط ظرفیت پالایشی ۸۰۰ هزار بشکه‌ای ینبع را مبنا بگیریم، در قیمت ۸۰ دلار برای هر بشکه، ارزش خوراک روزانه آن حدود ۶۴ میلیون دلار است. در قیمت ۱۰۰ دلار، این عدد به ۸۰ میلیون دلار در روز می‌رسد. اما ارزش اقتصادی واقعی بیشتر از این است؛ چون خروجی پالایشگاه‌ها فرآورده‌هایی با ارزش افزوده بالاتر است و اختلال در آن‌ها به صادرات فرآورده، درآمد پایین‌دستی و قراردادهای تجاری ضربه می‌زند.

پیامد پنجم، افزایش ریسک بیمه و کشتیرانی در دریای سرخ است. ینبع در دوره بحران هرمز باید محل اطمینان بازار باشد. اگر همین نقطه در معرض ریسک قرار گیرد، بیمه‌گرها و شرکت‌های کشتیرانی فقط یک بندر را قیمت‌گذاری نمی‌کنند؛ کل مسیر دریای سرخ، باب‌المندب، سوئز و صادرات سعودی از غرب را پرریسک‌تر می‌بینند. نتیجه می‌تواند افزایش هزینه حمل، تأخیر در بارگیری، کمبود نفتکش آماده و تغییر مسیر محموله‌ها باشد.

پیامد ششم، ضربه به جایگاه عربستان در بازار جهانی نفت است. عربستان زمانی می‌تواند نقش تنظیم‌گر بازار را بازی کند که هم تولید داشته باشد، هم مسیر صادرات. غوار و خریص تولید می‌سازند؛ ینبع امکان خروج از بحران هرمز را فراهم می‌کند. اگر ینبع مختل شود، ریاض حتی با داشتن نفت، برای رساندن آن به بازار محدود می‌شود. این یعنی کاهش قدرت چانه‌زنی عربستان در اوپک‌پلاس و افزایش حساسیت بازار به هر خبر امنیتی از دریای سرخ.

درباره نویسنده

سید مجتبی هاشمی

سیدمجتبی هاشمی دانش‌آموخته اقتصاد نظری از دانشگاه علامه طباطبایی، سردبیر چارسو اقتصاد و متمرکز بر دو حوزه پژوهشی تجارت و تعارض منافع است.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما